تاریخ درج خبر : 1394/02/19
کد خبر : ۴۸۵۶۹۵
+ تغییر اندازه نوشته -

نقد و ارزیابی مهمترین اثر فرهنگی یعقوب غفاری

سایت استان: نورالله جمشیدی

آقای یعقوب غفاری از نویسندگان فهیم، منصف، تلاشگر وممتاز استان کهگیلویه و بویراحمد بنظر می‌رسد که آثار قابل توجهی به قلم وی ودر زمینه‌های مختلف به چاپ رسیده است. ازجمله: «گیاهان خودروی استان کهگیلویه و بویراحمد» ،«بازی‌های محلی استان کهگیلویه و بویراحمد» ،«غذاهای محلی وطرز تهیه آنها» ،«پوشاک سنتی و طرز تهیه آنها» و«تاریخ اجتماعی کهگیلویه وبویراحمد».

کتاب« تاریخ اجتماعی کهگیلویه و بویراحمد» مهم ترین اثر جناب آقای غفاری بنظر میرسد که توسط نشر گلها و در سال ۱۳۷۸ به چاپ رسیده است و اخیرا هم تجدید چاپ شده ودر شهر کتاب یاسوج و دکه روزنامه فروشی آقای حسین زاده واقع در نبش خیابان شهید منتظری شهر یاسوج به فروش میرسد.

-جناب غفاری در این کتاب و موافق با طبع همیشگی خویش و بر خلاف برخی وقایع نگاران استان اهل تملق،گزافه گویی ،مدح اصحاب قدرت وبونامه نویسی نیست وبه هیچ وجه تحت تاثیر برخی راویان با القاب سنتی طبقاتی پوشالی قرار نگرفته است وهمچنان روحیه ی آزاده گویی و وواقع بینی خویش را حفظ کرده است.شایان ذکر است که جناب غفاری نه تنها هیچگونه دلدادگی و وابستگی به قدرت های غیر انسانی ندارد بلکه خود وخانواده محترم ایشان هزینه های متنوع وسنگینی در راستای تحقق عدالت و آزادی پرداخت نموده اند.

از نگاه نگارنده، برخی موارد در این کتاب قابل نقد بنظر میرسد که به شرح ذیل تقدیم خوانندگان عزیز می گردد.

۱- صحیح و شایسته است که عنوان هر مطلب و یا کتابی با متن و یا محتوای آن سنخیت ومطابقت داشته باشد.گرچه دانش و بینش کنشگران یا بازیگران ایلی محدود و بسته بوده است اما اکثر وقایع و موضوعات مطرح شده در کتاب مورد نظر از هر حیث،سیاسی است.پس صحیح این بود که نویسنده ی محترم عنوان کتاب خویش را «تاریخ سیاسی – اجتماعی کوه گیلویه وبویراحمد»انتخاب می نمود.

۲- در بررسی موضوع ودر پاسخ به چرایی علل وقوع یک حادثه یا پدیده، قبل از هر چیز و بعنوان پیش شرط، صحیح وشایسته است که صورت مساله بصورت صحیح مطرح شود. در ثانی:وا ژه ها دارای بار معنایی وتناسب موضوعی هستند وباید در بکارگیری آنها در جای مناسب دقت لازم را بخرج داد.

نویسنده محترم در خصوص «جنگ تنگ تامرادی» گاها صورت مساله را درست مطرح میکند و بدرستی اردوکشی نیروهای نظامی یا دولتی را بعنوان پرسش اصلی و صورت مساله تبیین میکند اما سپس صریحا عنوان یا واژه «شورش» را بکار می برد که خود نافی صورت مساله پیشین وطرح صورت مساله بصورت جدید و به شکلی دیگر است یعنی بویراحمدی ها علیه قوای دولتی شورش کرده اند که عنوان کردن صورت مساله بدین شکل و تلاش در جهت توجیه آن درست نیست.

۳- برای اتکا وتقبل اظهارنظرهای راویان باید مجموعه شرایط مطلوب آنها اعم از جسمی،روحی،فکری،محیطی و…را مورد توجه قرار داد.اظهارات سرگرد امینی آجودان امیرلشکر حبیب اله خان شیبانی توسط منصور رحمانی و در کتاب «کهنه سرباز»، بر میگردد به شرایطی که سرلشکرشیبانی بعد از جنگ تنگ تامرادی توسط دادگاه نظامی محاکمه و به چند سال حبس محکوم شده است.یعنی برخلاف انتظارش،محاکمه وتنبیه شده است ودرچنین شرایطی از کرده ی خویش اظهار ندامت  ونسبت به رضاشاه سیاه نمایی می کند. گرچه این تصمیم و برخورد رضاشاه نسبت به شیبانی منصفانه ودرست نبوده است اما اظهارات شیبانی چیزی شبیه یک درد دل کودکانه و یا شیون زنانه است و از لحاظ علمی مورد قبول و پذیرفته نیست. زیرا اگر شیبانی مورد تشویق قرار میگرفت اظهارنظر وی نسبت به گذشته خویش و رضاشاه چیزی غیر از این بود.

۴-نویسنده محترم در گردآوری وتوصیف وقایع، روش ومشی صحیحی را در پیش گرفته است و در حصول  به نتیجه وجمع بندی تا حدودی موفق بوده است اما ضعف و کاستی های وی در تحلیل و ریشه یابی  وعلل چرایی برخی وقایع آشکار است. من جمله در غارت سمیرم  که حضور بویراحمدی ها  در این غارت ریشه در علقه و خواسته شخصی یکی از سران بویراحمد نسبت به قشقایی ها بوده است وقشقایی ها پاسخ مثبت به خواسته وی را مشروط به حضور و همراهی بویراحمدی ها با خود در غارت سمیرم می دانند و بعدا در اجرا یکسری ظاهر سازی ها برای سرپوش گذاشتن روی این موضوع صورت گرفت.در ثانی هیچگونه تحلیلی از پیمان چم اسپید صورت نگرفته است و هدف قشقایی ها از این پیمان چه بوده است در حالیکه بویراحموی ها و حتی وقایع نگاران استان به این دلخوش بوده و هستند که قشقایی ها با آنها پیمان مشترک داشته اند.(استفاده ابزاری)

۵- گاه در ظهور وبروز یک واقعه یا پدیده  عوامل متعددی موثر و دخیل هستند که این عوامل به دو دسته محوری و عرضی تقسیم میشوند که در این میان نویسنده یا پژوهشگرمحترم، باید ضمن بیان همه عوامل بیشتر مانور و اتکا بر علت العلل یا علل محوری یا رکن رکین داشته باشد.

بر خلاف تصور نویسنده محترم کتاب چنین بنظر میرسد علت العلل واقعه کوه سیاه (۱۳۱۴) طایفه آقایی بابکان ریشه در تقابل پیشین با طایفه جلیل بویراحمد سردسیر وغارت بخشی از طایفه جلیل و متقابلاً شکوائیه های برخی افراد طایفه جلیل به دولت وقت موجبات حمله نظامی به طایفه آقایی بابکان و واقعه کوه سیاه را فراهم آورده است.

۶- اینکه عملکرد کارگزاران حکومت ها ویا رژیم ها، تک بعدی و صرفاً با نگاهی سیستمی، مکانیزه ویکدست بررسی شود، صحیح نیست زیرا اراده ، افکار و خصایص انسانی و غیرانسانی کارگزاران سیاسی،نظامی و… بر برخی تصمیم های بنیانگذاران و سرامدان نظام مؤثر است. شاید یک حکومت یا یک نظام سیاسی نا مشروع باشد اما برخی کارگزاران آن نیات حسنه و عملکرد مشروع و نوعدوستانه ای داشته باشند و بر عکس یعنی گاه یک حکومت یا نظام سیاسی مشروع است اما برخی کارگزاران آن نیات و مقاصد نادرست و شرم آوری دارند و در مجموع حکومت دیکتاتوری صالح بر جمهوری ناصالح رجحان دارد.مشکل همه آنست که ما مشکل خود را / گفتن نتوانیم و نهفتن نتوانیم.

۷- نویسنده محترم بخوبی وبدرستی در شرح وقایع ، کمال بی طرفی را رعایت کرده است اما ازدرک برخی مفاهیم عاجز مانده است بطوریکه در پایان کتاب ، غارتگری را امری موجه ودرصدد توجیه غارت بر آمده است و آن را ناشی از فقر اقتصادی دانسته و در قیاسی مع الغیر(نسبت به دزدی) آنرا بالا نشانده است. در حالیکه با توجه به شناخت و انتظاری که از ایشان می رفت، باید دست به روشنگری میزد همانطور که در پیشگفتار کتاب چنین ذهنیتی را برای خواننده فراهم کرده است.

لازم بذکر است که دوران یا بازه زمانی مورد بحث ، نظام ارباب رعیتی بر ایلات حاکم بوده است و خان در رأس هرم قدرت ایل قرار داشت و کدخدا جاده صاف کن و راه باز کن خان و ریش سفید جاده صاف کن وراه باز کن کدخدا بود. مردم گوش به فرمان خوانین بودند و هرچه خان می گفت ،برای بقیه لازم الاجرا بود.البته این یک اصل بود و استثنا پذیر هم بود. غارت یک امر سیاسی – اقتصادی بود و به فرمان خوانین و برای آنان صورت می گرفت.

توجیه غارتگری بدون توجه به اصول انسانی پذیرفته نیست. گویا بویراحمد جزیره ای مسکون و تافته ای جدا بافته از ایران تصور میشود!! آیا صحیح است که هر کس فقیراست دست به غارت دیگران بزند؟!! با این حساب سنگ روی سنگ بند نمی شود.

در حالیکه غارت نمونه بارز جنایت علیه بشریت است و یکی از موانع توسعه و پیشرفت یک جامعه به شمار میرود و از بعد دیگر، غارت ریشه در فقر فرهنگی دارد ودارای عواقب و پیامدهای زشت تر وبدتری از حیث روانی ، اقتصادی، فرهنگی وانسانی نسبت به دزدی است. زیرا در غارت علاوه بر مال و جان ، حتی نوامیس برخی غارت شدگان علناً به خطر می افتاد.

۸- یک جامعه نه با توصیف بلکه با تحلیل جان وقوت میگیرد و می بالد.اگر چه نویسنده محترم گاها تحلیل ها و نتیجه گیری های خوبی ارائه داده است.اما با توجه به حجم وتعدد مسائل مطروحه در کتاب، فضا برای تحلیل های فنی واصولی موجود بوده است. به عنوان نمونه جای این تحلیل در محور تاریخ مکتوب بویراحمد هنوز خالی است که خانواده ی امامقلی خان وسپس حسینقلی خان رستم به عنوان سران یکی از ایلات همجوار ما در ادوار مختلف با توجه به وسعت دانش وبینش سیاسی خود ،به موقع از بویراحمدی ها سوء استفاده و دست به تحریکات موثر زده اند. یعنی هر موقع خطری از جانب دولت ها آنها را تهدید میکرد بر روابط قوم وخویشی با خوانین  بویراحمد تکیه و اصرار میکردند و بویراحمدی ها را مقابل دولت می نشاندند تا هزینه شوند وخود از هرگونه گزند مصون مانند. از جمله: جنگ دو رگ مدو (مدین) -جنگ تنگ تامرادی – غائله خوانین جنوب در سال های ۱۳۴۲-۱۳۴۱و….- از طرف دیگر هر گاه خطری از جانب بویراحمد سفلی آنها را تهدید می کرد بویراحمد علیا را بر علیه بویراحمد سفلی تحریک میکردند و به نتیجه میرسیدند نمونه بارز آن در کشتن سهراب آرویی- قضیه ایلخانگری عبدا… خان و غیره و در برخی موارد و شرایط، بویراحمدعلیا خواسته یا نا خواسته زیر پرچم و آلت دست خوانین رستم بودند و در کارنامه ی  خوانین بویراحمد علیا باوجود جسارت ،خلاء نوعی تدبیر و هوشمندی سیاسی به چشم میخورد.

۹- نویسنده محترم به استناد برخی منابع ،«سلمان فارسی» را  اهل«رامهرمز» و یا«محله جی اصفهان»دانسته است در حالیکه یکی ازمنابع که اکنون حضور ذهن عنوان آن را ندارم، «سلمان فارسی» را اهل « کازرون فارس» دانسته است. البته این دست موارد به ارزش کتاب خللی اساسی وارد نمیکند.

در پایان از نگاه اینجانب ، اکثر موضوعات و مطالب مطرح شده در کتاب مورد نقد وبحث، قابل قبول ، پذیرفته وقابل دفاع بنظر میرسد واین کتاب اکثر شاخصه ها وفاکتورهای یک منبع معتبر، قابل اعتنا و مرجع در تاریخ استان را دارد.

(مطلب منتشر شده نظر نویسنده محترم است و انتشار آن در سایت استان به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نمی‌باشد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ساسان می‌گه:

    به نظر من کسی که نقد میکنه خوب میتونه به نویسنده محترم کمک کنن چون نه با تاسف حرف زدن و خیلی دقیق توضیح دادن و یه مسئله که خوب اشاره شده اینه که جدا از مسائل اجتماعی مسائل اقتصادی و فرهنگی و خیلی عوامل دیگه رو هم تائثر میگذره تا جامعه و اجتماع شکل خوب و پیشرفت به خودش بگیره برحال ما واقعا به استادهای مثل اقای غفاری وا

  • عبدالله می‌گه:

    اصلاجنگ کوه سیاه چه ربطی به جلیلیها داشته. حکایت دوسربازفراری وپناه اوردن انهابه بابکانیها چه ربطی به جلیل داشته.یاورامام زمان آقای جمشیدی حتی یک نفرازطایفه جلیل دران جنگ حضورنداشته چراتاریخ راوارونه میکنی.ازاکثرطوایف همراه بارزیم بودندبجزازجلیل. ضمنااین نظرات گذاشته شده معلوم است که کارخودتانه مکن برادرمن .طایفه جلیل دران زمان چه ارتباطی بارزیم داشتند.ضمناصمیمیت وارتباطهای دوستیهای این دوطایفه زبانزدبوده وهست چرامیخواهی چیزی که نبوده راالقاکنی.مگه قتل عام هفتادودوانسان ان هم توسط توپهاوبه روزترین اسلحه هاازنظرشماکارخوبی بوده که دوست دارین ان رابه طایفه جلیل وانتقام گیری نسبت دهید.بزرگان جلیل هنوزهستندویقیناهنوزازان نسل کشی متاثر

    • بابا یلونی می‌گه:

      عبدالله دوباره مقاله اقای جمشیدی را بخوان.این چیزهایی که نوشتی چه ربطی به گفته های اقای جمشئدئ دارد.اطلاع و اگاهی نداری اظهار نظر مکن.

  • جمشیدی می‌گه:

    ۰۹۱۷۱۴۶۱۶۳۰ شماره همراه آقای نور الله جمشیدی

  • حسینی می‌گه:

    درود و رحمت بیکران ایزدی بر شما.
    برادر جمشیدی از جمله شخصیت های فرهیخته ای هستند که هم در دوران دانشجویی و هم بعد از آن همیشه بوی شهادت می دادند.
    امید که حضرت امام زمام(عج) این سرباز دلیر را در زمره یاران وفادار خویش قرار دهد.(الهی امین)
    قلمتان مانا باد.

  • ایزدپناه می‌گه:

    با سلام دفتر هفته نامه افکار مردم دریاسوج است وحتما شماره ۲۸ ابان ۱۳۹۳ رادارند

  • بِئاتریس می‌گه:

    آقای جمشیدی یکی از نخبه های استان است که تحت تأثیر مسایل و تحلیلهای سنتی قرار ندارد. البته جمشیدی باید به صراحت و با شجاعتی که در او سراغ دارم بونامه نویس ها را افشا و نقد کند. اگر ایشان را ده بار دیگر هم کتک بزنند و یا مثل من دادگاهی کنند چیزی از دانش و روشنگریهای او کم نمی شود. من خودم کم و بیش در این وادی پرخطر و مسموم گام گذاشته ام و می دانم که کار چنین خواجه نه کاری است خرد. ما راهی نداریم جز نقد گذشته و در این راه فرهیختگان شجاع و بی ملاحظه ای چون جمشیدی چراغهای راه تحلیل تاریخ استان هستند. برخی از به اصطلاح نویسندگان استان باید از روش شناسیو بی تعصبی و شجاعت علمی جمشیدی یاد بگیرند. خیلی جالب بود.

  • بئاتریس می‌گه:

    جناب ایزدپناه .هفته نامه افکار مردم ۲۸ آبان ۹۳ را چطور میتوان تهیه کرد.؟؟ اگر امکان دارد مقاله مزبور را در سایتهای استانی منتشر کنید. تا مشتاقان از دسترسی به آن محروم نمانند.

  • بئاتریس می‌گه:

    نقد جناب جمشیدی ، دارای نکات بکر و با اهمیتی است. که نشان از موشکافیها و تیزبینی های ایشان دارد.کتاب تاریخ اجتماعی استاد غفاری هم از کتابهای مرجع و درجه اول این دیار است. که سالهای زیادی از انتشار آن گذشته است . لازم است خود استاد مجددا آن را بازنگری کنند. استاد غفاری خود بهتر از هر کسی به کاستیهای آن واقف است.هیچ کتابی از اینگونه اشکالات جزئی برکنار نیست. برای هر دو نویسنده عزیز که از مفاخر و سرمایه های این دیارند آرزوی توفیق و بهروزی دارم.

  • دهدشت می‌گه:

    جناب آقای جمشیدی وآقای غفاری ازنویسندگان زحمت کش استان هستند اگه امکان داره آدرس یا شماره تماس بگذارند مانیازبه دانش آنهاداریم

  • جهانگیر ایزدپناه می‌گه:

    نویسند ه سردوگرم کشیده وارزشمند جناب غفاری از فرصت استفاده یاسو استفاده کردم بعنوان دوست تان یاد اور شوم که بقول استاد باستانی پاریزی خود مشتمالی کنیدواثار ارزشمند تان را خودتان نقد کنید ومشکل بررسی انتزاعی رابرطرف نمایید وشرایط کلی ایران وسیاست بین المللی ان برهه هاراهم درتحلیل هابتان بگنجانید در این مورد مقاله نگاهی اجمالی –تحلیلی به جنگهای کهگلویه وبویراحمد درزمان قاجار وپهلوی هفته نامه افکار مردم ۲۸ ابان ۱۳۹۳ قابل تامل است

  • ارشام می‌گه:

    در خصوص بند ۴ (پاراگراف علت واقعه کوه سیاه) و بند ۸ نقد مورد نظر جای تامل و تدبر بیشتری است.

  • جهانگیر ایزدپناه می‌گه:

    جناب اثای جمشیدی باتشکر نقد ارزشمندتان اقایان مجیدی غفاری و هادی پور و….زحمات زیادی کشیده اند که قابل تقدیر است اما تاریخ نویسی شان یک مشکل دارد که ان عبارت است برسی انتزاعی حوادث میباشد که باعث میشود نوشته هایشان شکل وقایع نگاری بخود بگیرد وحوادث وجنگها راانتزاعی و بدون ارتباط باشرایط وروند کلی ابران وسیاست جهانی ان برهه .زمانی مینوسند

    دراین باره نظر تان را به مقاله نگاهی اجمالی –تحلیلی به جنگهای گهگلویه وبویراحمد در زمان قاجار وپهلوی درهفته نامه افکار مردم ۲۸ ابان ۱۳۹۳ به قلم حقیر جلب میکنم

  • دارا می‌گه:

    با سلام
    نقد منصفانه است.

200x208
200x208