تاریخ درج خبر : 1391/08/23
کد خبر : ۵۰۰۷
+ تغییر اندازه نوشته -

هر کس به طریقی دل ما می‌شکند

ساعت 6 برای رفتن به سرکار بلند شدم. در حین آماده شدن به یادآوری افکار شب پیش احساس کردم غمی بزرگ قلبم را فشرده کرده. دیشب به ارزش پول ملی فکر می‌کردم، علاوه بر پول ملی، به ارزش سرمایه شخصی ام فکر می‌کردم… 5 سالی است که پولهایم را به نظر خودم به صورت عاقلانه ! پس انداز کرده بودم و در هر فرصت مالی نسبت به خرید اوراق مشارکت طرحهای ملی و یا سهام شرکتهای فعال در بخش تولید ملی اقدام نموده بودم. با یک حساب کتاب 5 دقیقه ای کل سرمایه ام را 50 – 60 میلیون برآورد کردم و بعد بی هیچ دلیل خاصی حساب کردم که اگر این پول را نه از سال اول که همین سال پیش تبدیل به ارز نموده بودم امروز با رقم دیگری مواجه بودم…. ناگهان به خاطرم آمد که جمعه خواهرزاده 12 ساله ام چطور دفترچه حساب پس اندازی که مادرش به پیشنهاد من ! چند سالی است برایش نزد یکی از بانکها گشوده است را به خواری تکان داده بودن و گفته بود:”اگه مثل ننه صفیه _مادر بزرگ بنده_ شما هم عادت داشتین بهم دلار بدید الان می‌تونستم برای خودم یه لپ تاپ بخرم…» بماند که خواهرم دیگر نتوانست مثل همیشه به او بگوید با این پول وقتی بزرگ شدی برای خودت خانه خواهی خرید….
ننه صفیه هر سال به مناسبت تولد نتیجه هایش یک بیست دلاری به هر کدام هدیه می‌دهد و دیگر چند وقتی است، بعد از قضایای اخیر ارزی که ما نوه‌های دکتر مهندس اش بخودمان جرأت نمی‌دهیم حتی وقتی اسم نتیجه اش را به جای پارسا، پاسدار صدا می‌زند به اشتباهات لپی اش بخندیم….
و دیشب به این نتیجه رسیدم که در ایران بعضی چیزها هرگز تغییر نخواهد کرد و هنوز هم مثل 50 سال پیش سکه و دلار و حجره و ملک بهترین، سودآورترین و امن ترین شیوه سرمایه گذاری است و بی خود وقتم را لابلای کتابهای اقتصادی و دستور العمل فارکس و محاسبات P/E بورس تلف کرده ام…
به راستی جای تاسف دارد در کشوری که داعیه‌های دهان پرکنی دارد سالیان سال است که شغل دلالی جایگاه ویژه ای در مشاغل پردرآمد دارد و یکی دو سال است که عده ای از رهگذر بازار ارز بی هیچ دغدغه ای و به صرف گوش دادن به چند خبر همه کس شنوده، بار خویش را بسته اند و یک شبه ره صد ساله پیموده اند…
لحظه ای فکر کردم کم نیستند کارمندانی چون من که خیلی کارها را کسر شأن خود می‌دانند و از رهگذر زیانهای روزشمارشان، هرروز انگیزه‌های تخریب شده شان را در کیف می‌گذارند و به محل کار می‌روند و پایان هر ماه می‌بینند که تاوانش در فیش حقوقی شان قید شده که تنها قشری از جامعه هستید که ماهانه مالیات می‌دهید تا صرف امور رفاهی ! کل جامعه گردد… که دوستی می‌گفت یکی از این دلالان محترم از اقوام ماست که با سرمایه ی10 میلیون تومانی شروع کرد و حالا دیگر صحبت از خرید ملک در استانبول و آذربایجان و اجاره آنها به دلار می‌نماید و جالب تر از همه اینکه چون همه سرمایه اش جاریست توانسته در طرح مسکن ویژه هم ثبت نام کند و صد البته که این را جزء مفاخر تیز و بز بودن خود خطاب به دوست ما عنوان نموده بودند (البته با سند و مدرک) که خوب راستش زیاد هم بیراه نگفته بود…
روزگاری بود که کارمندان جزء اقشار متوسط جامعه بودند اما آیا به راستی اکنون می‌توانیم خود را جزء قشر متوسط جامعه بدانیم ؟ آیا می‌توانیم حتی برای خرید یک تکه وسیله برقی طی شش ماه با پس انداز ماهیانه برنامه ریزی کنیم ؟
اینجا بود که با صدای بلند گفتم: هر کس به طریقی دل ما می‌شکند… از دوران راهنمایی و دبیرستان موقع مطالعه درس تاریخ همیشه از بذل و بخشش‌های ناجوانمردانه پادشاهان قاجار حس انزجار به من دست می‌داد و فکر می‌کردم چطور ممکن است فردی راضی شود تکه ای از خاک کشور خویش را به بهای زنی از فرنگ یا سفری با اهل و عیال به اروپا به حراج بگذارد…. اما وقتی چشمم به ثبت سفارش انجام شده برای شرکت وارداتی آشنایی افتاد که از این اتاق ارز جدید التاسیس تخصیص ارز شده بود و اتفاقاً به یوان چین بود و پس از گفت و شنودی و حساب و کتابی دریافتم که در بازار آزاد یوان چین موجود نمی‌باشد و قیمت ارز آزاد برای ثبت سفارشات ورود کالا از چین به قیمت ارز دولتی (با درصدی اختلاف ) محاسبه می‌گردد و با این حساب ورود کالا از چین به صرفه ترین واردات کالا برای تجار کشور می‌باشد، دریافتم که روزگاری که خاک کشور را می‌فروختند رسم دنیا این بود و جاهای دیگر هم پادشاهان از این بذل و بخشش‌ها می‌کرده اند. امروز دیگر رسم فروختن خاک ورافتاده است اما باز هم: هر کس به طریقی دل ما می‌شکند.
با خود فکر کردم حتماً به محض رسیدن به اداره شماره ننه صفیه را خواهم گرفت و پنج شنبه بعد از ظهر به خانه اش می‌روم و تا آن وقت دقیق حساب کتاب می‌کنم ببینم چقدر پول دارم و چقدر هم تا پایان سال با عیدی و اضافه کاری هایم بدست می‌آورم و صلاح و مشورتی با وی می‌کنم که با پولهایم چه سرمایه گذاری کنم بهتر است….

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208