تاریخ درج خبر : 1394/04/07
کد خبر : ۵۱۲۲۱۳
+ تغییر اندازه نوشته -
غلامرضا تاجگردون

«هر چی سنگه مال پای لنگه»

tajgardon

سایت استان: غلامرضا تاجگردون

یادمه سال ۸۰ که معاون امورمجلس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در دولت اصلاحات بودم، اولین دفاعم در مجلس بحثی مربوط به آموزش‌وپرورش بود. اون روز طرحی توسط جمعی از نمایندگان اقلیت اون دوره (که بعدش لیدر اونها مدتی وزیر دولت آقای احمدی نژاد شد) ارائه گردیده بود و به نام معلمین یک فرصت سیاسی رو می‌خواستن واسه خودشون خلق کنند. بوی سوءاستفاده از معلمین از سراپای اون طرح بلند می‌شد. تعداد قابل‌توجهی از نمایندگان اون دوره که جزء اکثریت مجلس بودند از این طرح حمایت می‌کردند تا حداقل در ظاهر هم که شده به معلمین بگن ما هم با شماییم. من باید صحبت می‌کردم و نمی‌گذاشتم این سوءاستفاده صورت بگیره. وقتی پشت تریبون قرار گرفتم (برای اولین بار در مجلس) صحبتم رو با این جمله شروع کردم که نمیدونم چرا هر چی سنگه مال پای لنگه…
چرا معلمین باید بازیچه بازی های سیاسی بشن؟ معلمین که هزار و یک مشکل دارند چرا فرار به جلو می‌کنیم و درد این قشر رو با بازی سیاسی خودمان کتمان می‌کنیم؟ این رو داشته باشید تا این چند مدت پیش که استیضاح وزیر آموزش‌وپرورش شروع شد.
چند ماهی بود کلید استیضاح زده شده بود. در این مدت با تعدادی از استیضاح کنندگان صحبت داشتم. دوست دارم برخی از اینا رو در این یادداشتم بگم تا عزیزان فرهنگی از برخی پشت پرده ها با خبر باشند و اینها رو نوشتم تا پاسخی به برخی یادداشت‌های سطحی که نمیدونن کی به کیه و با یادداشتشون موضوع رو منحرف می‌کنند داده باشم.
استیضاح کنندگانی که باهاشون صحبت کردم و نمیخوام اسمشون رو ببرم برخی دلایلشون اینها بود:
– بعضی از درج اسمشون مشخص بود چی میخوان. دوستان پایداری و دلواپسمون که در مجلس‌اند و از روز اول دلواپس آموزش‌وپرورش بودند و از تغییرات وسیع مدیران در سطح استان‌ها نگران بودند و ادعایشان این بوده و هست که موتور محرک جریان اصلاحات و اعتدال در جامعه، آموزش‌وپرورش است و باید این موتور رو خاموش کنیم و بهترین فرصت بود تا استیضاح رو صنفی نشان دهند.
– برخی به صراحت به وزیر و معاونین می‌گفتند مدیرکل و رییس اداره ما رو عوض کنید یا نیروی ما رو بگذارید تا از استیضاح دست بکشیم. آنان که از مخالفین سیستم موجود هستند پیروزی مجدد خودشان در انتخابات آتی رو در دست داشتن آموزش‌وپرورش می‌دانستند، تا جایی که شنیدم یکی از این افراد به وزیر گفت: مدیرکل من رو عوض کن تضمینی استیضاح رو جمع می‌کنم!
– برخی داستان عجیب تری داشتند. یکیشون به من می‌گفت الان بهترین فرصته که از احساسات بهترین افراد جامعه استفاده کنیم. خیلی راحت می‌گفت شرایطم در حوزه انتخابیه ام خوب نیست باید این کار رو بکنیم.
– یکی دو سه نفر هم می‌گفتند چرا وزیر رفت در جلسه انجمن اسلامی معلمین و در اون جلسه از فلانی تجلیل شد و یا مثلاً فلان معاونت در فلان جا از هاشمی و خاتمی و… نام برد.
عمده استیضاح کنندگان از این جنس بودند. همون چیزی که مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان با نمایندگان به صراحت تاکید فرمودند که دست از این کارها بردارید.
اینکه معلم و فرهنگیان مشکل دارند در آن شکی نیست ولی راهش چیه؟
واقعاً آقای فانی مظلوم بود. هیچ قرابتی با ایشان نداشتم و کسی حاضر نبود در این فضای سنگین در مقابل این جو سنگینی که ساخته بودند صحبت کند. می‌خواستند هر طوری شده برای انتخابات آتی فانی رو ذبح کنند. حتی دولت هم ناامید بود. احساس می‌کردند مخالفین جوی ساخته‌اند که حتماً وزیر میوفته. همه و حتی استیضاح کنندگان هم می‌دانستند با افتادن فانی وضع آموزش‌وپرورش بدتر میشه. ولی انتخابات و رأی مردم بالاخص فرهنگیان چیزی نیست که بشه ازش گذشت. من هم از نظر سیاسی و هم از نظر اداره و مدیریت آموزش‌وپرورش بهم ریخته اعتقاد داشتم فانی بد عمل نکرده فقط شومن نیست. یک جمله کلیدی در صحبتهام کردم که استیضاح امروز نتیجه نخواستن‌های دیروز و نتوانستن امروز است.
همه عوامل و بالاخص کاسبین استیضاح بسیج شده بودند تا با استیضاح فانی، کلید استیضاح‌های زنجیره ای وزراء دولت رو بزنند. کاری که میتونه نظام اجرایی کشور رو مختل کنه.
به برخی دوستان سیاسی که تحلیلی از محیط پیرامون ندارند، اینگونه به عرض برسانم که این استیضاح قبایی برای شما نداشت. کاسبانی داشته و دارد که اگر من صحبت نمی‌کردم و وزیر می‌افتاد تحلیل‌ها برعکس می‌شد. من از وزارت فانی توانستم در این شرایط بی‌پولی ۳۵ میلیارد تومان اعتبار بگیرم و مطالبات مناطق محروم این استان رو که سال‌ها مانده بود پرداخت کنیم. این پول ۷۵ درصد کل اعتبارات کشور بود. ما از این وزارت تونستیم حق‌وحقوق مناطق محروم رو حداقل بشناسانیم که کهگیلویه و بویراحمد محرومه و در صورت آمادگی استان، تمام مدارس روستاهای استان رو گازرسانی کنند و در این دو سال امکانات خوبی برای استان بگیریم. من حداقل در این دو سال ریا و دورویی از وزیر ندیدم. به ما دروغ نگفت. در شان یک انسان فرهنگی و یک معلم حضور پیدا می‌کرد. اصطلاحاً آدم قرص و محکمی بود و کاسب نبود. مثل همه معلمین مظلوم بود و باید از مظلومیت آموزش‌وپرورش دفاع کرد و نگذاریم تا از این‌همه احساسات پاک سوءاستفاده شود.
آموزش‌وپرورش با همه مشکلاتش نباید بازیچه سیاسی‌کاری می‌شد. نگوییم اگر رییس‌جمهور در استیضاح نیامد پس می‌خواست وزیر بیفته. اگر این را بپذیریم عدم حضور رییس‌جمهور در استیضاح وزیر فرجی داناهم یعنی می‌خواست بیوفته، این جملات برگرفته از ذهن مسموم کسانی است که من آنان رو کاسبین هر جریانی میدانم. شما معلمین بدانید ما وظیفه داریم از حق‌وحقوق شما دفاع کرده و البته اجازه نخواهیم داد از این‌همه احساسات پاک فرهنگیان سوءاستفاده شود. نمی‌گذاریم یک سنگ دیگر بر پای لنگ آموزش‌وپرورش زده شود و در مقابل هر جریان انحرافی هم ایستادگی خواهیم کرد، چرا که به تعهد و قسممان پایبندیم.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • محمد می‌گه:

    این حرف ها همه فیلمه برای بزرگ کردن خودتان جناب تاجگردون، رای اوری استیضاح تنها منوط به اجازه بالاسری است. نمونه اش استیضاح وزیر اموزش عالی که اثبات شد نماینده ها تنها جاری کننده مجوز بودند

  • ناشناس می‌گه:

    داستان خوبی بود. نه٬ جدی می گم. بالاخره این وسط دستی درآوردن و وزیری را نجات دادن یک کار قهرمانانه است. دعای آن وزیر و خاندانش پشت و پناهتان خواهد بود. مردم هم البته تو این دوره زمانه قهرمان ها را دوست دارند. به خودم گفتم رسم پهلوانی اما این نبود. راه و رسم پهلوانی این بود که نماینده ای بی سر و صدا به مطالبات خود معلمان می پرداخت و در بزنگاه در میدان شهرش پشت تریبون معلمان معترض به حق و حقوق معوقه شان می ایستاد و مردانه از جامعه معلمین دفاع می کرد. البته کی برود اینهمه راه؟ آنهم وقتی می شود از راه های ساده تر هم قهرمان بود. چیزی که آدم را ناراحت می کند بازی پشت این داستان هاست.

  • م.خادمی می‌گه:

    درود بر نماینده ی خوب و شریف شهرم.

200x208
200x208