تاریخ درج خبر : 1394/02/06
کد خبر : ۴۷۳۳۱۲
+ تغییر اندازه نوشته -

«بازخوانی یک فاجعه پس از یک قرن»

سایت استان: محمد زرین

این روزها نام ارمنستان در کنار واژه نسل کشی زیاد شنیده می شود.روز جمعه چهارم اردیبهشت مصادف بوده با بیست وچهار آوریل.روزی که درآن در یکصد سال پیش،درخلال جنگ اول جهانی،یکی از کهن ترین قومیت های آسیای میانه،غالب جمعیت خود را از دست داد.به همین مناسبت از سوی ارامنه سراسر جهان مراسمات یادبودی برگزار گردید.در پایتخت ارمنستان روز جمعه درکلیسای اصلی به قربانیان قداست بخشیده شد.در ایران هم ارامنه تجمعی برابرسفارت ترکیه برگزار کردند.
فاجعه ای که درآن بین یک تا یک ونیم ملیون ارمنی بخاطر تعصبات نژادی از سوی ترکهای عثمانی قتل عام شده و باقی مانده شان از سرزمین آبایی شان رانده شده به سرزمینی کوچانده شدند که اکثریت آنها هرگززنده به آن سرزمین هم نرسیدند.
آنچه ذیلا می آید مختصری از یک مقاله مفصل و پژوهشی است به قلم نگارنده.
به باور مورخان از آغاز آفرینش تا کنون بیش از چهارده هزار جنگ رخ داده است.برخی جنگها بسیار کوتاه مدت بوده،برخی دهها سال و برخی دیگر قرن ها به درازا انجامیده است.ریشه بعضی جنگها توسعه قلمرو بوده،ریشه برخی دیگر اختلافات قومی.اما بعضی اوقات جنگها درون یک سرزمین رخداده است،گاهی میان دو قوم و نژاد مثل فاجعه روآندا،و گاهی هم بین حاکمیت یک کشور و یک قوم.که این آخری به لحاظ نابرابر بودن و اینکه اصولآ حاکمیت آن کشور ملزم به دفاع از شهروندان خود است بسیار دردناک می نماید.متاسفانه این آخری درابتدای قرن ارامنه را تا مرز نابودی کامل برد،در میانه قرن یهودی های اروپارا سخت آزرد،و در دوره ما هم در سوریه و بعضی کشورها شاهد آن هستیم.
اما نخستین باری که واژه ای به نام(جنایت علیه بشریت)به قاموس حقوق جزای بین الملل افزوده شد،دوره ای بود در آناتولی ترکیه عثمانی ارامنه از دهها قرن باترکها همزیستی مسالمت آمیز داشتند.از اواخر قرن نوزدهم اقداماتی علیه اقلیت مسیحی عثمانی آغاز شده بود.با روشن شدن آتش جنگ اول جهانی از یک سو گسترش ناسیونالیسم ازسوی دیگر،خشونت ها علیه این قومیت بالا گرفت.
ارمنی ها تاقبل ازین خشونتها روابط خوبی با عثمانی داشتند،این قوم غالبآ روستایی اما در دل یک کشور ترک برای خود فرهنگ و زبانی نوشتاری ایجاد کرده بودند تا برای خود هویتی مستقل بیابند،هویتی که در اواخر قرن نوزده کارکرد فرهنگی اش را از دست داده درکنار مذهب مسیحیت موجبات بی اعتمادی را ازسوی حاکمان عثمانی فراهم آورد.
امپراطوری عثمانی که تا آن زمان چندقرن بود که بر بخشهایی از سه قاره اروپا،آفریقا و آسیا سلطه بلامنازع داشت،با رسیدن قرن بیستم سرزمین های زیر سلطه خودرا یکی پس از دیگری از دست می داد،تا جاییکه سلطان عبدالحمیددوم که بخشی از قتل عام ارامنه در دوره وی رخ داده بود در یک سخنرانی معروف که بیشتر به یک مانیفست شباهت داشت اعلام داشت((اروپا پاهای مارا با جداکردن رومانی و یونان قطع کرد.دستهای ما با جداشدن بلغارستان و صربستان و مصر.قطع گردید.حالا هم چیزی نمانده که ارمنی ها شکم مارا سفره کنند،آنها دنبال تسلط بر بهترین سرزمین های ما هستند،این آغاز نابودی کامل ماخواهدبود و ما نباید این اجازه را بدهیم)).
این مانیفست خونبار اسباب تشکیل گروههای شبه نظامی و خونریز در شرق عثمانی شد،مناطقی غالبا ارمنی نشین،معروفترین این گروهها هنگ سواره حمیدیه بود که ارامنه را مثل برگ درخت برزمین می ریختند.جهان درتلاطم تغییر بود.در ارمنستان هم گرایش های چپ همزمان با روسیه تزاری درحال شکل گیری بود و همینطور درقلب عثمانی.این آرمان خواهی وجه اشتراکی شد میان آنان و مشروطه خواهان عثمانی.امید به یافتن حقوقی برابر با ترکها ایجاد شد.امیدی که چندان نپایید.آن سوی مرزها روسیه مدافع حقوق اقلیت هم کیش خود شده بود.این همگرایی را عثمانی به هیچ وجه تاب نمی آورد.حمله های عثمانی ها به ارامنه ادامه داشت.جنگهای دو امپراطوری روسیه تزاری و ترکیه عثمانی که در مناطق ارمنی نشین عثمانی رخ نی داد،سبب می شد عثمانی یک روز در غرب و فردایش در شرق اراضی خودرا از دست بدهد.اما عبدالحمید در شکست های خود در شرق،ارامنه را هم مقصر می دانست،نوعی حس خیانت به کشور،گناهی که هرچند به اثبات نرسید اما مایه عقده گشایی عثمانی بر سر ارامنه را فراهم می کرد.
با ظهور یک طیف سیاسی به نام ترکان جوان که ترکیبی از نارضاییان از عبدالحمید بهمراه یونانی تباران،افسران ترک و ارامنه دربرابر خودکامگی عبدالحمید به پیروزی رسید.در ۱۹۰۸ این طیف مترقی قدرت را در دست گرفتند.دوستی تاریخی ارامنه و عثمانی ها اما عمری نداشت و اینبار خون ارامنه دردر۱۹۰۹ آدانا برزمین ریخته شد.یک صفحه دیگر از قتل عام اینجا ورق خورد.
پان ترکیسم درحال گسترش بود.تا اینکه در۱۹۱۳افسری به نام اساعیل انور بی ” بهمراه سیاستمداری به نام محمدطلعت بی با حمله به مراکز دولتی و کشتن وزیر نیروی دریایی که از مهم ترین وزرا بوده کشتند آن
دو بهمراه فرد دیگری به نام احمدجمال با به دست گرفتن قدرت در عثمانی حکومت پاشاها یا “سه پاشا” را تشکیل دادند.
اما دراین تغییر در ساختارقدرت هم بوی بهبود به مشام ارامنه نرسید.و سرنوشتی شوم به مراتب بدتر از گذشته در انتظار این قوم مفلوک بود.درخلال یک جنگ درمنطقه بالکان،چندملیون نفر از ترکان عثمانی مجبور شده بودند از سرزمینهای غربی کوچ کرده به سرزمینهای شرقی بیایند،جایی که میزبان آنها ارمنی ها می شدند و این میهمانان هم حرمت میزبانی نگه نداشتند.به ارامنه به چشم قومی مزاحم و غیرترک نگاه میشد،که برای داشتن کشوری یکپارچه ترک باید از سر راه برداشته می شد.عثمانی که به شدت تحقیر و ضعیف شده بود از سوی غربی ها به “مرد بیمار اروپا”لقب گرفته بود،اینجا بود که پیوستن به جنگ بزرگ را یک راه چاره برای ماندن دید و بدون اینکه از او دعوت شود،متحد پروس،آلمان آن دوران گردید.
اتحاد با آلمان هم یک معنایش گشودن جبهه جدید در برابر روسیه تزاری می بود.این جبهه جدید از بداقبالی در خانه ارامنه گشوده می شد.این قوم اما،بخاطر هم کیش بودن با روسیه و حمایتهای روس از آنان رخ می داد.سبب شد دهها هزارنفر از ارامنه به ارتش روس بپیوندند،باقی هم اقلا در دل از روس خوشحالتر بودند تا از حاکم خودشان عثمانی،چراکه دست ترکها را آغشته به خون برادران خود می یافتند.عثمانی هم ازین زمان به ارامنه به چشم “خاین و دشمنی در درون کشور”
نگاه می شد.
در این زمان در۱۹۱۵در “گالی پولی”همین شهری که روزجمعه جشن صدمین سال پیروزی توسط اردوغان برگزار شد و اسباب خشم ارمنستان را باعث شد،بریتانیا و فرانسه با پیاده کردن نیرو سعی در کنترل تنگه داردانل داشتند وارد نبرد با عثمانی شدند.این زمان در آوریل واقعه ای رخ داد که سرعت ماشین نسل کشی ارامنه توسط عثمانی را دوچندان کرد.به دست گرفتن کنترل شهر وان توسط ارمنی ها،البته با حمایت روسیه!
۲۴ آوریل از راه رسیده بود،ارامنه دیگر جایی در دل عثمانی نداشتند،سزایی جز مرگ برای آنان قابل تصور نبود.طی عملیاتی اکثر روحانیان و افراد سرشناس ارمنی دستگیر و یکی پس از دیگری اعدام شدند،نوبت به افراد عادی رسید.این بار”طلعت پاشا” بود که دستور جلای وطن را علیه ارامنه صادر کرد.دیرالزور در سوریه فعلی،همین شهری که این روزها هم حال خوشی ندارد،بعنوان وطن جدید ارامنه تعیین گردید.سرزمینی که این بسیاری از این مهاجرین جدید را زنده به آغوش خود ندید.بسیاری از تبعیدی ها در میانه راه باگلوله،قمه،غرق شدن،گرسنگی و تشنگی دادن آنهم در کناررود فرات وخیل عظیمی هم بواسطه بیماری های ناشی از این کوچ اجباری جان باختند.
بیانیه کشورهای اروپایی علیه این اقدام عثمانی بجای توقف این اقدامات سبوعانه،وضع را بدتر هم کرد.گرمای سوزان تابستان۱۹۱۵ صحراهای سوریه هم علیه ارامنه بی دفاع وارد کارزار گردید.
اردوگاه آواره گان درحلب محلی بود که حدود شصت هزارنفر ارمنی را در دل خود نهان کرد.گویا اردوگاه و آوارگی و قتل عام بخشی از سرنوشت خاک این ناحیه است،چه مسیحی وارمنی و چه مسلمان و ایزدی که این اواخر به دست بشار اسد و داعش!
گزارش های مکتوب حکایت از مرگ بین ششصد تا هشتصدهزارنفر نفر که از سرزمین خود به سوریه و عراق فعلی کوچانده شده بودند در خلال سالهای ۱۹۱۵و ۱۹۱۶سالهای بعد روایت می کند.بخش دیگری از جمعیت ارامنه در۱۹۱۶به دریا ریخته شدند.
حمله به ارمنی ها حتی به خاک ایران هم کشیده شد و بخشی از آشوریان آذربایجان را هم توسط عثمانی ها قتل عام شدند.این اقدامات که همه همگی مصداق بارز “جنایت علیه بشریت” و نسل کشی محسوب می شود،سبب گردید کشورهای قدرتمند و مسیحی آن زمان،انگلستان و فرانسه،کشورهای تحت سیطره عثمانی را یکی پس از دیگری از زیر سلطه این امپراطوری منفور خارج و خود برآنان مستولی شوند.هرچند این استیلا هم دیری نپایید و با وقوع انقلابات ملی گرایانه در کشورهای عربی و آفریقایی،هریک مستقل گردیدند.
پایان کار امپراطوری عثمانی هم مثل متحدین دیگرآلمان پایان خوبی نبود.نقشه جدید و از سوی کشورهای پیروز جنگ به عثمانی تحمیل شد،هرگوشه ای ازعثمانی را به شکلی از زیر سلطه عثمانی درآوردند.بخشی از ارمنستان شرقی جهت به ارامنه ای اختصاص یافت که ازین قتل عام جان به در برده بودند.حالا دیگرسرزمین بود،اما شهروندچندانی نبود.
اما آنچه بعد ازین آزمون سخت برای بشریت بجای ماند!
.تاریخ همین را به ما می اموزد که هیچ کس از او چیزی نیاموخت.چرا که اگر کسی می آموخت،هر فاجعه یک بار در یک جا بایستی رخ می داد،نه چندین بار در چندین نقطه.
از سال ۱۹۶۵ که ارامنه برای اولین بار فریادهای فروخفته خود را براین موضوع آن هم در شوروی سر دادند،تا کنون،تلاششان این بوده که درهمه جای جهان برای ظلمی که به آنها روا شده از واژه نسل کشی استفاده شود.ترجمه فارسی از اصطلاح( ژنو ساید).این اصطلاح اول بار توسط حقوقدانی لهستانی ساخته شد،بار حقوقی کیفری مهمی دارد.اگر در این ماجرا ترکیه به نسل کشی محکوم شود،تبعات منفی زیادی برایش خواهد داشت که پرداخت غرامت از آن جمله است.
آیا این واقعه آخرین مورد ازین دست بود؟!
با کمال تاسف پاسخ منفی است.چرا که تنها بیست سال بعد این بار درقلب اروپای متمدن،آلمان نازی به نتیجه رسید که یک قوم دیگر به نام یهود باید از روی زمین پاکسازی شوند.اقلیت کولی ها هم توسط نازی ها قتل عام گردیدند.آیا این بارنسل کشی پایان یافت؟
بازهم پاسخ منفی است.چرا که در قاره سیاه این بار در قعر جهنم جهل و خشونت،کشور “روآندا” پاکسازی قومی رخ داد.در خلال سالهای ۹۳ و ۹۴٫آنگونه که یک ژنرال کانادایی به نام رومیو، که فرمانده کلاه آبی های سازمان ملل را برعهده داشت در کتاب خود به نام “دست دادن با شیطان”می نویسد، قبیله هوتو با تفکری آمیخته با جنون به این باور می رسد که قبیله توتسی باعث سقوط هواپیمای حامل رییس جمهور شده ولذا بعنوان موجوداتی موذی باید از روی زمین حذف شوند.این شد که بین هشتصد هزار تا یک ملیون توتسی کشته و دست کم به نیم ملیون زن تجاوز شد.
مستندی به همین نام از شبکه چهار سیما پخش شد،رومیو پس از بازگشت از روآندا سخت افسرده می شود که چرا کاری از دستش برنیامد و نتوانست در جلوگیری از نسل کشی روآندا بهتر عمل کند.
نتیجه جنایات عثمانی،انحلال این امپراتوری بود،که ازقضا یکصد سال پیش در لوزان سویس،و در همین هتل محل مذاکرات ایران و شش کشور رخ داد.پایان کار سران نازی در دادگاه نورنبرگ معین شد،دادگاهی که توسط فاتحان جنگ تشکیل شد.جنایات روآ ندآ هم در دادگاه بین المللی کیفری رسیدگی شد.اما آیا رسیدگی کیفری به تنهایی دردهای بشریت را تسکین می بخشد؟
نوشتار رو به پایان است اما نسل کشی گویا پایان ندارد.ظهور جدیدترین و خشن ترین جلادان قرن تحت عنوان داعش یا دولت اسلامی درست بیخ گوش ما.
چرا؟چگونه یک تفکر ایجاد می شود که درآن شخص به خود اجازه می دهد بگوید من می مانم اما تو باید بروی!این اندیشه مجرمانه یکبار در مغز یک قوم علیه قومی دیگر جوانه می زند،گاه در یک مغز فرقه ای از یک مذهب علیه فرقه ای دیگر،گاه رنگ پوست!هرچه هست اما باید ریشه کن شود.همین دیروز که لیست شادمانگی کشورها توسط سازمان ذیربط منتشر شد،سه کشور اول دنیا از لحاظ میزان شادمانگی سویس،ایسلند و دانمارک بودند.بی شک چنین مسایلی را قبل از هرچیز برای خود حل کرده اند،به نحوی که دهها قوم و نژاد و مذهب بدون آنکه درکار یکدیگر مداخله ای کنند،در کمال احترام و امنیت کنار هم زندگی می کنند.اما هرجا که مرزبندی ها کما فی السابق برقرار است،غم و اندوه در کنار آتش و خون روزگار مردم را روزبروز سیاه تر می کند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    بنده خدا شما به فکر استان خودتون باشید چکار نسل کشی دارید ,شمابه فکراین باشید,که بانک ملی لیکک دستگاه نوبت دهیش خاموشه ,هنوز مردم مثل دهه شصت میرن توصف پشت سر هم می ایستند,.

  • ناشناس می‌گه:

    دیکتاتوری تحت هرنام وهرکجاباشد چه بامادوست باشد یا دشمن همچون زمینی مناسب است برای رویش هر نوع افت نظیر داعش النصره و….بله درست است اسد دارد با اینها سرسختانه هم میجنگد اما جنگی است بین علت بامعتول خودش

    بحث اصلی مقاله راعوض نکنیم وبه نویسنده محترم هم انگ ناپسند که متاسفانه رایج است نزنیم

  • اکبر وکیای می‌گه:

    مطالب بسیار آموزنده ای بود ممنون

  • خسرو مطلق می‌گه:

    درود بر جناب زرین

    چند سال پیش در کلیسای وانک اصفهان گوشه هایی از فیلم این کشتار را دیدم و بسیار متاثر شدم باور کن مثل رومیو کانادایی افسردگی شدید گرفتم.

  • ناشناس می‌گه:

    سلام
    حالا که ارجاع و کسب خبر از خبرگزاری های داخلی از نظر شما کسر شان و نوعی بی اعتباری در خبر و نمیدونم دیگه؛ غیر علمی بودن و … هست. یه چنتدتا لینک خبری از این خارجکی ها (گاردین و …) گذاشتم ببینید، محتواشونو رو هم بخونید. البته خودتون واقفید که این سایت ها و خبرگزاری ها حتی المقدور از انعکاس و تحلیل داعش و مسایل سوریه به نحو منصفانه و … گریزانند و همه تقصیرها رو مثل من و تو میندازند گردن اسد!!! (داره نسل کشی میکنه دیگه اسدخان) ولی دیگه علمی و معتبر هستند از نظر شما!!!!!

    http://www.theguardian.com/world/2014/dec/25/foreign-jihadis-syrian-civil-war-assad

    http://www.theguardian.com/australia-news/2015/apr/06/coercive-powers-used-50-times-since-mid-2013-foreign-fighters
    http://www.theguardian.com/australia-news/2015/feb/25/almost-all-australians-returned-syria-iraq-before-isis-existed-asio
    http://lhvnews.com/en/news/9650/dash-crimes-in-iraq-narrative-images

    • زربن می‌گه:

      سلام مجدد،.نگاهی اجمالی که به لینک ها داشتم گاردین از حضور مزدوران خونریز خارجی در میان داعش خبر میدهد که کاملا مورد تایید است،در پاسخ بالا پاسخ لازم را داده ام.بله،وقتی جایی امنیت از دست رفت،و هرج مرج جایش نشست می شود بهشت جانیان و ماجراجویان از سراسر جهان.من هم میدانم داعش از سراسر دنیا خصوصا اروپا عضو گیری میکند.اما چرا ما خاورمیانه ها میزبان یک مشت جانی از سراسر جهان بشویم؟

  • زربن می‌گه:

    دوستان عزیر سلام مجدد.
    بنده یک مطلب مفصلی داشتم،خلاصه اش را درباب رنجهای یک قوم که ازقضا هموطنان ما هستند و انصافا در کسبه و بازار خصوصا صنف تعمیرکار تهران سرآمدهستند در انصاف منتشر کردم،پایانش هم اشاره به چند کشور دیگر که درهریک چندصدهزار نفر بی گناه در آتش جنگ قدرت جان باخته یا اگر شانس داشته آواره شده اند.حال اینکه چرا مسیر نوشتار به سمت سوریه چرایش را باید از سیاست زدگی فضا باید پرسید.
    اینکه بنده را ارجاع میدهید به فارس نیوز یا اینکه درباب مساله انگار توان تفکیک موضوعات را خدای نکرده ندارید..
    آقای کاظمی عزیز.اگر داعش و جبهه النصرت را میکرب هیی در منطقه بدانیم،چرا اینها در جایی دیگری رشد نکردند.؟مثل سبد میوه که در محیط گرم به فساد کشیده شود،آنجاست که میوه فاسد می شود.
    سوری ها هم یک روز برخاستند تظاهرات آرامی شروع کردند،مثلا دلشان خاست دموکراسی را مزمزه کنند.چندماه اول هم همه چیز آرام بود.تا اینکه اسد آتش جنگ را روشن کرد و دیگر خاموش نشد.در یک محیط آشوب زده است که امثال میکروبهای داعش رشد می کنند.چه کسی می گوید امنیت الزامآ از گلوله تفنگ خارج می شود.عصر عصر گفتگوست،عصر تفاهم،دوره تقسیم قدرت بالنسبه و همزیستی مسالمت آمیز.نه عصر نصربالرعب.بله.الان که دیگر کار ازکار گذشته باید حامی یک دولت مقتدر بود بود تا از شر امثال داعش خلاص شد.اما دیروز میشد از بوجود آمدن این غده بدخیم ممانعت کرد.
    شما هم لطفا ازیک رسانه بهتر یک مطلب علمی تر رفرنس بدهید.من با مطالب احساسب در حوزه سیاست میانه خوبی ندارم.اگر هم دنبال منابع و مآخذ حقوق جزای بین الملل هستید تا ادعای بنده را بسنجید، کتب و جزوات آقایان
    دکتر محمدعلی اردبیلی،دکتر حسین میرمحمد صادقی،، خانم دکتر شادی عظیم زاده و…پیشنهاد می شود…

    • نکته کنکوری می‌گه:

      از شما بعیده آقای زرین. خانم شادی عظیم زاده که در قامت یک نویسنده کمک حافظه ای و نکته کنکوری هست. همین سایت های خبری با خبرنگارهای غیرمتخصص انعکاسی از واقعیتها هستند، نه بیان کننده تحلیل علمی. کتاب های شادی عظیم زاده برای موسسه دوراندیشان (یه چیزی تو مایه های کانون قلم چی) هست که صرفا گردآوری و…. است. منابع علمی معتبرتری پیشنهاد بدید.

      • زربن می‌گه:

        سلام کنکوری عزیز.بهر حال هر استادی یک روز شاگرد بوده،خانم دکتر عظیم زاده هم شاگرد اساتیدی مثل دکتر اردبیلی و دکتر میرمحمد بوده و کتب و جزواتش نشان می دهد که شاگرد خوبی هم بوده است.درود که بنده را خواندید..

  • غلامی می‌گه:

    بسیار جامع و خواندنی بود جناب زرین

  • امید نوروزی اصل می‌گه:

    خیلی خوب بود جعفر جان

  • ناشناس می‌گه:

    نویسنده محترم!
    میشه بفرمایید سوریه کدوم قوم را در درون خودش داره حذف میکنه؟؟؟
    تعجب کردم از این اظهارتون؟؟؟؟
    به جاش بنویسید داعش داره ایزدی های عراق را نابود میکند.
    نمیدونم والا ذهنت مشغول چیا هست.

    • زرین می‌گه:

      سلام جناب ناشناس.آنچه در سوریه درحال رخ دادن هست شبیه ماجرای ارامنه نیست.اما باتوجه به این که تا الان نزدبک ربع یک ملیون نفراکثرا غیرنظامی کشته و چندملیون نفر هم آواره کوه و بیابان شده اند،این طبق تعریفی که حقوقدانان دارند،از مصادیق جنایات جنگی یا جنایت علیه بشریت می تواند محسوب شود.شان اظهار نظر حقوقی فارغ بودن از هر نوع میا و گرایش سیاسی است،وگرنه با توجه به رابطه ای که ما با آن کشور داریم نام این کشتار فرق دارد و حق با شما خواهد بود..شمارا دعوت می کنم اگر به استاد حقوق دسترسی دارید بپرسید،و اگر ندارید همین واژگان را در گوگل جستجو کنید معنای علمی شان خواهد آمد.بنده حواسم پرت نیست عزیز.
      ممنون که بنده را خواندید…..

      • بهزاد کاظمی می‌گه:

        جناب خان عزیز شما فرموده اید بین حاکمیت یک کشور و یک قوم.
        آیا براستی راهی جز آنچه دولت سوریه انتخاب کرده در برابر داعش و گروه های دولت اسلامی مثل النصره وجود دارد؟
        حال باید داعش را محکوم کرد یا دولت سوریه؟
        از کدام استاد حقوق باید پرسید یا در کدام گوگل باید سرچ کرد؟
        البته اگر استاد محترم جیره خوار سازمان سیا نباشد و بدنبال نابودی تمام کانون های مقاومت در برابر آمریکا….
        برادر من شما که خودت از درد داعش می نالی چرا؟
        براستی لیاقت دولت سوریه در این جنگ نابرابر ایستادن در کنار عثمانی قاتل ارامنه یا نازی قاتل یهود است؟؟؟…

      • ناشناس می‌گه:

        به عنوان یه خواننده که حقوق هم می دانم یعنی خوندم ولی ادعایی ندارم توصیه میکنم این لینک رو نگاهی بکنید. ضمن اینکه هیچ حقوقدانی این سخن شما رو ادعا نمیکند و گوگل عزیز هم چنین اطلاعاتی در تایید آن ندارد.
        http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940208001414

200x208
200x208