تاریخ درج خبر : 1394/04/21
کد خبر : ۵۱۳۰۵۲
+ تغییر اندازه نوشته -
محمد زرین

جنوب عادتمان داده شروه خوانی را …

سایت استان: محمد زرین

جنوب شهر،جنوب کشور،جنوب شهر،کوچه های تنگ و قدیمی،هوای آلوده فقر،کودکان کار،مظاهر تبعیض،سوء تغذیه،شمال شهر،هوای پاک،ویلاهای میلیاردی،سرسبزی کوه و دامنه .جنوب کشور،آلودگی هوا،ریزگردها،گرمای طاقت فرسا،روستاهای کم بضاعت،درد خشکسالی و بحران آب.دوری از مرکز،نبودن در متن وقایع کشور،دوردست بودن برای مقصدسفرشدن پایتخت نشین ها.
شمال کشور سرسبزی،زمین های حاصلخیز،باران که در لطافت طبعش خلاف نیست!دسترسی به پایتخت کشور،ارزشمندبودن املاک،رونق گردشگری در چهارفصل سال،رستورانهای بین راهی فراوان.دسترسی به امکانات رفاهی و مراکز درمانی.
جمع این تفاوتهای زیست محیطی که به دنبالش میزان برخورداری یا نابرخورداری را بهمراه دارد،برجسم و روح ساکنان این دو ناحیه اثرات مستقیم دارد.
جنوب نشینان کشور،یا در شرق ساکن اند که از صدجهت دلهای خونین دارند.بیکاری،خشکسالی،توفان شن،ناامنی،بیکاری و به دنبالش قاچاق،یا در جنوب غرب،که این سمت کشوربعلاوه عوامل بالا دود دکل های نفت جاری شدن اشک را تسریع هم می کند.
آنچنان که به راحتی میتوان حکم داد که (یک هرگز با یک برابرنیست).باری،حکایت رنج جنوبی بودن گاه سوژه و دستمایه ابراهیم حاتمی کیا می شود برای ساختن فیلم تلخ ارتفاع پست.گاه ویدیوی سخنان بغض آلود آن مدیرجنوبی که میهمان احمدنجفی بود در صندلی داغ.و گاه دیگر دستمایه برای سخن راندن از تبعیض هایی که کاش نمی بود در شبکه های اجتماعی.
چندروز پیش،در شرایطی که شیرمردانی ازدیپلمات های ما درآن سوی جهان برای نجات کشتی حیات ملت ایران در دریایی طوفانی به نبرد دیپلماتیک مشغولند، ازشیرمردی جنوبی،از سرزمینی که با فداکاری دوستی دیرینه دارد،خبری در شبکه ها منتشر شد به این شرح که:در یکی از مجتمع های پتروشیمی ماهشهر حادثه ای رخ داد.به طوری که اگرکنترل نمی شد،یکی از بدترین فجایع در صنعت پتروشیمی رخ می داد.تخریب مجتمع پتروشیمی،دهها کشته و زخمی و درنهایت فاجعه زیست محیطی برای اهالی ماهشهر که جبرانش بس دشواربود.
((شهید راه ایثار: شهرام محمدی)).جان خود را کف دست گرفت به آتش زد تا جان همنوعانش را از خطر دور کند،جسمش در آتش سوخت،آنچنان که دلهای آنانکه که ماجرا را شنیدند.به تهران اعزام شد بلکه بماند اما جان پاکش فدای وطنش شد.

20150712031022
شهرام محمدی شهید است،چه در سنگ مزارش این پیشوند بیاید چه نیاید.اما مظلوم هم هست.چون نه اسطوره شد و نه رسانه داشت تا جانفشانی اش را به رخ مرکز نشینان و شمال نشینان بنمایاند.
هرچند از حاصل رنج او و همولایتی هایش چندان بهره ای نمی برند،اما کاش آنانکه خاک را به نظر کیمیا کنند،گوشه چشمی بذل می نمودند.تا راه سرخ ایثار پر رهرو بماند.آنگونه پطرس،ریزعلی خواجوی،حسین فهمیده و …

جنوب عادتمان داده شروه خوانی را  / چرا ترانه نخوانم،خوشا شمالی ها

بیستم تیرماه 94

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • آسیه حسینی می‌گه:

    درود بر آقای زرین که به شیوایی درد و رنج را نشان داد. درود بر قلمتان که بزرگی این مرد را نشانه رفت.

  • سجاد بهمنی می‌گه:

    زیبا بود و درد آور

  • شروه خوان دائمی جنوب می‌گه:

    با چشمانی اشکبار به همراه شما بر جنوب زرخیز و محروم و مظلوم شروه میخوانم.
    درود بر قلمت

200x208
200x208