تاریخ درج خبر : 1394/03/04
کد خبر : ۵۰۶۲۳۳
+ تغییر اندازه نوشته -
اشکان شفایی

«نوستالژی کافیست، به فکر آینده باشیم»

shafaee

سایت استان: اشکان شفایی

خرداد ماه از راه رسید و چند روزی از آن سپری شد. ماهی که به عنوان خرداد پر از حادثه، در عرصه تحولات سیاسی و اجتماعی ایران از آن یاد می کنند. و ما به جای دور هم نشستن و فکری برای آینده کردن، طبق معمول به گذشته برگشته و نوستالژی های لذت بخش آن را به همدیگر نشان می دهیم و از این کار لذت می بریم. اینکه جامعه ایرانی چگونه توانست، حماسه شگرفی چون دوم خرداد ۱۳۷۶ را بسازد، باید بطور دقیق مطالعه نمود تا زمینه برای تکرار آن فراهم شود.
در این مقال توجه شما خوانندگان عزیز را، در باب جنبش اصلاحات به نکات زیر معطوف می کنم:
اولا هر جریان فکری برای تکرار افتخارات خود نیاز به حرکت رو به جلو دارد. هرگز با تجمیع همه سرمایه خود بر روی یک سری افراد خاص (ولو محترم و عزیز) و تاکید بر روی بزنگاه های خاص تاریخی، نمیتواند موفقیت های گذشته خود را تکرار کند. آن طوری که می بینم جریان اصولگرا در حال هل دادن اصلاح طلبان به سمت تبدیل شدن به گروه هایی شبیه جبهه ملی و نهضت آزادی و ملی- مذهبی ها است. بدین مفهوم که فضا را طوری برای آنها می چینند که عملا برای آینده سیاسی خود ایده خاصی نداشته باشند و صرفا به گذشته خود بپردازند.
اشکان شفایی
مشکل اصلی و اساسی تر این جریان، کیش شخصیت است. بدون شک بزرگانی چون مهندس میرحسین موسوی و آقای سید محمد خاتمی، از پاک ترین و آزاده ترین شخصیت های ایران معاصر هستند. ولی یک جریان سیاسی برای به روز شدن نیاز به تزریق نیروهای جوان و تازه نفس دارد. شوربختانه، همه امیدهای اصلاح طلبی، بالای ۷۰ سال سن دارند. آقای خاتمی ۷۲ ساله، مهندس موسوی، ۷۴ ساله، آقای هاشمی، ۸۱ ساله، آقای کروبی، ۷۶ ساله و …. . حتی اگر دولت روحانی را هم اصلاح طلب بدانیم که نیست، آن هم پیرترین دولت در تاریخ جمهوری اسلامی است. در حالی که جریان مقابل اصلاح طلبی در ایران از به میدان فرستادن افراد جوان و میانسالی چون سعید جلیلی و محمدباقر قالیباف و … هیچ ابایی ندارد.
به نظر می رسد که اصولگراها بدشان نمی آید که مهندس موسوی تبدیل به یک مصدق برای اصلاح طلبان شود و آقای خاتمی هم یک «بازرگان» جدید. تا اصلاح طلبان هم مانند جبهه ملی به مصدق شان افتخار کنند یا مانند نهضت آزادی و ملی- مذهبی ها، به بازرگان شان. ماهی یکبار هم دور همدیگر جمع شوند و تجدید خاطره کنند. جالب اینجاست که جلسات جبهه ملی و نهضت آزادی هم (با متوسط سن ۷۵ سال در شورای مرکزی) هر ماه در منزل یکی از اعضای شورای مرکزی برگزار میشود.
قطعا بزرگوارانی که ذکر نام شریف شان رفت، اکثرا انسانهای شریف و محترم میباشند. ولی این روش سیاست ورزی هیچ سودی به حال این ملت و این آب و خاک ندارد. داشتن تفکر خوب و شرافت در شخصیت سیاسی و … خیلی مطلوب است ولی برای پیاده کردن افکار و ایده های خوب، قطعا به قدرت سیاسی نیاز است. تا زمانی که ایده خوب در عمل پیاده نشود، در حد نوشته و کتاب است و ارزش عملی چندانی ندارد و فقط به درد مطالعه می خورد. بقول جیمز دیویس: «یک گرم پراتیک از یک تن تئوری بالاتر است.»
توضیح اینکه: پراتیک در لغت به معنی عمل کردن و زندگی عملی است و در اصطلاح به معنای گرایشی است که جنبه عملی و فعالیت تولیدی و اجتماعی- تاریخی انسان ها را مطلق و به جنبه نظری آن کم بها می دهد.
بدون شک جناح اقتدارگرا مانع سیاست ورزی جریان های مستقل میشود و در آن هیچ شکی نیست. ولی هنر یک سیاست ورز این است که در شرایط دشوار بتواند کار کند و راه خود را پیدا کند.
دوما: نکته اساسی، واکاوی نقاط ضعف جریان اصلاحات طلبی در سال های گذشته است. آیا تا کنون از خود پرسیده ایم چرا کیهان و کیهان نشنیان از اصلاح طلبان به عنوان معاندان نظام یاد می کنند؟ در صورتی که خود به این امر واقف هستند که اصلاج طلبان واقعی درد دین و ملت را داشتند، دارند و خواهند داشت.
تجربه سیاسی اصلاحات بعد از سال ۷۶ اثبات کننده آن است که جبهه اصلاح طلبی در صورت حفظ وضعیت موجود و امتناع از تبیین شفاف شاکله و هویت سیاسی خود، در صورت ورود به هر انتخاباتی بازنده آن خواهد بود ولو آنکه این حضور منجر به پیروزی حداکثری ایشان همانند انتخابات دوم خرداد ۷۶ یا ۲۲ خرداد ۹۲ شود. دلیل چنان شکستی بازگشت به فقدان مرزبندی شفاف بخش از اصلاح طلبان با مبانی، اصول و مواضع حاکم و به رسمیت شناخته شده در انقلاب اسلامی است و همانا بهانه دادن به دست جناح مخالف و از میدان به در کردن آنها. اصلاح طلبان جهت تضمین موفقیت خود در سپهر سیاسی ایران ناگزیرند در کنار مواضع ایجابی به وضوح مواضع سلبی خود را نیز بیان کنند.
این واقعیتی تلخ است که بودند کسانی در بدنه جنبش اصلاحات نفوذ کردند که از مبنا نه ماهیت انقلاب را قبول داشتند نه دلبستگی با اسلام داشتند، نه توان فهم جنگ هشت ساله را داشتند و نه چرایی اشغال سفارت امریکا را درک کردند.
به نظر می رسد به عنوان یک راهکار، میتوان نسل جدید اصلاح طلبان را وارد صحنه کرد. نسلی که ضمن اعلام حمایت از بزرگان این جریان و بالعکس و با آسیب شناسی دوره های گذشته و مهم اینکه، این افراد از اینکه مواضع میانه روانه و مثبت در تایید نظام بزنند، ابایی نداشته باشند تا در این بین انگ اصلاح طلب قلابی، اجاره ای و غضنفر اصلاحات نگیرند.

منبع:خبرنما

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سلام می‌گه:

    دوست عزیز ما اصلاح طلب اصولگرا نداریم ،این دسته بند
    ی را کی کرده ؟ دو جریان بیشتر نیست ۱-
    اصلاح طلب ۲-اصولگرا و این دو جریان زحمت میکشند برای سربلندی این کشور اما گروه دیگری هستند که دنبال فرصت طلبی هستند تا باد از چه سمتی بوزد ،امیدوارم شما در یکی از جریانها دنبال فعالیت باشید

  • شفایی می‌گه:

    سلام و درود به همه دوستانی که کامنت گذاشتند.
    اولا, بنده هیچگاه دنبال نظریه پردازی نبودم و صرفا به عنوان یک شهروند حق اظهار نظر دارم و شاید حرفام به مذاق بعضی خوش نیاد. دوست عزیزی که بنده را زیر خط اصولگرایی تعریف کردی ای کاش خودتو معرفی میکردی تا از نزدیک خدمتت عرض میکردم چه بلاهایی در دوره احمدی نژاد به سر بنده اومد فقط به صرف داشتن عقیده ای مخالف آقایون.
    ثانیا, این یک روند معمولی در امور سیاسی هست که باید جریانات سیاسی نیروهای جدیدی از بطن نیروهای خود به جامعه معرفی کنند. پس اینقدر موضوع را بزرگ کردن معنا و مفهوم نداره.
    ثالثا, من تا به امروز از هیچ رانت و امتیاز ویژه ای برخوردار نبودم که بخواهم از این به بعد استفاده کنم. به مدد خداوند متعال و فقط به پشتوانه تلاش و کوشش خودم و از طریق کنکور سراسری استخدام آموزش و پرورش شدم و در کنارش به صورت حق التدریس مدرس دانشگاه هستم.
    رابعا, شما یه مطالعه جامع داشته باش دوره خاتمی عزیز را تا بدونید چه کسانی خواسته یا ناخواسته تیشه به ریشه اصلاحات زدند و جریان اصلاح طلبی را به مقابله با نظام کشاندند و به نوعی به توهم جناح مخالف دامن زدند.
    خامسا, هر شهروندی در جامعه یک دیدگاه سیاسی دارد و من از این قاعده مستثنی نیستم . به فرمایش رهبری من یک اصلاح طلب اصولگرا و یک اصولگرای اصلاح طلب هستم. نه اصولگرای افراطی و نه اصلاح طلب افراطی.
    باشد که یک روز از این جدل های حزبی بی فایده و به کام مردم تلخ, رهایی یابیم

  • اصلاح طلب پیرو خط امام می‌گه:

    آفرین تحلیلت فوق العاده عالی بود.
    بپا چشم نخوری تحلیلگر و کارشناس سیاست

    منم مثل شما معتقدم باید روی گزینه های جوان و تازه نفس و فکری و برنامه دار و کاردان و کارشناس روز حساب باز کرد.نباید هی تجربه افراد قدیمی را تکرار کرد بلکه باید از آنها مشورت گرفت.

    مثلا برای گچساران دکتر غلامرضا تاجگردون
    مثلا برای بویراحمد دکتر وکیلی
    مثلا برای کهگیلویه آقای رستاد
    سه گزینه جوانتر و برنامه دار تر و کاردان تر از قدیمی ها هستند.

    البته اگه گزینه های بهتری هم باشند میشه روی آنها حساب باز کرد و نباید محدود به اینها شد.

    اما باید از کمک چهره های قدیمی اصلاحات استان مثلا در گچساران حاج بهرام تاجگردون و حاج علی شریفی و آقای خواجوی و یا در کهگیلویه افرادی مثل آقایان لاهوتی و منطقیان و توفیقی ودر بویراحمد افرادی مثل دکتر مندنی پور و سیدباقر موسوی و دهها لیدر بزرگ و کارکشته سیاست استان کمک گرفت.

    همیشه گفتن انسانهای بزرگ و موفق کسانی هستن که از گذشته درس میگیرن و برای انتخاب راه صحیح از تجربیات گذشتگان استفاده میکنند.

    درود بر اصلاحات
    سلام بر اعتدال
    درود بر خاتمی
    سلام بر روحانی

  • سلام می‌گه:

    برادر شفاهی بی هویتی و بی اصالتی سیاسی دردی است که دامن جامعه ما را گرفته و شما هم اول خودتو معرفی کن ،برادر شما برو نوستالوژی اصولگرایی را بررسی کن ،اصلاح طلبی مشکلش نظریه پرداز نیست ،بلکه تایید ثلاحینه

  • اصلاح طلب می‌گه:

    بسیارزیبا.درودبرجناب شفایی همواره راهت پرامید وسبز باد.

  • ناشناس می‌گه:

    بار این همه تناقض را در گفته هایتان چگونه به دوش می کشید؟
    فرموده اید که (این واقعیتی تلخ است که بودند کسانی در بدنه جنبش اصلاحات نفوذ کردند که از مبنا نه ماهیت انقلاب را قبول داشتند نه دلبستگی با اسلام داشتند، نه توان فهم جنگ هشت ساله را داشتند و نه چرایی اشغال سفارت امریکا را درک کردند.)
    دوست عزیز! اینها که بیان کردید طرز فکر شما و نه اصلاح طلبان است. شما به لحاظ ماهیتی به جریان اصول گرا تعلق دارید و این واضح است. کار بدی هم نمی کنید. نقش تخریبی خودتان را به سود یک گروه سیاسی بازی می کنید و این در بازی سیاست اگرچه غیر اخلاقی باشد اما پذیرفته شده است.
    اینکه سعی می کنید محتوای اصلاحات را نادیده بگیرید و از درون بذر و تخم اصولگرایان را در آن تزریق کنید. نوشته شما دو بخش دارد. بخش اولش که حالتی فریبکارانه دارد و برای بدست اوردن دل خواننده نوشته شده است. اما در بخش پایانی دستتان رو می شود و حرف های جناح راست را می زنید.
    من یک شهروند معمولی و غیر سیاسی برای شما احترام بیشتری قایلم اگر همین حرف هایی که زدید با صداقت و زیر عنوان اصول گرایی مطرح می کردید. من به لحظا فکری تا حدی اصلاح طلبی را قبول دارم و از اصول گرایی فاصله های زیادی دارم. اما بسیاری از دوستان و همکاران عزیزم در فضای کار و خیابان و خانواده اصول گرا هستند. ما دشمن نیستیم و به هم احترام می گذاریم. پس با مشخصات واقعی خودتان حرف بزنید و به قول معروف زیرآبی نروید تا دوستی ها بر باد نرود.

200x208
200x208