تاریخ درج خبر : 1393/12/18
کد خبر : ۴۶۳۲۱۹
+ تغییر اندازه نوشته -

«مصدق شخصیتی مناسبتی نیست»

سایت استان: محمدحسن علیپور

اکنون که سال‌هایی چند از دوره فعالیت‌ها و مبارزات سیاسی و نخست وزیری محمد مصدق گذشته است، در باره این دوره و فعالیت‌ها و عملکرد او زیاد سخن گفته و نوشته می‌شود. آن چه روشن است این است که این گفته‌ها مناسبتی نیست. یعنی مصدق شخصیتی خوابیده در تاریخ سیاسی ایران نیست که در سال یک بار به مناسبت درگذشت او مراسمی رسمی و دولتی برگزار شود و به این مناسبت که در دوره‌ای از تاریخ حساس سیاسی ایران نخست وزیر بوده است از او یادی شود یا در مطبوعات و رادیو تلویزیون و رسانه های دیگر یادمانی برای او برگزار و یا چاپ و منتشر شود.
مصدق شخصیتی چند وجهی است که در تاریخ معاصر ایران هنوز هم ورای شخصیت های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دیده می‌شود و در آینده‌های دور هم این جایگاه را برای خود حفظ خواهد کرد. این در شرایطی است که بر خلاف برخی شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی معاصر، موانع رسمی و غیر رسمی برای بررسی و ارزیابی عملکرد او و بیان انتقادهای تند و مهم از وی وجود ندارد. طیف‌های متفاوتی که در سویه‌های فکری مختلف جامعه قرار دارند، هم از مصدق تعریف کرده و از عملکرد او دفاع می‌کنند، اگر چه انتشار این نوع نگرش‌ها محدود به نشریات و کتاب‌هایی است که فراگیری رسانه‌ای مثل رادیو و یا تلویزیون را ندارد و هم نقدهای رادیکال. در این طیف‌بندی هم مخالفان سنتی و کلیشه‌ای مصدق هستند با امکانات رسانه‌ای و تریبون‌های سنتی و مدرن، یعنی مساجد، منبرها، آیین های مداحی و رادیو تلویزیون و… . و هم منتقدان روشنفکر او، البته با گستره رسانه‌ای محدودتر.
روشنفکران با گرایش‌های فکری و سیاسی چپ یا راست و یا میانه از این آزادی عمل برخوردار هستند و همین‌طور روزنامه نگاران و نویسندگان هیچ گونه مانعی عرفی و رسمی برای نقد و ارزیابی شخصیت و عملکرد مصدق و دوره نخست‌وزیری او ندارند. روحانیت و جریان‌های فکری و فقهی متمایل به آن هم که پس از پیروزی انقلاب ۵۷، بر پایه نگرش‌های آنها چارچوب‌هایی برای آزادی بیان در قالب قوانین رسمی کشور و همین طور حدود شرعی – دینی وضع شد، برای آنها مصدق جزو اولین افراد و شخصیت‌های سیاسی است که برای نقد و ارزیابی در دسترس کامل است، بدون هیچ ملاحظه‌ای و بدون هیچ محدودیتی.
شاید یک علت آن این مساله است که مصدق در دوره‌ای که در مجلس بود و همین طور دوره‌ای که نخست‌وزیر بود، احزاب، طیف‌های سیاسی، روشنفکری و البته روحانیت به علت فکر و منش و عملکرد سیاسی او مواجهه‌های مختلفی با او داشته اند و او هم همین طور. اما در تاریخ معاصر ایران کمتر شخصیتی دیده می‌شود که این گونه امکان حرف زدن و سخن گفتن به صورت آزاد و در عرصه عمومی در باره او امکان پذیر باشد. شخصیت‌هایی هستند که منشاء تحولات و دگرگونی‌های مهمی در تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران بوده‌اند؛ هم قبل از مصدق و هم بعد از مصدق می‌توان از این شخصیت‌ها نام برد. اما همان‌طور که اشاره شد در باره برخی از آنها موانع و محدودیت‌های رسمی امکان نقد و ارزیابی نگرش‌ها و عملکرد آنها را نمی‌دهد. حتی دیده می‌شود که با قرار دادن آنها در هاله‌ای از تقدس، مانع از در معرض نقد و ارزیابی قرار گرفتن می‌شوند و در نتیجه به یک روایت یک سویه از آنها اکتفا می‌شود.
بخشی از این مشکل به ساختارهای بسته در طی سال‌ها باز می‌گردد. باید پذیرفت که در تاریخ سیاسی معاصر ایران همواره این قالب‌های ناموزون با تحولات مدنی و دموکراسی خواهانه دنیای نو بازتولید شده است.
این تعارض و دوگانگی هم در مطبوعات و رسانه‌های داخلی در مورد نقد و ارزیابی عملکرد شخصیت‌های فکری و سیاسی معاصر که با جریان‌های نوگرا و روشنفکری هم‌سو هستند، به صورت پر رنگ دیده می‌شود. به همان میزان که در باره مصدق و رفتارهای اشتباه او گفته شده و مقالات و مصاحبه‌ها و اظهار نظرهایی منتشر می‌شود، یا در باره مصدق و رفتارهای درست او، اما شخصیت‌هایی تاثیرگذار در تاریخ معاصر ایران هستند، که همین نشریات فقط درباره سیاست‌ها و رفتارهای درست آنها می‌نویسند. این نوشته‌ها و مقالات و مصاحبه‌ها از یک نظر وجه تبلیغی و ترویجی هم پیدا می‌کنند.
می‌توان در باره دوره‌ای از تاریخ سیاسی مصدق که به ملی شدن نفت منجر شد یا دوره نخست‌وزیری او یا در باره مواجهه او با محمدرضا شاه یا انحلال مجلس و این که اشتباهات او و یا نقاط ضعف او چه چیزهایی بوده و کارهای درست و نقاط مثبت او چه چیزهایی بوده، داوری کرد و بر اساس اسناد تاریخی و برداشت‌ها و گرایش‌های فکری و سیاسی به عنوان مخالف و یا موافق او سخن گفت. همان طور که این تفاوت در داوری‌ها در باره او تا به امروز وجود دارد. دلیل این موضوع روشن است، چون همانند هر فرد دیگری که در قدرت قرار می‌گیرد، دارای نقاط ضعف و یا نقاط قوت است. و البته شخصیت تاریخی مصدق و اثرگذاری پیوسته سیاست‌ها، برنامه‌ها و رفتارهای او در سرنوشت جامعه ما این انتظار را ایجاد می‌کند که همچنان در معرض نقد و داوری باشد. در این بین نکته مهم این است که مصدق از چه زاویه دیدی نگریسته شود. و بر پایه کدام نگرش و اندیشه مخالفان و یا طرفداران او یعنی چپ‌گراها، سلطنت‌خواهان، ملی‌گراها، روحانیت و… ‌این موضوع بررسی شود.
اما یک مساله و به عبارتی پرسش اصلی این نوشته این است که چگونه می‌توان از چنین تجربه‌ای به عنوان یک سرمایه اجتماعی برای ورود به دیگر موضوعات مهم و دموکراسی‌خواهانه و همین‌طور رفتار شناسی دیگر شخصیت‌های اثرگذار معاصر استفاده کرد و از این رهگذر به مسائل و مشکلات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی امروز جامعه پرداخت و بر پایه این آسیب‌شناسی، راهکارهایی را برون رفت از بن بست‌های موجود مورد توجه قرار داد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    نویسنده محترم جرقه های انقلاب ازطرف دکترمصدق زده شدحیف نیست کسی مثل تودرباره مصدق اظهارنظرکند درباره مصدق بیشترمطالعه کن تابدانی مصدق کیست مگه دیگران به جز امام که استثنابود چه کارکردند

  • مهمان می‌گه:

    با تشکر از نویسنده، بخش عمده ای از قضاوت ها در مورد مصدق و اینکه ایشان شخصیتی بسیار برجسته بوده از نظر اینجانب چندان درست نیست. ایشان یک فردی متوسط بود که با عملکرد خودش نشان داد که تمایل زیادی به چپ دارد و بیشتر دوست داشت که قهرمان نمائی کند. و عملکرد او بیشتر شعاری بود. و اگر می ماند نتیجه اش حکومت چپ ها و کمونیست ها بر ایران و سرنوشتی به مانند افغانستان بعد از ظاهرشاه می شد.

  • لیزه می‌گه:

    همانطوریکه می دانیم دکتر مصدق اشراف زاده و نیز از نوادگان قاجار بود و مثل هر شخصیت مطرح در تاریخ معاصر ایران دارای نقاط ضعف و نقاط قوت بسیار بوده است که به اعتقاد من یکی از مهمترین دلایلی که باعث شد مخصوصا با رضاشاه و فرزندش اختلاف پیدا کند نه برای مردم ایران که برای شهرت و انتقام جویی بوده است …

  • امیرحسین عزیزی می‌گه:

    تشکر از نوشتار پر مغز تان.شما همان علیپور امید جوان هستید؟

200x208
200x208