تاریخ درج خبر : 1392/05/08
کد خبر : ۴۶۶۸۴
+ تغییر اندازه نوشته -

علی (ع) / شعری از مجید تقی زاده

*علی (ع) / شعری از مجید تقی زاده

روی دسـت کـوفه پـرپـر یاس را…

نعش در خـون خفته ی احساس را…

کوفه را چون گشته است امشب خدا

کیسـت می ســوزد میـان تب خدا

کـوفـه این فرق دوتا ازآن کیست

هسـت خورشید دوپاره یاعلی است

کیست ایـن مـجروح گشته رستگار

باده بـوداین یا که تیغ زهردار

وای ایـن سرو خوش افتاده کیست

وای ایـن مسـت بدون باده کیست

صـاحـب ایـن دستهـای سـردکیست

کیست این مسـت میــان درد کیست

وایتان این یاس که اینک پرپراست

« ثـُمّ اِنشـأنـاهُ خَلقـاٌآخر» است

ـ

کـوفـه امشب بوی طغیان می دهد

صبـح در چنـگال شب جان می دهد

کـی یتیمـان را دگر نان می دهد

کـوفـه امشب بوی نسیان می دهد

کـوفـه پشـت عشـق خالی می کند

کـوفـه میـل خشــکسالی می کند

کـوفـه تنهـا مـی گـذارد شیر را

می سپارد جـاده ی تقـدیــر را

کوفه ایـن رسـم جوانـمردی نبود

پاسـخ ایـن دستـها ســردی نبود

کوفه ایـن بـازوی بـازحیدراست

فاتـح دروازه هــای خیبــراست

وای این افتـاده درخون یا کریم

هسـت خورشید « صراط المستقیــم»

کـوفه درخنـدق تمام دین که بود

کوفه خوش آوازه درصفین که بود

کـوفـه این انگشتهای سربه زیر

یـادگـاری سبـز بـودند ازغـدیر

گــوش کـن تا بشنـوی صـوت جلی

« هر کـه مـن مـولاش مولایش علی»

وای ایـن انگشتهـای بیـقـــرار

چنــگ مـی زد بـر دوتار ذوالفقار

گفته حق درشأن کی«…هُم راکِعون»

غیـرازایـن انگشتـهای غـرق خون

می کنـی بـاور که عالم مشتری است

بهـرانگشـــتی که بی انگشتری است؟

وا چــه رازی دارداین انگشت او

وا چــه بنهفته میـان مشــت او

کـوفه این انگشت که خشکیده است

در نـمـاز انگشتــری بخشیده است

کوفیـان امشـب شقایــق می کشند

وایشــان قـرآن ناطــق می کشند

خیــز ای تفسیر « یُؤتون الذَکوه»

ای تـو مصــداق «یَقیمون الصَّلوه»

یـاعـلـی بـرخیــزخفتی ازچه آه…

مــانده مشـک بیـوه زنهاروی چاه

خیـزای نـاآشنــای نیمـه شـــب

بقچـه ات را پر کـن ازنان ورطب

سفـره هـای فقر ازنان خالی اند

کاسه هاشان خالی ازخوشحالی اند

خیـز مبسـوط الیـد واعجــازکن

بینـوایـان را تـوامـشب نازکن

کیـسـه رامـولا تو بـاز بـازکن

« روزاز نو روزی ازنو »ساز کن

سـایـه گستر هـان توای سرو سهی

خیـز و شــو مهمـان خوانهای تهی

میهمـان کـو میـزبـانیهـای تو

مهـربان کـو مهربانـی هـای تو

یـاس کـوآن عـطـرجان افزای تو

نیمـه شبـها کـو صـدای پای تو

خیـز ای شبــگرداز دامـان تـب

بی وفـایی ازچه کردی این دوشب

کـوچه های کوفه خلوت کرده اند

باصــدای پایـت عادت کرده اند

کـوچـه هادلگیر وشب هم تارتار

خیـز و بشـکن این سکوت مرگبار

رو بـرایتـام و دق البــاب کن

آه…شرمنده «اُولِی الاَلباب» کن

کـوچـه هـاراطی بکن ای ناشناس

رو و پـر کـن کاسه های التماس

خیــز و شهر خستهـ غرق یاس کن

چشمهـا را چشمــه ی الـماس کن

بشکن ای مــه شـام خالی بندرا

رو وقسمـت کـن گـل لبـخنـد را

خیـز وابـر تیـره راشرمنده کن

خــواب ایتـام از بهارآکنده کن

آه…نه… ناآشنا لو رفته ای

روشدآن عهدی که باشب بستـه ای

آه…نه …مولا که مشتت واشده

آب ازاخـلاص تـو رســوا شـــده

کـوفـه پیـدا کرده باغ یاس را

کـرده پیـدا خانـه ی احساس را

«…حُبَ مِسکیناً،یَتیماًوَاَسیر…»،

کوفه فهمیده که بود اما چه دیر

کـوفـه امشب مرغ حقّ ا ت می پرد

رنــگ از رخســار یاسـت می پرد

مــرغ حـق امـشب عبادت می کنی؟!

مــرغ حـق کی ترک عادت می کنی!

مــرغ حــق بـرخیز وحق آغازکن

نغمــه ی الـلــه اکبـر سازکن

مـرغ حــق بیـدار کـن صیـّادرا

نغمـه کـن هـرچه که بادابادرا

برگـو ای سـاقـی تعلل تابه کی

« صَــدَقوا ماعاهَدوالله عَلَــیه »

مــرغ حــق برخیز که آخر حجتی

بـرگـو « اَتـمَمتُ عَلَیکَ نِعمَتی »

« ذَرَّهَالمِثقال » کــردن تاـبه کی

دردهـا را چــال کـردن تابه کی

تـا بـه کـی باچاه کردن درد دل

با سـرشـک گــرم شستـن گـرد دل

وای این زهراست؟ نه نه ساغراست

آه…نــه « هذادَواءٌآخــر »است

درمیـان شعـله هــا سـردش نگـر

«نَفـسَهُ اَصلَب مِنَ الصَّلد» اش نـگر

شعــله زن آتش که آخــرمرحـمـی

تا بـه کـی تنها دریغا هـمـدمی

هـمدمـش درکـوفه چاهی بیش نیست

سهـم اواز کوفه زخـمی بیش نیست

کـوفـه جزگرگی به رنگ میش نیست

کـوفـه امشـب روسیاهی بیش نیست

کـوفیـان امشــب شقایق می کشند

وایشـان قـرآن ناطـــق می کشند

کـوفـه ایـن رسـم وفاداری نبود

حـق این آیینـه زنگـاری نبــود

فرق این آیینه دانی چون دوتاست؟

عیب هـاتان مـی نمود آیینه راست!

شـب پـرستـان تـاب ناوردند نور

حیــف بشکستند آن سنــگ صبــور

غــافــل از اعـجـاز مردآینــه

زاد از او آیینـه بـعـدِ آینــه

کـوفـه امـا مهـد اشترکینه هاست

کـوفـه گورستان این آیینه هاست

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208