تاریخ درج خبر : 1394/05/18
کد خبر : ۵۱۴۹۵۷
+ تغییر اندازه نوشته -
فریدون فاطمی زاده

آیا دهدشت همان «شهر کهنه» خواهد شد؟

fatemi

سایت استان: فریدون فاطمی زاده

پدیده مهاجرت از موضوعاتی است که تحت تاثیر شرایط اجتماعی.سیاسی. اقتصادی. تحصیلی و………… رخ می دهد.

مهاجرت گاهی به اندازه و معمول است و در کوتاه مدت در یک منطقه جغرافیایی نمود چندانی ندارد و قابل پیش بینی و مدیریت است اما گاهی به دلایل فراوان چنان در یک دیار زیاد می شود که همه مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، روانی و حتی آینده مردم آن شهرستان یا منطقه را تحت تاثیر قرار می دهد و چنان آثار زیانباری در پی می آورد که شاید تا سال ها قابل جبران نباشد و اگر مسئولین چاره اندیشی نکنند، نه تنها دیار مبدا زیان اساسی خواهد دید، بلکه،اگر مقصد این مهاجرت ها شهر یا شهرستانی خاص باشد ،قطعا، مدیریت شرایط مقصد را هم دشوار خواهد کرد و شرایط اجتماعی ،فرهنگی و خدماتی شهر مقصد زیان فراوان خواهد دید.

شاید در ابتدا، این سخن، قدری نپذیرفتی باشد. اما با نگاه به شرایط شهر یاسوج و ساخت و سازهای بی قاعده اطراف آن و تاراج منابع طبیعی پیرامون آن،وتخریب زمین های کشاورزی و تبدیل آنها به منازل مسکونی حاشیه ای و خارج از کنترل بودن شرایط اجتماعی وفرهنگی آن موید این مطلب است. اگر چه از طرف دیگر مهاجر پذیر بودن آن، بر رونق اقتصادی اش می افزاید

پیش از این در شهرستان کهگیلویه ابتدا مردم از روستا های تابع بخش ها به مراکز بخش ها و بعد از مدتی از مراکز بخش ها به دهدشت و نهایتا از دهدشت به شهرستانهای اطراف، به ویژه، یاسوج و یا به استانهای همجوار از جمله بوشهر و خوزستان مهاجرت می کردند . اما ، متاسفانه، باید گفت؛اکنون، مردم روستا ها و بخش ها بدون طی این مسیر، مستقیما، از شهرستان خارج می شوند .

در یاداشت پیش رو نیازی به بررسی علمی پدیده مهاجرت مردم شهرستان و بدی ها و خوبی های آن، با استناد به منابع معتبر علمی و ارا‌‌‌ئه ی لیستی از این کتب و منابع معتبر جهت اثبات درستی این ادعا نیست.بلکه با تاسف بایدگفت که؛ هر شهروند عادی وقتی سری به بنگاه های مشاور املاک دهدشت بزند با دفتر هایی لبریز از لیست خانه ها و املاکی مواجه می شود که مالکان آنها به قصد مهاجرت آنها را به معرض فروش گذاشته اند و خواهد دید که چه بسیار خانه هایی که بدون مستاجر رها شده اند.

اگر در شهر دوری بزنی در هر خیابان با تعداد زیادی پارچه نوشته ٬مواجه می شوی که به عنوان آگهی فروش ٬بر املاک٬ نصب شده اند و گاهی در یک خیابان این پارچه نوشته ها به قدری زیاد است که گویی تمام املاک آن خیابان ، به حراج گذاشته شده است.

این مهاجرت بی اندازه یک امر عادی و طبیعی نیست بلکه یک زنگ خطر جدی است که جا دارد در ردیف اول دغدغه مسئولین قرار گیرد و این نگرانی چنان زیاد است که بعضی ها می گویند؛نکند، روزی، دهدشت، به همان شهر خالی از سکنه ی ‌«بلاد شاپور»تبدیل شود. همان گنجینه فرهنگی ای که هنوز مردم این دیار «شهر کهنه» اش می نامند!!؟؟

اما کدام عامل یا عوامل را می توان دلیل اساسی این درد مزمن دانست؟ وراهکارهای آن چیست؟

دردی که اکنون ،نه تنها،عواملش دردند بلکه به قول شاعر،خودش هم دردی است وسخن گفتن از آن هم عامل افزایش این درد می شود.

کدام دلیلش واضح و روشن نیست ونیاز به ‍پژوهش علمی وسمینار دارد؟

1- بیکاری اش که در کشور درد گرانی است واینجا دو چندان می شود وهر روز به برکت دانشگاه ها(!!) که راه خود را می روند٬بر آمار آن افزوده می شود؟

2-کشاورزی اش که به دلیل خشکسالی های پی در پی سال های گذشته روبه افول گذاشته واز کشت محصولات اولویت داربه کشت محصولات فصلی همچون هندوانه تغییر یافته وبه تهدیدی جدی برای منابع زیرزمینی آب تبدیل شده است. کشاورزی ای که بی آنکه توانسته باشیم در تامین آب آن کاری اساسی انجام دهیم٬سطح زیر کشتش را توسعه داده ایم وباغاتی ایجاد کرده ایم که امروز وبال گردن کشاورزان ودولت شده است واعتبارات حوادث را به جای مهار آب های سطحی وآبخیزداری صرف آبرسانی با تانکر به این باغات می کنیم.

3-از صنعت وپیشرفت آن بگوییم که آن روزها که دولت ها در مناطق کمتر توسعه یافته سرمایه گذاری می کردند٬ ما از قافله عقب ماندیم وبا اجرای اصل 44 قانون اساسی وضرورت سرمایه گذاری بخش خصوصی ٬طبیعتا سرمایه گذاران به شهرستان های بن بست نخواهند آمدوبه جایی خواهند رفت که سود بیشتر وخطرپذیری کمتری داشته باشد. گرچه تقویت بنگاه ها وتولیدی های کوچک شهرستان که به سرمایه کمتری نیاز دارندو تولیدات آنها در شهرستان به فروش می رسد٬می تواند راهکاری متناسب با منطقه باشد.هرچند٬ امروز٬دولت ٬برای همین هم برنامه ای ندارد واگر سری به شهرک های صنعتی بزنی این موضوع را به صورت ملموس خواهی دید.وتسهیلاتی را که در گذشته دراین قالب(بنگاه های زود بازده)داده شد به دلیل عدم نظارت وکنترل٬سراز بازار مسکن در آورده است.

بی شک به روز کردن آموزش های فنی وحرفه ای وبومی سازی آنها متناسب با ظرفیت های شغلی شهرستان نقشی مهم در ایجاد بازار کار دارد.نمونه ای از تولیدی های مورد نیاز شهرستان ٬تولیدی های پوشاک است که حداقل یکی از کارکردهای آن ٬تولید لباس مورد نیاز مدارس است.به ویژه در شرایط فعلی که تلاش ها بر یکسان سازی لباس دانش آموزان می باشد.

سالانه هزاران دست لباس مورد نیاز دانش آموزان این شهرستان به صورت آماده وسایزبندی شده ٬با کیفیت پایین از استان های همجوار تامین می شود.تامین لباس دانش آموزان شهرستان کهگیلویه بزرگ فرصت اشتغال زایی ارزشمندی است واز خروج پول این همه لباس از شهرستان جلوگیری می شود وباعث رونق اقتصادی می گردد.تولیدی های کت وشلوار هم همین وضع را دارد. البته اینها مصداق های اندکی از موارد متعدد است.

4-بن بستی شهرستان که شعار همیشگی همگان است. اگر چه اقدامات قابل تقدیری صورت گرفته ،اما ،جاده پاتاوه – دهدشت تابویی است که شکسته نخواهد شد و کودکانی که سال کلنگ زنی آن به دنیا آمدند ، امروز، جوانانی تحصیل کرده و فارغ التحصیل هستند و شاید پدران و مادران امروز می باشند . اگر چه به یاری طلبیدن مسئولان استان های همسایه و نشست با آنان که در بازگشایی این جاده ذینفع هستند ،می تواند، نقش مهمی در افزایش قدرت چانه زنی مسئولان استان در تهران ایفا کند.

5-افزایش بی رویه و بدون نظارت قیمت مسکن وزمین در شهر های مجاور به ویژه یاسوج. زمین هایی که مداوم دست به دست می شوند، بی آنکه ، خانه ای در آن ساخته شود و در بسیاری از جا ها خارج از محدوده شهر و طرح هادی روستا ها است.

و در عوض سیر نزولی قیمت املاک در دهدشت که این خود عامل مهمی برای بی انگیزه شدن مردم در بخش مسکن شده و تبع آن در آمد شهرداری پایین آمده و خدمات دهی هم لنگ خواهد شد و با کاهش ساخت ساز جدید چهره شهر عوض نخواهد شد و دیوارهای بلوکی تیره، همچنان محیط را بی روح خواهد کرد در این بین از نقش منفی بنگاه های مشاوره املاک در افزایش بار روانی این موضوع نباید غافل بود.

6-بخشی از مها جران، نیروهای تحصیل کرده اند که علاقمند افزایش معلومات و گفت وگو های علمی اند ومتاسفانه بی نشاطی های محیط های علمی و فرهنگی شهرستان آنان را اقناع نمی کند و دستگاه های فرهنگی با دستان خالی دایما منتظر گوشه چشم مدیران استانی اند و در فضای روز مره خود گرفتارند و اعتبارات فرهنگی هم در قبضه مدیران استانی است.

برنامه ها، جشنواره ها، همایش ها و سمینارهای ملی و استانی به بهانه نبود امکانات در شهرستان، در مرکز استان ها بر گزار می شوند. این مشکل همیشگی است و علت آن، نبود شاخص در توزیع اعتبارات فرهنگی همچون اعتبارات عمرانی در بین شهرستان هاست که یک ضرورت اساسی است. تقویت سازمان های مردم نهاد هیآت مذهبی و فعال سازی تشکل های دانشجویی و انجمن های علمی و فرهنگی می تواند کمک زیادی به پویایی فضای فرهنگی شهرستان بنماید.

7-ارتقاء سطح تحصیلی حوزه علمیه شهرستان تاثیر زیادی در جلو گیری از مهاجرت طلابی که به قصد ادامه تحصیل به قم ، کاشان،اصفهان و……. می روند و پس از تحصیل، در همان شهر ها به زندگی عادی خود ادامه می دهند و به مساجد بدون امام جماعت و خانه های عالم بدون مبلغ روستاها بر نمی گردند

8-خالی شدن شهرستان از نخبگان علمی و آموزشی باعث محرومیت مدارس و دانش آموزان از شرایط تحصیل با کیفیت و به تبع آن افت آموزشی شهرستان می شود و در این بین خانواده ها ناچار می شوند برای تا مین نیازهای آموزشی فرزندان خود مهاجرت نمایند.

9- نا برابری توزیع امکانات و خدمات بین شهرهای استان و متمرکز کردن خدمات در مرکز استان با توجیه مرکزیت وحضور مسولان کشوری ،از جمله ساخت کتابخانه های مجهز و سالن های متعدد.

10-مجالات سیاسی نفس گیر و خسته کننده که باعث اتلاف نیروهای انسان توانمند می شود و متاسفانه این مجادلات، بر خلاف آنکه باید منجر به احساس مسئولیت و تولید فکر در رشد شهرستان شود، به مسایل قومی و مرزبندی هایی منطقه ای دامن می زند و باعث زنده شدن عصبیت های مخرب می گردد و در این فضا نیروهای علمی جایگاهی ندارد ومردم عادی هم به ستوه می آیند و فرار را بر قرار ترجیح می دهند .

در پایان باید گفت : با روند روبه افزایش مهاجرت نه تنها بخش خصوصی انگیزه ای برای سرمایه گذاری در شهرستان ندارد ، بلکه دولت را هم از سرمایه گذاری در بخش هایی که مستلزم وجود نرم جمعیتی خاص است منصرف می کند و یا با وسواس و احتیاط بیشتری مواجه می کند .وسواس و احتیاطی که زحمت مسئولان استانی و شهرستانی را در متقاعد کردن دولت برای اجرای پروژه های کلان زیاد می کند و دائما باید دنبال توجیه فنی و اقتصادی آن ها باشند . نمونه اش گاز رسانی به بخش های دیشموک و چاروسا است که مدت هاست مسئولین در گیر آن هستند

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • محمدی -سوق می‌گه:

    خیلی جالب وشیوادلایل رابیان فرمودید.ای کاش میفرمودید که زمین های داخل شهرگران شده واستانداری بایدفکری برای آزادکردن زمین های خریده شدتوسط ادارات اطراف شهردهدشت بکند.

  • هم استانی می‌گه:

    آقای فاطمی گل گفتی بن بستی ،بیکاری،بی کفایتی وبی تفاوتی مسولین گذشته وحال شهرستان ،بی صداقتی نماینده سابق، بی عدالتی مسولین استانی و………همه وهمه درمهاجرت بی رویه مردم دهدشت که درسالهای نه چندان دورازرونق وطراوت خاصی برخوداربوده ،دخیل می باشد

  • سعیدبخشوده می‌گه:

    درود بر فاطمی عزیز که با استدلال منطقی عوامل مهاجرت و پس رفت شهر دهدشت را بررسی نمود.به اعتقاد اینحقیر باید با برگزاری یک سمینار ملی و دعوت از کلیه نخبگان شهرستان در کل کشور این قضیه برسی علمی شده و راهکار مناسبی ارایه گردد

  • دلدار می‌گه:

    اقای فاطمی راه خوبی را برای مطرح کردن خود انتخاب نکردی .اگرشنیدی که دود از کنده بلند می شود جای دیگری بود .روزی که به اموزش وپرورش امدی هزاران نفر شکر کرد که درخشان رفت ولی توباعمل کردت روی او راسفید کردی وهمه گفتند ای کاش هرگز نمی امدی

200x208
200x208