تاریخ درج خبر : 1394/02/04
کد خبر : ۴۷۲۰۲۸
+ تغییر اندازه نوشته -

«قند دوپهلوی اصلاح طلبی کهگیلویه»

سایت استان: سیدعلی عباس محدث

اینجا تکه ای کوچک از جغرافیای ایران و جفرافیای سیاسی بزرگی از کشور ایران است. خدا را شکر که سیاستمان را همتایی نیست. یعنی آنقدر تک هستیم که فراتر از اندیشه های پدر علم سیاست، یعنی ارسطو، اظهار نظر می کینم. خدا را سپاس گذاریم که اگر پای اقتصادمان می لنگد، اسب سیاست مان چهار نعل می تازد. اگر فرهنگ مان مثل کودکی به دنبال بادکنک هست و در مسیر زرق و برق های دهکده ی جهانی چشم گِرد کرده و دهان باز نموده و عقل و دل به فرهنگ پذیری داده است، سیاستمداران مان هنجارهای سیاسی را به نرخ روز تعیین، نه تنها فکر، بلکه شخصیت، زندگی، خانواده و ایل و تبار رقبا را مطالعه می کنند، کنفرانس می گیرند، شب نشینی دارند و هلهله انداخته اند که جسارتاً باید گفت ماشاءالله به اینهایی که بر عکس دنیا خروس شان کبگ می خواند. آنقدر سیاست را به جنگ و جنگ را به اقتصاد و همه را به دین و دین را به شخص و اشخاص را تنها دلیل زنده بودنمان قرار داده ایم، که فراموش کرده ایم برخی از آسیب های اجتماعی مثلاً خودکشی با تفنگ و سَم و قرص، مرتفع نشده، خودکشی از طریق طناب دار و تزریق و غیره به آنها اضافه شده است. یعنی کار خاصی برای روش های قدیمی انجام نداده به تحلیل شیوه های نوظهور آسیب ها می پردازیم، بنابراین مثل گذشته، به سیاسیونی که فارغ از این ماجراها، در دنیایی سیر می کنند که باید سری در میان سیاست مداران باشند، محافظه کارانه، پیروی می کنیم.
واقعیت این است که مردم ما سیاست زده نمی شوند. چون سیاست بصورت خاص در شهرستان کهگیلویه، با عرف و سبک زندگی یعنی با فرهنگ و زندگی اجتماعی مردم عجین شده است. از نظر زمانی، حداقل دو سال مانده به انتخابات، تمامی فاتحه خوانی ها، سخنرانان مجالس ترحیم، جایگاه های برگزاری مراسم، تغییر و تحول مدیریتی، مراجعین کارمندان در تایم اداری، شیوه ی انتخاب همسر، مدعوین به مجالس عروسی، افراد واجد شرایط نشستن در ردیف های اول و دوم صندلی های جلسات سیاسی- اداری- فرهنگی و اجتماعی، پرداخت وام و آسفالت کوچه و غیره، صبغه سیاسی می گیرند. در این دوسال هر کس بمیرد، بیشترین فاتحه نصیبش می شود و مهمتر اینکه مفتخر به دریافت فاتحه از لسان مبارک سیاسیون اداری، اجرایی، داخل و خارج از استان می شود.
در این سالیان متمادی- بیکاری- رکود اقتصادی بویژه در منابع زیر ساختی- بی توجهی به کشاورزی- انتخاب مدیران ناکارآمد با نگاه سیاسی خاص، بویژه در حوزه وزارت کشور، تأثیرگذاری بلامنازع ریش سفیدان غیر علمی ولی واجد احترام اجتماعی، در نتیجه انتخابات- عدم مسئولیت پذیری کارشناسان نو اندیش،تحول گرا، کاربردی نگر و خردمند شهرستان در جهت فرهنگ سازی سیاسی و طمع ورزی برخی از افرادی که می توانستند خادم منصفی برای مردم باشند ولی خودخواهانه خاری در مسیر توسعه شهرستان و ترقی تفکر سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مردم بودند، تنها ثمره بخشی از ایده های طنز آلود سیاسیونی است که این روزها برای انتخابات پایان سال، ولوله انداخته اند.
از دَکّه سرد و بی روح اصلاحات کهگیلویه که ترس غرش های حق بجانب تفنگ داران اصولگرایان بویژه حاج آقای بزرگواری و البته موضوع رد صلاحیت ها که ترسشان هم شایسته ملامت نیست، بجز یادی از گذشته، نامی از کسی باقی نیست. از طرف دیگر در محله اصولگرایان که یقین به تأیید صلاحیت خود دارند، به هر شیوه ای که دوست دارند رجز می خوانند و به دنبال چگونگی تشکیل کاروانهای انتخاباتی هستند. این آسودگی خاطر اصولگرایان از چند جهت قابل بررسی است:
– اول اینکه؛ اصلاح طلبی در کهگیلویه نعشی نیمه جان و دارای دو قلب مریض احوال است که فقط برای خالی نبودن از میدان رقابت، گاهی از یکی یا هر دو، تپش نبضی می شنویم. بنابراین از قلب مُرده، هیچ واهمه ای نیست.
– دوم اینکه؛ پس از دو قطبی شدن اصلاحات در کهگیلویه، همواره تعصب کور و بی منطقی محض بر همه گزینه هایی که می توانستند عرض اندام کنند یا مشاوره بدهند و یا محوریت را به عهده بگیرند، مستولی شده و به این باور رسیدند که تنها با تحقیر و تضعیف یار جدا شده خود می توانند کسب آراء نمایند. اینگونه بود که در اوج فعالیت دوم خردادی ها و با حضور بزرگ تئورسین اصلاحات بر مسند اجرایی شهرستان کهگیلویه، نماینده اصولگرایان( حاج آقای موحد) با اختلاف غیر قابل کتمان، برنده انتخاب می شود. پس اطمینان جبهه اصولگرایی برای همیشه به یقین محض رسیده است.
– سوم اینکه؛ کسانی که عقلاً اصولگرا هستند در میدان رقابت حضور ندارند. این گزینه هایی که همآورد می طلبند، یا زبان توهین و تختطئه ی خوبی دارند، یا به مکنت رسیده و یا هم ایده قوم گرایی را به خوبی تفسیر می کنند. لذا از کسانی که فکرشان به کار علمی باشد و تدبیری بر گشایش مشکلات ملی و ملیتی شهرستان داشته باشند، نه در این جمع وجود دارد و نه از خانه همسایه احتمالش می رود.
– چهارم اینکه؛ انحراف به راست مصلحتی یا منفعتی برخی از کارگزاران اصلاحات کهگیلویه به سمت کاندیدا های اصولگرایی ریاست جمهوری، یا معامله گری آنها با نمایندگان اصولگرایی کهگیلویه در ادوار مختلف، از چشم مردم به دور نبوده و این موضع سراسر ضعف و مغایر با منش سیاسی را مبنای اقتدار و تعقل اصولگرایان می دانند. این تنور داغ، آماده چسباندن نون کاندیداهای اصولگرایی است، حالا به هر سلیقه ای که سخن برانند و هر آوازی که به میل دلشان سر دهند.
– پنجم اینکه؛ قوم گرایی، منطقه گرایی، سفسطه بازی برخی از لیدرهای منفعت طلب و وعده های معمولاً بلااثر و محتاج پروراندن مردم توسط برخی از این چهره های سیاسی، موجی را ایجاد می کنند که معمولاً عوام و عالِم، با معیاری غیر از عقل، انتخاب می کنند. این ترفندها تا جایی پیش می رود که برخی با وقاحت تمام ادعا می کنند که از پایتخت آنها را می خواهند، یا بی شرمانه اختلاف آراء خود را با نفر دوم در زمان سخنرانی ها بر می شمارند که یعنی ما پیروزیم حالا هرکس می خواهد رقیب باشد.
– ششم اینکه؛ از نحوه انتخاب مدیران شهرستانی و استانی، و شیوه های غیر منطقی که به اسم تفاهم و همراهی با ناکارآمد ترین افراد دارند، به هیچ اعتراض و منطقی به غیر از خود توجهی نداشته و «حاسبوا قبل أن تحسابوا – خود رامورد محاسبه قرار دهید قبل از اینکه مورد محاسبه واقع شوید» را فقط برای دیگران قبول دارند. بنابراین در دولت تدبیر و کلید،چینش اصلاح طلبان به مصداق پیمانه اصولگرایی است والبته آنچه مشهود است، در شهرستان کهگیلویه و شهرستانهای تازه استقلال یافته از آن، گشت های فاتحه خوانی انتخاباتی در دست اصولگرایان است.
– هفتم اینکه؛ از آنجا که اصولگرایان همواره بر این قول یقین دارند که خود بازرسند و باید گزینش کنند و نظارت کنند و تصمیم نهایی را اتخاذ کنند و ملاک خیر و شر و خوب و بد هم هستند، پس نیازی به بهتر شدن و بهتر انتخاب کردن و فهمیدن و تدبُّر کردن، نمی بینند و لذا تحول پذیری را معادل حاشیه گرایی و عقلانیت را مبنای غرب زدگی می دانند. در این وسط پس از جدایی گچساران و خاموش شدن چراغ واحد حاج بهرام تاجگردون، انگار یه کیلو آهن از یک کیلو پنبه سنگین تر شده و این دولت هم که می توانست بازیابی ساختار اصلاح طلبی باشد و نیروهای جدا شده خود را بازیابند و اختلافات را کنار گذارند، به هوای استعفای آقای عارف در انتخابات ریاست جمهوری و تفسیر که حضرات از آن به نفع جبهه اصلاح طلبی داشتند، مجدداَ مکر ریاست و غرور موج سواری چند روزه دامنشان را گرفت و اکنون که باد از غبغب شان افتاده، چهره ها را شفاف تر دیده و تنهایی خود را در میدان سیاست مشهود تر می بینند. آنچه را سفید می دیدند و حَبّه بود و در جعبه امید، قند نبود نمک بود.
البته موارد دیگری از جمله، رفع نیاز بزرگان قبایل و طوایف و پیگیری مشکلات مردم با وعده حل آنها پس از ورود به مجلس، و مهمتر از آن همراهی سیاسی رؤسای نهادهای اجرایی، قضایی و قانون گذاری در سطح کلان، تقریباً چگونه انتخاب کردن را مشخص نموده و بر این باورم که تماماً در بی مزه بودن قند اصلاح طلبی کهگیلویه در این دوره نیز، دخیل هستند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • علي می‌گه:

    واقعاً جالب بود. متشکرم جناب استاد

  • دهدشتی10 می‌گه:

    سلام – بعد از مدتها مطلبی عالی با بیان بسیار شیوا و روان در سایت های استان دیدم خوشحال شدم حرف دلم را …..واقعیت همین است …

200x208
200x208