تاریخ درج خبر : 1391/08/13
کد خبر : ۴۶۸۳
+ تغییر اندازه نوشته -

در سوگ آیت الله ملک حسینی

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران / کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران/

با ساربان بگویید احوال آب چشمم / تا بر شتر نبندد محمل به روز باران/

فقیه عالی قدر، مفسر عامل، عالم با حلم، حضرت آیت الله ملک حسینی، دیده از جهان برگشاد و دل ما را مغموم خود ساخت.

«او» دست نوازش بر ضعیف می داشت و در همان حال هم سرِ سازش با ظالم نداشت.

«او» غم درویش به دل داشت و در همان حال هم کین سروران به سینه داشت.

«او» عارفی بود که از معاشرت با عامی دریغ نمی ورزید و در حالی که با مردم بود، در دام عوام گرایی هم نیفتاد.

یادم می آید سال هشتاد و هشت، با دو نفر از دوستان به محضر ایشان رسیدیم. در حال تحقیقی از پیامبر اسلام(ص) و تاریخ اسلام بودیم. در آن جلسه بحث بر سر “علی دشتی” و رشحات و توهین هایش به پیامبر(ص) در کتاب “بیست و سه سال” رفت. نقدهای تاریخی و علمی زیادی به این کتاب و نویسنده اش وارد شد. در گرماگرم آن بحث ها، یادم می آید افراد زیادی منتظر بودند تا با حضرت «آقا» دیدار کنند. ولی ایشان چنان غرق در مباحثاتِ تاریخ اسلام و نکته هایی از تفسیر قرآن بودند، که گویی بر سر کلاس درس بودند و بقیه ملاقات کنندگان را پاک از یاد برده بودند. ایشان چنان خود را تا هم سطح ما نزول داده بودند و مشتاقانه با ما به مباحثه می پرداختند، که ما نیز فراموش کرده بودیم ایشان، آیت الله ملک حسینی است و ما هم دانشجویی یه لا قبا!

باری؛ “آیت الله” با چند دانشجویِ یه لا قبا چند ساعت به مباحثه نشست اما گردی بر دامن کبریاییش ننشست…! بگذریم.

«او» جمیع اوصاف متضاد را داشت؛ نوازش دهنده ای بود ناسازگار! حب و کین، اخم و لبخند، عشق و قهر، جاذبه و دافعه را یکجا و همزمان داشت.

«او» به راستی تجسمِ پرتوی از انوار الاهی بود. “او” نشانه ای از خدا بود و به حق “آیت الله” بود…

شرارِ آتش غمش، مایه سوزِ دل شد و شاید ناله سحرگاهان، مایه تسلیتِ دلِ مغموم افتد و اینجا سخن کوتاه کنم و کلاه از سر بردارم که:

سعدی بروزگاران مهری نشسته بر دل                 بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران

چندت کنم حکایت ، شرح اینقدر کفایت                 باقی نمی توان گفت الا به غمگساران

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • غلامعباس می‌گه:

    اینجور بهتره:
    سعدی بروزگاران مهری نشسته بر دل / بیرون نمی توان کرد “حتا” به روزگاران

  • ستار می‌گه:

    سلام نمیدونم چه بایدبگم شایدباورتون نشه من فقط میدونستم ایشان نماینده ولی فقیه دراستان هستن حسرت روزای از دست رفته رومیخورم چرا ما این قد مرده پرست شدیم چرانبایدقبل رفتن همه استان درمورد سوابق وشخصیت برجسته این عالم ربانی میدونستند برامسولین متاسفم دیگه دیرشده چیزی نگیم بهتره روحش شاد

  • صس می‌گه:

    عالی

  • الف.ص می‌گه:

    بیشک در بادیه ای که همگان ما را به سرابی میفریبند ایشان سرچشمهای سرشار از امیدبرای سرگشتگان راه پرخار و خاشاک بادیه وسلاحی محکم در برابر غولان بیابان صفت بود ه اند.یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

200x208
200x208