تاریخ درج خبر : 1393/12/05
کد خبر : ۴۵۷۳۵۷
+ تغییر اندازه نوشته -

«کنسرت موسیقی به مثابه کلینیک روان‌درمانی»

سایت استان: حسین خلیلی

خلاصه:
هنر، به تعبیر فروید، عقده گشاست. عقده(complex) در نهاد(id) هر انسانی وجود دارد و شامل گره های روانی در ناخودآگاه فرد می باشد. ریشه ی کمپلکس ها در دوره ی کودکی و رشد نوجوانی فرد قرار داشته و با نسبت های مختلفی در دوران جوانی و بالاتر، ظهور و بروز می یابند‌. به زعم فروید، عقده ها بنا بر مسیری که در آن جریان می یابند، تفاوت ظاهری خواهند داشت. گاه، کمپلکس هایی از نوع خشم و هیجان های منفی، که ریشه در کمبودها یا سرکوب های تربیتی و محیطی دوران کودکی فرد دارند، در دوران بزرگسالی بروز پیدا کرده و با انسانی آنارشیست یا دیکتاتور یا جنایتکار و یا بیمار( روانی) مواجه هستیم. فروید اعتقاد دارد که هنر در رابطه با این مساله مانند فیلتر عمل می کند. این فیلتر قابلیت «تصعید» و پالایش روانی دارد. به عبارت دیگر، هنر می تواند پتانسیل هبجانات منفی را تبدیل به زیبایی کند. یعنی تبدیل قطب منفی به مثبت توسط جادوی هنر.
ریشه ی تصعید فرویدی را می توان در « کاتارسیس» ارسطویی جستجو کرد. ارسطو بیان می دارد که مواجهه ی هنری باعث می شود که مخاطب به نوعی همذات پنداری( یا همزاد پنداری) برسد و بتواند خود را ابراز( بیان) کند. این ابراز، ابزاری است برای رهایی از کمپلکس ها و رسیدن به آرامش.
موسیقی، در این میان و باتوجه به روانکاوی فروید، دارای قدرت تصعید فوق العاده ای است. مخاطب مخصوصا وقتی به تماشای کنسرت می رود، به جایگاهی درمانی وارد می شود. جایگاهی که در واقع یک کلینیک پیشرفته ی رواندرمانی است. در این کلینیک، اجراکنندگان در مقام رواندرمانگر بالینی هستند. فرد، خود را در این جایگاه بیان می دارد و به رهایی می رسد. این رهایی، رهایی از تنیدگی های روانی است. به اصطلاح، فرد خود را تخلیه می کند. این تخلیه، همان تصعید است. همان تبدیل سازی از منفی به مثبت است.
در این فرایند، عامل لذت، بسیار قابل تامل است. لذت، مهترین پارامتر انگیزشی و تجربه ای در مصرف هنری است. به بیانی دیگر، پارامتر لذت، چاشنی تصعید فرویدی است…
براین اساس، موسیقی( هنر) را باید جدی تر گرفت. روی سخن با همگان است. از متولیان و مسئولین گرفته تا عموم مردم و خود هنرمندان. دیگر زمان آن فرارسیده است که نقش هنر را از لذت بخشی تفریحی و فراغتی، بسیار فراتر بدانیم…
امروزه، هنر به خصوص در جوامع توسعه یافته دارای نقش تربیتی، درمانی، فرهنگی، اجتماعی و رسانه ای است.این نقش در آن جوامع، بسیار « جدی» است. سیاستگذاران های فرهنگی در آنجا به این جدیدت اهتمام می ورزند.
متاسفانه در کشور ما، همانند بسیاری زمینه های دیگر، از سوی متولیان امر به اهمیت کارکردی هنر و مصرف هنری، توجه نمی شود. این یک آسیب بزرگ است. بزرگی این آسیب بنیادی را باید دریافت….
مطالب یادشده، تنها مقدمه ای است بر گفتارهایی مفصل که می توان در اهمیت هنر ساختار تربیتی و درمانی جامعه مطرح کرد. امید است که در آینده ای نزدیک، شاهد نضج مطالعات روانشناختی هنر در کشور باشیم.

منابع:
خلیلی، حسین(۱۳۹۳). پایان نامه ی کارشناسی ارشد پژوهش هنر- اقتصاد هنر، دانشگاه امام رضا مشهد.
خلیلی، حسین(۱۳۹۰). پایان نامه کارشناسی روان شناسی عمومی.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208