تاریخ درج خبر : 1391/08/25
کد خبر : ۵۱۴۶
+ تغییر اندازه نوشته -

احمد انصاری فهلیانی

نام : احمد
نام خانوادگی : انصاری فهلیانی
عنوان : نویسنده و شاعر
تاریخ تولد : یکشنبه، 1 شهریور 1343
جنسیت : مرد

ansari.ahmad

دارای مدرک تحصیلی لیسانسِ حقوق قضایی از دانشگاه شیراز، هم اکنون کارمند دانشگاه یاسوج

دو دهه است که شعر می سراید و اکثر شعرهایش به زبان محلی(لری)می باشد. در دانشگاه یاسوج مسئول امور فرهنگی می باشد.

 

احمد انصاری فهلیانی در گفتگو با فراسو:
 شاعر، راهی جز سرودن، نوشتن و اعتراض ندارد

زبان و فرهنگ بومی ما رو به فراموشی است، حرکتی را که برای سرودن شعر با زبان لری شروع نموده ام، حرکتی است آگاهانه جهت حفظ واژه های اصیل. به اعتقاد من حفظ این گویش یعنی حفظ زبان فارسی؛ چرا که گویش های محلی جزء لاینفک زبان فارسی هستند، تقویت گویش ها باعث ماندگاری زبان فارسی در مقابل هجوم فرهنگ های مختلف می گردد. 

گفتگو با شاعر معاصر ؛ احمد انصاری فهلیانی

با او که سخن می گویی، ناخوداگاه اصیل ترین و زیباترین احساس های «ایل» ذهنت را به تلاطم وا می دارد، او خالق «حسنو»  و راوی تمام  دردهایی است که سالها فرزندان ایل را به روزمرگی فقر کشانیده است. او به پا خواسته است و با چراغی که در دل دارد، به جنگ تمام سیاهی هایی می رود که سالهاست ایل را از برکت روشنایی «روز» محروم ساخته است. او خالق تمام حرف های نگفته ای است که سالهاست در گلوی یک قوم که نه!! در گلوی یک ملت، خشکیده است، به شعرهایش که رجوع می کنی سطری که خالی از عشق باشد، نمی یابی و شاید همین عشق است که او را برای سرودن دردها ترغیب می کند. در فضایی صمیمی و شاعرانه با او نشستیم و سخن گفتیم، متن زیر ثمره ی این دیدار شاعرانه با «احمد انصاری فهلیانی» است، مردی که تنها متعلق به «فهلیان» نیست، بل متعلق به تمام انسانهایی است که طعم عشق را خوب می فهمند…

******

جناب آقای انصاری فهلیانی، در ابتدا و در صورت امکان جزئیات بیشتری از زندگی شاعرانه خود را در اختیار خوانندگان عزیز نشریه فراسو قرار دهید .

احمد انصاری فهلیانی هستم، متولد سال 1343 ، دارای مدرک تحصیلی لیسانسِ حقوق قضایی از دانشگاه شیراز، هم اکنون کارمند دانشگاه یاسوج هستم . از قبل از سال 1369 علاقه بسیار زیادی به شعر شاعران نامدار زبان و ادبیات فارسی داشتم به گونه ای که شعر اکثر قریب به اتفاق شاعران بزرگ زبان فارسی مانند حافظ، سعدی، مولوی، فردوسی، نظامی گنجوی و غزلیات سبک هندی از جمله غزلیات بیدل و صائب تبریزی را در آن سالها مطالعه و حتی به حافظه می سپردم، ضمن اینکه شعر امروز را نیز به صورت وسیع مطالعه می نمودم، اخوان را دوست داشته و با اشعارش زندگی می کردم و اندیشه هایش را در راستای اندیشه های خود می دیدم ، در کنار اخوان، اشعار فروغ ، شاملو و سهراب را نیز مطالعه می کردم ، ولی در هر صورت شعر این شاعران نمی توانست جوابگوی دلتنگیهای من باشد.

همیشه در عالم ذهنی خود به دنبال دنیای جدیدی بودم، دنیایی که بیشترین اشتراک را با آن داشته باشم . شروع شعر گفتن من دقیقأ از جایی بود که احساس کردم، می توانم خالق دنیای جدید خود باشم. صادقانه می گویم من چاره ای جز سرودن نداشتم. اولین سروده هایم همزمان با ورود به دانشگاه در سال 1369 و قرار گرفتن در فضای دلنشین باغ ارم، خواجو ، حافظیه و سعدی بود. ضمن اینکه دانشکده حقوق واقع در باغ ارم بود.

سال 69 فضای فرهنگی کشور رو به جلو بود، انجمن های ادبی مانند انجمن ادبی شعر جوانِ جهاد دانشگاهی، انجمن حوزه هنری، انجمن حافظ، انجمن شاعران انقلاب اسلامی، انجمن دانشکده های ادبیات و مهندسی دانشگاه شیراز و مزید بر علت همنشینی با شاعران جوان و شاعرانی که در عرصه شعر حرفی برای گفتن داشتند، باعث سرودن شعرهای مختلف شد، «سکل پیسسه»، «پیز»، «حسنو» و برخی دیگر از شعرهایی که مجالی برای گفتنشان نیست، یادگارهای زیبای آن دوران فراموش ناشدنی هستند.

فارغ التحصیلی من در سال 73 و جدا شدن از فضای فرهنگی شیراز و دوستانی که با آنها همنشین بودم، بسیار دردناک بود، به خاطر دارم که در جشن فارغ التحصیلی دانشگاه و زمانی که مثنوی «باید رفت» را از پشت تریبون می خواندم، چگونه اشکهای دوستان و دانشجویان همدوره ای بدرقه راهم گردید، اینها و همه چیزهای که به آن اشاره کردم، انگیزه های من برای به شعر کشیدن دردها و واقعیات جامعه بودند .

بعد از فارغ تحصیلی از دانشگاه به چه فعالیتی مشغول شدید ؟

بعد از فارغ التحصیلی در فاصله زمانی سال 73 تا 76 که در دانشگاه یاسوج مشغول به کار گردیدم، به کار کشاورزی در روستای « فهلیان» پرداختم، لازم به ذکر است که شعر بلند «سکل پیسسه» محصول دوران دانشجویی و فصل تابستانی است که به «پَهت» نمودن مزرعه برنج مشغول بودم.

شعر سکل پیسسه به زعم اکثر شعر شناسان و آشنایان با اشعار شما یکی از بهترین اشعار سروده شده است ، این شعر چگونه شکل گرفت ؟

به مدت سه تا چها روز سروده شد و قبل از کامل شدن شعر آن را بر روی کاغذ نیاوردم، واقعیت امر این است که فهلیان و طبیعت زیبای ممسنی مردمانش را ناخوداگاه شاعر به بار می آورد، کم نیستند فرزندان این خطه که در شعر فارسی ، لری و شعر نو سرآمد هستند. همین الان هم شغل دوم من کشاورزی و اُخت با طبیعت و زیبایی مزارع گندم و برنج  است، این موضوعات کاملا در شعر سکل پیسسه و بسیاری از سروده هایم، نمود عینی دارد، مثلأ :

هَر عَلفِ هَرزی نَه باید وَرکَنی و وِر بِدی

جونِ چَلتیکَ ایگرِه مِن کُرتَه سَگ مَذهَب گَرَک

و یا این بیت :

باد و باروفَه وَ نو دِلمَه وَ مِن یَک شِخَنا

تا کی آخِر وَ مِثِ کُرتَه یِ زور اَر بَنُدم

و خیلی از بیت های اینچنینی که حاصل ارتباط عمیق و مستقیم با محیط اطراف است، این موضوع در جای جای اشعارم به خوبی مشخص است و این یک واقعیت است که در زمان سرودن، فضای محیطی و روحی در شعر تاثیر مستقیم می گذارد.

جناب آقای انصاری؛ از نظر شما شعر ماندگار چگونه شعری است ؟

شعر ماندگار شعری است که حاصل اندیشه و تفکر شاعر باشد، شعری که همراه با احساس و در قالب کلماتی بیان شود که ارتباط مستقیم با زندگی روزمره و گرفتاریهای مردم داشته باشد، بیان شعر در قالب واژه های ملموسی که برگرفته از زبان و دردهای مردم باشد، بسیار تاثیر گذار تر و دارای ظرفیت بالاست و مخاطب می تواند با آن ارتباط عمیقی برقرار کند. شعر باید به گونه ای باشد که مخاطب احساس کند که درد شاعر درد خودش است؛ چرا که شاعر هنرمند است و هنرمند هم کسی است که بی تفاوت به جامعه ی اطرافش نیست. این موضوع گاه در فضای عاشقانه و گاه در فضای اجتماعی نمود پیدا می کند، خلق این اثار در صورتی که با کلامی محکم و زیبا بیان شود ماندگار ترین آثار هنری است .

هدف اصلی شما از سرودن شعر با زبان لری چیست ؟

زبان و فرهنگ بومی ما رو به فراموشی است، حرکتی را که برای سرودن شعر با زبان لری شروع نموده ام، حرکتی است آگاهانه جهت حفظ واژه های اصیل. به اعتقاد من حفظ این گویش یعنی حفظ زبان فارسی؛ چرا که گویش های محلی جزء لاینفک زبان فارسی هستند، تقویت گویش ها باعث ماندگاری زبان فارسی در مقابل هجوم فرهنگ های مختلف می گردد.

در چه فضایی سرودن شعر برای شما راحت تر است؟ آیا تا کنون فضایی برای شما پیش آمده است که در سرودن شعر ناتوان باشید ؟

بارها پیش آمده است که با گذشت روزها و ماهها نتوانسته ام حتی یک بیت بنویسم؛ چرا که سرودن شعر نیاز به داشتن فضای روحی و حال و هوای خاص شاعرانه و غیر قابل وصف دارد، هیچ گاه نتوانسته ام جوابی برای این سوال پیدا کنم که فضای سرودن شعر چه فضایی است؛ چرا که این فضا غیر قابل وصف و توصیف است.

از نظر شما فضای شعری کدام یک از اشعارتان زیباتر و دلنشین تر است ؟

شعر مثل فرزند شاعر است، مثل این است که کسی چند فرزند داشته باشد و از او سوال شود کدام فرزند را بیشتر دوست داری؟ البته گاهی انسان فرزند کوچک تر خود را به دلیل اینکه تازه پا به عرصه زندگی گذاشته است، بیشتر مورد علاقه و محبت خود قرار می دهد، شاعر نیز معمولا اشعار جدید خود را بیشتر دوست دارد؛ چرا که به فضای روحی اش نزدیک تر است، این موضوع بیشتر دیدگاه مخاطبان است که کدام شعر در اوج است و کدام شعر در اوج نیست!

شعر حاصل حالت های مختلف شاعر است، حاصل گرفتاریها ، غمها و شادی هایش. بنابراین هر شعر فضای خاص خود را داشته، درد و رنج شاعر در فضاهای مختلف منجر به خلق شعر تازه ای می شود، حال ممکن است فضای روحی مخاطبی در فضای یک شعر خاص قرار گرفته و آن شعر را برتر از دیگر سروده ها ببیند.

البته گاهی پیش می آید که یک شعر همیشه و در هر حالتی مورد علاقه مخاطب قرار می گیرد، مثلا شعر «سکل پیسسه» یا شعر «تیلهَ یَل فرو» که به تازگی سروده شده است، من فکر می کنم این اشعار در هر حالتی مورد علاقه مخاطبان است .

ضمن احترام به نظر مخاطبان، این موضوع نیز به فضاهای خاص شعر برمی گردد، مثلا شعر «سکل پیسسه» دارای تصاویر و فضاهای مختلف و به هم پیوسته است، این شعر در سه فضای اجتماعی سیاسی ، عاشقانه و در انتهای شعر پند و اندرز وار سروده شده است، مخاطبی که دردش عشق باشد و فضای روحی اش عاشقانه باشد، شعر را به خاطر تغزل هایش دوست دارد و کسی که درد او درد اجتماع باشد، شعر را با نگاهی اجتماعی دنبال می کند و گاهأ این فضاها در بیت هایی تلفیق می شود و نیاز مخاطب در آن واحد و در یک بیت برآورده می گردد . شعر «تیله یل فرو» نیز دارای چنین فضاهایی است با این تفاوت که مرزی برای فضاهای اجتماعی و عاشقانه در این شعر مشخص نگردیده است، گاهأ شروع یک بیت نمادی از اجتماع است و پایان همان بیت فضایی عاشقانه اجتماعی شکل می گیرد، مثل این بند از شعر :

وَرِ پَهلی بَنیو زَخمِ تَوَر سَنگینهِ

داغِ وَرکَندَنِ بایُمَلِ تَر سنگینهِ

بی تو رَفتَن بَخِدا تا دَمِ دَر سَنگینهِ

یَه دَمون دیرِ تو بیدَن چِقَذَر سنگینهِ

اگر چه بد نیست اشاره کنم ، این دو شعر و اکثر قریب به اتفاق شعرهای سروده شده، علیرغم ساختار کلامی محکمی که دارند، روانی خود را کاملأ حفظ کرده اند، به صورتی که به راحتی می توان این اشعار را به حافظه سپرد ، «ترانه» دختر کوچک 8 ساله ام اکثر شعرهای مرا به راحتی به حافظه می سپارد، او شعر تقریبا بلند «تیله یل فرو» را در کمتر از یک نصفه روز به راحتی به حافظه سپرد، به اعتقاد من این موضوعات می توانند، مهمترین دلایل مورد توجه قرار گرفتن شعر توسط مخاطب باشد.

شعر ممسنی و جایگاه آن را چگونه ارزیابی می کنید ؟

اکثر قریب به اتفاق شاعران ممسنی جوانان توانایی هستند که در قالب های مختلف شعری، حرفهای زیادی برای گفتن دارند، ولی متاسفانه برای بروز استعدادهای این شاعران برنامه ریزی صورت نمی گیرد، باید جدیت و تلاش بیشتری از خود نشان داده تا بتوانند در سطح منطقه و کشور حرفی برای گفتن داشته باشند .

برای پیشرفت و ارتقاء سطح شعر چه کارهایی می توان انجام داد ؟

شاعر نباید منتظر ایجاد فضا توسط دیگران باشد، باید خودش به دنبال خلق فضاهای جدید باشد و در سخت ترین شرایط ـ اگر روحیه شاعری داشته باشد ـ  باید رسالتش را به نحو احسن به انجام رساند. ضمن اینکه وظیفه مسئولین و دست اندرکاران، روزنامه نگاران، نشریات و… است که فضا را برای ترغیب شاعران ایجاد نمایند، مسئولین نهادهای فرهنگی نباید شاعران را تنها بگذارند، باید فضا را برای خلق آثار هنری ایجاد کنند، شاعر نباید به خاطر اعتراض به یک مسئله اجتماعی تخطئه شود. شاعر زبان گویای عصر خود است، راهی جز سرودن، نوشتن و اعتراض ندارد، باید فریاد دردها را شنید و به فکر درمان بود، نه اینکه گوشها را بست.

نظر شما در مورد شعر معاصر در حوزه ادبیات فارسی چیست ؟

موج شعر امروز مستدام نیست و به خاطر همین عدم استمرار هر لحظه موجی می آید و می رود و این موضوع باعث شده که ما شاهد ظهور چهره های بزرگی نباشیم .

تغییر و تحول خواهی بی حد و حصر شاعران امروز باعث شده است آنگونه که انتظار می رود شاعران بزرگی بروز و نمود پیدا نکنند ، هرچند در این بین هستند شاعرانی که شعرشان بالاتر از فضای فعلی قرار دارد ولی حکایت همان موجهایی است که گهگاهی سربلند کرده و با برخورد به کوچکترین صخره ای متلاشی شده و به موج های جدیدی تبدیل می شوند.

به نظر می رسد اکثر دوستان شما در حوزه شعر و ادبیات شاعرانی هستند که با زبان فارسی شعر می سرآیند از لحاظ کلی تاثیر این شاعران از دیدگاه اصالت واژگان لری نباید چندان مثبت باشد، نظر شما چیست ؟

کاملا درست است ولی قرار گرفتن در انجمن های ادبی و دیدن دوستان و تشویق های دلسوزانه خود عاملی برای سرودن بود. ضمن  اینکه این موضوع از دو دیدگاه قابل بررسی است، از طرفی در بین دوستان راهنما و مبنایی که بتوانم از نظر فنی به آنها تکیه کنم وجود نداشت و از طرفی زبان و ادبیات لری دارای آثار مکتوبی نبوده و این دو موضوع کار مرا سخت تر می نمود .

در مورد شعر گذشته ما ، به ویژه شعر دهه های اخیر بیشتر توضیح دهید ؟ 

 شعر گذشته ما فقط تک بیت هایی است که به صورت «یار یار» و «سرو» آنهم به صورت سینه به سینه به ما رسیده است، شعرهایی که با توجه به مسائل روزمره ، در زمینه های اجتماعی، کاری ، حماسی، شادی ها و شیون ها سروده می شدند، شاعران گذشته ما معمولا افرادی بودند که به شغل خوانندگی و نوازندگی مشغول بودند، افرادی که در مراسمات عروسی و شادی ها و شیون ها به صورت فی البداهه شعر می سرودند و بسیاری از همین اشعار پس از مدتی به وادی فراموشی سپرده می شدند، در واقع شعرهای مانده از دیروز شعرهایی هستند که مردم ارتباط بیشتری با انها برقرار می کردند. امروز موسیقی و شعر ما دگرگون شده است، در گذشته نه تنها موسیقی بلکه شعر گفتن هم در فرهنگ ما عمل پسندیده و دارای جایگاهی نبود. شعر و موسیقی تنها توسط قشر خاصی پیگیری می شد و شاید عدم پیشرفت شعر و موسیقی ما به همین سبب بوده ، امروز جوانان ما به موسیقی و شعر علاقه مند شده اند، به گونه ای که به صورت فنی به این دو هنر نگاه می کنند، من فکر می کنم آینده ی خوبی در انتظار موسیقی و شعر ماست .

با مقایسه ای که بین موسیقی ما و موسیقی فرهنگهای همجوار صورت می گیرد به نظر می رسد موسیقی ما رشد چندانی نداشته است، از نگاه  شما دلیل این موضوع چیست ؟ 

در موسیقی قشقایی، کردی و بختیاری افراد تحصیل کرده ی زیادی به موسیقی اشتغال دارند، در صورتی که موسیقی ما حالت تفننی داشته ، موسیقی و شعر به تازگی در بین جوانان ما به صورت اصولی و فنی دنبال می شود ، در صورتی که قشقایی ها ، کردها و بختیاری ها  این حرکت را از دهه های قبل شروع کرده اند، کردها دارای شعر مکتوب فراوان هستند، قشقایی ها هم شاعری مانند میرزا محزون را دارند ـ اگر چه او اصالتأ لر و از طایفه شیخ آویلی است ـ  تجربه نشان داده است هر کجا شعر مکتوب وجود داشته باشد، سطح موسیقی به سرعت بالا می رود. خوشبختانه با توجه به حرکت جوانان مستعد ما در مناطق مختلف و با توجه به روند مکتوب شدن شعر لری، به زودی ما شاهد شکوفایی موسیقی لری در ممسنی ، کهکیلویه و بویراحمد و دیگر مناطق لر نشین خواهیم بود.

به نظر شما یک شعر لری خوب چه شعری است ؟

در وهله اول محلی بودن شعر ، اصالت واژگان و دید محلی داشتن نسبت به انتخاب موضوع ، استفاده به جا از مضمون های محلی ، احساسی و عاطفی بودن شعر که در واقع این موضوع باید نقطه ی ثقل و قوت شعر باشد و در جای جای شعر موج بزند ،  در شعر لری ساختار کلامی و یکدست بودن حرف اول را می زند، همچنین داشتن اندیشه و پیام و دیگر عوامل مختلف باعث می شود که یک شعر محلی خوب خلق شود .

اکثر قریب به اتفاق مخاطبین شعر شما به ویژه تحصیل کرده ها و آنهایی که دستی بر آتش ادبیات دارند ، در حیرتند که چگونه این همه تصاویر و معانی زیبا به صورت یکجا در اشعار شما جمع شده است ، آیا انتظار داشتید که زبان لری دارای این همه ظرفیت باشد ؟

در زمان شروع جرقه های شعری ام، دقیقا به یاد دارم، دیدگاه برخی از دوستانم این بود که زبان لری گنجایش اندیشه ها و افکار مرا ندارد، آنها معتقد بودند که زبان لری یک زبان از بین رفته و محدود است و نمی تواند بیانگر افکار باشد، ولی امروز با حرکتی که شروع شده، مشخص گردید که این زبان ظرفیت و کنجایش بالایی داشته که آن را از حالت یک گویش خارج کرده است، مناطق زیادی هم اکنون با این زبان صحبت می کنند ، ولی متاسفانه روند شهر نشینی باعث شده است که تعصب خاصی برای حفظ این زبان صورت نگیرد . زبان لری دارای ظرفیت های خاص خود است، گاه یک  کلمه بار معنایی بسیاری را در خود ذخیره می کند، گاه یک کلمه معادل یک جمله در فارسی است، طنطنه های زبان لری چندین برابر زبان فارسی است، زبان لری  علیرغم حماسی بودن یک زبان کاملأ موسیقیایی است، گاه یک شنونده آنچان مجذوب موسیقی کلام می شود که نمی تواند در نگاه اول به معنای واژگان فکر کند .

شعرهای شما معمولا در چه قالبهایی شکل می گیرد و زمینه های شعری شما معمولا حول چه محورهایی است ؟

شعر های سروده شده حاصل حالات روحی بوده است و قالبها و زمینه های ایجاد شده نیز از این حالات تبعیت می کند، اکثر شعرها دارای زمینه ی اجتماعی است و دلیل اصلی خلق آن نیز زندگی و درد اجتماع بوده است که نمی شد چشمها را برروی انها بست در واقع رسالت شاعر نسبت به جامعه خودش همین است، ضمن اینکه اشعار و سروده های تغزلی و عاشقانه ام نیز کم نیستند، اگرچه مسایل اجتماعی هم که در اکثر شعرها مطرح شده، برگرفته از عشق به جامعه ای است که در آن زندگی می کنم.

در اکثر قالبهای شعری دل سروده هایی دارم ( مثنوی، غزل ، ترکیب بند، دوبیتی، رباعی، شعر نیمایی، سپید) و معمولا تعمد خاصی برای انتخاب قالب نداشته و هر شعر در زمانی که خلق می شد قالبش نیز خلق می گردید .

به چه علت تا کنون اقدام به چاپ اشعار خود ننموده اید؟  

وسواس و حساسیت زیادی برای چاپ اشعار دارم ، اعتقاد دارم که کلیه شعرهای سروده شده نیاز به بازبینی مجدد دارند ، از طرفی با توجه به اینکه ما دارای زبان نوشتاری قبلی نیستیم باید در مورد نوشتار و زبان شناسی شعر وسواس و تامل بیشتری به خرج بدهیم. در عین حال با توجه به علاقه و پیگیری های دوستان و مخاطبان ، سهل انگاری و کوتاهی خود را در زمینه عدم چاپ اشعار می پذیرم . انشاء الله در آینده ای نزدیک با همکاری دوستان نسبت به چاپ آن اقدام خواهم ک

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • رسولی می‌گه:

    عالی درود جناب انصاری

  • یعقوب انصاری می‌گه:

    درود بر مرد بزرگ جناب آقای انصاری
    از اینکه در ممسنی اساتیدی همچون شما هست به خودم می بالم
    یعقوب انصاری نوگک

  • ناشناس می‌گه:

    آقای فهلیانی فکر نمی کنی شعر تا کی ور پهلی بنیو زخم تبر بو حیلی سیاسی است واگر نیست توضیح دهید اگر شما اصالتتون لر است واز شاعران بزرگ درس آموخته اید هر شعری که در یاد خداوند نباشد ومغرضانه سروده شود مصداق آیات آخر سوره الشعرا می باشد .در هر صورت جواب دهید

  • محسن می‌گه:

    سلام از کی جناب انصاری بچه کهکلویه و بویر احمد شدن

  • م م می‌گه:

    متوجه نشدم چرا آقای انصاری فهلیانی رو جز شخصیت های استان کهگیلویه آوردین. زادگاه ایشون همونطور که از پسوند فامیلیشون مشخصه فهلیان نورآباده . لطفا مصادره نکنید

  • محمدقاسم لارستانی می‌گه:

    سلام براستاد بزرگ لر (محمدقاسم حسینی دزلارستان فارس)

  • مرادي می‌گه:

    مصاحبه طبیعی و روان نبود و فکر می کنم با روحیه شاعر سازگار نیست ، ضمنا “لری ” یک زبان نیست بلکه یک “گویش” است.
    متشکرم

  • سلام بر استاد ارجمند و فرهیخته و لر دوست و لرنژاد و لر زبان کی

    کی احمد انصاری با

    مطالعه اندیشه نابت در مورد زبان و گویش لری در ایل و عشایر آشنا

    شدم و به جنابعالی افتخار می کنم که نگران فرهنگ و زبان لر

    و رسم رسومات ایل و عشایر هستید

    و مفتخرم که بعنوان هم ولایتی در خدمت زبان شیرین لری باشم

    دل نوشته های دارم در قالب دوبیتی و مثنوی که می تواند مثمر ثمر

    واقع شود مو هم کاکا یه ایلیاتی اهل دشمن زیاری و فرزند ایلم

    درود بر لر

  • محمد بختیاری می‌گه:

    سلام درود بر لر بر بختیاری براحمد انصاری برکورش کبیر …………..

  • علی بختیاری می‌گه:

    دورود بر استاد احمد انصاری .افتخار قوم لر

  • آرمان عقدك می‌گه:

    نزدیک 15 سال است که با اقای احمد انصاری آشنایی دارم و این آشنایی محدود به اشعار زیبای ایشان نیست که هم با تفکراتشان ،عواطف و احساساتشان ،دغدغه هایشان و …آشنایی کامل دارم.احمد انصاری بی شک و بی تردید بهترین شاعر بومی سرود کشور است و اگر به جایگاه واقعی خودش دست پیدا نکرده به علت بعضی بغض ها و تنگ نظری هایی است که به ناحق نسبت به ایشان روا گردیده است.حجب ذاتی استاد انصاری و انزوا گرایی او باعث شده که حتی در استان خودش مورد اجحاف قرار بگیرد.امیدوارم مردم این استان و مسوولین قدر هنرمندان را بدانند و آنها را در حصار گروه بندی های خودشان از چشمها پنهان نکنند .آرزوی سلامتی و طول عمر وموفقیت برای استاد احمد انصاری فهلیانی دارم.

  • پارسا می‌گه:

    استاد احمد انصاری فهلیانی پدره شعر لری هست.و با وجود شاعران جوان ومتعدد وپر باری که داریم در شهرستان ودر مناطق لر نشین (زاگرس نشینان)احمد انصاری بی رقیب هست.

  • یک لر با احساس می‌گه:

    خدا قوت اقای انصاری محبت بفرما یید با چاپ اشعار بسیار زیبایتان ویا حدااقل با قرار دادن انها در سایت اجازه دهید ما هم با خواندن انها نوازش دهیم .واقعا دست مریزاد.

  • سعيد گودرزي می‌گه:

    اولا این از بی مایگی است که بخواهیم ممسنی و بویر احمد و کلا لرنشینان را از یکدیگر جدا بدانیم احمد شاعر تمام اقوام لر میباشد ثانیااو هم فرزند این اب و خاک است برادر شهید است دین خود را به انقلاب و اسلام ادا کرده است ما برای زبان لری چکار کرده ایم بغیر از این است که در جوکهایمان ان را به سخره گرفته ایم حد اقل بگذاردتا احمد این لهجه و زبان را زنده نگه دارد

  • ناشناس می‌گه:

    آقای انصاری چرا جواب مخاطباتونو نمیدید

  • نیکنام می‌گه:

    طب شعری ، روح شاعرانه میطلبد، تبریک مرا به خاطر وجود جویبار جاری و زلال در نهان وجودتان بپذیرید.

  • لری از گچساران می‌گه:

    استاد عزیز:
    سخنی کز دل براید * لاجرم بر دل نشیند
    هم ینه ایترم بگم که بی خوندن اشعارت روحم تازه ویبو .
    …….. بنـــــازمــــت………….

  • ناشناس می‌گه:

    بلی پیلو

  • لیدومای اصیل می‌گه:

    من از روستای فهلیان هستم احمد انصاری فهلیانی متعلق به تمام لرهای اصیل و خونگرم هست با تشکر از همه کسانی که لطف داشتند.

  • سردار لیدوما می‌گه:

    احمد انصاری فهلیانی هیچ ربطی به این استان نداشته و ندارد و نخواهد داشت و مصادره ی ایشان تنها از بی مایگی فرهنگی این استان نشات میگرد و بس

    • !!!!!!!!! می‌گه:

      متاسفم برای طرز فکرت…
      بزرگ مردانی که از استان کهگیلویه و بویراحمد برخاسته اند همه بی نظیرند…
      در علوم مذهبی… در پزشکی… در حقوق….

  • باران می‌گه:

    درود بر استاد عزیز
    یک سوال مدتی است ذهن مرا مشغول کرده. و آن اینکه شعر “خین جگر” با مصرع “هرچه ایخو م سروسامون بگرم ، سرنیسی” سروده شما است یا جناب نگین تاجی؟

  • محسن می‌گه:

    استاد انصاری متولد روستای فهلیان ممسنی از توابع شهرستان نورآباد ممسنی فارس میباشند.

  • ناشناس می‌گه:

    لطفا همچون دیگر شخصیت ها محل تولد این شاعر را هم بنویسید.

  • شاگرد می‌گه:

    سلام خدمت اقای انصاری ،
    اقای انصاری انسان باشخصیت و دارای ژرفای عمیق روحی می باشند که برای شناخت ایشان نیاز به مطالعه و گسترش فکری زیاد انسان دارد

  • محمدرحمانی می‌گه:

    جناب انصاری بر دستان وقلمت بوسه می زنیم ،چون به نمایندگی ازاندیشه ژرف ودل پاکت می باشد،هروقت برزبان جاری میکنی بردل هرانسان هنردوستی حک خواهدشد.لطفا ًبرای ماندگاری واستفاده نسلهایی آینده اقدام به چاپ نمایید،سربلندوپیرور باشید.

200x208
200x208