تاریخ درج خبر : 1394/05/21
کد خبر : ۵۱۵۲۲۶
+ تغییر اندازه نوشته -
سید دلاور شریعتی سوق

به یاد شهید سید علی ولایتی شهید مفقودالاثر پد خندق

DSC_0046

اصرار همراه با التماسش بچه های پاسدار را قانع کرد که شب را پیش شهدای گمنام بماند.
کنار تابوت نشست و به شهید سلامی داد و سفره دلش را آرام آرام باز کرد: گفتن تو هم شهید پد خندقی ! علی منو ندیدی ؟ خوش قد و بالا با چهره ی مهربون و خندون؛ همرزماش میگن دیدنش که تیر خورده! نزدیکای باتلاق؛ تو کجای خندق بودی؟ ندیدی تیر کجاش خورده؟ نگفت کی میاد؟
دلم کبابه برای مادرت؛ باید اونقد دلتنگی کنه واز لای در انتظار اومدنت را بکشه تا سوی چشماش را از دست بده. راستی مادرت زنده است؟ اسمت چیه مادر؟ کی گفت تو گمنامی!؟ شهید خوشنامم! بوی علی منو میدی! خودم مادرتم .(با التماس) این شهید را بدین به من ،
می خوام همین بچه من باشه.
شهید را به اسم پسر مفقود الاثرش صدا می زد و به لهجه ایلیاتی زیر لب سرو (سرود) می خواند:
” رو رو رو گردعلی تو و دیر مو هم ودیر کوه وهس و میونه
بار اله ره بوره دل هر دو مونه
دا دا دا تو وتای ایتا بیو خم وتای غارون
گلهی و یک کنیم چی بریز بارون”
بوسه ای بر گوشه پایین تابوت زد و گفت: پاهات خسته ی راهند مادر! بزار با اشک چشمام پاشویشون کنم.
” دا دا دا وری پا پا بکن با پای پیاره
دا نعشمه گرما گرو دا بورش و سایه”
دستش را دورتابوت حلقه کرد و سرش را بر زمین کنار پای شهید گذاشت و آرام زمزمه می کرد : الهی شکر …دیگه آروم شدم بعد از بیست و هشت سال دیگه یه خواب راحت می کنم.
( عکس فوق مربوط به درد دل مادر شهید ولایتی با دو شهید گمنام که مصادف با سالروز شهادت امام جعفر صادق(علیه السلام) پیکر پاکشان در شهر سوق تشییع شد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • وفا می‌گه:

    یا سیدالشهدا

  • دانا می‌گه:

    بسم رب شهداء و الصدیقین

  • صابر می‌گه:

    شهید نظر می کند به وجه الله

  • هنر آموز می‌گه:

    هنر آن است که بی هیا هوی سیلسی وخودنمای های شیطانی برای خدا به جهاد برخیزی وخود را فدای هدف کنی نه هوی.واین هنر مردان خداست .ادامه مطلب با ستارگان گمنام

  • همسفر می‌گه:

    به عشق تو قلم خواهم زد

    به عشق تو نفس میکشم

    به عشق تو زندگی میکنم

    به عشق تو مبارزه میکنم

    درراه تو شهید خواهم شد

    عمو علی رضا جان من هنوز منتظرم

    من تورا خیلی دوس دارم عموی عزیزم همیشه در قلب منی

    بعد از نثار جان، برایش یک نام مانده بود

    رضا به آن هم نشد؛

    شهید گمنام

    فرزند روح الله

  • گمنام می‌گه:

    دلم گرفته،بازم چشام بارونیه،وای،وای،وای

    خبر آوردن بازم تو شهر مهمونیه،وای،وای؛وای

    شهید گمنام سلام،خوش اومدی،مسافر من،خسته نباشی پهلون

    شهید گمنام سلام،پرستوی مهاجر من،صفا دادی به شهرمون

    وقتی رسیدی همه جا بوی خوش خدا پیچید،تو مگه کجا بودی؟

    وقتی رسیدی کوچه ها نسیم کربلا رسید،تو مگه کجا بودی؟

  • سایه می‌گه:

    آدم منفجر میشه با دیدین این تصاویر. دستت درد نکنه آقای شریعتی

  • منتقد می‌گه:

    عکس قشنگ و گیرایی است. متن و عکس به هم میان.

  • علی می‌گه:

    حالا شنیدم دختر شهید با انکه دارای مدرک فوق لیسانس است اما به خاطر قوم و خط بازی او را در لیست استخدامی آموزش و پرورش قرار ندادند و برخی که اصلا امتیاز نداشتن را در لیست قرار دادند . اگر صحت دارد خدا کن خون شهید از انها نگذرد .

  • ناشناس می‌گه:

    سلام خدا برشهیدان که تاابدزندهاند .ما بعد از شهدا چکار کردیم

  • حبیب می‌گه:

    یاد شهید ولایتی ،شهید سیف اله ابخضر ،شهیدان مفقودالاثر شهر سوق و همه شهدای جنگ تحمیلی گرامی باد ،کاش بتوانیم پاسدار خون شهیدان در عمل باشیم ،نه در شعار و گفتار

  • سوق می‌گه:

    باید از مادران شهید آموخت که ایثاریعنی چه . آنها با تمام وجود درک میکنند که گمنامی یعنی چه و این مسوولیت ما را بیشتر میکند که با وجود چنین مادرانی و چنین شهیدانی بر بلندای شهرمان باید مواظب باشیم که ارمان شهیدان را گم نکنیم .
    چه بسا که اینها این روزها می ایند تا به ما بگویند که ما هنوز بی مزاریم و شما بی یاد ما چه میکنید ؟
    تشکر از برادر شریعتی که به فکر شهرمان بود

  • سوقی می‌گه:

    سلام شهدا در لحظات ناامیدی و تنهایی و در زمانه ای که غرق میشدیم مانند نجاتگران آمدند و نجاتمان دادند . این مادر شهید و همه مادران شهدا و همسران جانبازان که این همه فشار روحی را تحمل میکنند الگو و اسوه های ما هستند . هر چه عافیت و راحتی داریم مدیون و مرهون این ایثارگریهاست . در این روزها شهر ما سوق سراسر حماسه بود ممنون از شریعتی عزیز

  • فاتح می‌گه:

    چراسایتهای خبری استان به پخش اخبارمراسم تشیع شهدای گمنام در سوق وقلعه رئیسی کاملا بی تفاوت بودند وباخونسردی ازاین مراسم باشکوه رد شدند

  • دلواپس می‌گه:

    خدایا مسئولین با کدام رو به این تصاویر نگاه می کنند.پیرزنی 80ساله شب را در کنار این تابوتها سپری کردتا شاید برای یک شب آرامش داشته باشد.انهایی که آگاهانه علی را تنها گذاشتند وامدند ایا درحال حاضر استخوانهای علی را بلد نیستند تا این مادر پیر را از انتظار بیرون بیاورند

  • رزمنده شرمنده می‌گه:

    انتظار را باید از مادر شهید گمنام پرسید !
    ما چه می دانیم انتظار چیست!.

  • همشهری می‌گه:

    از نام و نشان فراتری تو گمنام منم اسیر یک نام

200x208
200x208