تاریخ درج خبر : 1393/12/10
کد خبر : ۴۵۹۵۲۵
+ تغییر اندازه نوشته -

برد – باخت، مبنای سیاست داخلی!

سایت استان: محمدعلی وکیلی

تئوری بازی ها نظریه ای است برای تحلیل و پیش بینی رفتار بازیگران بر اساس مفهوم عقلانیت و منفعت. بر اساس این تئوری، فرض می‌شود که تصمیمات بازیگران عقلانی است و هر کدام تلاش می‌کنند گزینه ای را انتخاب نمایند که حداکثر منفعت را به دنبال داشته باشد.
مطابق نظریه بازی ها حداقل اهداف مشترک کافی است تا معادله بین دو طرف بازی با حاصل جمع غیر صفر باشد. در این نوع بازی، برد یک طرف، باخت طرف مقابل محسوب نمی‌شود. مثل کیکی که به نسبت های مختلف قرار است میان رقبا و بازیگران تقسیم شود.
بر عکس در بازی با جمع صفر، برد یکی معادل باخت دیگری است. به عبارتی تمام کیک سهم یکی از رقباست و سایرین از آن محروم می‌شوند. این نظریه بر این اصل در روابط بین‌الملل اشاره دارد که واقعیت قدرت در صحنه بین‌الملل امکان رسیدن دولت ها به منافع مطلق را محال نموده است و نظام بین‌الملل صحنه تـــوزیـــع نسبـــــی منافع دولت هاست. کیک منافع در نظام بین‌الملل به صورت کامل نصیب یک طرف نمی‌شود بلکه هر کشوری متناسب با واقعیت های حاکم سهمی از آن خواهند برد. امروزه به رغم ادعای جهان تک قطبی و ابر قدرتی آمریکا، راهبرد کشورها حول بازی برد-برد رقم می‌خورد.
انتخاب گزینه برد-برد تاکنون موجب جلوگیری از وقوع جنگ های خانمانسوز گردیده است. جنگ های بزرگ محصول استراتژی بازی برد-باخت بوده اند. عقلانیت قرن بیست و یکم حاکمیت بازی برد–برد را در مناسبات تشدید نموده است. بحران هسته ای ایران به مدد بازی برد-برد مهار شده است و تلاش برای به سرانجام رساندن آن ادامه دارد. منطق برد-برد موجب گردید تا ایران انقلابی و آمریکای جهانخوار دور یک میز بنشینند و پیرامون موضوعات مشترک به هم اندیشی بپردازند.
مطابق همین گزینه این دو کشور قدرتمند هم اکنـــون در موضوع داعش به منافع مشترک رسیده اند و راهبرد مشترک در برخورد با آن را برگزیده اند. جنگ ویرانگر عراق علیه ایران با اتخاذ گزینه برد-برد پایان یافت و دو طرف دور یک میز نشستند و پایان جنگ را اعلام داشتند.
همه عقلای کشورها گزینه برد-برد در مناسبات بین‌الملل را برگزیده اند و آن را به صلاح صلح جهانی و تامین کننده منافع حداقلی همگان تلقی می‌کنند. اجماع جهانی نخبگان مشروعیت گزینه برد-باخت را سلب نموده و انحصار را به برد-برد داده است.
حال سوال این است که وقتی بازی برد–برد می‌تواند دشمنان واقعی را کنار هم قرار دهد و خسارت را به حداقل برساند، چطور مناسبات داخلی از چنین فرصتی محروم است؟ چرا توجه نمی‌کنند که خسارت بازی برد-باخت برای کشور جبران ناپذیر است؟ وقتی همگان از انحصار برخوردهای حذفی می‌نالند و زبان شکوه از بی تحملی و عدم بردباری در اختلافات داخلی، می‌گشایند در حقیقت ضرورت انتخاب گزینه برد-برد را فریاد می‌زنند. بازی برد-باخت تاکنون موجب حذف سرمایه های انسانی بسیاری گردیده و عقبه نظام را خالی نموده است. خسارت انتخاب این گزینه غیر قابل تخمین می‌باشد. وقتی مناسبات سیاسی حکم جام حذفی را پیدا می‌کند و حیات و ممات گروه ها در میان باشد به طور طبیعی ساحت سیاست، عصبیت، بی تحملی، و بداخلاقی خواهد شد اما اگر با آن همچون یک بازی فوتبال عادی برخورد شود که دو تیم در مستطیل سبز به سختی رقابت می‌کنند ولی بیرون زمین با هم دوست اند آنگاه فضا این چنین زمخت و خشن نخواهد بود.
با انتخاب حسن روحانی تحت گفتمان “اعتدال” امید به روی آوری گروه ها به بازی برد-برد ایجاد شد ولی نحوه برخورد زود هنگام، این امید را به محاق برد و شرایط را به همان دوران سخت برخوردها برگردانده است. وقتی می‌توان با کفار و دشمنان قسم خورده حول منافع حداقلی نشست و لبخند زد و قهوه نوش نمود، چطور با برادران دینی و هم پیمانان دیروز نمی‌توان ذیل فراگفتمان انقلاب به وحدت رسید! آیا این دوگانگی در رویکرد و وارونگی در انتخاب ها، معنایی جز انحصار طلبی و قدرت طلبی می‌دهد؟ آیا معنایش غیر از این است که گروهی بقای خود را در حذف کامل رقیب می‌جویند و بقای خود را هدف قرار داده اند و بقای نظام را فدای بقای خود کرده اند؟
واقیعت صحنه بیهوده بودن و بیراهه رفتن این انتخاب را با تمام وجود فریاد می‌زند و همگان را به انتخاب بازی برد-برد دعوت می‌کند. در شرایط کنونی هیچ کس برنده بازی برد-باخت نخواهد بود. عقلای عالم بازی برد-برد را تجویز می‌کنند.

*سرمقاله ابتکار – یکشنبه ۱۰ اسفند ۹۳

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208