تاریخ درج خبر : 1394/02/01
کد خبر : ۴۷۱۳۸۹
+ تغییر اندازه نوشته -

موحد قدرتمند اما مظلوم!

سایت استان: سید حسن دانشی

مقدمه:

چندی پیش به احترام شما عزیزان گرانقدر, به قدر وسع و مطابق آنچه می اندیشیدم , مطلبی را در مورد انتخابات کهگیلویه نوشتم که به غیر از مغرضان از یک سو و همچنین کسانی که لطف داشتند و موافق نظر این حقیر بودند از دیگر سو – که خوشبختانه تعدادشان بسیار زیاد بود- دغدغه ی گروهی از جوانان عزیزی را که مخالف بودند و از طرق مختلف این دغدغه را به نگارنده منتقل نمودند برایم قابل تامل بود. اگر شما هم یکی از این عزیزان هستید از شما تقاضا دارم بدون پیشداوری اول این متن را تا به انتها بخوانید و بعد داوری کنید.

این عزیزان یا:
مقاله را حمایت از کسی می دانستند که ادامه ی مسیر آقای موحد بود و معتقد بودند که آقای موحد خود چه کرده است که اکنون از کاندیدای دیگری از همان طیف انتظار داشته باشیم.

movah

و یا : دغدغه داشتند که اگر به مطالب نگارش شده معتقدم چرا سالها از آقای موحد حمایت کرده ام که کاری برای منطقه انجام نداد.
متاسفانه پایه ی هر دو دغدغه, برداشت اشتباه و کاملا دور از انصافی بود – از نظر نگارنده – که به هر دلیل به این جوانان معصوم و ایده آل گرا منتقل شده بود. این برداشت که موحد هیچ کاری برای مردم منطقه ی انتخاباتی خود نکرد. از آنجا که این جوانان عزیز اکثرا در سالهای نمایندگی آقای موحد و قبل ازآن یا سنشان و یا موقعیتشان اقتضا نمی کرد که مسائل کلان منطقه را از نزدیک زیر نظر داشته باشند, بر خود واجب دیدم به رسم مروت و روشنگری مسائلی را با آنها در میان گذارم . هر چند می دانم در این فضای غبارآلود با انتخاب این تیتر احتمالا مورد هجوم بی احترامی ها و تهمت های مغرضان و متعصبانِ دگم اندیش قرار خواهم گرفت, ولی حتما عزیزانی که بدنبال واقعیتند و دغدغه ی راستی دارند ارزش این را دارند که چون منی در راه آشکار نمودن بخشی از واقعیتِ گذشته, آبرو و عواطفم را در معرض هجمه های از سر غضبِ این همولایتی ها قرار دهم.

ولی از شما سروران باز هم تقاضا دارم که ابتدا این متن را تا انتها بخوانید و بعد داوری کنید.

همین ابتدا اعلام و اعتراف می کنم که مسلما و حتما نه رفتار آقای موحد و بیشتر از آن نه رفتار و کردار کسانی که به عنوان لیدرهای ایشان شناخته می شوند از اشتباه و خطاهای کوچک و بزرگ و گاها تاثیرگذار مصون نبوده اند. مگر ممکن است کسی در بالاترین سطح تصمیم گیری این دیار حضور داشته باشد و از اشتباه و خطاهای تاثیر گذار بری باشد؟ ولی از یاد مبرید که انسانهای بزرگ را همیشه با درنظر گرفتن کارهای مثبت و منفی که برای جامعه ی خویش انجام داده اند در ظرف مکانی و زمانی خاص آن دوران و با نگاه به شرایطی که در آنها اقدامات مختلف را انجام داده اند قضاوت می کنند. از شما خواننده ی محترم (مخصوصا جوانانی که سطح انتظارات و چهارچوب فکری شان در شرایط جدید شکل گرفته است ) تقاضامندم که این مرد بزرگ را نیز بدور از تعصبات و با در نظر گرفتن ظرف مکانی – زمانی و شرایطی که در ادامه سعی در تشریح بخشی از آن خواهم داشت, قضاوت کنید.

جاده ی آسفالت به مثابه یک رویا!

همانگونه که در مقدمه عرض کردم , از برخی از شما جوانان عزیز شنیده ام که آقای موحد را به کم کاری متهم می کنید. به اینکه فقط کار شخصی انجام داد و در دوران نمایندگی کار بزرگی برای منطقه ی خویش نکرد.
ای کاش در زمانی که آقای موحد برای اولین بار به عنوان نماینده این منطقه انتخاب شد, مثل این دوران دوربین و وسایل ثبت وقایع و شرایط به فراوانی و سهل الوصولی اکنون بود . که اگر بود دیگر نیازی به امثال این نوشته نمی بود. ای کاش می دانستید که در زمانی که آقای موحد کار خودش را در مجلس شورای اسلامی شروع کرد بیشتر مردم تا آنزمان مگر به لطف رهگذری “شهری” و یا فامیلی “شهررفته” عکسی سیاه و سفید و تار از خود داشتند. عکسی که گرانبهاتر از آن بود که صرف منظره و محیط شود و باید به ثبت چهره ی روستایی و زحمت کشیده ی افراد مصروف می شد. آنهم نه این روستاهای امروزی که کم از شهر ندارند , روستایی که پر بود از اگر نگویم فقر, کمبودِ کاملا محسوس و ملموس امکانات. روستاهایی که ۹۰% شان از ابتدایی ترین امکانات زندگی از آب آشامیدنی گرفته تا بهداشت و حتی مسیری ماشین رو(جاده ای خاکی که ماشین بتواند طی کند و در راه نماند!) برای ارتباط با شهر بی بهره بودند. چه برسد به برق و گاز و تلفن و مدرسه وحتی جاده ی آسفالت!
برای درک بهتر مسئله مجبورم مسائلی را بیان کنم که شاید به مذاق شریفتان خوش نیاید ولی چه کنم که در زدودن غبار تهمتها و افتراها چهره ی زخمهای گذشته هم خود را می نمایاند . زمانی که موحد نماینده مجلس شد جوانان ” باکلاس ” کهگیلویه آنهایی بودند که به رسم شریف کارگری به “شیراز” و “بهبهان” می رفتند و با خود لباسی مد آن روز بر تن و به سوغات می آوردند و یا ضبط صوتی برای کاستهایی که در این منطقه به زور پیدا می شد و باید از شهرهای گفته شده همان جوانان با خود می آوردند ! امروز یک جوان کهگیلویه ای خود را از جوان بهبهانی پایینتر نمی داند. امروز جوانان کهگیلویه فقط برای کارگری به شیراز نمی روند . امروز زیر ساختهای ارتباطی در شهرها و حتی روستاهای کهگیلویه از بسیاری از مناطق کشور پیشرفته تر است و اگر نباشد در حد همانهاست که زمانی سالها و شاید دهها سال از آنها عقب بود.
حتما بخشی از این پیشرفت به دلیل پیشرفت های عمومی در سطح کشور و حتی دنیاست ولی مطمئن باشید که بخش زیادی از پیشرفت نسبی منطقه ی ما که به حتم از بسیاری مناطق دیگر بیشتر و سریعتر بوده است مرهون تلاشهای شبانه روزی سید حاجی محمد موحد بوده است که با سیاستورزی و ارتباطات مناسب با مسئولین کشوری از یک سو و تلاش و پشتکار مثال زدنی از سوی دیگر , اعتبارات بسیاری برای ساخت زیرساختها به منطقه ی ما سرازیر کرد.هرگز نمی خواهم بگویم که ما هم اکنون پیشرفته هستیم و محرومیت نداریم . مسلما کمبود ها و کاستی ها بسیار است. ولی قابل انکار نیست که نسبت به گذشته اقدامات بسیاری صورت گرفته است. اقداماتی که نه تنها کم نبوده اند بلکه از بیشتر مناطق کشور بیشتر و تاثیرگذار تر نیز بوده اند.

زمانی که موحد نماینده شد به بیشتر روستاهای منطقه فقط با وانت تویوتا (البته نه این تویوتاهای های لوکسی که الان بعضا در دهدشت می بینید) و یا لندرور-چون دنده کمک داشت و از چاله ها بیرون می آمد!- امکان رفت و آمد وجود داشت و برق از تنگ هیگون هم نگذشته بود . زمانی که موحد نماینده شد از تنگ پیرزال الاغ با بار به سختی عبور می کرد! و بسیاری از روستاهای ما امید نداشتند تا چندین دهه ی بعد صاحب جاده ی خاکی شوند چه برسد به جاده آسفالت و برق و آب لوله کشی و گاز و حتی تلفن! زمانی که موحد نماینده شد حتی به جاهایی مثل قلعه رئیسی و دیشموک که مناطقی بسیار وسیع و پرجمعیتند تنها می شد پشت وانت تویوتا مسافرت کرد و مردم روی سپر وانت تویوتا و وانت های قدیمی و کهنه ی دیگر جابجا می شدند . نه به خاطر کمبود ماشین که به خاطر مسیری که پیکان و دیگر سواری ها از آن عبور نمی کردند و در راه می ماندند! در بسیاری مسیرها اگر چند روز باران می بارید راه ارتباطی روستاهای زیادی با هر کجای دنیا قطع می شد و چه بسیار انسانهایی که در این روستاها به دلیل عدم امکان اعزام به شهر (معمولا بهبهان و اهواز و شیراز ) جان می باختند. در همین دهدشت هر کس اندکی حالش وخیم می شد فورا به شهرهای گفته شده اعزام می شد. آنهم با دو سه آمبولانس خراب و کهنه که بعضا قابل استفاده نبودند. حال تصور کنید در این منطقه چه روستاها و مناطق دورافتاده ای وجود داشت که نیاز به رسیدگی داشتند . نیاز به زیرساخت داشتند . نیاز به مدرسه و خانه بهداشت و آب و برق و گاز و جاده داشتند . منطقه ای محروم که از سیلاب کلوار تا باباکلان کشیده شده بود. از پل بریم باشت تا رود تلخ بهمئی و از دلی سادات تا مرز استان خوزستان .

تمام هم و غم موحد در دوازده سال اول نمایندگی رساندن منطقه ی به شدت محروم از امکانات اولیه اش به سطح دیگر مناطق کشور و حتی بعضا جلوتر از آنها شد. که الحق و الانصاف این حقیر شاهدم چه سختی ها و مرارت ها و شب بیداری هایی را در این راه تحمل کرد . موحد نه تنها از راههای معمول که دیگر نمایندگان برای تامین اعتبار در پیش می گرفتند بلکه از راههای دیگر – از رو زدن به این و آن گرفته تا التماس به مسئولین مختلف دولتی و ایجاد ارتباطهای دوستانه با هر کسی که گمان می کرد می تواند در برون رفت این منطقه ی محروم از این محرومیت عظیم نقش داشته باشد- همه ی تلاش خود را مصروف گرفتن اعتبار و امکانات برای تامین زیرساختهای لازم برای این مردم کرد.
شاید شما ندانید که همین جاده ی سادات که در هشت سال گذشته درصد بسیار بالایی از بودجه ی عمرانی در منطقه را به خود اختصاص داده است در زمان موحد شروع شد و ۶۰% پیشرفت نیز داشت! حال شما وجدان خود را قاضی کنید که در شرایطی که این جاده با بلعیدن بودجه ای بسیار کلان از کل بودجه ی عمرانی منطقه در این هشت سال هنوز به پایان نرسیده , کار موحد چه ارزشی داشته است. ارزش این کار وقتی دوچندان می شود که به یاد بیاوریم این جاده یکی از کارهای کوچک موحد در دوره ی نمایندگی بود و درصد بسیار کمی از بودجه ی راهسازی در منطقه را به خود اختصاص می داد.

اقدامات کلان موحد:

همانطور که توضیح داده شد دوازده سال اول نمایندگی موحد صرف کارهای زیربنایی و رساندن سطح محرومیت منطقه به دیگر مناطق محروم کشور و حتی پیش افتادن از آنها شد! کارهای زیربنایی که نیاز و خواسته ی اصلی مردم در آن دوران بود و موحد به عنوان نماینده ی مردم در رفع این نیازها از هیچ تلاشی فروگذار نکرد. اما در دوره ی آخر نمایندگی با پیشرفت منطقه و رسیدن آن به نقطه ای به طور نسبی مطلوب از یک سو و افزایش افراد تحصیلکرده و صنعتگر از سوی دیگر, نیازها و خواسته های جامعه نیز به سمت تاسیس کارخانجات کلان و جاده های ملی که به منطقه ی کهگیویه مزیت هایی نسبت به مناطق دیگر بدهد و باعث افزایش سرمایه گذاری در منطقه و به تبع آن رشد اقتصادی منطقه شود , متمایل شد.

IMG_1427

در این دوره غیر از کارخانجات کوچک و متوسط بسیاری که در مناطق مختلف تاسیس شد – از دستمال کاغذی تا لبنیات از دمپایی تا آب مقطر از قطعات اتومبیل (مقل فیلتر هوا) تا چندین سنگ شکن و … – موحد تمام کارهای لازم برای تاسیس کارخانه سیمان , پتروشیمی و فسفات را انجام داد که متاسفانه به دلیل کم کاری و بی درایتی که در هشت سال گذشته اتفاق افتاد هیچ کدام به سرانجام نرسید . کارخانه سیمان که حتی ساخت و ساز آن شروع شد به دلیل کم کاری و سستی نماینده و مسئولین منطقه طبق شنیده ها قرار است به مزایده گذارده شود! پتروشیمی هم که زمینش در صحرای کلاچو خریداری شده بود متاسفانه در حالی که همه ی کارهای پتروشیمی گچساران شامل خرید زمین بعد از آن شروع شد در حالی که برادر کوچکترش تقریبا به بلوغ رسیده , بعد از موحد کاملا به دست فراموشی سپرده شد و کوچکترین قدمی در این زمینه برداشته نشد ! فسفات چرام که به گفته ای بزرگترین معدن فسفات در خاورمیانه است نیز به داستانی مشابه گرفتار شد.
تاسف آورترین داستان در مورد جاده ی استراتژیک دهدشت – اصفهان اتفاق افتاد. جاده ای که قرار بود بخش عمده ی محور مواصلاتی شمال به جنوب شود و بیشترین ترافیک شمال به جنوب روی این جاده منتقل شود. این جاده به تنهایی می توانست –و می تواند – منطقه ی کهگیلویه,بهمئی , چرام و لنده و و همچنین گچساران و دیگر مناطق اطراف را از انزوا درآورده و باعث رشد بسیار سریع اقتصادی و فرهنگی در این مناطق شود. متاسفانه ساخت این جاده بعد از موحد بسیار کند پیشرفت تا زمانی که یکی از مدیران موفق ملی که اتفاقا از طیف موحد بود کار را در دست گرفت و نه تنها سرعت به سرانجام رسیدن این جاده را چند برابر کرد و جوانان بسیاری را نیز در این بحران بیکاری در ساخت این جاده به کار گرفت. متاسفانه حسودان و کسانی که طاقت نداشتند پیشرفت منطقه به اسم موحد و مدیر ملی هم طیفش تمام شود همه ی تلاش خود را کردند تا این مدیر موفق ملی این جاده را به سرانجام نرساند.

کارهای شخصی:

کین و دشمنی باعث می شود که برخی کارهای خوب افراد بزرگ را نیز تبدیل به نقطه ضعف کنند و این در حالی است که تکرار روایت این افراد کم کم آن را تبدیل به واقعیت در ذهن من و شما می نماید. موحد خود زاده ی فقر منطقه بود و فقر این مردم را با ذره ذره ی وجودش درک کرده بود. این هم ذات پنداری با فقیرترین اقشار اجتماع خصلتی است که تنها افرادی که خود از ابتدا مثل همین مردم و در کنارشان زندگی کرده اند توان آن را دارند. البته حفظ خود و فراموش نکردن گذشته توانایی و موهبتی است که معدود افرادی از آن برخوردارند. موحد زاده ی فقر این منطقه بود و گذشته ی خود را فراموش نکرده بود . این مهم باعث می شد که بداند رفع گره از مشکلات مردم منطقه مثل رفع گره از مردم مثلا تهران نیست که آنها را مرفه تر نماید بلکه رفع گره از مشکلات عمیق زندگی آنهاست و گاها نجات زندگی شان. موحد به افراد دیگر که شاید فقر نبودند هم تا حد امکان کمک می کرد ولی بیشتر همتش بر رفع مشکلات مردم فقیر و کم بضاعت منطقه بود. گواه من یک طبقه خانه ی مسکونی موحد در تهران است که آن را به عنوان استراحتگاه در اختیار مردم قرار داده بود . مردمی که پرداخت کرایه مسافرخانه هم برایشان سخت بود. کدام نماینده را سراغ دارید که در جایی که خود و خانواده اش زندگی می کنند یک طبقه را به طور کامل در اختیار مردم منطقه ی انتخابی اش قرار دهد . مردمی که ۲۴ ساعته چه در مجلس و چه در منزل مشکلاتشان را برای حل کردن با وی در میان می گذاردند. تصور کنید یک خانه را که همیشه پر است از چوپانان و کشاورزان و … که از دورترین نقاط آمده اند و بعضا رعایت بهداشت و بوی خوش و … را نمی کنند.

خدا را شاهد می گیرم که بسیار شاهد بودم موحد از ساعت هفت صبح تا ده شب بدون استراحت به خیل عظیم مراجعان جواب می داد و گاهی خوردن غذا را فراموش می کرد.

خدا را شاهد می گیرم طبقه ی مذکور بیشتر اوقات پر بود از مهملنهایی که از دورترین نقاط روستاهای اطراف آمده بودند و تصور کنید در یک محله ی نسبتا خوب در تهران رفت و آمد و حضور این همولایتی ها که همانطور که می توانید تصور کنید گاها با ظاهری که برای همسایگان عجیب بود – و حتی بعضا در عرف منطقه ی خودمان هم نامناسب خوانده می شود- رفت و آمد می کردند و به رسم منطقه ی خود بلند حرف می زدند و رفتار می کردند و حتی گاه و بیگاه قصد داشتند که به طبقه ی دیگر بروند و با ایشان ملاقات کنند و … چه مشکلاتی ممکن بود برای خانواده ی آقای موحد بوجود بیاورد. ولی این نه تنها مایه شرمندگی و عصبانیت آقای موحد نبود که همیشه به آن افتخار می کرد و می کند.

در آخر :

شاید هیچ فرد مطلعی را در استان پیدا نکنید که محبوبیت موحد در میان مردم را انکار کند. مسلما نمی توان این محبوبیت را حاصل پروپاگاندا و فریبکاری رسانه ای دانست . رسانه های استان تازه چند سالی است که عمومیت یافته اند و در زمانی که موحد روز بروز بر محبوبیت خود می افزود خبری از این رسانه ها نبود. مطمئن باشید که این مردم تفاوت زندگی خود در سالهای قبل و بعد از نمایندگی موحد را دیده اند که اینگونه از وی حمایت می کنند وگر نه نماینده حاضر کهگیلویه که هم برعکس آن دوران رسانه در اختیار دارد و هم مسئولین و دولت سالها همفکر و هم رای وی بوده اند در دوره ی دوم اگر به لطف بی رقیبی نبود به اعتراف اکثر مطلعان امکان رای آوری بسیار پایینی داشت. موحد در هر دوره از دور پیش بیشتر رای می آورد و همه قبل از شروع انتخابات وی را پیروز بلامنازع می دانستند. عامه مردم شاید توان ارائه تحلیل های منطقی و محکم را نداشته باشند ولی تجربه ثابت کرده است که به طور ناخودآگاه مهر کسی را در این عرصه به دل راه می دهند که او را بیشتر حلال مشکلات خود, خانواده و منطقه شان می دانند. پس خواهش می کنم در مقابل اینهمه تخریب و تهمت که به ذهنتان سرازیر می کنند یکبار هم خودتان شخصا و به صورت میدانی دنبال حقیقتِ موضوع بگردید و از مردم روستاهای دور و نزدیک و شهرهای منطقه ی انتخاباتی کهگیلویه, بهمئی,چرام و لنده بپرسید چرا موحد اینقدر بینشان محبوب است؟

(مطلب منتشر شده نظر نویسنده محترم است و انتشار آن در سایت استان به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نمی‌باشد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • دهدشتی می‌گه:

    با سلام …آقای موحد زحمت کشیدو نمیتوان نفوذ خوبش در نهادهای مختلف را انکار کرد ولی اشتباهاتی هم داشت که از جمله آن بها دادن و تاثیر پذیرفتن از برخی افراد ملازمش و… بود.اگرچه موحد باید به خاطر اشتباهاتش تنبیه سیاسی میشد اما انتخاب به قول شما مدیر موفق ملی در حال حاضر ، یک قدم به عقب است چرا که ایشان سیاسی نیست و این میتواند ضربه ای اساسی به کهگیلویه بزرگ باشدکه فردی کارکشته از نظر سیاسی در اختیار ندارد تا تعادل سیاسی را در مقابل نماینده پرنفوذ شهر مجاورمان که قطعا برای شهرخودش تعصباتی دارد برقرار نماید.به هر حال مردم کهگیلویه بزرگ این …… هم احتمالا به دلیل بی کفایتی …… سودی نخواهند برد

  • احمد می‌گه:

    اقای موحد تا حالا چیکار کردی غیر از وابستگان .بهتر کنار بکشی تا ابرو ی از دست رفته بیشتر نره

  • بنده خدا می‌گه:

    با سلام.جناب سید دانشی عزیز.به قول معروف خواب رفته با تلنگری بیدار میشود و خواب زده هرگز.عده ای خود را به خواب زدند که کاری از دست شما و هیچ کس دیگر بر نمی آید.خدا به راه راست هدایتشان کند.ولی در جواب جوابهای بی سر و ته بعضی از دوستان باید عرض کنم مگر خدایی نکرده حالا ما برکت انقلاب اسلامی رو نداریم که شما میفرمایید کارها به برکت نظام بوده.چرا بعد از موحد سیل سیل نیروی کار به خوزستان نمی رود؟ چرا یک قدم از قدم اول ایشان در باب پتروشیمی جلوتر نرفتیم؟ چرا دیگر خبری از فسفات و سیمان نیست؟ چرا و هزاران چرای دیگر که نیست.
    من یک جواب میدهم و خلاص
    خدایا
    به حق جد موحد قسم رسوا کن هر پلید ذاتی را
    آمین

  • سیدعابدکریمیان می‌گه:

    مــــــــــوحد خوشـــــا دردے ڪہ درمانش تو باشے خوشا راهے ڪہ پایانش تو باشۍ .
    خوشبخٺے از آڹ ڪسے است که در پۍ خوشبختی دیــــــــــگران باشد
    و تو خوشبخت ترین و موفق ترین هستی . درود خدا برشما و جد بزرگوارتان باد ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
    ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

    سیدعابد✍

  • لیکک می‌گه:

    باسلام موحد فقط برای رفیقهایش کارمیکر

  • لیکک می‌گه:

    باسلام …………………………………………………………………موحد فقط برای رفیقهایش کارمیکر

  • هاشم تقی زاده سوق می‌گه:

    در جواب آقا یا خانم Ssss.
    دوست عزیز از ابتدا خدمتت عارض شوم که ادب مرد به ز دولت اوست.
    شما یک نگاهی به مردم سوق بینداز بعد چنین نظری را ارائه بده.
    پایگاه موفقیت موحد سوق و سوقیان بود ولی متاسفانه آن جایگاهی را که استحقاق آن را داشته ایم به آن نرسیده ایم و مردم سوق که همیشه از نظر دانش سیاسی پیش قدم و یک قدم از دیگر نقاط استان جلوتر هستند این افتخار را داشته و خواهند داشت که از انقلابی ترین نیروی نظام در این چهارشهرستان حمایت کردند و خواهند کرد.

  • علی می‌گه:

    با سلام استاد عزیز جناب اقای دانشی شما یک عمر در کسوت معلمی بودید و معلم باید ارشاد کند نه کار دیگران را بزرگ جلوه دهد.از شما بیشتر انتظار میره. شناختون بالاتر از این حرفها بود. اگه جایی اسفالت و…. شد این که از جیب موحد نبود این دولت و سرمایه این ملت بود.

  • یاسر می‌گه:

    در جوابدوست عزیز بی طرف
    برادر یا خواهر من
    جاده باغچه سادات تنها برای اقوام بزرگواری منفعت داره؟ این که مسیر دهدشت به یاسوج رو نزدیکتر کرده به دیگران نفع نمی رسونه؟ فقط فامیل بزرگواری از این مسیر عبور می کنن؟
    شما از اون مسیر رد نمی شی؟ از طبیعت زیبا و هوای خنکش لذت نمی بری؟
    یا شما و دیگران از جاده باشت می رید یاسوج و اون جاده مختص فامیل بزرگواری یه؟

  • حمیدی می‌گه:

    حمایت موحد از احمدی نژاد او را سوخت .نمیشه هم برای رفسنجانی ستاد زد هم با ادعای اصولگرا ییبودن از احمدی نژاد حمایت کرد .موحد محبوبیت دارد اما دیگر نشاط لازم را ندارد

  • البرت انیشتین می‌گه:

    حیات سیاسی موحد در شهرستان کهگیلویه زمانی پایان پذیرفت که وارد حوزه انتخابیه بهبهان شدند.
    این مهم بیانگر ان است که ایشان به دنبال ابادانی کهگیلویه نبوده اند و تنها در پی حفظ جایگاه و مصونیت خویش، برای نیل به اهداف اقتصادی خود و جیره خوارانش بوده است.
    به عنوان یک کهگیلویه ای اصیل که ۲۰ سال تمام رنج دوران کشیده ام و از بن مایه اجتماعی و اقتصادی خود و خانواده ام برای ایشان خرج کرده ام عاجزانه تقاضا دارم، اگر به فکر پیشرفت منطقه هستند به هیچ وجه قصد وارد شدن به عرصه انتخابات را نداشته باشند، زیرا خانواده های اصلی که قبلا از ایشان حمایت می کردند دیگر با طناب حاج اقا وارد چاه نخواهند شد.

    به قول فرمایش خود حاج اقا: بینی و بین الله کلامم جز صداقت بر هیچ پایه ای مبتنی نیست.
    یا حق

  • دهدشتی10 می‌گه:

    آقای دانشی تو بزرگ تر از این حرف ها هستی – تو ……….. نبودی چرا حالا…

  • مرد می‌گه:

    البته باب دیگر قدرتمندی آقای موحد نهیبی هست که بر سر مالدوستان اطرافش (لیدرها)میزند و مثل برده با هاشون برخورد می کنه . واقعاً حقارت آمیز است .

  • سید می‌گه:

    جناب دانشی حیف وقتی که برای این مرقومه ………. اغراق آمیز گذاشتید. و واقعا متعجب از ………. شما هستم

  • ssss می‌گه:

    نویسنده ع عزیز فازت چیه؟؟؟؟؟؟موحد اسفالت کرد درست ولی تا حونه خسی شه.موحد پولدار که ولی سی سوقیله.

  • اداره برق می‌گه:

    درود برموحد حیف نیست صندلی که موحد روی آن نشست بزرگواری روآن بشیند

  • بی طرف می‌گه:

    آقای دانشی چراروزروشن کم زیادمیکید من نه اعتقادی به موحددارم نه اعتقادی به بزرگواری ولی تایاددارم زمان بهرام تاجگردون تاسرفاریاب آسفالت بودوبعدازآن خاکی بود ودرطول شانزده سال موحد همچنان خاکیبودولی درزمان بزرگواری بخاطراینکه زادگاهش بودشروع کرد به درست کردنش وگرنه بزرگواری هیچ کاری هم نمی کردبرتی جاده فقط وفقط بخاطر اقواماش وفامیلش این کارکرد ،نه موحد ونه بزرگواری به فکر مردم کهگیلویه نیستند

  • فرهنگی؟ می‌گه:

    موحد خوب؟ باشه خوب…
    آقا اصلا کُر غیر از موحد مِن خاورمیانه نی! باش!
    ایسو ای گپ “مدیر موفق ملی” که افتادین ودینشه بنیم کورن دلمو؟؟؟؟
    کر موحد لااقل یه درسی استادی حوزه ای دیده بی
    اما ای برادر پیمانکار چه؟؟؟
    جون خوت چطو ریتو هه؟؟
    تازه همو موحد قدرتمند هم سی مردم ۲۵ سال پیش نماینده خوبی بی
    ایسو تازه بعد از ۲۵ سال افتادین ودین یه ورژن پیمونکار بیسوادش؟
    ای خدا هوووووووووووووووی…….

  • حکیم می‌گه:

    البته آقای موحد برای منطقه زحمت کشیدند. ولی این به این معنی نیست که کسی بهتر از این نمیتوانست کار کند. کارنامه ی ایشان چندان درخشان نیست. در زمانی که شما میفرمایید در کهگیلویه محرومیت بود خوب است بدانید در تهران پایتخت کشور هم بیشتر مناطق حتی گاز کشی نداشت. ولی امروز تقریبا همه ی کشور از آنچه به کهگیلویه تعلق گرفته و بهتر از آن برخوردار است. همه ی این خدمات را نظام مقدس جمهوری اسلامی در همه جای ایران انجام داده. (اگر سری به مناطق جنگ زده ی غرب کشور بیاندازید به عمق حرف من میرسید.). ما همواره در جایگاه آخر توسعه نیافتگی کشور بودیم و هستیم. به همان نسبتی که سایر استانهای محروم رشد کرده اند رشد داشته ایم. در مواردی هم کمتر از دیگران رشد داشتیم. بله. تمام ایران به یمن انقلاب نسبت به گذشته ی خودش رشد داشته ولی ما هیچ برتری خاصی نسبت به سایر استانها نداشتیم. پس از آقای موحد بت نسازید. سوالی که با باید بپرسیم این است که در مدت نمایندگی ایشان، سرعت رشد مالی خانواده و لیدر های ایشان بوده یا سرعت رشد کهگیلویه. اگر به این سوال پاسخ دادید حوزه ی بی نظیر خدمتگذاری آقای موحد مشخص می شود.

    • مخاطب می‌گه:

      احسنت! نکته دقیقی بود

      • بنده خدا می‌گه:

        ای خدااا
        یا نمیدونید یا کذب میگویید داداش
        آخه شمایی که میگی برو غرب و غرب بیا خوزستان تا نشونت بدم قطب نفت و گاز کشور هنوز از کپسول یا همان سیلندر گاز برای مصارف خانگی استفاده میکنند.برو تا ببینی بیشتر مردم حتی جایی که برادر ،پسر عمو یا پسر خاله یاهمسایه ووو شما دارن با دیپلم کار میکنن طرف با کارشناسی و با ارشد هم نمیتوانن به کارگرفته شوند چرا که لنده و قلعه رئیسی ما گاز دارد ولی ماهشهر و بندر امام و آبادان و خرمشهر کپسول گاز.انقلاب اسلامی برای اونها هم بود ولی موحد یکی بود که خوشبختانه برای ما بوده و هست…

200x208
200x208