تاریخ درج خبر : 1394/01/28
کد خبر : ۴۷۱۰۴۲
+ تغییر اندازه نوشته -

تداوم معضل لاینحل منازعات اجتماعی بیانگر چیست؟؟

سایت استان: شاهد

قبل از انقلاب تیره ها و طوایف مختلف از شش ایل بزرگ بویراحمد- بابوئی – دشمن زیاری-چرامی- بهمئی و طیبی هر کدام در محدودۀ جغرافیایی خود بصورت عشایر ثابت و سیار معیشت می گذرانیدند. تا قبل از سال ۱۳۴۲ و اجرای قانون اصلاحات ارضی نظام ارباب رعیتی حاکم بود. خوانین – کدخدایان و ریش سفیدان به ترتیب حاکمیت ایل- تیره و طایفه را به عهده داشتند. اگر در تیره یا طایفه ای شرارت می شد دفع شر بعهده کدخدایان و ریش سفیدان و در تعاملات ایلی به عهده خان بود فرماندهان نظامی منطقه با توجه به حفظ سیاست حکومت مرکزی با حکام ایلی در تعامل یا تقابل بودند.

images

پس از اجرای قانون اصلاحات ارضی حکومت ملوک الطوایفی و ارباب رعیتی تا حد زیادی ضعیف شد. یعنی رعیت، مالک اراضی تحت تصرف خود گردید و دیگر منال یا مالیاتی پرداخت نمی کرد. از این تاریخ قدرت خان زایل و حاکمیت او منقرض گردید و دولت مرکزی با ایجاد مراکز شهری برای ایل و تعیین فرماندار و بخشدار حضور و نظارت خود را گسترش داد ولی برای جلوگیری از هرج و مرج اجتماعی کدخدایان و ریش سفیدان را قدرت دوباره بخشید تا در مقابل امورات تیره و طایفه خود مسئول و پاسخگو باشند و لذا اگر در طایفه ای فردی شرور و یاغی پیدا می شد. در مرحلۀ اول کدخدایان و ریش سفیدان مأمور به تأدیب یا دستگیری او بودند و در صورت نیاز مأموران دولت دخالت می کردند.
علاوه بر این پیگیری عمران و آبادی روستاها و ارتباط با مأمورین و مسئولین دولتی نیز به عهده آنها بود و مردم روستا غالباً از دستورات آنها پیروی می کردند. و برای هر اقدام مهمی که به طایفه مربوط می شد با او مشورت و هماهنگی می کردند.
چه بسیار منازعات انفرادی یا جمعی منجر به جرح و قتل که بصورت کدخدا منشی فیصله می یافت البته نمی خواهم بگویم عدالت در همه حال رعایت می شد ولی به این شیوه از وسعت نزاع و گسترش فتنه پیشگیری و امنیت برقرار می شد. گاهی یک طایفه حاضر می شدند ضرر و زیان ناشی از یک حادثه را جبران کنند تا صلح و دوستی برقرار شود. می خواهم بگویم که ایلات کهگیلویه و بویراحمد خرده فرهنگهای غنی از عواطف و انسان دوستی و همیاری داشتند که به مرور زمان به دست فراموشی سپرده شده و می رود که در یادها چیزی از آنها باقی نماند.
اما پس از انقلاب به خصوص در سالهای اول شاهد بودیم که نظام اجتماعی عشایر ساکن و سیار دستخوش تحولات بنیادی شد کدخدایان و ریش سفیدان هتک حرمت و منزوی شدند، برداشت غلط از آزادی، نوعی لجام کسیختگی و هرج و مرج را در جوامع ایلی ایجاد کرد. فرهنگ خوب کدخدا منشی در محاق فرو رفت، درگیریها و منازعات ایلی و طایفه ای زنجیروار تکثیر و گسترش پیدا کردند و طرفین مناقشه خواسته و می خواهند خون را با خون بشویند، این رویۀ بدوی و وحشیانه هنوز هم با کمال هزاران تأسف ادامه دارد- قتل های جسورانه و آشکار در ملاء عام و پیامد آن جنگ و گریزهای پراکنده عدم آرامش و امنیت برای جمعیت شهری و روستایی را به همراه داشته است.
در روزگاری که معتمدین و معمرین در تعاملات اجتماعی جایگاهی ندارند و پرونده های قضائی در پیچ و خم محاکم قضائی و اطالۀ دادرسی گیر کرده اند.
در دهه های آغازین انقلاب متأسفانه بعضی از افراد نیروهای انتظامی در هر منطقه به دلیل وابستگی ایلی به یکی از طرفین بجای آب بنزین می شدند بر آتش. بعضاً با تکمیل پرونده های خلاف واقع و مخدوش روند دادرسی را نیز منحرف می ساختند. البته گذر زمان و آشنایی بیشتر مأمورین با مقررات باعث گردیده که امروز کمتر شاهد چنین انحرافاتی باشیم. اغلب نیروهای انتظامی متعهد و مسئول و خدوم برای نظام و مردمند و در پاره ای موارد نیز در راه ایجاد امنیت صدمات جسمی فراوانی دیده اند. ولی هیچگاه از اعمال نفوذ و تطمیع افراد ضعیف النفس چه در مراحل تحقیق و تشکیل پرونده و چه در مراحل رسیدگی نمی شود غافل شد.
از مهمترین دلایل درگیریهای قومی مهاجرت بی رویه اقوام مختلف از سراسر استان به روستاهای اطراف مرکز استان است. یادم می آید در اوایل دهۀ هفتاد در جلسه ای که در اداره کل آموزش و پرورش استان در حضور نماینده محترم وقت مردم بویراحمد و دنا در مجلس آقای سید مسعود حسینی داشتیم، یکی از شرکت کنندگان به نماینده پیشنهاد نمود که سری به اطراف شهر بخصوص روستاهای مهریان- مادوان و بلهزار بزنید. در آنجا اکثر سوله ها و سالنهایی که به منظور طرحهای مختلف تولیدی ایجاد شده اند به اتاقک های کوچکی تبدیل شده که خانواده های مهاجر در آنها ساکنند. نتیجه اینگونه زندگی در این اتاقک ها فردا معضلات و مشکلات عدیده اجتماعی و فرهنگی بدنبال خواهد داشت. امروزه هم اعتقاد عموم بر این است که دولت های گذشته نتوانستند با ایجاد زیر بناهای ارتباطی – آموزشی- بهداشتی- فرهنگی- اقتصادی انگیزه های لازم را برای زندگی و تولید در روستاها ایجاد کنند. برعکس با قائل شدن امتیازاتی در شهرها از جمله قانون اراضی شهری در سالهای آغازین پس از انقلاب و مسکن مهر در سالهای اخیر و رونق مشاغل کاذب در گوشه و کنار شهر انگیزه هجوم و مهاجرت به شهرها بیشتر و بیشتر شد و این مهاجرت ها به دلیل عدم توجه مجلس و دولت در گذشته و حال به بهبود اوضاع روستاها، ادامه خواهد یافت. حاکمیت فرهنگ طایفه ای از یک طرف و عدم مراجع صلاحیت دار امور طایفه یا افراد معتمد محلی باعث شده که درگیریها و منازعات قومی در شهر یاسوج طی سالهای اخیر روندی روز افزون پیدا کند. در گذشته هم مطالب متعددی در این خصوص در جراید محلی به چاپ رسیده و دلسوزان هشدارهای لازم را داده اند ولی گوش شنوا نبوده و نیست. زمانی که جمعیتی از طایفه ای مهاجر، روستائی را در استان به آتش کشیدند و پس از آن در قراء مختلف هجوم افرادی مهاجم و ناشناس برای مردم بومی که در طرفه العینی با استفاده از وسایل جدید ارتباطی از جمله موبایل، با وسایل نقلیه و موتور سیکلت حاضر می شوند و اغلب با رعایت استتار عملیات خرابکارانه خود را انجام و متفرق می شوند. و اکنون موردی مشابه در یکی از روستاهای اطراف رخ داد که در غیاب مردان روستا که در پیشواز زائر خانۀ خدا برای شام مهمان بودند، عده ای افراد شرور شبانه با وسایل نقلیه مختلف مسلحانه وارد روستا شده و حریم زندگی مردم را مورد تعرض و تعدی قرار داده و ضمن ایجاد رعب و وحشت عمومی برای زنان و کودکان خساراتی به بار می آورند در اثر تیراندازی و استفاده از چوب و سنگ تعدادی هم مجروح می شوند. پیامد آن در روز دوشنبه مورخه ۲۴/۱/۹۴ صبح زود یکی از اهالی آن روستا هنگام ورود به اداره مورد تهاجم گروهی هشت تا ده نفره قرار می گیرد که نقاط متعدد از بدن وی در اثر ضربات پی در پی چاقو مجروح و منجر به بستری شدن در بیمارستان و عمل جراحی می شود.
مردم ما شاهدند که اینگونه معضلات سالهای سال است که زنجیروار ادامه دارد و یکی از دیگری خشن تر و جسورانه تر است سؤالی که امروز در ذهن مردم مطرح است این است، چرا اینگونه رفتارهای غیر اخلاقی پایان نمی پذیرد مشکل کجاست و چه باید کرد. آیا نمایندگان محترم مجلس و مسئولین اجرایی استان در طول این سالیان برای ایجاد رغبت و انگیزه مردم در روستاها و جلوگیری از مهاجرت بی رویه طرح های کوتاه مدت و دراز مدت در دستور کار داشته اند یا خیر؟
آیا اداره محترم اطلاعات استان به اینگونه معضلات اجتماعی هم توجه دارد یا خیر؟
آیا شورای تامین استان جلسات متعدد کارشناسی با حضور معتمدین و شاخصین طوایف و مناطق و کارشناسان ذیربط داشته اند یا خیر؟ آیا نیروی محترم انتظامی قاطعیت لازم در شناسایی و برخورد بیطرفانه با متجاوزین دارند یا خیر؟ مثلاً در همین حادثه اخیر با توجه به شواهد و دلایل قاطعی که در اختیار دارند، تاکنون چند نفر را شناسایی و دستگیر کرده اند.
آیا قوۀ قضائیه بصورت فوق العاده به اینگونه معضلات دور از اعمال نفوذ و با بی طرفی کامل حسب قوانین و بخشنامه های قوی و مؤثری که در خصوص بکارگیری سلاح سرد و گرم و ایجاد رعب و وحشت عمومی موجود است قاطعانه برخورد می کنند یا نه. اینجانب بعنوان یک شهروند که با تاریخ و فرهنگ منطقه آشنایی دارم هشدار می دهم که اگر نیروی انتظامی و قوۀ قضائیه قاطعیت لازم را که قانون به آنها داده در برخورد با اینگونه حوادث بکار نگیرند باید منتظر حوادث بسی ناگوارتر باشیم. حرف امروز گواه فرداست.

شـاهد

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • اسلام رسایی نسب می‌گه:

    متاسفانه از سوی مسئولین و مراکز و نهادهای متولی کمتر توجهی به این گونه آسیبها و بزه کاریهای نمی شود و همیشه منتظر وقوع فاجعه می مانند.
    پدیده مهاجرت و حاشیه نشینی همیشه همراه خود معضلات فرهنگی اجتماعی همراه داشته است. سیل مهارجت بی رویه به مرکز استان و تفاوتهای فرهنگی و رقابتهای طایفه ای و گاه ایلی و عدم پذیرش فرهنگ شهری و آمادگی برای زندگی در محیطی متفاوت و در چارچوب نظم و قانون شهری زمینه ساز بسیاری از این معضلات شده است.
    از سوی دیگر عدم برخورد جدی و قاطع با خلافکاران و بزهکاران شناسنامه دار موجب گستاخی بیشتر آنها و متاسفانه استفاده افراد طایفه ا آنها به عنوان ابزار قدرت نمایی و ابراز وجود و تسلط در حاشیه امن ایجاد شده مزید بر علت شده است.
    جای تاسف است که چنین افرادی در کمال آسایش موجب اخلال زندگی عادی و طبیعی دیگران شده و مطمئن از عدم برخورد و گاه حمایتهای پیدا و پنهان شرارت بیشتر به خرج داده تا در نهایت مصیبت بزرگی رقم بزنند
    متاسفانه در مورد اشاره شده که کارمند یکی از ادارت استان در جلوی درب اداره و در میانه روز در نهایت توحش و قساون مورد حمله اراذل قمه به دست قرار می گیرد و نشان از نا امنی و عدم اطمینان از تامین امنیت شهروندان توسط مراکز ذیربط دارد و شاید شاهد چنین ماجراهایی بودن دیگر افراد را به این سمت و سو سوق می دهد برای دفاع از خود نیز سلاح سرد و شاید گرم! همراه داشته باشند و این نتیجه شاید غیر متمدنانه اما اجباری، شرایط بدتری را بوجود خواهد آورد
    قمه کشی و اسلحه کشی چندین سال است در استان باب شده و اکثرا این شرارتها از طرف افراد شناخته شده ای صورت می گیرد که با توجه به کوچک بودن استان با کمترین پیگیری قابل شناسایی هستند اما !!!
    در کنار این معضلات می بایست از خانواده ها و بزرگان انها خواست تا جوانان خود را راهنمایی کنند تا در این مسیر غلط و خطرناک قرار نگیرند گرچه بعضا شاهد تحریک آنها برای قدرت نمایی و کسب امتیاز هستیم
    تنها راه برای ایجاد امنیت تلاشهای فرهنگی و ایجاد اشتغال و تلاش برای ممانعت از مهاجرت و حاشیه نشیتی در کنار پیگیریهای جدی قانونی و قضایی بدون هر گونه مسامحه است

200x208
200x208