تاریخ درج خبر : 1394/04/19
کد خبر : ۵۱۲۷۷۹
+ تغییر اندازه نوشته -
علی مندنی پور

خود کرده را تدبیر چیست؟

علی-مندنی-پور

سایت استان: علی مندنی پور

معروف است که میگویند:”خودکرده را تدبیر نیست!”منطقی است، بگوییم:”خودکرده را تدبیر چیست؟”
هفته ای “پرکار” و سخت را در کارنامه کاری مسئولان سیاسی،قضائی،امنیتی، اطلاعاتی و انتظامی استان پشت سر میگذاریم!
حوادثی چون:برخوردهای خشن مادوان،دشتروم،سی سخت و از همه تاسف بار تر حادثه خونبار بلوار امام خمینی(ره)یاسوج با 6 کشته و مجروح!آن هم در سحرگاه 21 رمضان در مرئی و منظر عموم!حوادثی که تازگی دارند!امادر نوع خود نه اولین اند و نه بی شک آخرین خواهند بود!به رسم ادب و از سر احساس درد به خانواده های عزادار تسلیت گفته و برای مجروحان آرزوی شفای کامل دارم.از خود میپرسم،ما را چه شده و چرا به این جا رسیده ایم؟آیا این ایستگاه پایانی است، که باید در ان آژیر خطر را کشید؟نه برای عَوام بلکه برای خواص و آنانی که با مسایل اجتماعی بگونه ای علمی و کار بردی و در چارچوب منطق سر و کار دارند،چنین رویدادهائی،در چنین جامعه ای دور از انتظار نبوده و نیست!آسیب های اجتماعی محصول شرایط و موقعیت خاص اجتماعی اند؛اگر دیر وبا تاخیر بدان ها پرداخته شود،به صورت دُمَل چرکینی درخواهند امد ،که با اشاره سنجاقی کوچک زخمشان سر باز کرده و میترکند ،و سراسر پیکره ى اجتماع را آلوده،و آن را به سوی نابودی سوق خواهند داد!!
سالهاست به بهانه ها و در مناسبت های مختلف،فریاد برمی آوریم،ایها النّاس ، با این همه بی برنامگی ومهاجرت بی رویه وبیکاری و فقری که داریم،راهی که می رویم پایان خوشی ندارد!مسیری را که انتخاب کرده ایم به بیراهه ختم میشود!.اما کو گوش شنوا!؟تجربه نشان میدهد، آنکه البته به جایی نرسیده و نخواهد رسید فریاد است!
تو گوئی آن بازی کودکانه مان آویزه گوشمان شده که “من نبودم،باد بود،شتر کریم خان بود”!! راهبرد موفقی است ، برای پیشبرد کارها!همیشه ی خدا تقصیر،از دیگران است !از همان ابتدا در ذهن مان حک شده است و حاضر به پذیرش عیب های خود نیستیم!در حالی که انسانیم و دارای دیدگاه های متفاوت و روشهای گوناگون و در نتیجه گرفتار اشتباه و خطا.
تا کی میبایستی از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرد و همه خوبی ها را به حساب “خود” و کژی و کاستی ها را به حساب “دیگران” منظور نمود؟آیا وقت ان نرسیده به این اصل بنیادی توسعه پایدار و متوازن که همانا پذیرش واقعیّت های موجود و شنیدن نقد و نقّادی مشفقانه و منصفانه است تن در داده،و با شهامت بپذیریم که کارمان بی عیب و نقص نیست و یک جاهائی میلنگد؟و هر چه زودتر در صدد اصلاحش برآئیم!نه با بد بینی،که با واقع بینی باید بپذیریم برخوردهای خشن تر و بدتر از آنچه در این چند روز در شهر و دیارمان رخ داده،در راهند و گزیری و گریزی از انها نیست.چه،اینها محصول و کِشته گذشته ی ماست ولاجرم باید درو کنیم.آشی است که دستپخت خود ماست!خواهی نخواهی باید نوش جان کرد و یا دست کم مزه اش را چشید!چه کسی میتواند منکر چنین واقعیت هایی تلخ و زشت و عریان باشد؟و چرا نمیخواهیم به ریشه این مصائب و مشکلات نیم نگاهی داشته باشیم؟این چه بلایی است که بر مانازل شده ، تمام همّ و غم خویش را بر این قرار داده و بر این اصرار داریم ،که دوغ مان شیرین است و هرگز به دیگری اجازه نمیدهیم بر کرسی داوری درباره اعمال و رفتار ما بنشیند!چرا شهامت برخورد با واقعیات موجود زندگی روزمره مان را نداریم و به هر نحو ممکن سعی می کنیم ، از دید نشان طفره رفته و در رویارویی با آنها خود را به کری و کوری بزنیم؟
راستی تا کی باید چون کبک ،سر را زیر برف فرو برده و مسائل و مشکلات فردی و اجتماعی مان را نادیده گرفته و از کنارشان به راحتی بگذریم؟چرا از پرداختن به ریشه ها اِبا داشته و همه اش با شاخ و برگها وَر میرویم؟در حالی که خوب میدانیم ،عیب از ریشه هاست و ما سر خوشیم از بریدن شاخه ها، و تکاندن برگ ها!اجازه میدهیم اتفاق بیفتد و بعد وارد صحنه شده، به چاره جوئی ان هم به صورت “ناقص” و بی نتیجه قیام و اقدام می نمائیم!درمان در این مرحله آن هم با این روش های تند و تیز و احساساتی چاره کار نبوده و نیست!در حکم مسکّن است و لاغیر!چه،راه حل بنیادی دردهای فردی و اجتماعی بیش و پیش از پرداختن به درمان،آن هم از نوع اصولی و علمی اش ریشه یابی و پیشگیری است.امری که شوربختانه در فرهنگ رفتاری و کِرداری شهروندان و به ویژه مسئولان جامعه ما ،جایش در عمل خالیست!به همین جهت اجازه میدهیم نُطفه ی تخلف و جرم و جنایت منعقد شود،و اتفاقی که نباید بیفتد،می اُفتد؛آنگاه دست به کار شده و قدم نخست را برمیداریم،آن هم لنگان،لنگان؛و با امّا و اگرهای فراوان،کاستی های بسیار و ندانم کاری و نپختگی ها و افراط و تفریط های معمول!در حلقه هایی از یک زنجیره معیوب!!
وقتی ما حاضر به پذیرش مسئولیت خویش نیستیم و همه چیز را میخواهیم با “بخشنامه”و بدون توجه به بافت فرهنگی منطقه و صد البته برای رسیدن به “اهداف خاص”پیش ببریم،نتیجه ی کارمان بهتر از این ها از اب در نمی آید!!
وقتی پیچ و مهره های دستگاه های متولّی با هم همخوانی نداشته و “هر کس” تعریف خاص خودش را از واژه “انجام وظیفه” دارد،نتیجه ای مطلوب تر از این نباید انتظار داشت!.وقتی عملا به گونه ای رفتار میشود که در افکار عمومی جا بیفتد”ثروت و قدرت “داشته باش!در روز روشن و در شهر آدم بکش،نظم شهر را بر هم بزن،عَربده بِکِش و بعد هم برائت بگیر!و با توجیه حمایت حقوق فردی،حقوق اجتماعی نادیده گرفته شده!و جنایتکاران آزاد و راست راست در خیابان راه میروند ،و اعضاءخانواده اولیاء دم را به قتل تهدید نموده و با وقاحت هر چه تمام تر بر روی آنها در این شهر و آن شهر اسلحه کشیده؛و به ریش صاحبان حق میخندند!الگو برداری جوانان ما بهتر از این در نمی آید!.وقتی در تعقیب و دستگیری و مجازات بدون ملاحظه جانیان و قانون شکنان تعلّل روا می گردد؛طبیعی است باید منتظر این همه خشونت و بدتر از این ها باشیم!وقتی مسئولان مستقیم و قانونی امور،کوچکترین حسابی برای برخورد با جنبه عمومی جرائم خشن و سازمان یافته باز نمیکنند و مجازات های تکمیلی محلی از اعراب در دایره مجازات های قانونی ندارند ، چه انتظار دیگری میتوان داشت؟وقتی فقط برای خرده پاها و ضعیفان فریاد اعتراض نمایندگان قانون بلند میشود؛چه جایی برای گِله و شکایت باقی می ماند؟وقتی مسئولان امور فقط در مرحله “طناب دار” ورود و دخالتشان را جایز میشمارند ، و اصولا به فکر پدیده ای به نام ریشه یابی و پیشگیری نیستند ،و یا آنکه این مهمّ را در زمره ی وظائف قانونی خویش نمی شمارند؛چه امیدی به بهبود اوضاع باید داشت؟وقتی تداخل در کارها ایجاد شود؛وقتی جمع قابل توجهی از صاحبان قدرت و ثروت بویژه نو کیسه ها از خُرد و درشت “مسلّح”در شهر و روستا در حرکتند،چه امیدی می توان به بازگشت آرامش و امنیّت بَست؟گرچه مقامات مسئول سیاسی،اطلاعاتی،امنیتی و انتظامی و تمامی شهروندان متعهّدند و مسئول و همه توان خود را در این راستا بکار می گیرند،اما بیش و پیش از همه تدبیر ریاست محترم کل جدید دادگستری استان راهگشاست.درد بسیار است و فعلا به همین دلنوشته کوتاه بسنده میشود.
به امید هماهنگی و هم دلی همه مسئولان در استقرار نظم و امنیت و تحقق عدالت. یاحق

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • شهرام می‌گه:

    دکتر مندنی پور لطفا موضع خود را برای حضور در انتخابات پیش رو روشن بفرمایید (با تشکر)دروود بر شما

  • رها می‌گه:

    دروود بر دکتر مند نی پور …سلام خدمت جناب حاج آقا مزارعی…حاج آقا به عنوان یک شهروند از شما خواهشمندیم تو را خدا جلوی این نا امنی ها را بگیرید…به خدا اگه وضع همینطور پیش بره خدا میداند آینده چه بر سر این استان پیش بیاید و چه مشکلات فرهنگی پیش بیاید؟؟؟؟؟!!!

  • ناشناس می‌گه:

    درود بر دکتر مندنی پور عزیز. به نظر من یکی از عاملان این اتفاقها این هست که هرخانواده ای را نگاه می کنی یک اسلحه تو خونش داره! تا تقی به توقی می خوره از اسلحه استفاده می کنن! جلوی قاچاق اسلحه باید گرفته شه! هرکسی صلاحیت در دست داشتن اسلحه را نداره

  • خطاب به دادستان محترم می‌گه:

    جناب اقای دادستان.با عرض سلام و ارزوی قبولی طاعات و عبادات شما:بدانید خون همه این عزیزان گردن شماست جنبه عمومی جرم در شهر یاسوج واقعا معنا و مفهومی ندارد.وظیف دادستان چیست؟مگر نه این است که مدعی العموم و باز پس گیرنده حقوق اجتماعی افراد میباشد؟بر هم زدن نظم عمومی چیست؟هر کس اسلحه کشیده پس از کسب رضایت شاکی خصوصی ازاد شده!!!حاضرم قسم بخورم اگر همین فردا خانواده محترم مقتول و مجروحان رضایت دهند ضاربین فورا ازاد میشوند و (فردا) هم مصاحبه میکنند که با تلاش ما و مسئولین ختم بخیر شد!!
    پاسخ دادن

  • رها می‌گه:

    زنده باد دکتر مند نی پور مردم دار اصلاح طلب

  • ناشناس می‌گه:

    دکتر مندنی پور عرض سلام و ادب/ دکتر متاسفانه سیستم ……………………………. خاله خرزویی عمل میکنند /یعنی هیچ توجهی به حق شخص ندارند و کور کورانه و متعصبانه از قوم و فامیل خود دفاع میکنند/تا زمانی که چنین تفکر کورکورانه و متعصبانه در استان ما حاکم هست وضع بهتر نخواهد شد/یا هو

  • ناشناس می‌گه:

    ای شیر مادرت حلالت که الحق و الانصاف هم همینطوره…یک عده تازه به دوران رسیده فکر می کنند اگه پول داشته باشند می توانند آدم بکشند و خون آن را پایمال کنند…به راستی دیگر ما و بچه های ما در این شهر امنیتی نداریم…مسوءلان فکری کنند …تا کی باید این وضع ادامه داشته باشد؟؟؟؟!!!!!

  • پوریا پورمحمدی می‌گه:

    وقتی که حرمت ها مرد و تابوهای اخلاق مداری از هم گسیخته شدند.
    وقتی که حضرت آبرو خریدنی و شخصیت ها اعتباری شدند.
    وقتی که مطالعات استراتژیک جغرافیایی جای خود را به ازدیاد بی مورد شهرستان ها برای کسب آرا حوزه اقایان نماینده داد، بسترهای سیاسی، اجتماعی ، فرهنگی، عشایری و … نابود شد.
    وقتی که برداشت ما از اقیانوس نامتناهی تاریخ تنها در حد یک قطره است.
    وقتی که بغض مانده است و گلویی که بریده شده است…
    سپاس جناب دکتر

  • ناشناس می‌گه:

    درود بر دکتر عزیز هر جا که هستن سلامت و برقرار باشند

  • ناشناس می‌گه:

    احسنت احسنت احسنت بر دکتر علی مند نی پور که همواره تا یاد داشته و دارم حامی مردم بوده،،_____

  • 7321 می‌گه:

    واقعا اقای دکتر حرف درست رو زدی قدرت و ثروت حرف اول رو تو استان ما میزنه …………….. استان که واقعا ضعیف داره عمل میکنه هیچکس هم نیست جلو شون رو بگیره

200x208
200x208