تاریخ درج خبر : 1394/04/06
کد خبر : ۵۱۲۱۹۰
+ تغییر اندازه نوشته -
علی تفضلی

«ناموس مسند نشینی»

a-tafazoli1

سایت استان: علی تفضلی

دوسال از عمر دولت”تدبیر”و”امید”سپری شده است.رییس جمهور در نشست مطبوعاتی فرمودند شاید برخی از وعده هایی که داده ام تا پایان چهار سال هم محقق نشوند.پیشتر آقای رفسنجانی گفته بود دولت وعده هایی داده که خارج از حیطه وظایفش بوده است.این اظهارات برای تبدیل شدن میزانی از”امید”به یاس و ناامیدی اگر زیاد نباشد کم نیست.این که کسانی که خودوعده امید می دهند ساز یاس را کوک می کنند بایست برای ملت ایران تامل برانگیز باشد.خطاهایی از این دست درمیان اصحاب دولت تدبیر کم نیست.دلیلش هرچه باشد،با نیم نگاهی به دولتمردان ادم می ماندکه چرابرخی از این افراد در دولت هستند و اساسا چرا جای این افراد این قدر با رفتار عملکردشان بی تناسب است ؟چه تناسبی بین این اشخاص و وعده های دولت وجود دارد؟بعضی ازاین دولتمردان به چه کاری مشغولند؟ازاین بالاتر معلوم نیست بین برخی ازرفتارها و عمل دولت با عناوین”اعتدال”،”تدبیر” و”امید” چه پیوندی است. دراین مجال یکی از سردرگمی های دولت را تشریح می کنم و نشان خواهم داد که از حیث منش و روش و کنش میان “ماه تدبیر” تا “ماه مهروزی”شکاف اندک است.پس راستی ،راستی اگر این دولت خواهان ماندگاری” امید” است بایست براین شکاف بیفزاید.منشی دیگر باید تا روشی نوسربرآرد.
دولت خود با “تدبیر”خویش همه تخم مرغ هایش را در سبد مذاکره هسته گذاشته و عملا جبهه ای گشوده که فرصت و مجال شمشیر زنی را،دودستی به مخالفیش تقدیم نموده و سپس انرژی و توانی را که باید صرف تحقق وعده هایش کند ،صرف مقابله با نیزه بازی های رقیبی می کند که میدان ترکتازی را خود برایش مهیا کرده است.و انهم بدون “تدبیر” و به این ترتیب “امید” مردمی را که قدرت دولت را رقم زده اند نا امید و فشار رقیب را بر مردم افزون می کند و رقیب با صدای بلند ندا سرمی دهد که اینان سازش کار و مرعوب غرب شده اند.دولت هم نه تنها توان رفع این اتهام را ندارد که از حامیانش توقع دارد در کار رد این اتهام میدان داری کنند و آن هم حامیانی که دولت با “تدبیر “خویش دست و زبان آنان را بسته است.به این ترتیب به نظر “اعتدال”بیش از آن چه واجد معنای خردورزی و عقلانیت در مسیر کاهش مسایل باشد وراهی به توسعه ببرد،نمود بی عملی و ندانم کاری و سهل انگاری است.گاهی گروهی جنگ زرگری راه انداخته و شما را به میدانی که خود ساخته اند می کشاند که این امر ناشی از غفلت شماست.اما گاهی شما خود برای اصحاب جنگ زرگری میدانی فراهم می کنید،میدانی که فعالیت آنها را هموارمی کند و افزایش می دهد و بعد خود برای کنترل و مهار فعالیت آنها باید توان و انرژی صرف کنید.بدتر ازاین از مردم و دیگرانی که دایم آنها را منزوی کرده اید می خواهید به میدان بیایند و به مصداق ضرب المثل”همسایه ها یاری کنید تا من خانه داری کنم”می شود.به این ترتیب دولت به جای این که وعده هایش را عملی کند و عملکردش را گزارش دهد کار دیگری می کند که کار او نیست.به همین دلیل دولت به جای این که عملکرد دوساله اش را به مردم گزارش دهد و به عنوان پاسگخوبا مردم مواجه شود، قصه پرغصه بی دولتی وبی رسمی هشت ساله اصول گرایان را سرمی دهد و سازشفاف سازی برای دیگران را کوک می کند.
روشن است که دوستان اصول گرا به خصوص در دوسال پایانی دولت مهرورز به لج بازی و خیره سری علیه هم مشغول بودند و کشور را رها وحکمت و حکومت را در قاموس خویش به سطح بگیر و ببندهای درون قبیله ای تنزل دادند و حرارتش جان مردم و جوانان کشور را سوخت.این هم روشن است که ملت ایران درپی احساس درد ناشی ازآتش کینه توزی ها و لجاجت های اصول گرایان، قدرت را به دولت جدید واگذار کردند.بنابراین اگرچه سررسید نالایقی اصول گرایان وتزلز و تنزل حقوق وجایگاه ملت ایران از سوی اینان همچنان تا اطلاع ثانوی معتبر است و ازاین روبیان ناراستی ها و کاستی ها و کجی ها اصول گرایان همچنان لازم و ضروری است. اما این کار دولت”تدبیر و امید” نیست، اگر هم کار آنان باشد کار اولی و اصلی آنان نیست.کار کسانی است که خارج از ساختار قدرت باید مردم را مطلع نمایند.هم آنانی که دولت به “تدبیر”خویش آنان را به زاویه رانده است.قدرتی که مردم به مجریان جدید واگذارکرده اند، برای رفع کاستی ها و سامان دادن به بیسامانی هاست.قدرتی است که در قبال وعده های رییس جمهور به او داده اند.قدرتی است برای تحقق خواست “مردم”ی که به رییس جمهور اعتماد کردند.دولت باید عملکردش را به مردم عرضه کند.دولت باید به روشنی وبراساس ادعای”راستگویی” اکنون که 50درصد از زمان عهدش با مردم سپری شده است بگوید که چه کاری انجام داده است و نتیجه اش چه بوده است و چه رابطه ای با خواست مردم دارد و چه نسبتی با وعده های داده شده دارد.پس اکنون که اصحاب اعتدال و تدبیر و امید، از لذت قدرتی که مردم به آنان واگذار نموده اند برخوردارند و بیش از حد هم منتفع می شوند، باید آنچه را درازای این قدرت برای مردم ایجاد کرده اند، ارائه دهند تا معلوم شود اینان برمدار عقلانیت درکار رفع درد مردم اند یا دلخوش و سرمست لذت قدرت به خویش زحمتی نمی دهند.باید به گونه ای به مردم گزارش دهند که مردم بتوانند در مقام داورنهایی به قضاوت بنشینند وپاسخ این سوال را دریابندکه:آیا مسندنشینان واجد توانی و شایستگی گشودن گرههی از گره های جامعه هستند و اساسا واجد فسفری هستندکه از عهده این وظایف برآیند یا خود را به بندمذاکرات هسته ای بسته اند و بی دلیل در انتظار معجزه نشسته اند؟
و اگر به انتظار معجزه اند واگر به انتظار معجزه برصندلی قدرت تکیه زدن خوب است پس با چه مجوز عقلانی و اخلاقی و برمدار کدام منش و روش مجازند اصول گرایان را سرزنش کنند. معجزه گرایی برای احمدی نژاد و ایل و تبارش اگربد است، لاجرم بایست برای حله داران “تدبیر” و”امید” بد باشد.
این است مدار و مبنای توسعه یافتگی و گذر از قبیله گرایی و تبارستایی.هرکس صرف نظر از ایل وتبارش به میزانی که ازقدرت مردم کام می گیرد و بهره می برد باید پاسخگو باشد و به میزانی که درمدارتوسعه کار مفید و موثر برای مردم و جامعه می کند لاجرم قدر هم خواهد دید.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    محمد عطریانفر در گفت‌وگو با روزنامه آرمان اظهار داشت:درباره انصراف آقای عارف از کاندیداتوری ریاست جمهوری در سال 92 هم باید گفت کار او از خودگذشتگی نبود، بلکه یک تصمیم عاقلانه بود چرا که او جز این مسیر، مسیر دیگری نداشت. آقای عارف بر سر یک سه راهی خوب، بد و راه وسط نبود. او بر سر دو راهی خوب یعنی خروج و بد به معنای ماندن و تقبل شکست بود. بنابراین اینگونه نبود که اگر او در صحنه می‌ماند نفرین اصلاح‌طلبان نصیب فرد دیگری به جز او می‌شد. از این جهت ما آقای عارف را ستایش می‌کنیم که به فهم درست دست پیدا کرد و از صحنه خارج شد.
    وقتی به کسی از روی ناچاری رای بدین نمیتونین ازش انتظاری داشته باشین.

    • تفضلی می‌گه:

      چرا از روی ناچاری؟اگر به معنای”رای دادن”توجه کنید، منطقا نباید از کلمه “ناچار”استفاده کنید.کسی که رای می دهد لابد اختیار دارد.پس ناچار نیست.وانگهی رای دادن را در فرایند مبادله باید درک کنید.چیزی داده شده و چیزی در قبال آن دریافت می شود.درغیراین صورت مبادله تداوم نخواهد داشت.فرض این است که از میان نامزدها مردم به فردی رای می دهند که وعده هایش را پذیریفتنی تر می دانند.رئیس جمهور هم درایام انتخابات گفت من حقوق دانم و می دانم معنای حقوقی عهد با مردم چیست.
      صرف نظر از این مطلب، اگر اشکالی و نقدی بر متن بالا وارد است بیان کنید،

  • ناشناس می‌گه:

    جناب تفضلی،کاندیدای شاخص جریان اصلاحات در انتخابات 92طبق نظر سنجی های معتبر حدود8درصد آرا را به خود اختصاص داده بود.پس به در خواست بعضی ها برای حفظ آبروی اصلاحات از صحنه رقابت کنار رفت.و جریان شما مجبور شدند به کسی رای بدهند که اصلاح طلب نیست.ایرانیان و فارسی زبانان در این مواقع از ضرب المثل زیر استفاده می کنند.
    از یار مونده از دوست رونده……

    • تفضلی می‌گه:

      این مطلب چه ربطی به متن فوق دارد؟موضوع این است که دولت قدرت را از مردم گرفته وباید به وعده هایی که داده عمل کند.این چه ارتباطی به “جریان شما” و”کاندیدای شاخص اصاح طلبان”دارد.”نظرسنجی های معتبر”نیز از اون حرفاست.

  • شهرام مومن نسب می‌گه:

    با سلام
    بسیار عالی بود

200x208
200x208