تاریخ درج خبر : 1394/04/15
کد خبر : ۵۱۲۴۹۵
+ تغییر اندازه نوشته -
صیاد خردمند

نیم‌نگاهی هم به ما کنید…

kherad

 سایت استان: صیاد خردمند
این چیه پوشیدی؟! چرا سوسول‌بازی در میاری؟! این دیگه چیه گوش میدی؟! جوون هم جوونای قدیم! اندازه شما که بودیم پامونو جلو بزرگ‌ترها دراز نمیکردیم… جملات بالا را به‌راحتی می‌توان در لابه‌لای صحبت‌های بین بزرگ‌ترها و فرزندان در خانه‌ها شنید… جامعه ما جامعه جوانی است. بیشتر افراد جامعه ما را جوانان زیر سی سال تشکیل می‌دهند، بنابراین جوانان و معضلات آن‌ها یکی از چالش‌های اساسی جامعه ایرانی محسوب می‌شود. به‌رغم این واقعیت، جوانان و چالش‌های پیش روی آن‌ها، کمتر موضوع بررسی علمی قرار می‌گیرند، در دانشگاه‌ها در حوزه‌های جامعه‌شناسی و روان‌شناسی نه‌تنها درسی در رابطه با جوانان و مسائل آن‌ها تعریف داده نشده حتی در دروس عمومی نیز به جوانان عنایتی نشده است و درسی در این رابطه طرح نشده است. اگر نیم‌نگاهی به کتابخانه‌ها بیندازیم ، متوجه خواهیم شد که تعداد قلیلی از کتاب و مقالات در رابطه با جوانان نگارش یافته است. کانال‌های تلویزیون هم در این بی‌تفاوتی نسبت به جوانان مشارکتی شگرف دارند و برای مثال پخش مستندهای حیات‌وحش بسیار بیشتر از جوانان و مسائل آن‌ها هست، در مکالمات روزمره مردم از گرمی هوا و گرد خاک و مذاکرات گفته می‌شود ولی سخنی از جوانان به میان نمی‌آید. به‌راستی جامعه ما دچار چه بیماری شده است که حتی روشن اندیشان و دغدغه مندان از جوانان جامعه غافل گشته اند؟! در برنامه ریزی های، توسعه نسل جوان چه جایگاهی دارد؟! آیا جامعه ای که درآن نسل های جوان تر رضایت و خشنودی اجتماعی نداشته باشند میتوان به به شکوفایی و رشد اجتماعی اقتصادی اندیشید؟! جوانان نه‌تنها در عرصه پژوهش‌های علمی و دانشگاهی نادیده گرفته می‌شوند، بلکه جامعه و مقامات، صرف‌نظر از برخی شعر و شعارها به‌راحتی از آن‌ها می‌گذرند، کلیشه‌ترین شعار مسئولین که هیچ‌گاه محقق نشده است شعار جوان‌گرایی و قرار دادن جوانان در رأس امور هست. در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها به‌صورت مداوم از توانایی بالقوه جوانان گفته می‌شود، توانایی که انگار قرار نیست هیچ‌گاه بالفعل گردد. «جامعه پیر سالار، صفت برازنده‌ای برای جامعه امروز ایران هست» کهن‌سالان در تمامی عرصه‌های اجتماعی سلطه بی‌حد حصر خود را گسترده‌اند و تمایلی به بهره گری از جوانان به‌جز در مشاغل و مقام‌های بی‌اهمیت ندارند. برای دیدن مسئله جوانان، نیازی به چشمان تیزبین و شامه قوی و درنگ‌های ژرف اندیشانه نیست، از سیمای تکیده و نگاه‌های ناامید جوانان همچنین بیکاری و افزایش سن ازدواج می‌توان عمق فاجعه را فهمید. میلیون‌ها انسان جویایی زندگی در سطح جامعه سرگردان هستند، به هر گوشه‌ای سرک می‌کشند، به هر دری می‌کوبند، تا کوره‌راهی برای یک زندگی معمولی بیابند، تا شغلی، سرپناهی، همسر و همراهی بیابند. ولی این آرزو هرروز دست‌نیافتنی‌تر از دیروز می‌شود. عمده‌ترین مسئله جامعه دارای جمعیت جوان، مسائل فرهنگی است که به‌عنوان بسترساز سایر مشکلات نیز عمل می‌کند . فراوانی جمعیت یک کشور، منجر به تغییر نگرش‌ها، باورها و گرایش‌های افراد و نیز نوجوانان و جوانان می‌گردد. در بسیاری از جوانان این باور شکل‌گرفته است که هر چه از گذشته باقی‌مانده نامطلوب و شایسته دفع و طرد است، در جوامع سنتی نسل‌های پیرتر افراد محافظه‌کار جامعه تشکیل می‌دهند و نسل‌های جوان‌تر دوست دارند تغییر کنند و نو به نو شوند، در اثر این سادگی سنت و مدرنیته که در افراد جوان و پیر جامعه تجلی و تسری پیدا می‌کند منجر به ایجاد وضعیت آنمی می‌شود. در این وضعیت آنومی یا نابهنجاری شاهد بحران‌های مانند شکاف نسل‌ها، فرار مغزها و … هستیم. حال اگر معضلات بیکاری، فقر، بالا رفتن سن ازدواج را در کنار این شکاف فرهنگی ایجادشده در بین نسل‌ها قرار دهیم متوجه مسئله ناشادی و افسردگی جمعیت‌های جوان جامعه خواهیم شد. جامعه نظامی است که از تعدادی عناصر مرتبط باهم تشکیل‌شده که هرکدام از آن‌ها دارای کارکردی در جهت تأمین هدف کل نظام هستند، عناصر جامعه شامل نهادهای مانند:خانواده، آموزش پرورش، اقتصاد، سیاست و دولت هست. با اندک تأملی بر ما عیان خواهد شد که هرکدام از این خرده نظام به‌صورت مستقیم و غیره مستقیم با جوانان و مسائل آن‌ها در ارتباط می‌باشند، حال آیا نهادهای خانواده و آموزش پرورش به نحوه مطلوب کارکرد آموزشی و جامعه‌پذیر کردن افراد را انجام داده‌اند؟! آیا در نهادهای اقتصادی و سیاست‌های اقتصادی به جوانان موردتوجه واقع‌شده‌اند؟! آنچه عیان است ساختار اجتماعی در قبال وظیفه خود نسبت به جوانان معیوب عمل کرده است و نتوانسته به نحو مطلوب پاسخگوی نیازهای نسل‌های جوان‌تر باشد. توسعه هر جامعه‌ای در گروه رشد نیروها و سرمایه‌های انسانی آن جامعه هست و برای پیشرفت بدیل دیگر در دسترس جامعه ما نخواهد بود، زیرا که از میان ذهن‌های خلاق و تفکرهای جدید است که چرخ‌دنده‌های ترقی تجلی پیدا می‌کند، پس ضروری است نگاه‌ها نسبت جوانان و مسائل آن‌ها متمرکزتر شود. و اراده و میل سیاسی در این رابطه نمود و بروز پیدا کند. امید است امیدمان ناامید نشود.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208