تاریخ درج خبر : 1394/03/20
کد خبر : ۵۱۱۵۶۳
+ تغییر اندازه نوشته -
فضل‌الله یاری

آریوبرزن گرمسیری بود با سردسیری؟

ف-یاری

شبکه مستند شامگاه 18 خرداد فیلمی مستند تحت عنوان«آریوبرزن» پخش کرد تا بخشی از تاریخ ایران را روایت کند و احتمالا به برخی سئوالات پاسخ دهد بخشی که در سرزمین من (کهگیلویه و بویراحمد) گذشته است.
اما این حقیر با تماشای این مستند که ساخته سیمای مرکز کهگیلویه وبویراحمد است به یک سئوال «مذموم» مبتلا شدم. سئوالی که در همه این سال ها طرح کنندگان آن را افرادی می دانستم که قصد دارند شکاف خودساخته میان دو منطقه مهم استان کهگیلویه و بویراحمد را عمیق تر کنند. سئوال این است که «فلانی گرمسیری(کهگیلویه ای) یا سردسیری(بویراحمدی) است؟»
اعتراف می کنم که برای اولین بار که این سئوال درباره خود من پرسیده شد؛ نگاهی بس عاقل اندر سفیه به سئوال کننده که دوستی از منطقه بویراحمد بود، انداختم و پاسخش را دادم و اعتراف می کنم که تا مدت ها او را با همان یک سئوال ارزیابی و البته محکوم کرده بودم.
اینک اما پس از تماشای فیلم مستند آریوبرزن این سئوال گریبان مرا هم گرفته است تا یک شخصیت تاریخی را از پس قرن ها بیرون بیاورم و در حصار تنگ این سئوال زندانی کنم که راستی «آریوبرزن» گرمسیری است یا سردسیری؟
این حقیر تا کنون این سئوال را درباره هیچ کدام از افراد معاصر استان نپرسیده ام اما مستند آریوبرزن سبب شد تا این سئوال را درباره یک شخصیت ملی و تاریخی بپرسم و مسبب آن نیز سازندگان این مستندند.البته در این سئوال هیچ منظوری به جز پیداکردن حقیقت و یا دست کم واقعیت موجود در لابلای سطور تاریخ ندارم. به همین خاطر سئوالم از مورخان و پژوهشگران این حوزه است.
موضوعاتی که سبب شد تا این سئوال مذموم در ذهن من طرح شود وجود عناصری در این فیلم مستند بود که با برخی از دانسته های تاریخی من ( که البته چندان وسیع وعمیق هم نیست) منطبق نبوده است.
بخش اول فیلم که با صدای گوینده مشهوری همراه است به ذکر مستنداتی از تاریخ می پردازد وبا استناد به نوشته های برخی از مورخان، سه منطقه «تنگ تکاب» بین کهگیلویه و بهبهان و «تنگ تامرادی» و «تنگ گجستان» در منطقه بویراحمد را محل برخورد قوای اسکندر با سپاه آریو برزن معرفی می کند.اگرچه مورخان دیگری برخی مناطق ممسنی را نیز در نظر آورده اند،اما سازندگان فیلم، به گونه ای ماجرا را به تصویر کشیده اند که نشان می دهد تنها فرضیه های مورخانی را پذیرقته اند که به مناطق سردسیری اشاره کرده اند.در فیلم گوینده از عبور سپاه اسکندر از مناطقی پر از «بلوط و برف» سخن می گوید و تصویر برداران نیز سربازان اسکندر مقدونی را در کنار لاله های واژگون( که در مناطق سردسیر می رویند) به تصویر می کشند.
در ادامه فیلم به نظر می رسد که سازندگان فیلم تکلیف خود را با این اختلاف نظرها روشن کرده اند، چرا که سربازان اسکندر را در مناطقی پوشیده از برف نشان می دهند.این در حالی است که برخی از مورخان، عبور سپاه انبوه اسکندر از مناطق برفی، آن هم در اواخر پاییز و اوایل زمستان( که از سوی برخی مورخان به آن اشاره شده ) را غیرممکن ، غیرعقلانی و به دور از تاکتیک های نظامی می دانند.
در بخش دوم فیلم که به صحنه های تعقیب و گریز سربازان دوسپاه اختصاص دارد، به نظر می رسد که سازندگان فیلم، دامن «استناد» را رها کرده و به خلق صحنه هایی «سینمایی» می پردازند و گویی همان چند دقیقه اول استناد به نوشته های مورخان را، برای قانع کردن مخاطب کافی می دانند.
نگارنده این سطور نه از تاریخ اطلاع کافی دارد و نه از فیلمسازی سررشته ای دارد، اما یک چیز را می داند که وقتی فیلمی در طبقه بندی «مستند» قرار می گیرد، باید بتواند مخاطب را با سند و مدرک قانع کند.اما درباره این حقیر تنها سئوالی بر سئوالاتم افزوده است( اگرچه ایجاد سئوال هم امری مطلوب است).
به همین خاطر از مورخان و پژوهشگران این حوزه( به خصوص آنان که در استان حضور دارند) تقاضا می شود که در این باره با استناد به حقایق تاریخی موضوع را بررسی کنند و به این سئوال که فیلم مستند آریوبرزن در ذهن من ایجاد کرده پاسخ دهند که آریوبرزن آنچنان که فیلم می گوید، در مناطق سردسیر با اسکندر مواجه شده یا واقعیت همان است که مورخان با همه تخصص و تحقیقات شان در این باره برسر یک موضوع واحد به توافق نرسیده اند؟
***
در پایان برای آن که نشان دهم که سئوالم از سر دسته بندی های موجود در استان نیست و اتهامی متوجه سازندگان این فیلم نمی کند و تنها برای روشن شدن یک واقعیت تاریخی است، این نظریه برخی از مورخان را نیز اضافه می کنم که اصولا آریوبرزن – آن چنان که برخی از ما در استان کهگیلویه وبویراحمد می پنداریم – از نژاد مردمانی نیست که امروزه ما در مناطق لرنشین بازماندگان آن ها هستیم.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    اریو برزن در منطقه تنگ تکاب کهگیلویه ودرست در نقطهای که الان سد مارون واقع لشکر اسکندر را سنگباران(کهتری) کرد در این منطقه کوه خاییز است که درختان سردسیری از قبیل بلوط بن و بنه فراوان است در هر حال اریو برزن لر بود

  • ایل می‌گه:

    با سلام خدمت خوانندگان عزیز طبق صحبتهای بعضی از مورخان که شنیده شد آریوبرزن از نژاد لرهای اطراف بهبهان بود که در تنگ سولک وعده ای هم بر این باورند در کوه ماغر توسط سربازان اسکندر کشته شد پس نتیجه میگیریم ایشان بهمیی بود.

    • گلی می‌گه:

      اگه ما تاریخ خوندیم اریوبرزن به همراه عده کمی از سزربازانش در غاری در تنگ سولک مخفی شده بود تا به قول امروزیها پاتک بزند به دشمن ولی چوپانی از اهالی ان منطقه او را لو داد چون سپاه اسکندر خسته بودند وشناختی از ان منطقه نداشتند تاریخ ایران -سرانجام هخامنشیان تاریخ مستند باید خوانده شده باشد نه شنیده

  • خودم می‌گه:

    قربون شعورتون برم مگه اریوبرزن بودجه است که دعوا راه انداختین معمولا سوال کننده اصلا غرضی ندارد ولی مشت نمونه خرواره عزیز دل برادر تاحالا کجا بودید که یه دفعه این طرح رهایی بخش به ذهن مبارکتون اومد ..دست بردارید عزیزیان ازاین هجمه ی غلطی ومغرضانه ای که چندیست براین دیار مظلوم در دوران صدارت کوتوله ها روا داشته اید ..اریوبرزن نه پوله ونه نفت ونه اب وهوای خوش اگر باشد مردانگی ..شرافت..ودلیریست ومتعلق به حوزه زاگرس

  • دکتر می‌گه:

    با سلام و عرض ادب خدمت دایی عزیز وفرهیخته خودم جناب یاری

    در قرن 21 هستیم واوبامای سیاهپوست مسلمان زاده کنیایی ریس جمهور بزرگترین امپراطوری جهان یعنی امریکاست.ولی ما هنوز در گیر سردسیر وگرمسیری بودن اریوبرزن هستیم.از دایی عزیز وفرهیخته خودم انتظار دارم که مردم را بخصوص نسل جوان را از پدیده قومیت گرایی بدور وعشق به وطن و بالاتر از ان عشق به حرمت انسانیت را در افکار عمومی زنده نماییند.چرا که از دیدگاه دینی هم نزدیک تر ین انسانها با تقوا ترین انهاست نه امریکایی ونه ایرانی ونه ترک و لر ونه گرمسیری و نه سردسیری بودن انهاست.مهم با شرف بودن انسانهاست .

  • هم استانی می‌گه:

    سلام – من هم اطلاعاتی هر چند اندک دارم و مقداری هم شنیده ام – آریوبرزن لر بود اما نه از نژاد لر هایی که الان مقیم استان می باشند . ظاهرا لر مقیم ارجان بهبهان بود …البته مورخان بهتر از من نظر میدند

  • ناشناس می‌گه:

    حتی میتونستی این سوال را بپرسی که اصلاً آریوبرزنی وجود دارد یا ندارد؟ چه برسد به گرمسیری و سردسیری بودنش.

  • ناشناس می‌گه:

    اقایان مستندساز در زمان هخامنشیان نه اسمی بنام کهگیلویه بوده نه بویراحمد ونه هم معلوم است چه قومی دران موقع در این دیار میزیسته است هزاران مهاجرت ناشناخته صورت گرفته من دراوردی دعوای حیدری – نعمتی راه نیندازید مردم این دیاربرخلاف نظر بعضی ها همه برادرند وبرابر وباکمال دوستی وبرادری باهم زندگی میکنند

  • محسن.تهران می‌گه:

    سلام.مقاله شما کاملا منطقی و علمی است.من دانشجوی دکتری باستان شناسی هستم.آریوبرزن از نوادگان خزانه دار پرسپولیس بود.و اصلا لر نبود.لر از قوم ماد بودن.فقط آریوبرزن در استان ما با اسکندر روبرو شد.و این دلیل بر لر بودن و گهگیلویه و بویراحمدی امروزی نیست.مثل اینکه بگیم چون شهید باکری تبریزی در خوزستان جنگید و شهید شد پس باکری خوزستانی است.

  • ناشناس می‌گه:

    با سلام به نکات خوبی اشاره کردین …برای شبکه دنا تاسف می خورم که فرهنگ لری را فقط در نان پختن، لباس های محلی، جنگ آوری خلاصه کرده که بخشی از همین موارد ضدیت با فرهنگ دارد…
    آقای یاری قیل از بیان مطلبتون اگه به یک تاریخچه کلی از «کهگیلویه» همچنین «بویراحمد» اشاره می کردین خیلی راحت می توانستید به جواب سوال خودتون برسید…طبیعی است شبکه دنا چنین سوگیری داشته باشه….

  • لیزه می‌گه:

    همان طوریکه می دانیم آریوبرزن یکی از سرداران هخامنشی بوده که در مقابل سپاه اسکندر مقدونی ایستادگی بزرگی از خود نشان داده است و مهم نیست در کدام ولایت ایران زاده شده باشد . مثالی می زنم تا منظورم بهتر مشخص شود . در هنگام جنگ تحمیلی خرمشهر خوزستان توسط عراقی ها اشغال شد برای آزادی این شهر مردم از تمام کشور اعم خوزستان ، خراسان ، سیستان و بلوچستان و …. آماده شدند تا آنرا از چنگ دشمن خارج کنند و سرانجام آزاد شد . در زمان هخامنشیان هم همینطور در مقابل دشمن ایستادگی می کردند . اینکه این شخصیت های تاریخی به نفع یک قوم خاص ایرانی مصادره شود پسندیده نیست تازه دردی را هم دوا نمی کند .
    با این مقدمه به نظر من شاید بهترین شرح حال آریوبرزن در مطلب ذیل باشد که جهت تنویرافکاربازدیدکنندگان محترم سایت عیننا آورده می شود :
    آریوبَرزَن (به یونانی: Aριoβαρζάνης) نام سردار ایرانی بود که در برابر سپاه اسکندر مقدونی ایستادگی کرد و خود و سربازانش تا واپسین تن کشته شدند. نام آریوبرزن در پارسی کنونی به گونه آریابرزین هم گفته و نوشته می‌شود که به معنی ایرانی باشکوه‌است

    نبردگاه آریوبرزن و اسکندر را در چند جای گوناگون حدس زده‌اند، به نظر می‌آید نبردگاه جایی در استان کهگیلویه و بویر احمد باشد.(در منطقه تنگ تکاب)به هر روی ناآشنایی اسکندر با منطقه به سود پارسیان بود ولی یک چوپان که تاریخ‌نگاران نامش را لی‌بانی(اسیر اسکندر) نوشته‌اند راه گذر از کوهستان را به مقدونیان نشان می‌دهد و اسکندر می‌تواند آریوبرزن و یارانش را به دام اندازد گفته می‌شود اسکندر پس از پایان جنگ آن اسیر را به خاطر خیانت می‌کشد. آریوبرزن با ۴۰ سوار و ۵۰۰۰ پیاده خود را بی‌پروا به سپاه مقدونی رسانده و شمار بسیاری از یونانیان را کشته و خود نیز تلفات بسیاری داد اما موفّق گردید از محاصرهٔ سپاه مقدونی بگریزد.
    چون از محاصره بیرون آمد خواست تا به کمک پایتخت بشتابد و آن را پیش از رسیدن سپاه مقدونی اشغال کند. اما لشکر اسکندر که از راه جلگه به پارس رفته بودند، مانع او شدند. در این هنگام وی به مخاطرهٔ سختی افتاد، ولی راضی نشد تسلیم گردد. گفته می‌شود ایستادگی آریوبرزن یکی از چند ایستادگی انگشت شمار در برابر سپاه اسکندر بوده‌است.
    بر پایه یادداشتهای به دست آمده از کالیستنس تاریخ‌نگار اسکندر، ۱۲ اوت سال ۳۳۰ پیش از میلاد، نیروهای اسکندر مقدونی در پیشروی به سوی پرسپولیس پایتخت آن زمان ایران، در یک منطقه دربند پارس که منطقه‌ای کوهستانی و سخت‌گذر است متوقف شدند و در این منطقه درگیری میان اسکندر و آریو برزن رخ داد. به گفته اسکندر بعد از ورود به سرزمین ایذج خورشید را به مدت سه شبانه روز بچشم ندیدم بعلت انبوه درختان و ازدیاد باران. اسکندر با یک هنگ ارتش ایران که شامل ۵۰۴۰تا ۵۰۰۰ نفر بود به فرماندهی آریو برزن رو به رو شد. این هنگ چندین روز مانع ادامه پیشروی ارتش ده‌ها هزار نفری اسکندر شده بود که مصر، بابل و شوش را پیشتر گرفته بود و در سه جنگ، داریوش سوم را شکست و فراری داده بود. سرانجام این هنگ با محاصره کوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پای درآمد و فرمانده آن آریوبرزن نیز کشته افتاد.
    کالیستنس درخصوص مقایسه نبرد دربند و نبرد گوگمل نوشته‌است
    اگر چنین مقاومتی در نبرد گوگمل در (کردستان کنونی عراق) در برابر ما صورت گرفته بود، شکست مان قطعی بود. در گوگمل با خروج غیر منتظره داریوش سوم از صحنه، واحدهای ارتش ایران نیز که در حال پیروز شدن بر ما بودند در پی او دست به عقب‌نشینی زدند و ما پیروز شدیم. داریوش سوم در جهت شمال شرقی ایران فرار کرده بود و آریو برزن در ارتفاعات جنوب ایران و در مسیر پرسپولیس به ایستادگی ادامه می‌داد.
    بعد از فتح بابل و شوش بدست اسکندر، او درباره جاده‌ها، منابع و آب‌های پارسیس اطلاع جمع کرد. سپس نیروی منتخب ۱۷ هزار نفری به سمت پرسپولیس (مرکز ملی و دودمانی امپراتوری) روانه کرد.
    نبرد آریوبرزن درست ۹۰ سال پس از ایستادگی لئونیداس یکم در برابر ارتش خشایارشا در جنگ ترموپیل رخ داد که آن هم در ماه اوت بود و از این نظر این دو واقعهٔ تاریخی بسیار همانند یکدیگرند. اما تفاوت میان مقاومت لئونیداس و ایستادگی آریوبرزن در این است؛ که یونانیان در ترموپیل، در محل بر زمین افتادن لئونیداس، یک پارک و بنای یاد بود ساخته و مجسمه او را برپا داشته‌اند و واپسین سخنانش را بر سنگ حک کرده‌اند تا از او سپاسگزاری شده باشد، ولی از آریوبرزن جز چند سطر ترجمه از منابع دیگران اثری در دست نیست. از شباهت‌های مرگ لئونیداس با آریوبرزن این است که هر دو در راه محافظت از یک معبد مردند و لئونیداس نیز مانند آریوبرزن حاضر به تسلیم نشد و خشایارشاه دستور داده بود او را آن قدر با تیر و نیزه زدند تا از پا در آمد؛ و به دلیل همین شباهت در از خودگذشتگی او و آریوبرزن بود که اسکندر دستور داده بود روی قبر آریوبرزن بنویسند به “یاد لئو نیداس”. با نگاهی به درآمدهای گردشگری کشور یونان دیده می‌شود که بازدید از بنای یاد بود و گرفتن عکس در کنار مجسمه لئونیداس برای یونان هر ساله میلیون‌ها دلار درآمد گردشگری به همراه دارد. همه گردشگران ترموپیل این آخرین پیام لئونیداس را با خود به کشورهایشان می‌برند که: “ای رهگذر، به مردم لاکونی اسپارت بگو که ما در اینجا به خون خفته‌ایم تا وفاداریمان را به قوانین میهن ثابت کرده باشیم.” (قانون اسپارت عقب‌نشینی سرباز را اجازه نمی‌داد). ولی در سالروز ایستادگی سردار ایرانی آریوبرزن که در ۱۲ اوت برابر با ۲۱ مرداد از میهنش دفاع کرد، برنامه ویژه‌ای اجرا نمی‌شود و جای تاسف است که هیچ اقدامی برای بزرگداشت وی انجام نمی‌شود.
    شهرداری یاسوج، مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد ایران تندیسی از آریوبرزن را در ورودی این شهر نصب کرد که پس از سخنان و اعتراضات فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان کهگیلویه و بویراحمد در دوم تیر سال ۱۳۹۰، دادستان یاسوج به شهرداری این شهر دستور داد مجسمه آریوبرزن را از میدانی به همین نام در شهر یاسوج پایین بیاورد.[۴] عوض شهابی فر، فرمانده سپاه فتح استان کهگیلویه و بویر احمد جهت دم اسب آریو برزن را نامناسب و رو به عکس شهدای جنگ دانسته بود. همچنین دادستان این شهر حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمود موسوی در این خصوص این گونه اظهار نظر کرده‌است:
    نمادهای ارزشی زیادی در جامعه داریم از جمله شهدا، علما و نقش مردم در صحنه‌های مختلف انقلاب که بهتر است از این نمادها استفاده کنیم.
    صحبت‌های این فرمانده سپاه با مخالفت آیت الله ملک حسینی نماینده ولی فقیه و خبرگان رهبری مواجه شد. وی در این باره چنین گفت: آریوبرزن یک سردار ایرانی ضد ظلم، ضد تجاوز و ضد اشغالگری بوده است و پاسداشت آن هیچ اشکالی ندارد، بلکه قدردانی از چهره‌های مثبت و افتخارآفرین وظیفه هر انسان شرافتمندی است. کسانی که مخالف نصب این تندیس هستند جلوی پخش سریالهایی مثل جومونگ و قهرمانهای خودساخته دیگر کشورها را از تلویزیون بگیرند. آیت‌الله ملک حسینی با بیان اینکه ایران آنقدر قهرمان ملی و اسلامی دارد که امثال جومونگ به اندازه خاک پای هیچکدام از آنان نیست، گفت: شاهنامه فردوسی مملو از داستانهای حماسی و قهرمانان ایرانی است و لازم است جوانان ما به جای اینکه وقت خود را صرف داستانهای تخیلی و دروغ پردازیهای سایر کشورها درخصوص قهرمانانشان کنند با قهرمانان کشور خودشان آشنا شوند.

  • سید می‌گه:

    درود بر برادر یاری من هم بانظر شما موافقم از نظر منطقی باید پرسید که چرا اسکندر باید مسیر تاریخی و شناخته شده نوراباد و بیشاپور که امنیت بیشتری داشته رو ول کنه و راهشو کج کنه و توی فصل زمستون بیاد به منطقه سردسیر و بخواد از اینجا به سمت تخت جمشید و فارس بره؟؟؟؟؟ نگید که میخواسته غافلگیرانه حمله کنه که اصلا منطقی نیست ارتش به اون عظمت رو با اون همه تجهیزات و بحث تامین سیورسات بیاره به محل کوهستانی و سردسیر و صعب العبور .تازه منطقی تر اینه که اسکندر سپاهشو از امنترین مسیر و شناخته شده ترین مسیر حرکت بده .مطمئنا سپاهی که از مقدونیه و یونان به نزدیکی تخت جمشید رسیده ترسی از رویارویی با لشکر هخامنشی نداره که بخواد از بدترین راه ممکن بیاد صرفا به خاطر استفاده از اصل غافلگیری. مورد بعد که میخوام خدمتتون عنوان کنم بحث تغییرات آب و هواییه. هممون از پدر بزرگامون شنیدیم که مثلا 40 یا 50 سال پیش مناطقی که طی سالهای اخیر از برف خبری نیست گاها تا چندین متر برف می باریده شاهد این حرفم هم منطقه سرفاریاب هستش .که جز مناطق گرمسیر تلقی میشه و ذمای اون این روزا تا 45 درجه هم میشه بر اساس خاطرات افرادی که هم اکنون هم در قید حیات هستند دهه 30 و 40 بارش برف به چندین متر میرسیده . ولی الانه دیگه از اون برفا خبری نیست و باور بارش برف تو این مناطق برای یه فرد عادی در سرفاریاب بیشتر شبیه جوک میمونه.بحث اصلی من اینه که گدشت زمان میتونه گاها باعث تغییرات آب و هوایی بسیار زیادی بشه که سرفاریاب یه مثال نیم قرنی هستش. پس میشه نتیجه گرفت که در 23 قرن پیش هم این امکان وجود داشته که منطقه تنگ تکاب میتونسته شاهد بارش برف هم باشه این موضوع رو بیشتر به این خاطر عنوان کردم که بعضا گفته میشه که وآنگهی وجود برف سنگین در اواخر اسفند ماه کجا با تنگ تکاب جور در می آید و همچنین جنگل انبوه و بسیار سربه هم نهاده ای که آسمان از زیر آن ناپیداست و نهرهای آبی که از ذوب شدن برف ها حاصل شده اند ). بعدش هم متاسفانه بعضی از افراد صرفا به دلیل غیرت منظقه ای میخوان واقعیات رو وارونه جلوه بدن و از این رهگذر اندک آبرویی برای منطقه شون ایجاد کنن غافل از اینکه با این ادعاها نمیشه تاریخ درست کرد. من کاری به سردسیر و گرمسیری ندارم ولی با ادعاهای بی اساس و پایه منظقی مخالفم.

  • محمد می‌گه:

    از گفته هات معلومه چقدر برات بی ارزشه این بحثهای قومیتی .

    • ناشناس می‌گه:

      جناب آقای یاری نقد شما را به مستند آریوبرزن خوانده ام بله متاسفانه برخی از بزرگان و نخبگان استان ما هنوز نگاه قومیتی دارند و عامل عقب ماندگی و توسعه نیافتن استان ریشه در همین نگاهها دارد.

200x208
200x208