تاریخ درج خبر : 1394/02/20
کد خبر : ۴۸۶۷۸۵
+ تغییر اندازه نوشته -

آقای زارعی! این نقد است، تخریب نیست

سایت استان: دادمهر

بنا به خبر منشر شده در رسانه ها، نمایندهٔ محترم جناب آقای زارعی ( البته کلی گویانه و عمومی ) به منتقدان خود واکنش نشان داده و ضمن تخریب دانستن نقدها، چنین گفته است؛

IMG13195816

( امروز صحبت کردن و تخریب کردن در یک جلسه بدون حضور طرف مقابل هنر نیست.
افتخار این را داشتم که ۴۰ ماه در جبهه جنگ علیه دشمن به عنوان سرباز نظام خدمت می کردم. امروز به عنوان نماینده مردم به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که متعلق به مردم است خدمت می کنم. باید خدمات نظام  اطلاع رسانی بشود نه سربازان نظام تخریب شوند.
وقتی افتخار نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی را پیدا کردم ۶۰ درصد راه‌های روستایی ما فاقد جاده آسفالت بود. تمام تلاشم را در ۳سال گذشته برای عمران آبادانی حوزه انتخابیه‌ام انجام دادم و می‌توانم به جرات بگویم این ۶۰ درصد نامساعد بودن جاده ها را تا پایان سال به ۳۰ درصد برسانم. گاز رسانی به روستاها به ۸۰ درصد می رسد و این اقدامات همینطور میسر نبوده بلکه با رایزنی‌ها، جلسات، تذکرات در مجلس و تعامل با مسئولین دولت ( صورت گرفته. ) مردم و خدا خودشان بهترین قاضی هستند.
برای سیلاب کلوار و زیلایی طوری پیگری کردم که برنامه گاز رسانی به دورترین این مناطق در سال ۹۵ میسر است و این جز خدمت بی منت به مردم چیز دیگری نیست.
امروز پروژه های راهسازی فعال، فرودگاه فعال، راه‌آهن در حال کلنگ زنی، ورزشگاه افتتاح و بیمارستان ۲۰۰ تختخوابی فعال است. آیا این، کار برای مردم نیست؟ چرا ناعادلانه عده ای اخرت خود را با تهمت و تخریب خراب می‌کنند. )

از آنرو که اینجانب، نویسندهٔ یادداشت ( نگاهی به کارنامهٔ سه نماینده! از مردودی تا قبولی ناپلئونی ) نیز در جمع منتقدان و در نتیجه طرف خطاب ایشان قرار می گیرم، بد ندیدم تا برای روشن شدن افکار عمومی نکاتی چند را یادآوری کنم تا

هم آقای زارعی بداند که ( با وجود احترام به شخص ایشان ) این کارنامه و سخنان، پاسخ منتقدانی از جنس من و ما نیست

و هم آن دیگر محترمانی که مشغول زین کردن اسب خود برای تاختن در میدان نمایندگی هستند بدانند که بهتر است حرفی اساسی برای گفتن و کارنامه ای درخور برای به محک گذاشتن داشته باشند. ( و این تذکر بیش از آنکه به راستگرایان تندروی رفوزه شده برگردد، خطابش به دوستان مدعی اصلاح طلبی ست. )

باری!

همهٔ حرف منتقدانی از جنس من و آنها که مانند من می اندیشند این است که بررسی کارنامهٔ نمایندهٔ مجلس به عنوان یک شخص حقوقی در جایگاهی با قدرت سیاسی از دو منظر صورت می گیرد؛

نخست اینکه نماینده تا چه حد توانسته به وظایف قانونی خود ( یعنی قانونگزاری در چارچوب قانون اساسی / و تحقیق و تفحص در امور جاری کشور ) جامهٔ عمل بپوشاند؟

و دوم اینکه فارغ از وظایف قانونی، نماینده از این قدرتی که به واسطهٔ نمایندگی مردم و ( بیشتر از آن ) ارادهٔ نظام سیاسی به دست آورده تا چه حد توانسته استفاده کند و منفعتی عمومی ( ملی – منطقه ای ) را برای مردم رقم بزند؟

بر این اساس اگر از منظر نخست به نمایندگان بویراحمد در همهٔ ادوار مجلس برگردیم و ( به صورت کلی ) آنچه در یادها مانده را مرور کنیم به قضاوت زیر می رسیم؛

آخوند قائمی؛ چیز درخوری به یاد نمی آید.

مرحوم محمودیان؛ چیز درخوری به یاد نمی آید. ( خدایش بیامرزد. )

مسعود حسینی؛ او معروف بود به با ادب ترین و ساکت ترین نمایندهٔ مجلس.

باقر موسوی؛ او در میان هوادارنش مشهور بود ( و هست ) به جسارت و غیرت. با این همه تنها یکی دو بار در رسانه ها و از قول او شنیده شد که خواستار تحقیق و تفحص از یکی دو بنیاد بزرگ مالی در کشور است. چیزی در همین حد.

ستار هدایتخواه؛ او از جمله نمایندگانی بود که حرفی بسیار برای گفتن و فرصتی فراوان برای ابراز نظر در مجلس داشت اما گیر دادن به تار موی زنانی که از روسری بیرون زده بود / ساماندهی روضه خوانان و سلسلهٔ مداحان / نفی اصلاحات و تخریب اصلاح طلبان / و از این قبیل … آن چیزی ست که از او در یاد مانده است.

و غلام محمد زارعی؛ ؟!

( می دانم مخاطبان ریزاندیش خواهند گفت که بر زیربنایی از خشت و پوشال نمی توان برجی از سنگ و فولاد ساخت. می پذیرم اما این را هم می دانم که بر این زیربنا می توان خانه ای کوچک ساخت، باشد که انسان را از گزند باد و سردی و دزد در امان دارد. آیا این نمایندگان چنین کرده اند؟! و حالا که سخن از جناب زارعی ست، آیا او در این زمینه کاری از پیش برده است؟)

و اما از منظر دوم یعنی بررسی کارنامهٔ نماینده با توجه به شاخص های توسعه چه می توان گفت؟

من در اینجا نمی خواهم به صورت آکادمیک از توسعه و انواع آن، همینطور شاخص هایش بگویم که مجال اندک است و سخن به درازا می کشد. اما اشاره وار می گویم که توسعه را می توان به دو بخش مهم تقسیم کرد؛

۱.توسعهٔ کمّی.

۲.توسعهٔ کیفی.

توسعهٔ کمّی همان چیزیست که با آمارگیری و عدد و رقم قابل اندازه گیریست، در همهٔ دنیا با شاخص هایی شناخته می شود و انواعی دارد که شامل توسعهٔ اقتصادی، توسعهٔ فرهنگی، توسعهٔ سیاسی، توسعهٔ اجتماعی، توسعهٔ انسانی و از این قبیل است.

توسعهٔ کیفی اما به حال و روز انسانها برمی گردد و از دریچه ای روانشناختی – انسانگرایانه قابل تخمین و بررسی ست. بگذارید خلاصه وار بگویم این توسعه یعنی ( دلخوشی و احساس شادی از درون! )

به نظر می رسد که توسعهٔ کمّی شرط لازم برای نوع دوم توسعه یعنی ( شاد بودن و دلخوشی ) ست اما کافی نیست.

باری!

هر یک از انواع توسعه اهدافی را دنبال می کنند که شاید بتوان آنها را گزیده وار اینچنین فهرست کرد؛

تلاش برای توزیع عادلانهٔ ثروت در توسعهٔ اقتصادی. ( کاهش فقر و نابرابری / تٲمین نیازهای اساسی / افزایش رفاه و برخورداری / و توسعهٔ نیروی انسانی. )

تلاش برای توزیع عادلانهٔ معرفت در توسعهٔ فرهنگی. ( آزادی بیان / نفی خشونت / و تکثر گرایی. )

تلاش برای توزیع عادلانهٔ منزلت در توسعهٔ اجتماعی. ( حقوق بشر / و تٲمین اجتماعی. )

تلاش برای توزیع عادلانهٔ قدرت در توسعهٔ سیاسی. ( دموکراسی. )

حالا به همهٔ اینها اضافه کنیم؛

حفظ محیط زیست. ( به عنوان یک شاخص مهم در توسعهٔ پایدار. )

جلوگیری از تبعیض جنسیتی با افزایش مشارکت زنان در همهٔ عرصه های توسعه.

و تٲمین سلامت.

” سلامتی یعنی تندرستی یک انسان؛ انسانی که از نظر فرهنگی ( آگاه و پیگیر)، از نظر سیاسی ( فعال و مشارکت جو )، از نظر اقتصادی ( پاک و مولد ) و از نظر اجتماعی ( شاد و خرسند) باشد. و همهٔ اینها باید در یک اکوسیستم پایدار اتفاق بیفتد. “

در هر حال همهٔ انواع توسعه شاخص هایی دارند که بر اساس بررسی و محاسبهٔ آنها ( پیش و پس از یک برههٔ زمانی مشخص ) می توان ادعای مدعیان توسعه ساز را ( در هر دو سطح ملی و منطقه ای ) به محک گذاشت و بر این اساس به آنها نمره داد.

در سطح ملی؛ بر این اساس و به طور مثال اگر کسی بخواهد بی طرف و بدون جانبداری دربارهٔ ادعاهای توسعه گرایانهٔ یک نظام سیاسی یا دولت خاص قضاوت کند باید برود سراغ این شاخص ها ( قبل و بعد از دورهٔ حکومت آن نظام یا دولت! ). بر اساس این ملاک و معیار می توان سه دورهٔ تاریخی پهلوی اول ( رضا شاه )، پهلوی دوم و جمهوری اسلامی را با هم مقایسه کرد و به نتایجی رسید که این نتایج می تواند در جای خود راهگشا باشد. یا در دورهٔ معاصر یعنی جمهوری اسلامی می توان به مقایسهٔ دو برههٔ زمانی پیش از ۶٨ ( از ۵۷ تا ۶٨ ) با پس از آن ( ۶٨ تا کنون ) یا مقایسهٔ دولت های مختلف ( یعنی دولت میرحسین موسوی / هاشمی رفسنجانی / محمد خاتمی / محمود احمدی نژاد / و حسن روحانی ) با هم پرداخت. یک چنین مقایسه هایی اگر بر مبنای آمار و ارقام به نسبت قابل اعتمادی باشند می توانند همچون چراغی باشند که به راه آینده روشنی می دهند.

در سطح منطقه ای اما به عنوان نمونه ( و در این یادداشت ) می رسیم به سخنان جناب زارعی و بررسی کارنامهٔ ادعایی او از منظر توسعه؛

پیش از هر چیز بگذارید بگویم که همهٔ ادعاهای ایشان ( یعنی راهسازی / گازرسانی / آسفالت کردن جاده های روستایی / کلنگ زنی راه آهن / افتتاح ورزشگاه / و فعال بودن پروژه های فرودگاه و بیمارستان ) درست است. این هم درست است که این پروژه ها خدمت به مردم است و برای بسیاری  از اینها بارها رایزنی شده و در مجلس تذکر داده شده و از این قبیل پیگیری ها صورت گرفته است؛ و البته این هم درست است که بخشی از این خدمات به دور دست ترین مناطق استان ( همچون سیلاب کلوار و زیلایی ) اختصاص یافته است.

 ( البته نباید از یاد ببریم که بخش عمده ای از این خدمات را می توان در کارنامهٔ کاری مدیران اجرایی نیز دید و بررسی کرد.)

با اینهمه اگر ما همهٔ این خدمات و بسیاری دیگر از این قبیل را دربست بپذیریم ( که می پذیریم )، باز هم در کارنامه آقای زارعی و نمراتش تغییر قابل ملاحظه ای در آن حد که او را از ( مردودی ) برهاند، ایجاد نمی شود.

چرا؟

چون این خدمات تنها به بخش هایی از دو نوع توسعهٔ کمّی ( یعنی توسعهٔ اقتصادی و سلامت ) برمی گردند و در عمل، همهٔ دیگر انواع توسعه نزد آقای نماینده، ( نه در سخن و نظر ) و ( نه در کارنامه و عمل ) جایگاهی نداشته و ندارند.

… و اما کلام آخر اینکه

جناب آقای زارعی!

من نیز همانند بسیاری از ایرانیان ( اگرچه منتقد جنگم و هوادار دفاع! )، نه تنها برای شما بلکه برای همه آنهایی که در دفاع از این سرزمین به جنگ با دشمن رفتند، احترام ویژه ای قائلم. همینطور از شما به خاطراینکه هم اکنون در کسوت نمایندگی همهٔ تلاشتان را صرف رفع بدبختی ها از سر این دیار می کنید، سپاسگزارم. حاشا و کلّا اگر راضی به تضعیف شما باشم. اما این احترام، سپاس و ادعا سبب نمی شود تا از نقد کارنامهٔ شما ( حتی درهمین قالب تنگ و بستهٔ موجود در عرصهٔ سیاسی کشور ) بپرهیزم و نظرم را به عنوان یکان از موکلانتان در معرض دید نگذارم.

آقای زارعی!

همانطور که گفته اید من نیز باور دارم که مردم دربارهٔ شما قضاوت خواهند کرد. امیدوارم در این دادگاه روسفید باشید. اما از یاد نبرید من و آدمهایی که مانند من می اندیشند، ممکن است اندک و در اقلیت باشیم، باز هم بخشی از همین مردمیم. اگر مردم نزد شما اصالت دارند و خود را نماینده واقعی مردم ( نه دولت یا نظام سیاسی ) می دانید ( که لابد همینطور است )، این نقد را جدی بگیرید.

جناب نماینده!

امیدوارم که در صحبت تان، آنجا که به تخریب اشاره کرده اید، منظورتان من و امثال من نباشد. باور کنید که این تخریب نیست، نقد است. از دل این نقد، فرصتی ببینید که در اختیارتان قرار گرفته تا با ارائه سند و مدرک همینطور انجام کارهای بیشتر، از راه و مرامتان در نزد موکلان سختگیری همانند من دفاع کرده، خود را اثبات کنید.

در ضمن نویسندهٔ این یادداشت حاضر است تا نه تنها با شما بلکه با هر آن کسی که مدعی تلاش در راستای توسعه این دیار است ( به شرط آزادی بیان و تٲمین امنیت فضا ) به مناظره بنشیند.

این گوی و این میدان!

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • دوستدار شما می‌گه:

    جناب آقای منتقد
    از دید اینجانب که البته از عوام هستم وعلاقه ای به خاص بودن به معنی امروزی ندارم این نوشته شما کاملا رنگ و طعم یک عذرخواهی کاملا زیرکانه است
    اگر به نظر من احترام میگذارید که صد البته اطمینان بر گفته ام دارم سعی کنید از نقد برای ایجاد ارتباطی مجدد و عذر خواهی غیر مستقیم استفاده نبرید
    البته از گفته های قبلی شما بی اطلاعم منظور این نوشتار است

  • پورمحمدي می‌گه:

    هیچ نقدی انتقاد نیست و در هیچ انتقادیسازنده عناد نهفته نتوان دید،لیکن مخاطبان کلام نقد بعضاً نگاه دقیق به دیدگاه نگارش نداشته که متاسفانه به تیپ نویسنده یا امضا ذیل نگارش دقت بیشتر فلذا حساسیتی روا نموده و اینجاست که به صواب مطلب نخواهند رسید. باری مسئولین، مدیران و رهروان جامعه از نوک مگسک نقد و حتی انتقاد در امان نخواهند بود، لذا سعه صدر و تیز بینی ایشان به آنچه مورد نظر جامعه نقد است بدون شک راهگشای خیری خواهند بود، حتی اگر در جناح بندی سیاسی و اجتماعی متفاوت بیاندیشند.

  • م می‌گه:

    نویسنده صحبت از نقد کرده اند عجیب که در تمام نوشته اش اثری از نقد مشهود نیست لذا چنین به ذهن متبادر می شود که منتقد محترم نعل را وارونه زده اند . بعبارتی بجای نقد آقای زارع در ابتدا عملکرد نماینده گان سابق را به گونه ای ضعیف ارزیابی و در مقابل عملکرد جناب زارع را نه در کلماتی دو پهلو بلکه بطور بسیار عیان ( با درست ، درست) مورد تایید قرار داده اند و در پایان هم به نظر می رسد با یک سرقت نوشتاری و اسب مراد را ۴ نعل به سمت یک نتیجه ی گنگ و نامفهوم جولان داده تا شاید آقای زارع را حداقل از خود راضی نگهدارند

  • دوست می‌گه:

    باسلام
    مسئولان و دست اندرکاران سایت استان ک – ب لطف کنید مردم و مخاطبین همیشه همراه خود را در مجهولیت و ابهام فرو نبرید. اگر نویسنده محترم این مطلب که هم نکاتی مثبت و هم موادری مغرضانه و تخریب گرایانه مرقوم داشته اند با هویت و نام وارد میشد قطعا مورد تشویق بنده و خیلی ها قرار میگرفت. چرا که نقد یعنی هشدار و مخاطب را وادار به اصلاح و تکمیل خود کردن است. نویسندگان ما از چه می ترسند که یا در سر در لاک خود فرو برده اند و لاکپشت وار حرکت میکنند و یا اندک جسارتی از خود نشان نمیدهند؟ قلم بدست باید صادقانه مسئولان را یکی یکی به چالش بکشند و درد دل مردم را به گوش همه برسانند.

200x208
200x208