تاریخ درج خبر : 1394/01/22
کد خبر : ۴۶۸۹۰۰
+ تغییر اندازه نوشته -

پاسخی به «اندر حکایت نشستی با فرماندار فهیم و ارزشی کهگیلویه»

سایت استان: کیوان سروش مقدم

باسلام
احتراما” با توجه به انتشار مطلبی در مورخه ۱۰/۱۱/۹۴ در آن سایت وزین، با موضوع«اندر حکایت نشستی با فرماندار فهیم و ارزشی کهگیلویه» به قلم یکی از مخاطبین شما و توهین به خبرنگاران کهگیلویه خواهشمند است به استناد ماده ۲۳ قانون مطبوعات، جوابیه زیر را درج فرمایید.
در این مطلب، شخصی جوابیه ای را در پاسخبه « از نگاه‌های افراط گرایانه سیاسی تا بی‌احترامی به ایام فاطمیه» که در ۶ فروردین ۹۴ در سایت کبنانیوز و به قلم خانم مرضیه جوشن ،انتشار یافت، برای آن سایت ارسال نموده که لازم می دانم در جواب این نوشته، چند نکته ای را جهت تنویر افکار عمومی اشاره کنم.
فضای شفاف و صریح رسانه های استان و عدم نظارت و مدیریت دقیق در این حوزه سبب شده است تا هر کسی برای مطرح شدن، دست به قلم برده و ادعای رسانه ای و سیاسی نماید. از جمله آنها، افاضات یکی از شهروندانی است که به صرف حضور در یک جلسه معمولی نظریه پردازیش گُل کرده و نسخه سیاسی تجویز نموده است. لذا چون اشارات مستقیمی به اینجانب داشته بر حسب وظیفه و به منظور صیانت از رسالت خبرنگاری خود مطالبی را عرض نمایم:
ایشان در ابتدای مطلب خود خبرنگار و سایت استان«k-b.ir» را به عنوان تهیه کننده این گزارش خطاب کرده است. از آنجا که ایشان خود را از نخبگان جوان می داند، ابتدایی ترین الزام به پاسخ را نمی داند و در قلم فرسایی خود معجونی از کلمات ناموزون و جملات بی سر و ته را نگارش نموده است. وی باید می دانست که اگر در گزارش خبرنگار ما حقی از ایشان ضایع شده است، به همان سایت مرجع جوابیه می فرستاد و مدیریت سایت هم با استناد ماده ۲۳ قانون مطبوعات متعهد به انتشار مطلبشان بود.
در این جا کاری به موضوع جلسه مشاور جوان فرماندار وکسانی که در این جلسه دعوت شده بودند چه به حق و چه ناحق ندارم ، اما حقیقت این است که شخصی که این مطلب را قلم زده و بی مهابا به قشر زحمت کش خبرنگار توهین وپرخاش نموده است ،معلوم نبود که چه مصادیقی از نخبگی را دارند؟ وجه ممیزه ایشان با حداکثر جوانان شهرستان کهگیلویه در چه زمینه است؟ اگر تَشَخُص ایشان به مدرک تحصیلی شان است، در کدام دانشگاه بین المللی یا دانشگاه مادر در کشور خودمان، تحصیل نموده اند؟ پژوهش های علمی و یا تحقیقات بی بدیل ایشان چه بخشی از مسائل و مشکلات بشری« آنچه باید مبنای نخبه بودن باشد» را مرتفع نموده است که اکنون باید نام با مسمای نخبگی را به خود آویزان کند؟ با خودشان حساب کنند که در چه زمینه و حوزه ای نخبه بوده و رزومه و عملکردشان چه بوده است؟ البته از روابط عمومی فرمانداری و با وجود وضعیت بلاتکلیف فرماندار کهگیلویه هم که این گونه بی برنامه یک جلسه بی محتوا برگزار می کند و برای هر کسی دوست دارد حکم مشاوره صادر کرده و از کسانی در این جلسه دعوت می نماید که بعضا در عمرشان اخبار چنین جلساتی را هم نخوانده اند و از سر ذوق حضور در این جلسات این گونه قلم فرسایی می کنند، بیش از این انتظار نمی رود.
ایشان خود را کاسه داغ تر از آتش به حساب آورده است، در صورتیکه خبرنگار در این جلسه هیچ گونه اشاره ای به شخص خاص یا مطالب حاشیه ای آن نکرده است. وی همچنین نوشته انتشار شده را به خود ربط داده و شاید هم دوست داشته این گونه سری در میان سرها پیدا کند که این چنین بی محابا به خبرنگاران توهین وتهمت زده است.
مشارالیه که سعی دارد مدرک خود را به رخ دیگران بکشد و آموزگاری در یک واحد کوچک را که البته – آموزگاران شأن و منزلت عظمایی دارند و خیلی از اعضاء جامعه مفتخر به این کسوت هستند- را تنها صفت نخبه بودنش می داند و همین قبای کشاد را عصای نجات فرماندار کهگیلویه فرض نموده است. ظاهرا نمی داند که جایگاه خبرنگار کجاست و شأن خبرنگاران برای ایشان تعریف نشده است. کسی که الفبای خبرنگاری و قداست این حرفه و صفت امانت داری آن برایش ثقیل است، چگونه به خود اجازه می دهد که مسلک خبرنگاران را اینگونه تخطئه کرده و پای گِل آلود خود را به حریم مقدس خبرنگاری وارد کند؟
ایشان در نکته ای دیگر به تمسخر از پویا بودن ذهن رسانه و قلم رسانه تعجب کرده وگفته که اصحاب رسانه از رسالت خود به بیراهه می رود و اصحاب رسانه را «قلم به دستان به بیراهه رو» خوانده است. این گونه افراد که خود را اصلاح طلب هم می دانند و از انتقاد خبرنگاران چنین برآشفته می شوند، از نگاهشان، کسانی را که انتقاد نمی کنند و فراتر از فهم عوام به بررسی موضوعات مطروحه در جلسات نمی نگارند را، خبرنگار می نامند ولی خبرنگارانی را که طبق میلشان قلم نمی زنند و انتقاداتی را جهت فرهنگ سازی به رشته تحریر در می آورند را «اصحاب رسانه و قلم به دستان به بیراهه رو» می خوانند. شاید لازم باشد که به میزان وزن مدرک خود مجدداً کتاب بخوانید و روزنامه ها و سایت ها را مرور کنید شاید که افق روشنگری خبرنگاران را لمس نمایید.
جامعه ما می دانند که خبرنگاران شهرستان کهگیلویه سالها بدون از هیچ چشم داشتی برای رفع مشکلات این شهرستان تلاش نموده و به مناطق مختلف شهرستان سفر کرده و مشکلات را گزارش داده اند. امثال جنابعالی باید بدانید که خبرنگاران حق دارند در مورد جلساتی که سرشار از حوادث هستند، نقد سازنده داشته باشند. بنابراین بهتر است کسانی که ادعای دفاع از آزادی بیان را دارند، کمی شناخت و آگاهی خود را به منطق قانون مزیّن نموده و فعلاً زمینه حضور در جلسات را به افراد واجد بینش و تدبیر بدهند.
همگان می دانند که خبرنگاران چشم بینا وگوش شنوا و زبان گویای مردم هستند و در دنیای امروز که دنیای رسانه است، هیچ موضوعی از قلم امانت دار خبرنگاران پنهان نمانده و همچون آینه ای درخشان بدون چشم پوشی و یا بزرگنمایی، اخبار وگزارش ها را با صحت و راستی و البته مستند و بی واسطه، به اطلاع عموم می رسانند.
ایشان در قسمتی دیگر مستقیما” اینجانب را مخاطب قرار داده و مواردی را اتهام زده که نه در گزارش آمده و نه کمترین اشاره ای، چه تلویحی و چه صراحتاً، به آنها اشاره شده است. بنده با نیم ساعت تأخیر در جلسه حضور پیدا کردم و با توجه به اینکه سالن جلسه فضای لازم را برای دعوت شدگان نداشت، در بیرون از سالن و در ورودی آن، تمام مطالب و سخنان آقایان را رصد می کردم و زمانی که بستگان ایشان از جلسه خسته شدند و سالن را ترک کردند، به اتفاق کسانی که در بیرون منتظر بودند، موفق شدم که وارد سالن شوم.
وی در ادامه از بنده سئوال کرده اند که شما خبرنگارید یا مدعی العموم ورزشکاران؟
ابتدا به ایشان یادآوری می کنم که حداقل با مرور همین یک مطلب بالا، چنانچه هوش متوسط به بالایی داشته باشید، احتمالاً متوجه شده ای که ما کی هستیم و می توانیم به نوعی مدعی العموم همه مردم در تمام حوزه ها هم باشیم. در ثانی لازم است بدانید که حرفه اصلی من ورزش است وتحصیلات من ورزشی است و ۲۸ سال صادقانه و فداکارانه برای نوجوانان و جوانان ورزشکار این شهرستان خدمت کرده ام،آلان هم اگر افتخار خبرنگاری را دارم، در اصل یک خبرنگار ورزشی هستم، پس چگونه در حوزه ای که تخصص من است انتظار داری بی تفاوت از کنار آن باید بگذرم؟
ایشان در جای دیگری بنده را به فرافکنی و پرخاشگری و گفتمان با تمسخر در جلسه نخبگان متهم کرده اند. باید عرض کنم که در حال حاضر، شهرستان کهگیلویه علاوه بر جمعیت کثیر پیشکسوتان، دارای ۴۰ قهرمان ملی و نخبه ورزشی است که هر کدام نیز دارای مربی خاص خود و در هیئت های ورزشی اختصاصی خود فعالیت می کنند. به نظر مثلاً شما نخبه سیاسی، آیا سزاوار نبود از این ۴۰ نفر نخبه ورزشی، حداقل یک نفر به عنوان نماینده این قشر در این جلسه حضور پیدا می کرد؟ خداوکیلی معنای لغوی پرخاشگری و فرافکنی را می دانی یا چون چیز دیگری نمی دانستی اینها را گفتی؟
به قول شما این جلسه نخبگان بود، پس چرا آقای …….. خود را به عنوان نماینده ورزشکاران معرفی کرد؟ آیا این سزاوار بود که خود را نماینده نخبگان ورزشی معرفی کند در حالی که نه قدرت بیان داشت و نه قادر به بیان زره ای از دنیای مشکلات جوانان و قهرمانان و ورزشکاران شهرستان بود. ای کاش ایشان خودشان را نماینده ورزشکاران خطاب نمی کرد که حداقل درد آن کمتر بود.
در این جلسه ی به قول شما نخبگان، عدم حضور نماینده ورزشکاران، بسیار بهتر از این بود تا کسی که سابقه ورزشی نداشته است، به خود اجازه دهد به عنوان نماینده نخبگان ورزشی ایفای نقش کند.
آیا من در ابتدای سئوالم به عنوان یک خبرنگار و در کمال آرامش، عدم حضور متولی اصلی جوانان شهرستان (رئیس ورزش) وهمچنین نماینده قهرمانان ورزشی را جویا شدم، فرافکنی و پرخاشگری است؟ این که فرماندار محترم، پس از سؤال اینجانب جلسه را ترک کردند، از نگاه شما پرخاشگری است؟ آیا اینگونه ندانسته ارائه مطلب نمودن، چیزی غیر از فرافکنی و کذب گویی است؟ عربده کشی و نعره زدن جنابعالی پس از سخنان آقای دولتخواه و بدون از رعایت ادب و نزاکت و در نظر گرفتن حرمت خود و حاضرین، پرخاشگری نبود؟ البته اگر متانت، وقار و سعه صدر آقای دولتخواه نبود، شاید ادامه جلسه به کلانتری کشیده می شد.
در بخشی دیگر مجدداً همان واژه ها را تکرار نموده و پرسیده اند، آیا پرخاشگری وگفتمان همراه با تمسخر جنابعالی واجب تر بود یا فرضیه بزرگ نماز (نماز فرماندار)؟
باید عرض کنم که این جلسه بیش از ۳ ساعت و بدون از هیچ دستاوردی به طول انجامید. البته از نخبه ای چون جنابعالی انتظار فراموشی در این مدت اندک، دور از انتظار نیست منتهی در ابتدای سخنان فرماندار، اذان پخش شد، تنها کسی که جلسه را برای اقامه نماز دقایقی ترک کرد، آقای نجات نیا یعنی همان اصول گرای سینه چاک بود، که بعد از ادای نماز مجدداً به جلسه برگشتند.
به هرحال، فعلاً که در عطاری سیاست زده کهگیلویه، ورزش، خبرنگاری، سیاست، فرهنگ، هنر، اقتصاد، بیکاری، خودکشی، اعتیاد و همه کاستی ها و آسیب ها را با هنرمندی نخبگانی همچون شما درمان می کنند، امید ثبات در مدیریت شهرستان را داریم که مهره های شطرنج کهگیلویه را به گونه ای بچیند که سرباز محافظ شاه باشد نه عکس آن.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    جای تاسفه که الان دوبار کامنت گذاشتم و تائید نکردین
    جمع کنید خودتون و سایتتون رو

  • بویراحمد می‌گه:

    دکترخادمی به اندازه ای که ازکریمی فرماندا کهگیلویه حمایت کردی یک صدم آن از مدیرکل راه حمایت میکردی ،تنهامدیرکل اصلاح طلب میموند استانداربه این فامیل بازیهات خاتمه بده روحانی داره میاد

  • همشهری می‌گه:

    وقتی اتاق فکر کریمی روابط عمومی ……….. وخبرنکارفارس وخبرنکارتسنیم باشد،بایدم به این حال روز بیفتد

  • کمال می‌گه:

    برای خودم وآقای منطقیان تاسف میخورم که اینقدرحمایت از کریمی کردیم ورودروی همه دوستان همفکر خود برای کریمی ایستادیم ،نمیدونستیم که کریمی اینقدر ……….،و پست پرست بود

  • اصلاحاتی می‌گه:

    جای تاسف است که روابط عمومی این مشاور راپیش نهاد دادآن هم بخاطر مسائل قومی وقبیلئی آیا یک فرماندارکه مدعی تفکر واصلاح طلبی است بایدازنیروهای همفکرش مشورت بگیرد یاازنیروهای هم طایفه اش،خودتان قضاوت کنید!!!!

  • جوان می‌گه:

    درنشست جوانان بافرماندارفقط سه نفراصلاح طلب بودند ماباقی همه یااقوام ایشان بودند یاهمسایگان ایشان وحتی یک نفر از این اقوام که خانم وفرهنگی ویک گارکاه نقاشی داردپنچ دقیقه وقت صحبتش رافقط به تمجید از ایشان وطایفه ایشان اختصاص داد

  • دهدشتی می‌گه:

    وقتی فرماندارجعفری بود،نشستش باجوانان همه جوانان ازطیف خودش یعنی اصولگراهابودندوقتی کریمی آمد بجای اصلاح طلبان باز هم نشستش باجوانان اصولگرا بودنمی دانم چه حکایتی است،

  • بی طرف می‌گه:

    با عرض سلام و ادب خدمت آقای سروش مقدم
    استاد عزیز بعضی از حرفاتون قشنگ و بجا بود ولی اینکه بیایید خبرنگاری را اینقدر بزرگ کنید و بقیه را کوچک درست نیست. در ضمن، شما خبرنگارید و یقینا انتقادات و برخوردهای زیادی را در رابطه با حرفه تون چه با خود شماها و چه بادیگران دیده اید و باید نسبت به افراد دیگر صبر و حوصله بیشتری به خرج دهید و تحمل انتقاد را داشته باشید. نمی دانم ولی به عنوان یک خواننده عصبانیت را از کلمات شما میدیدم. بقول شما شاید اون بنده خدا به هر دلیلی یه متنی نوشت.این دلیل نمیشه که شما قلم بردارید و جوابیه بنویسیدو خودتونو ناراحت کنید. شما به عنوان یه بزرگتر و با تجربه تر میتوانستید یه کم دوستانه تر بنویسید.

    بهر حال برای همتون به عنوان همشهری هام آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم انتقاداتمون خالصانه و صادقانه در جهت بهبود خودمون، بیکاریمون، بدبختیمون و شهرمون باشد.
    سربلند باشید

  • چرامی می‌گه:

    آقای سروش مقدم،جناب ……. وخانوادش همیشه طرفدارمحمد موحد بودند نشان به این نشان که موحد گذاشتش توی مترو تهران سرکار

  • محمد می‌گه:

    دست مریزاد آقای سروش مقدم. الحق که چون همیشه منصفانه و کوبنده بود

200x208
200x208