تاریخ درج خبر : 1394/03/23
کد خبر : ۵۱۱۶۵۴
+ تغییر اندازه نوشته -
محمد زرین

«سپ بلاتر اهل خاورمیانه است»

zarin5555

سایت استان: محمد زرین
پس از نزدیک به دو دهه در پی کشف رسوایی های مالی در مهم ترین نهاد مدیریتی فوتبال جهان،لیدر این نهاد پس از نزدیک به دو دهه ناچار به کناره گیری از سمت خود شد.این وقایع که ظرف یک هفته فدراسیون بین المللی فوتبال جهانfifaرا در صدر اخبار رسانه های ورزشی و سیاسی جهان قرار داد
این وقایع از چندجهت قابل تامل است:
تضاد و تناقضات آمیخته به طنز تلخ از سر روی این ماجرا می بارد.ورزش؟،پیرمیرد هشتاد ساله؟سویس؟رشوه و فساد مالی؟رقیب اهل خاورمیانه؟بازداشت های گسترده در امن ترین نقطه جهان از لحاظ مالی؟
1.ژوزف سپ بلاتر متولد 1936 در شهر ویسپ سویس است.در سال 1998جایگذین ژاو هاوالانژ برزیلی شد و تاکنون در این سمت بود.اما نگاهی به شخصیت جنجالی اش مارا به شک می اندازد.سویس شاید نخستین نقطه از جهان است که در حدود3300سال پیش درآن انتخابات برگزار می شد.به این شکل که مردان بالای هجده سال وسط میدان شهری که اون موقع قطعا بخشی از روم بوده است گرد آمده و در مورد مسایل مختلف رای می دادند.این روند شیرین و آرام بخش گویا که بومی آن دیار شده باشد هنوز باقی است.و اکنون هم مردم سویس در مورد مسایل بزرگ و کوچک کشور رای می دهند و نظر آنها در سرنوشت کشورشان مستقیمآ اثر دارد.اما گویا جوزف متولد سویس نیست.وجنات این پیرمرد جویای نام به پیرمردهای خاورمیانه بیشتر شبیه است.همین هایی که یک روز می آیند اما انگار یک روز نیست که بروند.فلذاست که در روزی که ناله(چه دست ها که ز دست تو بر خداوند است)به آسمان رفت این فقط جناب عزراییل است که فرمان خدا می برد و داد می شنود، و این آمدن هم گاه با تاخیر است.تازه آن موقع هم که یا فرزند یا برادر آن مرحوم که کس دیگری بر آن تخت تکیه می زند آذرخش بیم و امید است که جانها را می خلد که راستی این تازه از ره رسیده بهتر است یا او رفت؟
2.دومین طنز تلخ ماجرا هم از همین جنس است.پیرمرد سویسی را بیست سال پس از در راس بودن نه انتقادات از جا می کند،نه تشت های رسوایی یک یک اعضا نه فشارهای افکار عمومی.او همچنان با لبخند بلیهانه ای به میان کنفرانس ها می آید و به رغم اهالی آن قسمت ازدنیا که در پی کوچکترین اشتباه یا خطایی یا از سمت خود استعفا می دهند یا قدرمتیقن به یک عذرخواهی رسمی اکتفا می کنند،نه به کناره گیری فکر می کرد،نه حتی از او یک عذرخواهی ساده دیده شد.در حالی که همه مردان او در بازداشت یا در آستانه بازداشت قرار داشتند یک بار دیگر از دل یک انتخابات که درآن از حمایتهای کشورهای آفریقایی و آسیایی،نوعآ خاورمیانه،که همگی به لحاظ فساد در صدر و به لحاظ توسعه اجتماعی در قعر قرار دارند،پیروز شد.آنهم در شرایطی در مرحله دوم که رقیب او،علی بن حسین،فرزند شاه حسین اردنی به نفع او از انتخاب شدن کنار رفت.
3.طنز سوم ماجرا برمی گردد به ملیت رقیب اصلی بلاتر.تصورش سخت است.یعنی اگر برای کسی که از ماجرا خبر ندارد بنویسی یک سویسی دو دهه بر مسندی نشسته وحاضر به کناره گیری نیست و طبق اصل قدیمی” قدرت فساد می آورد و قدرت مطلق فساد مطلق” الان در سازمان متبوعش فساد لانه کرده،و از سوی دیگر مردی از خاورمیانه روی دست او بلند شده که با او رقابت کند،طرف گمان می کند که در این نوشته اشتباهی رخ داده است.
آخر حق هم دارد.خاورمیانه ای که درآن جنگ قدرت میان عده ای رشدنیافته می رود که تمدن چندهزارساله اش را با مردمش به گور بفرستد،چطور می تواند مردی را برای کنار زدن مردی از اهل سویس روانه کند؟از شاهکارهای دوران مدیریتش هم دادن مشکوک میزبانی جام جهانی به کشوری نقطه ای در جنوب خلیج فارس بوده است،قطر،کشوری که نه وسعت دارد،نه جمعیت،نه تنوع زیستی و از همه مهم تر نه هوای خوبی در فصل بازیها.
4.و چهارمین بخش این تلخند،فرمایش جناب جوزف بلاتر است.آنجا که فرمودند:(زمان امری بی انتهاست.شما به سن و سال من چکار دارید)بله.درست فرمودند.زمان برای حاکمان دیرپا معنا ندارد.ازلی نیست که از اول عالم بوده باشد،اما ابدی است،آن طرفش پیدانیست.شبیه آنچه در خاورمیانه و شمال آفریقا درحال رخ دادن است.همین وزیرخارجه عربستان که اخیرا برکنار شد قدیمیترین وزیر خارجه جهان با چهل سال سابقه وزارت بود.
5 .و یک تناقض دیگر هم همین سن و سال بلاتر بر نهادی که غالب مخاطبانش جوان هستند.عشق به فوتبال از اول کودکی رشد می یابد در جوانی یا شخص می شود فوتبالیست یا دست کم مثل ملیاردها نفر دیگر می شود تماشاگر فوتبال.حضور مردی هشتادساله بر نهاد تصمیم گیرنده این ورزش جوان پسند هم خیلی زیبا نبوده است.این هم شبیه همان وضع سن حاکمان در خاورمیانه است.
باری!سخن از لزوم بازنشستگی سیاسی است.چهارسال،هشت سال،دوازده سال بالاخره یک پایانی باید متصور باشد یا نه.حسنی مبارک سی سال،علی عبدالله صالح چهل سال،خاندان فهد یک عمر،قذافی تا دم مرگ، بن علی تا روز قیام مردمی خاندان اسد تا پایان کار…
به راستی این خونهای ریخته شده این شهرهای ویران این همه آوارگی این خونخواری های داعش که بشدت در حال گسترش هم هست آیا اگر نوبت حکومت هر چندصباحی به یکی داده می شد هم همین اوضاع پیش می آمد؟
به هرحال سپ بلاتر با دادن درسی بزرگ صندلی را ترک کرد.اینکه فساد در هرجا قابل رخدادن است،مثل میکرب و باکتری.حتی خاک سویس.بشرط یک مدیریت طولانی و یکنواخت.
چنین مباد

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • س .بهره مند می‌گه:

    روزی آنان(دیکتاتورها) نیز خواهند مرد وهیچگاه از خود نپرسیده اند که چگونه خواهند مرد و به راستی آیا خواهند مرد یا کشته خواهند شد .

200x208
200x208