تاریخ درج خبر : 1392/05/08
کد خبر : ۴۷۱۵۵
+ تغییر اندازه نوشته -

دست کم دشمنم باش!

سایت استان: رهزاد خدیش
چند صباحی پیش در نقد جلسه ای که از طرف انجمن قلم دهدشت با عنوان ” کلماتی که می چکد” و با حضور دکتر کزازی ، برگزار گردید، به قلم اینجانب مطلبی از سر عصبیت نگاشته شد که رنجش خاطر برخی از دوستان را در پی داشت و به همین دلیل، سیلی از توهین و فحش و ناسزا را به حقیر اهدا نمودند!
از همه ی این دوستان سپاسگزارم، چرا که حداقل نشان دادند نسبت به سیاهه بنده، بی تفاوت نبوده و تمام توانشان را برای واکنش به آن نشان داده اند.
قصد من جواب دادن به هیچکدام از این دوستان نیست. حتی نمیخواهم به پاسخ آقای نوروزی – که افتخار آشنایی با وی در شب واقعه برای من اتفاق افتاد – تحت عنوان ” عیب می جمله بگفتی / هنرش نیز … ” جواب بگویم، چرا که در این صورت فضای نقد به سمت و سوی مجادله پیش خواهد رفت و جدل، درست آن چیزی است که نباید از نقد و انتقاد زائیده شود !
لیکن بر خود واجب دانستم چند نکته ای را پیرامون نوشته ی خود یعنی ” کلماتی که از خجالت آب شد و چکید ” بنگارم تا از سوءظن و کج فهمی برخی از دوستان جلوگیری کنم.
در آن نوشتار، قصد من توهین به هیچ شخصیت حقیقی نبوده و هر چه بوده در نقد یک شخصیت حقوقی یعنی یک نشست و یا یک جلسه بوده است. این که مجری، راننده، و یا پرسنده یک جلسه در شان و اندازه های یک جلسه نباشند توهین به شخصیت این افراد نیست! بلکه تنها نشان دهنده این است که شان جلسه رعایت نشده است.
اگر شخصی نتواند مجری خوبی برای یک جلسه باشد، فقط و فقط مجری خوبی نیست و هیچ چیز دیگری از خوبیهایش کم نمیشود. اگر کسی نتواند راننده خوبی برای کزازی باشد، فقط راننده خوبی برای کزازی نیست و نه هیچ چیز دیگر!
ممکن است شخصی دکترای جامعه شناسی داشته باشد، مدیر بسیار خوبی هم برای انجمن اهل قلم باشد ولی توانایی اداره یک جلسه ادبی به این سنگینی و مهمی را نداشته باشد و این نه توهین است و نه تخریب شخصیت !
اگر نقد، گوهر مدرنیته است و جامعه را به سمت مدنی شدن، سوق می دهد، می بایست در وهله ی اول یاد بگیریم خود نقاد باشیم و جایگاه و پایگاه خود را بشناسیم!
اگر انتقاد خوب است ابتدا باید خودمان را در معرض نقد دیگران قرار دهیم، سپس منتقد دیگران باشیم.
نکته دیگری که باید متذکر شوم این است که بسیاری از دوستان چنین برداشت کردند که نوشتار بنده در دفاع از عصبیت فلان مخاطب بوده است و این برداشتی کاملاً غلط و بی ربط است، چرا که چند جمله ی پایانی نوشتار، خود گویای همه چیز بود.
این که خروجی آن جلسه چیزی جز عصبیت نبود، این که نوشتار من حاصل عصبیت بود و این که گفته شد طبیعی است که چنین جلسه ای، مخاطب را عصبی کند و نهایتاً اینکه طبیعی تر آنست که جناب کزازی این عصبیت را به خوبی درک کند، همه و همه در مذمت عصبیت است نه در دفاع از آن.
در روزگاری که همه شرایط علیه ماست و ما را به عصبیت بیشتر فرا می خواند، بر ماست که زمینه های عصبی شدن را برای همدیگر فراهم نکنیم؛ چرا که عصبیت ما را به سمت خشونت پیش می برد و فاصله مان را با جامعه مدنی روز به روز بیشتر و بیشتر می کند.
*تیتر: نوشته از نیچه

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    دوست بزرگوار حالا این مطلب .امان نامه است یا توبه نامه . معلوم است هنوز ساختار ….. شکل نگرفته.

200x208
200x208