تاریخ درج خبر : 1392/05/07
کد خبر : ۴۶۰۸۳
+ تغییر اندازه نوشته -

رب النوع صبر و سکوت

سایت استان: غریب واحدی پور

پس ازسال ها اولین نوشته دروبلاگ شخصی ام را حتی قبل از مشخص شدن نتیجه انتخابات اخیر وفقط با استشمام بوی گل از فضای میمون انتخاباتی ناخودآگاه با این شعر شاعر آغاز کردم که:

“باز شوق ناله ام گل کرده است / بغض چندین ساله ام گل کرده است .”

“این صدا جز انهدام ناله نیست / جز نفیر بغض چندین ساله نیست ”

لکن،خوشبختانه نتیجه انتخابات عطر گل را چنان فراگیر ومست کننده کرد که قلم بر زمین نگذاشتم ودر طی 40روز گذشته در حد توان بغض چندین ساله ام را با نوشتن یادداشت هائی فریاد زدم ودر ست در هنگامه ای که نرسیدن فیدبک دلگرم کننده از مخاطب امروز می رفت که دوباره قلم از کف بستاند ودر نیام فرو برد . در بخش نظرات یکی از نوشته هایم با عنوان “سفیران صداقت وراستی”در یکی از سایت های پرمخاطب عزیزی گمنام اینگونه نگاشته بود که: “ ما در استان نخبگان زیادی داریم که آنهارا نمیشناسیم وآقای مهندس واحد پور ازاین دسته است. قلم بدستان فرصت طلب جایی برای انسانهای دلسوز وآرمان گرا وکارشنا سان زبده نگذاشتند. امروز افرادی که موسساتی تحت عنوان نام مقدس پیامبر گرامی راه اندازی کرده اند ومدرک دیپلم به بهای ۱.۵ میلیون صادر میکنند. درحالیکه موئسسه مزبور پسرانه است . وبرای ششصد یابیشتر دختر مدرک دیپلم صادر میکند وهیچ کس هم جوابگو نیست تنها به پشتوانه برادرش آقای د…… که رئیس هیئتهای موئتلفه استان ومدتی هم مدیر کل آموزش وپرورش بود. آنوقت آقای د….. علیه آقای رفسنجانی هم مطلب مینویسد. تادیروز منافعش نزد آقای رفسنجانی بود . وبعد احمدی نژاد خدامیداند. فردا چه رنگی عوض کند. ودر این استان کسی را کک هم نمی گزد. وحرفی نمی زند “

وهمین نوشته بود که دوباره به تأسی از مولایم ودر ایامی که بیش از هر زمانی نام ویاد علی می تواند مسکن درد هائی از جنس دردهای جانسوز ذکر شده در این اظهار نظر باشد .دوات قلمم را به غلیان واداشت ولذا باز شقشثیه ام گل کرد .وخواب و خوراک وآرام وقرار از من ربود که بنویسم ای عزیز: – واحدی پور که به لطف حق عمری یافته تا امروزمفتخر به شنوندگی شما گردد هیچ گاه ادعای نخبه بودن نداشته و ندارد .امامفتخر به شاگردی نخبه ها بوده وجوهر اندیشه وتفکرش را از عزیزی گرفته که از مبارزان استوار دوران ستم شاهی برای استقرار جمهوری اسلامی بود وپس از پیروزی انقلاب هم برای دوام وبقای انقلابش مبارزه با عوامل تهدید کننده آن را هرگز رها نکرد.وبه همین علت، درست ربع قرن قبل که بسیاری از مدعیان دوران خوشی ناشی از بی خبری را سپری می کردند. او روزی را می دیدکه عده ای با انگیزه گریز از شفافیت ودر ادعا بنام دین وملت ولی درواقع غافل از این دو ،سیستم کنترل وبرنانه ریزی را برای فرارازحسابرسی وردیابی فلج می کنند.وبرای مبارزه با شفافیت شمشیر از رو می بندند . وچه تصادف عجیبی که اسلاف قماشی که متأسفانه سنگ بنای سوء استفاده از مقدسات برای جلوگیری از” شفاف شدن امور وسد راه صیاد ی خود ازآب گل آلود ” را گذاشته بودند .قصه پر غصه تاریخ نخبه کشی راکلید زدند وبه انواع برچسب ها متهمش کردند تا جائیکه او برای دفاع از خوددر نطق انتخاباتی اش مجبور شد که فریاد برآورد”… مرا که روزی دفاع از مقدسات مرد می خواست واز اینرو،مردانه و یک تنه در حسینیه اعظم اهواز ودر مقابل سمبل طاغوت از مظلومیت اهل بیت گفتم وبرای حفظ ریش بعنوان مظهر مسلمانی ام غرور جوانی ودرجه افسری ام را با سرباز صفری وخادمی مسجد معامله کردم.امروز تازه به دوران رسیده ها متهم به بی دینی و…می کنند. وبا بغضی اندوهگین که اشک از دیده گان بسیاری ازحق طلبان ازجمله اینجانب سرازیر کرد .ادامه داد که “علی اکنون تو را می شناسم که خلق زمانه ات پس از شنیدن خبر شهادتت در مسجد با تعجب می پرسیدند .مگر علی هم نماز می خواند.” وای عزیز،اینکه فرموده ای ” قلم بدستان فرصت طلب جایی برای انسانهای دلسوز وآرمان گرا وکارشنا سان زبده نگذاشتند…”دوباره آن اشک وحس ربع قرن قبل را در من زنده کرد . زیرا دلسوزان وآرمانگرایان امروز که می بینند مدعیان ودایه های مهربان تر از مادر و آنانکه عده زیادی از آنان نه نخبه در درک مشکلات ودردهای ملت بلکه در واقع نخبه در شناسائی خواسته ها وتمایلات عده ای خاص و برآورده ساختن آنها هستند.برای تصاحب پست های دولتی حتی خیلی مانده به تعیین شاه کلید ها خیز برداشته وقشون کشی کرده وترفندها آغاز کرده اند. چون سکوت معنا دار از علی آموخته اند وهمچون همیشه باز نمی خواهند با رانت خواری از تفکر واندیشه آن را نحیف وضربه پذیر سازند بلکه برعکس اراده کرده ا ند که با عملکرد شفاف و آرمانی خود فکر واندیشه از رانت آنان بهره گرفته وفربه گردد . ولذا با خود می گویند که اگر قرار است نوزاد دوباره جان گرفته ،فکر واندیشه اعتدال واصلاح طلبی دوام وبقا داشته باشد .مدافعان واقعی اسم رمز یعنی “عدم سهم خواهی “را هرگزاز یاد نخواهند برد .ودگر باره سکوت را تجربه می کنند . -وای عزیزدر هم دردی باتو وملتم درذکر ماجرائی که دل دردمندان را به درد می آورد من نیز این قصه راکه بی مناسبت با این بحث نیست بازگو کنم “که تکه کلام همکار مرحومم که در وجدان کاری ودلسوزی ودین داری اگر نگویم بی نظیر می توانم به ضرس قاطع بگویم کم نظیر بود ودر حالیکه برادر شهید هم بود تا هنگام مرگش متوجه نشدیم .همواره این بود که “..ای آقا دین ما ویروسی شده و..”وهنگامی که با اصرار زیادم مجبور به بیان دردش شد.رنجنامه اینگونه آغاز کرد که”..دخترم با معدل عالی در رشته …تنها قبولی برای یک نفر در شهرمحروم …بود که صاحب منصبی با اعمال نفوذ سهمیه را به دخترش که ناپلئونی مدرک گرفته بود اختصاص داد ودر کمتر از یکسال نیز بجای ادامه خدمت در دیاری که با سهمیه وبرای خدمت در آنجا استخدام شده بود باز با اعمال نفوذ منطقه را ترک وبه شهری آباد وپر رونق نقل مکان کرد .ومن اگر نگویم شرمنده مردمی شدم که از حق مسلم خود برای برخورداری از یک متخصص توانمند وبا صلاحیت محروم شدند حداقل شرمنده دختر وخانواده شدم که بجز سکوت کاری از من ساخته نبود ..” وبگذار که بگذاریم وبگذریم که همین درد عاقبت جانش را گرفت وبازمرا که در غم هائی که دیگران می گریندکم می گریم. زیرا آنها را غم نمی دانم با این غم خود به گریه انداخت . تا اینکه روزی از یکی از همکاران شنیدم که می گفت “پسرم در امتحان کلاس ششم برای مدرسه شاهد که رقابت برای پذیرش 120نفر از میان حداکثر200نفربودوطبق گفته خودش برای اولین بارو با اصراردوستش مجبور به تقلب و ارائه جواب صحیح حداکثر3سوال شده بود . برای مدت هاعذاب وجدان آرام وقرار از اوسلب کرده بود ومرتب برای توجیه و آرام کردن خود به من می گفت “بابا ،خودش بچه زرنگی است وفکر کنم کمک من تأثیری در قبولی او ودر نتیجه ضایع کردن حق دیگران نداشته است .”،” وبا خود گفتم ای کاش از بچه ها می آموختیم و برای دفاع از دین وارزش ها وجذب نسلی که از تبعیض و حق کشی رنج می برد با حساس کردن وجدان هایمان بجای شعار در عمل مدافع دین ومقدسات بودیم . باشد که در دولت تدبیر، امید به رفع تبعیض ونخبه کشی و…در نسل تشنه عدالت وشفافیت احیا گردد .

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    سلام
    لطفا یه بیو گرافی از مهندس بگید.

  • غریبه ای درغربت می‌گه:

    باسلام .مهندس جان مقاله ات راخواندم آرزوی موفقیت وسربلندی برای شما رادردولت امید دارم.(کشاورز-بندرلنگه)

  • میر مصطفی-شیراز می‌گه:

    مهندس جان با نوشته هایت دوباره
    دلمان هوای خواندن مجدد نوشته های دکتر شریعتی را کرده.

200x208
200x208