تاریخ درج خبر : 1394/03/04
کد خبر : ۵۰۶۲۰۶
+ تغییر اندازه نوشته -
فرزاد باقرزاده

«درس انصاف و مدارا»

bagherzadeh

سایت استان: فرزاد باقرزاده

ما قصه سکندرو داوود نخوانده ایم / از ما بجز حکایت مهر و وفا مپرس
اینکه دقیقا از کی و از کجا شروع شد مهم نیست ، مهم اینست که اکنون به یک قانون نانوشته در قاموس سیاسی کشور تبدیل شده است. آری قانون نانوشته ای که میگوید با قدرت گرفتن و استقرار هر جناح سیاسی بخصوص در راس امور اجرایی، آن جناح جارو یا داس یا….. در دست گرفته ومدیران و معاونان و حتی افراد رده های پایین وابسته به رقیب را جارو یا درو نماید.
اما نکته ای که در این میان وجود دارد اینست که این رفتار سیاسی در کشور ما حداقل در شرایط فعلی به دو دلیل نادرست و غیرسازنده است:
اول اینکه – فعالیت حزبی در کشور ما محدود و احزاب به دلایلی از جمله ترس اصولگرایان از رقابتهای حزبی و یا شاید دلایلی که خودشان دارند و ما نمیدانیم از پروسه تاثیر گذاری برجابجاییقدرت کنار گذاشته شده اند و لذا در چنین شرایطی نه میتوان به طور قاطع گفت که در هر انتخاباتی مردم به کدام حزب و برنامه های آن رای داده اند و نه میگذارند به تبع رای مردم همه مدیریت ها ومسؤولیتهای کلان و متوسط را به افرادی ازحزب پیروزداد، هر چند که به عقیده حقیر رویکرد کلی مردم و جهت گیری آنها تا حدودی مشخص است واحزابی در دوره هایی علی الخصوص در تهرانو شهرهای بزرگ ثابت کردند که اقبال عمومی و ظرفیت تاثیرگذاری فراوانی را با خود دارند،اگربگذارند.
دوم اینکه – فرض کنیم در شرایطی آرمانی و در صورت قبول این ریسک و خطر توسط جناح مخالف احزاب ، جناحها و احزاب اجازه ظهور و نمود پیدا کرده و بتوانند در فرایندی کاملا دموکراتیک رای مردم را به سمت برنامه ها و شعارهای خود جلب کنند و به پشوانه همین رای بخواهند با حفظ منافع ملی و خطوط ترسیم شده توسط همان مردم اهداف و برنامه های خود را به پیشببرند ، در چنین شرایطی گیر کار اینجاست که بر سر منافع ملی و اهم ومهم آن نیز با هم توافق نداریم. اینکه آقایان همیشه دلواپس وکیهان شریعتمداری و…… منافع ملی را یک چیز میبینند و اصلاح طلبان و بعضی از اصولگرایان واکثریت مردم آن را چیز دیگر، یک حقیقت است، واما در صورت اصرار جناح حاکم (مثلا دردوره فعلی اعتدالیون و اصلاح طلبان) بر پیشبرد خواسته های مردم (خواسته های ملی) با حرکات ایذایی وقدرت نمایی قلیل جریانها و محافل اشاره شده دربالا که خود را قیم مردم و صاحب تمام و کمال همه امورات این مملکت میدانند چه باید کرد؟!!!! الله اعلم…….
حالا تنها یک راه میماند و آن رجوع مستقیم به نظر اکثریت و یا زبانم لال همه پرسی و یا به اصطلاح اجنبیان و جرج سوروسها (رفراندوم) است ، که البته این حرف کفر کیهان و واپس دلان را درمی آورد و انگار با این حرف پا روی دم و سرشان می گذاری ، هرچند که گاه ژست منطقی و مردم خواهی نیز میگیرند و فی المثال عدم انصراف ملت را از دریافت یارانه ، نوعی همه پرسی در مورد همه مسایل میدانند و آن را همچون چماقی بر سر دولت میکوبند.
اما بیایید به ابتدای بحث برگردیم: این که در هشت سال دوره خاتمی و اصلاح طلبان آنان جارو در دست گرفته و تعدادی از غیرهمفکران خود را از بسیاری از منصبها طرد نمودند و پس از آناندولت احمدی نژاد به لطف حمایت بی دریغ اصولگرایان قدرت گرفتند و آنها نیز نه با جارو یا داس بلکه با غلطک به جان نیروهای اصلاح طلب افتاده و البته نه بسیاری بلکه همه آنها را زیر گرفته وتار و مار نمودند ، اینکه خداوکیلی تحمل اینکه گروهی که هفتاد درصد رای و همراهی مردم را با خود دارند(اصلاح طلبان ) دست به تصفیه گروهی با حداکثر ۳۰ درصد آرا (اصول گریان ) بزنند قابل هضم تر از این است که آن اقلیت ۳۰ درصدی اکثریت ملت را از اصل واساس منکر شده و با داس جارو و غلطک به جانشان افتند، اینکه در دولت خاتمی حداقل میتوانستی ۳ یا ۴وزیر با خاستگاه اصول گرایی ببینی و در دولت و کابینه هفتاد میلیونی احمدی نژاد و اصول گریان حتی یک وزیر و مدیر اصلاح طلب بکار گرفته نشد و همه اینها به کنار…..
هر چه بود گذشت، اما امروزه که دولتی با شعار اعتدال بر سر کار آمده و با وجود پشتوانه رای اصلاح طلبان تقریبا از هر دو جناح ریشه دار کشور به یکسان استفاده نموده و حتی وزارت های کلیدی و حساس را به اصول گریان تقدیم نموده است ،چگونه است که باز عده ای از اصول گریان طلب کار بوده و تنها به دلیل مواضع و سخنان گاه و بیگاه و البته به حق روحانی از مساعدت و معاضدت صادقانه با وی دریغ می کنند ؟
دوستان اصول گرا اگر کمی انصاف به خرج دهند باید ببینند که پس از دوسال از حاکمیت دولت بر آمده از رای اصلاح طلبان هنوز بسیاری از آنان بر سر پستها و مناصب خویش مشغول بوده و به ریش حامیان اصلاحات میخندند …..
دوستان اصول گرا به شرط داشتن اندکی واقع بینی باید ببینند که با وجود حضور آنان در این مسؤولیت ها بسیاری از اصلاح طلبان با گذشت و انصاف با این قضیه بر خورد کرده و کمتر اعتراضی نموده و همانند انان زمین و زمان را برای پستی و یا مقامی به هم نمیدوزند ،چه اساسا این منصب ها را متعلق به خود ندانسته و آنها را عاریتی و زودگدز می دانند……
برادران اصول گرا اگر کمی منطق به خرج دهند باید بدانند که اکنون این دولت متعلق به همه ملت است و حقیقتا برای سر بلندی و پیشرفت و توسعه ملی با همه توان مشغول است و میبایست در هر رده و مسؤولیتی که هستند هم سو با خواست و اراده دولت که ارده ملی نیز می باشد کار و حرکت نمایند…………
و در پایان برادران اصول گرا به شرط داشتن گذشت و انصاف باید بدانند و یاد بگیرند که این ملک و میهن وهرآنچه در آن است متعلق به همه ملت است و سلیقه ها و نگرشهای متفاوت به خصوص اگر پشتگرم به رای اکثریت نیز باشند ،حق اظهارنظر و تصمیم گیری در مورد سرنوشت خود و کشورشان را دارند.خود را مظهر حق و پاکی و ارزش ونیکی دانستن و دیگران را یکسره باطل و ضد ارزش پنداشتن نه شرط عقل است و نه شرط دین و نه انصاف .
آیا زین پس گذشت و انصاف به خرج می دهند؟؟….

*فعال سیاسی اصلاح طلب

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • اصلاح طلب پیرو خط امام می‌گه:

    درود بر اصلاحات سلام بر اعتدال

    درود و رحمت خدا بر امام بزرگوار خمینی بت شکن(ره)

    درود بر شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی

    درود بر حماسه سازان فتح خرمشهر در ۳ خرداد ۶۱

    درود بر حماسه سازان ۲ خرداد ۷۶

    درود بر حماسه سازان ۲۴ خرداد ۹۲

    درود بر سید بزرگوار و عزیز اصلاحات سید محمد خاتمی

    درود بر رئیس جمهور محبوب دکتر حسن روحانی

    درود بر اصلاح طلبان پیرو خط امام و حماسه سازان انتخابات

    درود بر دکتر تاجگردون و دکتر مندنی پور و استاد لاهوتی مثلث بزرگ اصلاح طلبان استان کهگیلویه و بویراحمد

    درود بر مثلث اصلاح طلبان گچساران آقایان دکتر غلام رضا تاجگردون حاج بهرام تاجگردون و حاج علی شریفی

    درود بر اصلاح طلبان ترک قشقایی گچساران آقایان دکتر محمود کریمی و افراسیاب پرویزی و سردار احمد خورشیدی آزاد

    درود بر مثلث اصلاح طلبان کهگیلویه استاد لاهوتی و آقای منطقیان آقای لطیف رستاد

    درود بر مثلث اطلاح طلبان بویراحمد آقایان دکتر مندنی پور و سید باقر موسوی و دکتر وکیلی

    سی و سومین سالگرد آزاد سازی خرمشهر در ۳ خرداد ۶۱ را به همه رزمندگان و خانواده شهدا و بخصوص امام شهدا و خانواده شهید جهان آرا تبریک میگویم.

    هجدهمین سالگرد حماسه ۳۰ میلیونی دوم خرداد ۷۶ و پیروزی بیادماندنی سید محمد خاتمی با ۲۰ میلیون رای را به ملت بزرگوار ایران و بخصوص اصلاح طلبان تبریک میگویم و امیدوارم ۷ اسفند ۹۴ دوم خردادی دیگر شود.

  • بئاتریس می‌گه:

    اشتباه چاپی است . سکندر و دارا نخوانده ایم. اما جناب باقرزاده عزیز و دوست داشتنی و ثابت قدم . کار از جای دیگر خراب است. اصل را رها کردن و چسبیدن به فرع ،مشکل را بیشتر میکند. ابتدا باید دید که آیا سیستم اصلاح پذیر است یا نه . اگر بود دم از اصلاحات زد.. مدعیان اصلاح طلبی و اصولگرایی هر دو از یک قماش اند.برای هر دو منافع شخصی مقدم بر مصالح ملی است. اینقدر وقت خود را صرف جنگ زرگری این دو گروه که دوتیغه قیچی برای بریدن یک شاخه اند ،نکنید.

200x208
200x208