تاریخ درج خبر : 1391/08/25
کد خبر : ۵۱۵۳
+ تغییر اندازه نوشته -

اکبر آیین

نام : اکبر
نام خانوادگی : آیین
عنوان : نویسنده ، بازیگر  و کارگردان تئاتر
تاریخ تولد : چهارشنبه، 15 دی 1355
جنسیت : مرد

متولد : روستای قلعه جلو از توابع کهگیلویه

اکبرآیین به روایت خودش:

وقتی که درسال ۶۹ کارتئاتر را به شکلی کاملا اتفاقی شروع کردم نمیدانستم که چه دنیایی پیش روی من است فقط بازی میکردم زیرا بازی کردن طعمی داشت که هیچکدام از تفریحات دوره نوجوانی آن طعم را نداشت. به مرور زمان و آشنایی با انسانهای بزرگی همچون بهنام محمدپور.علی نرگس نژاد.صالح زینی پور .امیردرزیانی. و احسان گنجی سبب شد نگاه متفاوتی به این هنر پیدا کنم. هرکدام از این دوستان تاثیری روی من گذاشتند که هنوز با من است.با وجودیکه دوران سختی را پشت سر گذاشتم اما یادگرفتم که این هنر هنر تحمل است. باید کار کرد. تمرین کرد وصبور بود . علاقه من به بازیگری تاتر در حد جنون آمیزی باعث شد زندگی را فراموش کنم .انگار زندگی کردن من در بازیگری خلاصه میشد.شاید کمتر کسی را پیدا کنید که اندازه من توی سالنهای تاتر بوده باشد . خیلی از نقشهایی که بازی کردم از کاراکتر خودم دور بودند و همین چالشی شد که بیشتر بدانم.از بهنام محمدپور همیشه ممنونم که مرا باکتاب آشنا کرد.بهترین کتابها را با حرص و ولع تمام خواندم چون فهمیده بودم که در این کار (بازیگری) دانستن خیلی مهمتر از توانستن است.بزرگتر که شدم با وجودیکه رویاهایم هنوز سر جایش بود امابه مساله ای پی بردم که کمی مرا مایوس و سرخورده کرد(اینکه تاتر نمیتواند پاسخگوی نیازهای مادی من باشد). شاید هرکسی جای من بود این کار را رها می کرد سراغ شغل دیگری میرفت.مدت کوتاهی این کار را کردم ولی کار دیگری در توانم نبود . حالا دیگر فهمیده بودم که من کار دیگری بلد نیستم جز تاتر. چیزی که در تمام این سالها آزارم داده وضعیت تاتر این مملکت است. من ناچارم با این وضعیت خو بگیرم بلکه بتوانم نمایشی را روی صحنه ببرم.جشنواره واژه ایست که از آن متنفرم. قدرت نابود کننده خلاقیتها در دستان جشنواره است اما من شکل دیگری از تاتر نمیشناسم که بخواهم درباره آن تصمیم بگیرم. همین مرا آزار میدهد. اینکه ناچارم برای اینکه کاری روی صحنه ببرم و از آن طرف چیزی عایدم شود برای جشنواره کار کنم. اگر شرایط اجرا در طول سال برای من ودوستانم فراهم بود هیچگاه در هیچ جشنواره ای شرکت نمیکردم. چراکه همیشه یک فضای کثیفی بر جشنواره ها حاکم بوده از تقسیم غنایم گرفته تا بیخود بزرگ کردن آدمها و کوچک کردن اهلش و مهمتر اینکه جشنواره همیشه برای تو مسیری را مشخص میکند که دوست دارد و قدرت خلاقیت را از تو میگیرد وتو را تبدیل به موجودی میکند که میخواهد. من هم از این قاعده مستثنی نیستم اما معمولن کار خودم را میکنم واگر کاری باب طبعم نباشد روی صحنه نمیرود.سالها پس از بازیهای فراوان در کارهای دوستانم گروهی را دور هم جمع کردم که نامش “لیبر “است و دنبال نوعی از تاتر هستیم که همیشه متفاوت باشد و خلاف جریان تاتری که وجود دارد به راه افتاده ایم اینکه موفق بوده ایم یا نه این را باید مخاطبان بگویند اما خود ما میدانیم به کدام سمت در حرکتیم .پس ترسی نداریم و به راه خود ادامه میدهیم. نگاه من به بازیگرانی که همراه منند همیشه یک نگاه آموزشی بوده . من بازیگر را بیخود روی صحنه نمیفرستم. باید بدانم از هرلحاظ آماده است و از پس نقش برمی آید. این که من دوست دارم بازیگرانم را خودم تربیت کنم شاید به این باز میگردد که همیشه این خلا را برای خودم حس کرده ام . من جز نسلی هستم که خودجوش دست به مکاشفه میزدند و هیچوقت بی دلیل به چیزی قانع نبودند و هرچیزی را نمیپذیرفتند. در گروه ما “لیبر” پول حرف آخر را میزند حتی بیشتر وقتها بدون پول کارهایی کرده ایم که نتیجه خوشایندی داشت. زیرا که هیچکدام از اعضا گروه ما تاتر را اینگونه یاد نگرفته است. در واقع گروه فقیری هستیم اما هیچوقت نگذاشتیم بی پولی وفقر دمار از روزگارمان در بیاورد. عاشق آثار کلاسیکم. سوفوکل . اوریپید و شکسپیر را دوست دارم. اما نمایشنامه های هنریک ایبسن را دوست دارم. دیوانه وار بهرام بیضایی و آثارش را میستایم و دوست ذارم. خوره سینمای نئورالیسم ایتالیام. آثار جارموش. جان فورد.ژان پیر ملویل. برسون را بیشتر از هر کارگردانی دوست دارم.

سوابق: بازیگری بازی در نمایشهای:

-عروسی به کارگردانی بهنام محمد پور درسال ۱۳۷۳ جشنواره تاتر سوره
-کوله بار به کارگردانی بهنام محمد پور در سال ۱۳۷۴ جشنواره تاتر سوره
-بامن مثل دریا به کارگردانی بهنام محمدپور جشنواره تاتر دفاع مقدس
-سهراب ساز و والی قبرستان به کارگردانی بهنام محمدپور درسال ۱۳۷۵ جشنواره تاتر استانی
-خوشه های خاکستری به کارگردانی سید علی صفدرفروزنده در سال ۱۳۷۲
-دام به کارگردانی سید علی صفدر فروزنده درسال ۱۳۷۰
-لحظه های سبز به کارگردانی سیدعلی صفدرفروزنده درسال ۱۳۷۱
-سایه ها به کارگردانی سیدعلی صفدر فروزنده درسال ۱۳۷۵ جشنواره تاتر کانونهای مساجد
-ای داغوم سی مه پاره به کارگردانی سید علی صفدرفروزنده سال ۱۳۷۶ جشنواره تاتر منطقه ای روستا
– در حصارشو به کارگردانی سیدصالح زینی پور سال ۱۳۷۳ جشنواره تاترسوره
-بوم خاکستری به کارگردانی سیدصالح زینی پور سال ۱۳۷۴ جشنواره سراسری تاتر سوره بندرعباس
-خینووه به کارگردانی سیدصالح زینی پور سال ۱۳۷۵ جشنواره تاتر استانی
-دوباره عشق به کارگردانی سیدصالح زینی پور سال ۱۳۷۶ جشنواره تاتر منطقه ای شهرکرد
-صورتکها به کارگردانی سیدصالح زینی پور سال ۱۳۷۷ جشنواره تاتراستانی
-شاید مونولوگ شاید پف به کارگردانی سیدمجیدپرهیز ۱۳۷۹ پایان نامه دانشجویی کارگردان. دانشکده هنرهای زیبا
– نوانخانه ای ها به کارگردانی سیدمجیدپرهیز سال۱۳۸۰ دانشکده هنرهای زیبا
-نقل ای دل جامونده به کارگردانی سیدمجیدپرهیز سال ۱۳۸۰ جشنواره تاتر دانشجویی.دانشکده هنرهای زیبا
– ایلناز به کارگردانی علی نرگس نژاد سال ۱۳۸۰

– دبلیوسی و دلخوشیهای زندگی به کارگردانی امیرحسین درزیانی .جشنواره تاتراستانی سال ۱۳۸۰
-نبرددایمی مامال آقا به کارگردانی علی نرگس نژاد سال ۱۳۸۱

– انتظار اون شب یلدا به کارگردانی علیرضا غفاری جشنواره تاتراستانی ۱۳۸۲

– نفس کشیدن درسرزمین لیز یه کارگردانی علی نرگس نژاد سال ۱۳۸۲ جشنواره تاتر منطقه ای یزد
– یک خروس فاصله تا بهشت به کارگردانی علی نرگس نژادسال ۱۳۸۳ جشنواره تاتر منطقه ای قشم
– هفت شروه سیزده به کارگردانی علی نرگس نژاد جشنواره بین المللی تاتر فجر بخش دانشجویی سال۱۳۸۳ تهران
-پلنگ خالهایش راپاک میکند به کارگردانی علی نرگس نژاد جشنواره بین المللی تاتر فجر سال۱۳۸۵ تهران.خرم آباد
-یک دامن سیب سرخ گندیده به کارگردانی زهرا نجف پور سال ۱۳۸۷ جشنواره تاتر منطقه ای قزوین
-سه شب با مادوکس به کارگردانی رحمان خوب زاده سال ۱۳۸۹
-سه روایت از مردن در یک روز مه آلود به کارگردانی رضاگشتاسب سال ۱۳۸۶ جشنواره بین المللی تاترفجر.تهران
-کابوسهای سورمه ای اسبی که آزار گرفته بود به کارگردانی رضاگشتاسب سال۱۳۸۷
-اسب قاتلین به کارگردانی رضاگشتاسب سال۱۳۸۹
-چاقوی دم کرده شب به کارگردانی رضاکرمی زاده سال۱۳۹۰ جشنواره بین المللی تاتر فجر.تهران
-زاویله به کارگردانی رضاکرمی زاده سال۱۳۹۱ جشنواره تاتر منطقه ای قشم
-چند روایت نامعتبر ازآن چه نمیدیدیم به کارگردانی رضا کرمی زاده سال۱۳۹۳
-خاطره شد آن روزسرخ به کارگردانی اکبرآیین جشنواره تاترسراسری ارتش سال ۱۳۷۸ تهران
-زیرزمین به کارگردانی اکبرآیین جشنواره سراسری تاتر ارتش سال ۱۳۷۹
-طعم کابوس به کارگردانی اکبرآیین سال۱۳۸۸ جشنواره تاتراستانی و جشنواره سراسری تاتر کانونهای نمایش .تهران
-مرغ افسوس خوار به کارگردانی اکبرآیین سال ۱۳۸۷ جشنواره تاتر استانی
-بیهوده قرمزنشدن به کارگردانی اکبرآیین جشنواره تاتر منطقه ای ایثار ۱۳۸۶ شیراز
-به خوابهایت لنگرانداختم به کارگردانی اکبرآیین جشنواره تاترسراسری ایثار ۱۳۸۸ تهران
– ترس و نکبت به کارگردانی اکبر آیین سال ۱۳۸۹ جشنواره تاتر استانی
– احتمال ویرایش نامی که تکرار میشود به کارگردانی اکبرآیین جشنواره تاتر منطقه ای سال۱۳۹۰ قشم

-بازی در فیلم دژسوق به کارگردانی سید مجید پرهیز۱۳۸۹

255595_461026153928551_413284116_n

سوابق کارگردانی : کارگردانی نمایشهای:

-تماشاخانه به سلامت باشد سال ۱۳۷۹ جشنواره تاتر استانی
– خاطره شد آن روز سرخ سال ۱۳۷۸ جشنواره سراسری تاتر ارتش.تهران
-زیرزمین سال ۱۳۷۹ جشنواره سراسری تاتر ارتش.تهران
-بیهوده قرمزنشدن ۱۳۸۶ جشنواه تاترمنطقه ای ایثار. شیراز
-به خوابهایت لنگرانداختم ۱۳۸۸ جشنواره سراسری تاتر ایثار. تهران
تلخ عین نبات ۱۳۸۶ جشنواره تاتر ماه
-مرغ افسوس خوار ۱۳۸۷ جشنواره تاتر استانی
-طعم کابوس در ماه اول زمستان ۱۳۸۸ جشنواره تاتراستانی
-ترس ونکبت ۱۳۸۹ جشنواره تاتراستانی
-احتمال ویرایش نامی که تکرارمی شود ۱۳۹۰ جشنواره تاتر منطقه ای قشم
-در جبهه شمال خبری نیست ۱۳۹۱ جشنواره تاتر استانی
-صلیب سرخ ۱۳۹۲ جشنواره بین المللی تاتر فجر تهران
-آنتیگونه ۱۳۹۳
– مرثیه ای بر یک رویا ۱۳۹۳

سوابق نویسندگی : نویسنده نمایشنامه های:

-تماشاخانه به سلامت باشد
-ای داغوم سی مه پاره
-سایه ها
-خاطره شد آن روز سرخ
-زیرزمین
-بیهوده قرمز نشدن
-روزیکه خورشید درساعت دوازده
-تلخ عین نبات
-احمقانه و عشق
-طعم کابوس در ماه اول زمستان
– این غزل هنوز ناتمام است

افتخارات و جوایز:

-لوح تقدیر نویسندگی دوم از جشنواره تاتر منطقهای استانهای زاگرس نشین برای نمایش طعم کابوس۱۳۸۹
– لوح تقدیر نویسندگی از جشنواره تاتر استانی اصفهان برای نمایش این غزل هنوز ناتمام است۱۳۹۱
-لوح تقدیر نویسندگی ازجشنواره تاتر سراسرس کانونهای نمایش برای نمایش طعم کابوس در ماه اول زمستان۱۳۸۸
-لوح تقدیرنویسندگی دوم برای نمایش طعم کابوس از جشنواره تاتر شهرستان بویراحمد۱۳۸۸
-لوح تقدیر نویسندگی دوم از جشنواره تاتر شهرستان بویراحمد برای نمایش احمقانه و عشق۱۳۸۹
– لوح تقدیر نویسندگی سوم از جشنواره تاتر استانی برای نمایش ترس و نکبت ۱۳۸۹
-لوح تقدیر بازیگری برای نمایش طعم کابوس از جشنواره تاتر شهرستان بویراحمد۱۳۸۸
-لوح تقدیر بازیگری برای نمایش یک خروس فاصله تا بهشت از جشنواره تاتر منطقه ای قشم۱۳۸۲
-لوح تقدیر بازیگری برای نمایش دوباره عشق از جشنواره استانی ۱۳۷۶
-لوح تقدیر بازیگری از جشنواره تاتر شهرستان کهگیلویه برای نمایش یک خروس فاصله تا بهشت۱۳۸۲
-لوح تقدیر بازیگری از جشنواره تاتر استانی برای نمایش یک خروس فاصله تا بهشت ۱۳۸۲
-لوح تقدیر بازیگری از جشنواره تاتر استانی برای نمایش چاقوی دم کرده شب ۱۳۹۰
-لوح تقدیر معاون وزیر فرهنگ به عنوان بازیگر ۱۳۹۱
-لوح تقدیر معاونت سینمایی وزیر فرهنگ برای فعالان عرصه سینما به عنوان بازیگر۱۳۹۰
-لوح تقدیر بازیگر برگزیده اردیبهشت تاتر ایران ۱۳۹۱
-لوح تقدیر بازیگر برگزیده اردیبهشت تاتر ایران ۱۳۹۰
-لوح تقدیر بازیگر برگزیده اردیبهشت تاتر ایران ۱۳۹۳
– لوح تقدیر بازیگری از جشنواره تاتر منطقه ای یزد برای نمایش نفس کشیدن در سرزمین لیز ۱۳۸۱
-لوح تقدیر بازیگری جشنواره تاتر منطقه ای قشم برای نمایش زاویله ۱۳۹۱
-لوح تقدیر کارگردانی برای نمایش روزیکه خورشید در ساعت دوازده از جشنواره نمایشهای آیینی ۱۳۸۵
-لوح تقدیر کارگردانی از جشنواره تاتر شهرستان بویر احمد برای نمایش طعم کابوس ۱۳۸۸
-لوح تقدیر کارگردانی از جشنواه تاتر استانی برای نمایش درجبهه شمال خبری نیست۱۳۹۱
-لوح تقدیر کارگردانی برای نمایش طعم کابوس از جشنواره سراسری تاتر آموزشگاههای هنری کشور ۱۳۸۸
– لوح تقدیر کارگردانی از جشنواره تاتر ایثار برای نمایش بیهوده قرمز نشدن
-لوح تقدیر کارگردانی از جشنواره تاتر استانی برای نمایش مرغ افسوس خوار ۱۳۸۷
-لوح تقدیر کارگردانی از جشنواره تاتر استانی برای نمایش طعم کابوس۱۳۸۸
-لوح تقدیر کارگردانی برای نمایش احمقانه و عشق از جشنواره تاتر شهرستان بویراحمد ۱۳۸۹
– لوح تقدیر کارگردانی برای نمایش ترس و نکبت از جشنواره تاتر استانی ۱۳۸۹
دیپلم افتخار کارگردانی برای نمایش مرغ افسوس خوار از جشنواره تاتر شهرستان کهگیلویه ۱۳۸۷

-دیپلم افتخار کارگردانی برای نمایش احتمال ویرایش نامی که تکرار می شود از جشنواره تاتر استانی ۱۳۹۰
-دیپلم افتخار بازیگری ازجشنواره تاتر استانی برای نمایش خینووه ۱۳۷۵
-دیپلم افتخاز بازیگری برای نمایش مرغ افسوس خوار از جشنواره تاتر شهرستان کهگیلویه ۱۳۸۷
-دیپلم افتخار نویسندگی از جشنواره تاتر ایثار برای نمایش بیهوده قرمز نشدن ۱۳۸۶
– دیپلم افتخار بازیگری ازجشنواره تاتر استانی برای نمایش مرغ افسوس خوار ۱۳۸۷
-دیپلم افتخار بازیگری از جشنواره تاتر منطقه ای دانشجوویی برای نمایش هفت شروه سیزده ۱۳۸۲
-دیپلم افتخار بازیگری از جشنواره تاتر استانی(برگزیده مخاطبان) برای نمایش یک خروس فاصله تابهشت ۱۳۸۲
-دیپلم افتخار بازیگری برگزیده کانون منتقدان تاتر برای نمایش یک خروس فاصله تا بهشت ۱۳۸۲
-دیپلم افتخار بازیگری از جشنواره تاتر منطقه ای روستا برای نمایش ای داغوم سی مه پاره ۱۳۸۰
-دیپلم افتخار بازیگری از جشنواره تاتر کانونهای مساجد برای نمایش سایه ها ۱۳۷۶
-دیپلم افتخار بازیگری از جشنواره تاتر استانی برای نمایش سه روایت از مردن در یک روز مه آلود۱۳۸۶
– دیپلم افتخار بازیگری از جشنواره تاتر شهرستان بویراحمد برای نمایش یک دامن سیب سرخ گندیده ۱۳۸۸
-دیپلم افتخار بازیگری از جشنواره تاتر استانی برای نمایش یک دامن سیب سرخ گندیده ۱۳۸۸
-دیپلم افتخار بازیگری از جشنواره تاتر استانی برای نمایش ترس و نکبت ۱۳۸۹
دیپلم افتخار بازیگری از جشنواره تاتر سوره ماه برای نمایش بوم خاکستری ۱۳۷۵
-دیپلم افتخار بازیگری از جشنواره تاتر استانی برای نمایش صورتکها۱۳۷۷
-دیپلم افتخار بازیگری از جشنواره تاتر سوره ماه برای نمایش تولد یک رویش۱۳۷۳
-دیپلم افتخار بازیگری از جشنواره تاتر ارتش برای نمایش خاطره شدآن روز سرخ ۱۳۷۸
-دیپلم افتخار طراح صحنه برگزیده از جشنواره تاتر ارتش برای نمایش زیر زمین ۱۳۷۹
-دیپلم افتخار بازیگری از جشنواره تاتر ایثار برای نمایش بیهوده قرمز نشدن ۱۳۸۶

(اکبرآیین از سال ۱۳۸۵ به عنوان مدیر واحد نمایش حوزه هنری استان مشغول به فعالیت میباشد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    نخسه ککااکبر…..

  • اکبر می‌گه:

    محمود جان اون تغییراتی رو که گفتم (حذف تیتر جشنواره تاتر استانی + عکس) رو فراموش نکن مرسی

  • جمال راه بین می‌گه:

    ودرضمن مواظب دوست خوبم علی دلیرباش وبدون همیشه دوستتون داریم وبهتون افتخار می کنیم

  • جمال راه بین می‌گه:

    ارزوی سربلندی وموفقیت برایتان می کنم

  • دیشمکی مقیم تهرن می‌گه:

    دبیرستان امام صادق درون فنی حرفه ای راهیچ وقت فراموش نمی کنم.یادش به خیر چه روزهای قشنگی بود.توی راهروی دبیرستان وقتی بچه های تئاترمانندعلی صفدر فروزنده .یوسف علی آبادی .بهنام رئیسی واکبر آیین وغیره تئاتربازی میکردند ولی جای من خالی بود .چون اون روزها باهم بدبودیم.اماسال قبلش وبعدش دردیشموک حسابی مردموبه وجد آوردم

  • علی می‌گه:

    آخ واویلا چه شیری زمین گیر وابی

  • دوست می‌گه:

    اکبر جان درود برتو ولی خواهش کوچکی دارم همیشه سعی کن خودتو نفروشی تو خیلی بیشتر ارزش داری بازیگر بزرگی هستی ولی تحت تاثیر ادمای اطرافت قرار میگیری به این دسته از آدما میگن آدم گوشی ،خوب نیست اینطوری باشی خودت باش خودت تصمیم بگیر و برای اون خاکهایی که رو صحنه خوردی احترتم بذار.

  • بهنام محمدپور می‌گه:

    درود اکبر سال ها تو بودی و باد و باران و من باد ها خوابیدند باران ها باریدند تو اما نان را عشق را آّب را و من را هماره می بردی دوباره اگر باد بیاید باران ببارد در باد با باران تورا و آّ ب را ترانه خواهم کرد رو به شرق شهرها رو به کوچ جاده ها می آیم

    من نذر کرده ام باد را هماره به یاد تو به پنجره بیاورم باران را برای تو بی چتر به شانه ام راه دهم اما اما رو به غرب های من شروع کن شرق را

    اهواز مرداد 92 .

  • ساعد می‌گه:

    سلام

  • محمدی می‌گه:

    سلام خسته نباشی ولی کسی مثل استاد شهابی استاد حوزه آخوندی که به معنای واقعی آخوند است بهترین خطیب استانهای خوزستان و فارس بوشهر کهگیلویه تنها عیبش این است که مال وثروت جمع نکرد در این دنیا هنوز داخا هجر طلبه ای زندگی مکند چرا معرفی نمیکنید

  • ن تهران می‌گه:

    ما هم به عنوان یه هم استانی بش افتخار میکنیم

  • سیدصادق می‌گه:

    با آرزوی موفقیتهای بیشترو بیشتر برای پسر عمه عزیزم. بهت افتخار میکنم.

  • 0744 می‌گه:

    به داشتن این پسر عمه عزیز افتخار میکنم.

  • دوست می‌گه:

    15 دی ماه تولدت مبارک. همیشه موفق باشی.

  • عبو می‌گه:

    با سلام وخسته نباشید خدمت دست اندر کاران

    از اینکه چهره های شاخص وهنرمندان استان را به نمایش گذاشته اید تا مردم استان بیشتر با مفاخر استان آشنا شوند متشکرم

    واما هنرمندان بنامی همچون علی اکبر آیین که سالهای جوانی خود را صرف هنر این استان کرده اند وخاک صحنه را خورده اند الحق والانصاف به آن چه شایسته وحق شان بود نرسیده اند و انتظار میرود از مسولین فرهنگی استان که به نحو شایسته ای از این قبیل افراد حمایت کنند

    در پایان گله ای هم دارم مگر آقای تقوی تا الان کجا بودند که هیچ نام ونشانی از ایشان نبود وجا داشت خیلی زود تر از اینها ایشان معرفی میشدند به مردم استان

200x208
200x208