تاریخ درج خبر : 1394/03/10
کد خبر : ۵۱۰۶۴۷
+ تغییر اندازه نوشته -
یک مدرس دانشگاه:

مکان یابی احداث پتروشیمی دهدشت و سیمان سپو اشتباه بوده است! / ارزش خاک از طلا و آزادی هم بیشتر است

یک مدرس دانشگاه می گوید: روند خشکسالی دشت کلاچو در ۴۰ سال اخیر بی سابقه است و مکان یابی برای احداث کارخانه سیمان سپو و پتروشیمی دهدشت را اشتباه بوده است.

دشت کلاچو بزرگترین دشت کهگیلویه است که از لحاظ زمین شناسی مناسب ترین دشت از لحاظ سفره های آب زیر زمینی و خاک است. این دشت در ۱۰ کیلومتری شرق دهدشت قرار دارد که مابین ضرغام آباد در حومه شرقی تا تنگ پیرزال واقع شده است.

بحث بحران تنش آبی در منطقه و افت سطح آب در دشت کلاچو بهانه ای شد تا با دکتر خسرو شفیعی مطلق؛ دکترای تخصصی مهندسی منابع آب که معاون پژوهش و فناوری دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهدشت می باشد گفتگویی داشته باشیم.

شفیعی مطلق رئیس باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان دانشگاه آزاد دهدشت نیز هست که چندین طرح و مقاله ISI و علمی پژوهشی برتر در حوزه آب و منابع آبی را در کارنامه کاری خود دارد و پژوهشگر برتر منطقه ۳۰ دانشگاه آزاد اسلامی در سال گذشته شده است.

IMG-20150530-WA0007

مشروح گفتگو با این پژوهشگر جوان را با هم می خوانیم.

جناب شفیعی مطلق لطفاً در ابتدا در مورد اهمیت دشت کلاچو برای ما توضیح دهید.

فرض کنید که هر خانواده ای یک زمین دارد که به عنوان زمین کشاورزی برای امرار معاش از آن استفاده می کند. و اگر استان کهگیلویه و بویراحمد را یک خانواده محسوب کنیم، چند تا دشت به عنوان مزرعه اش دارد که شاخص ترین این دشت ها دشت کلاچو است که دارایی آب و خاک شهرستان کهگیلویه محسوب می شود.

دشت امامزاده جعفر در شهرستان گچساران نیز همین نقش را دارد اما در یاسوج که جزو مناطق زاگرس چین خورده است دشتهای کمی داریم.

ارزش خاک از طلا و آزادی هم بیشتر است

خاک از طلا اهمیتش بیشتر است چرا که در هر ۱۰۰۰ سال تنها یک سانتی متر خاک تولید می شود. و ارزش خاک آنقدر زیاد است که حتی در بعضی جاها می گویند ارزش خاک از آزادی هم بیشتر است.

منبع خاک با ارزش و اقتصادی و یکی از مخازن بزرگ آب شیرین برای کهگیلویه همین دشت کلاچو است که قدمتش به دوران باستان باز می گردد.

خشکسالی و وضعیت تنش آبی این دشت از چه زمانی شروع شده است؟

ببینید بالاتر از دشت کلاچو در تنگ سپو آسیاب هایی بوده است که با نیروی آب به حرکت در می آمده ولی الان در آنجا گنجشک ها هم از تشنگی می میرند و دیگر آبی وجود ندارد.

بی سابقه بودن روند خشکسالی در ۴۰ سال اخیر

این روند خشکسالی از لحاظ زمانی بالاتر از ۱۰۰ سال است ولی در ۴۰ ساله اخیر بی سابقه بوده است. دشت کلاچو به عنوان منبع غنی آب و خاک کهگیلویه ، ضخامتش تا سنگ کف ۱۰۰ متر است و چاه هایی که تا ۲۰سال پیش حفر می شد در تقریبا ۲۰ متری به آب می رسیدند. یعنی در عمق ۸۰ متری آب وجود داشته است. ولی الان همان چاه در ۳۰ متری به آب می رسد که یعنی در طول ۴۰ سال سطح آب این دشت ۵۰ متر افت کرده است.

و الان ضخامت آب دهی سفره لازم در کلاچو ۳۰ متر و کمتر از ۳۰ متر است که این یک فاجعه است یعنی ما از مرز بحران هم رد شده ایم .

قنات های باستانی ضرغام آباد ، رودخانه های چرام و ضرغام آباد که از این دشت سرچشمه می گرفتند و آسیاب های که در این منطقه بوده نزدیک به یک دهه است که به دلیل افت سطح آب خشک شده اند.

سطح آب الان ۷۰ متر است در صورتی که دو سال قبل مدل ریاضی این دشت را درست کردیم که نشان می داد سالی ۳ متر افت داریم و در بعضی جاها هم حدود ۵ متر.

ولی متاسفانه الان در همان جاهای قبلی تا ۱۰ متر هم افت سطح آب داریم که این ما را به فاجعه نزدیک می کند زیرا افت سطح آب اگر به یک جایی برسد دیگر آن آب کیفیت لازم را ندارد و ما به یک آب ناسالم می رسیم.

جناب دکتر به علل افت سطح آب در این دشت و راهکارهای برون رفت از این وضعیت نیز اشاره نمایید؟

کشت برنج در کهگیلویه از آدم کشی هم بدتر است!

افت سطح آب علتهای مختلفی دارد که کشتهای نا مناسب مثل برنج و هندوانه یکی از دلایل آن است. در اقلیم کهگیلویه یک کیلوگرم برنج تا به برداشت برسد ۳۲۰۰ لیتر آب نیاز دارد. پس کشت برنج باید کاملاً ممنوع اعلام شود. و من در یک سمیناری که داشتم گفتم کشت برنج در کهگیلویه ما از آدم کشی هم بدتر است!

هشتاد درصد هندوانه کارها تحصیلکرده های بیکار هستند!

از طرفی یک کیلوگرم هندوانه ۵۶۰ کیلو آب نیاز دارد. اما چرا با این وجود باز ما به این سمت می آییم. اگر یک پژوهشی انجام دهید به این نتیجه می رسید که هشتاد درصد هندوانه کارهای ما تحصیلکرده های بیکار هستند. چون هیچ پویایی اقتصادی،کارخانه و شغلی وجود ندارد که اشتغال زایی کند، تحصیلکرده های بیکار منطقه راهی ندارند جز اینکه به سمت کشاورزی روی آورند.

عامل بعدی وام های دریافتی است که وام گیرنده های ( خودرو، دامداری، خیاطی، بنگاه های زود بازده و…) برای اینکه یکساله به سود برسند، به سمت کشاورزی و کشت هندوانه روی می آورند، در حالی که تنش بر سر مساله مهمی به نام آب است و ارزش آب همانطور که گفتم از طلا نیز بیشتر است.

ببینید کشاورز روی سطح زمین را می بیند ولی زیر سطح زمین را نمی بیند که آب دارد پایین می رود، و این به یک حدی که برسد به آب شور می رسیم که غیر قابل برداشت است.

حفر چاه در دشت کلاچو باید ممنوع اعلام شود

عامل بعدی وجود چاه های غیر مجاز در دشت کلاچو است که این دشت باید ممنوعه از نظر حفر چاه اعلام شود و مجوز حفر چاه جدید نیز صادر نشود ، تا بیش از توان از آبش استفاده نشود.که این مهم اعلام هم شده است ولی متاسفانه ضمانت اجرایی لازم و کافی را ندارد.

از طرفی باید چاه های مجاز در محدوده این دشت نیز مجهز به کنتور هوشمند شوند تا مقدار برداشت آب مشخص باشد که این مورد نیز نیاز به ضمانت اجرایی و دخالت دولت دارد.

کشت برنج ممنوع و کشت هندوانه با مدیریت!

راه حل بعدی برای رسیدن به شرایط مطلوب این است که نوع کشت باید عوض شود و همانطور که گفتم کشت برنج کاملا ممنوع و همینطور کشت هندوانه باید مدیریت شود. به این صورت که در کنار هر چاه تنها یک هکتار هندوانه کاشت کنند تا هم هندوانه شهر تامین شود و هم کشاورز که عمدتاً وام گیرنده می باشد بتواند وام خود را بدهد و درآمد هم داشته باشد.

تغذیه مصنوعی یک داروی شفا بخش

تغذیه مصنوعی به عنوان یک داروی شفابخش راه حل بعدی می باشد که می تواند جواب دهد و مثمر ثمر واقع بشود.

من این طرح پژوهشی را قبلاً انجام داده ام. هفت نقطه از دشت کلاچو ما بین دو تنگ هیگون تا تنگ پیرزال برای احداث سد تغذیه ای مناسب هست.که فقط در سه نقطه این کار انجام شده است ولی تنها یکی از این سه نقاط به بهره برداری رسیده است.

ظاهراً در تنگ سپو سد تغذیه ای زده شده اما به آبگیری نرسیده است و سد تنگ هیگون نیز به بهره برداری رسیده اما بخاطر وجود لایه های رسوبی در حوضچه ها با مشکل مواجه شده است ، که اداره آب باید ابتدای هر سال حوضچه های این سد را کاملاً لایه روبی نماید.

با توجه به اینکه مصالح ساختمانی به کار گرفته شده در سد تغذیه ای همین سنگ است که در کوهپایه موجود است و این گونه سدها به دلیل قرار گرفتن در کوهپایه نه محیط زیست و نه زمین کشاورزی را خراب نمی کنند، هم منابع طبیعی و آبخیزداری و هم آب منطقه ای باید با تأمین بودجه، احداث این گونه سدها را جز اولویت های کاری خود قرار دهند تا روان آبها از بین نروند.

این افت سطح آب چه اثراتی در حوزه های مختلف برای این دشت و ساکنانش می تواند در پی داشته باشد ؟

نشست زمین اولین اثر افت سطح آب!

نشست زمین اولین اثر افت سطح آب زیر زمینی می باشد. موقعی که سفره آب زیرزمینی افت می کند چون بار بالایی سفره زیاد است ما با نشست زمین مواجه می شویم. و با توجه به اینکه روستاهای زیادی بر روی این دشت وجود دارد ،خانه ها ترک بر میدارد و هزینه هنگفتی بر روی دست دولت بر جای می گذارد.

مثلاً یکی از معضلات اصلی شهر رفسنجان تأمین اعتبار لازم برای جبران خسارت های ناشی از نشست اخیر زمین در این منطقه است که به دلیل افت سفره آب زیرزمینی به وجود آمد.

IMG-20150529-WA0005

دومین اثر افت سطح آب، خراب شدن کیفیت آب است. و سومین اثرش این است که تغذیه مصنوعی امکان پذیر نمی شود. زیرا که نشست تخلخل یا فضای خالی را پر می کند و ما فضای کمتری برای تجدید پذیر کردن یا ذخیره آب داریم و دیگر جایی برای تغذیه مصنوعی وجود ندارد.

با ادامه این روند باید زغال باغات مرکبات را بفروشیم!

البته این بحران اثرات سیاسی، اقتصادی، روحی و روانی را هم شامل خواهد شد. و ناگفته نماند که با ادامه این روند باغات مرکبات مرغوب منطقه نیز خشک خواهد شد که باید زغال این باغات را بفروشیم.

به نظر من دستگاههای ذیربط اقدام قانع کننده ای انجام نداده اند. البته جهاد کشاورزی در رابطه با تعویض نوع آبیاری و اینکه آبیاری قطره ای بشود کارهای خوبی کرده است. اما کشاورزان رعایت نمی کنند که این مربوط به عدم توجه به بحث آموزش می باشد.

چرا که کشاورز را باید آموزش دهند که چه موقع از روز آبیاری قطره ای اش را انجام دهد و optimum time ( زمان مناسب) برای آبیاری مناسب انتخاب شود تا تبخیر کمتری انجام شود.

جناب شفیعی مطلق احداث پتروشیمی دهدشت و کارخانه سیمان سپو در حومه شرقی دهدشت بر تشدید این بحران و اکوسیستم منطقه کلاچو می تواند تاثیر گذار باشد؟ لطفا توضیح دهید.

بله. حتما. شما ببینید همانطور که گفتم ارزش خاک از طلا و طبق بعضی گفته ها از آزادی هم بیشتر است . ولی ما متاسفانه آمدیم در خاک غنی دشت کلاچو پتروشیمی زدیم. آن هم درست در جایی که داریم تغذیه مصنوعی انجام می دهیم. شما ببینید حوضچه های سد تغذیه ای تنگ هیگون در بالای پتروشیمی قرار می گیرد و سد تغذیه ای تنگ سپو در پایینش .

پتروشیمی دهدشت در طول ۲۰ سال آب زیرزمینی را نابود می کند!

همانطور که قبلاً هم گفتم ای کاش در منطقه پویایی اقتصادی،کارخانه و شغلی وجود داشت تا تحصیلکرده های بیکار ما بسمت کشت هندوانه نمی رفتند ، هیچ کس منکر ایجاد کارخانه برای اشتغال جوانان و تحصیلکرده های بیکار منطقه نیست . اما خدا کند که پتروشیمی دهدشت احداث نشود که خدا را شکر تا الان هم احداث نشده است. چرا که پتروشیمی دهدشت از آن نوع است که ۱۵۰۰ شیر دارد که اگر هر روز از هر شیر فقط یک قطره بچکد، در طول ۲۰ سال آب زیر زمینی نابود خواهد شد.

متاسفانه مطالعات لازم برای مکان یابی احداث این پروژه انجام نشده است. و این پتروشیمی در جایی قرار است احداث شود که برای سفره های آب زیر زمینی بسیار بسیار مضر است.

از لحاط علمی و مطالعاتی پتروشیمی را باید در حومه غربی دهدشت احداث می کردند، چرا که در حومه غربی سازه های گچی وجود دارد و آب و خاک ضعیف است و کارخانه های صنعتی را باید در این منطقه می زدند. اما در حومه شرقی دهدشت آب و خاک غنی است و این منطقه برای احداث کارخانه های غیر صنعتی مناسب است.

مکان یابی احداث پتروشیمی دهدشت و سیمان سپو اشتباه بوده است!

همینطور معتقدم عملیات مطالعات سنجی لازم برای احداث کارخانه سیمان هم بخوبی انجام نشده است.چرا که کارخانه سیمان را نباید در دشت می زدند.

کارخانه سیمان باید در جایی احداث می شد که سنگ معدنش هم باشد که ضمن اینکه از معدن برداشت می کردند،جای مناسبی برای کارخانه هم وجود داشته باشد. به نظر من تنگ هیگون بهترین مکان برای احداث کارخانه سیمان بود.

پس هر دوتا مکان یابی کارخانه سیمان سپو و پتروشیمی دهدشت اشتباه بوده است و مطالعات و برنامه ریزی خاصی بر روی این پروژه ها نشده است.

گفتگو: صادق دوپیکر – خبرنما

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سید رضا خاضع می‌گه:

    پایگاه اجتماعی و مشروعیت عکاسی و حسابداری است! بی تماس! :)

    • ناشناس می‌گه:

      سلام دکتر ممنونم از حس ناسیونالیسم که نسبت به منطقه داری بهت افتخار میکنیم

  • هم اتاقی می‌گه:

    دکتر یادته چه موهای قشنگی داشتی همیشه به موهات حسادت میکردم. خشکسالی اومده؟

  • احمدی می‌گه:

    بعد از مدتها یک مطلب بسیار مفید و موثر در مورد ساخت پتروشیمی و سیمان نوشته شد که جا دارد از آقای شفیعی مطلق تشکر ویژه کرد،برای اینکه پتروشیمی باید در مکانی احداث شود که آب مورد نیاز آن به راحتی تهیه شود چیزی که در دوران احمدی‌نژاد کمتر توجهی به آن نشد،صنایع پتروشیمی و سیمان به آب زیادی نیاز دارند و با توجه به کم آبی های حال حاضر هیچ کدام از این دو طرح به صرفه نخواهد بود و بر مشکلات منطقه می افزایند.

  • دانشجو می‌گه:

    جناب دکتر
    احسنت
    ولی خیالتان راحت ، افتتاح نمیشوند

  • دانشجو می‌گه:

    جناب آقای آرام و پرهیز عزیز
    ارزش و احترام سایت خبری با چنین مصاحبه های علمی و تحقیقی و انتقادی با لا میرود . خیلی خوب بود بازتاب دهید. نیروهای گمنام و شایسته زیادی در این منطقه هستند

  • بهلول می‌گه:

    آقای شفیعی مطلق ارج می نهم به این اندیشه ات که فرمودی ( از لحاط علمی و مطالعاتی پتروشیمی را باید در حومه غربی دهدشت احداث می کردند، چرا که در حومه غربی سازه های گچی وجود دارد و آب و خاک ضعیف است و کارخانه های صنعتی را باید در این منطقه می زدند. اما در حومه شرقی دهدشت آب و خاک غنی است و این منطقه برای احداث کارخانه های غیر صنعتی مناسب است.) و (کارخانه سیمان باید در جایی احداث می شد که سنگ معدنش هم باشد که ضمن اینکه از معدن برداشت می کردند،جای مناسبی برای کارخانه هم وجود داشته باشد. به نظر من تنگ هیگون بهترین مکان برای احداث کارخانه سیمان بود.)
    البته در تمام نقاط استان این اشتباهات فاحش صورت گرفته است .

200x208
200x208