تاریخ درج خبر : 1394/05/24
کد خبر : ۵۱۵۳۹۴
+ تغییر اندازه نوشته -
امید نوروزی اصل

« رقص سایه‌ها »

سایت استان: امید نوروزی اصل

افسانه غار در انتولوژی (هستی شناسی) افلاطون از مشهورات است. گروهی از بدو تولد، در غاری، پشت به دهانه ی ورودی آن، نشسته اند و سایه پیکره هایی لرزان را بر دیوار مقابل تماشا می کنند. تنها چیزی که می ببینند همین سایه های لرزان است و گمان می کنند چیزی جز این سایه ها وجود ندارد. اگر غار نشینی نیکبخت در میانشان باشد و از بند غار رهایی یابد، اول از خود می پرسد این سایه ها از کجا می آیند؟ همین که به عقب برمی گردد ابتدا نور تند خورشید چشمانش را می زند و سپس از روشنی و شفافی پیکره ها به حیرت می افتد. چون تاکنون فقط سایه ی آنها را دیده است. پرده غفلت از ذهنش کنار می رود و می فهمد سایه های دیوار تنها بازتاب لرزان چیزهایی “حقیقی” هستند…
حالا این حاشیه چه ربطی به متنم دارد؟ هیچ! اما کیه که این تصویر رو ببینه و یاد این تمثیل نیفته؟!
**

20150814144327
مدت زمانی است اداره منکرات، شورای تامین، شورای فرهنگ یا هر نهاد دیگری تالارهای عروسی را به نصب چنین پرده ای میان رقصندگان و تماشاگران مرد مدعو، موظف نموده است.
شرکت در عروسی ها و حضور در این تالارها را بر خودم تحریم کردم. اما گاهی که به ضرب اجبار حاضر می شوم، نیمه کاره و غذا نخورده ترک می کنم. آنچه از این مجالس به مدعوین می رسد، مقادیر معتنابهی آلودگی صوتی، کلافه گی، بی حوصله گی و مشاهده بی نظمی مفرط در همه تشریفاتی است که ناظر آن هستند.
– خیل جمعیت دعوت شده عظیم است!
– موسیقی محلی و فولک در مجالس ممنوع شده و جاهایی هم اگر استفاده کنند در حاشیه ارگ و کی برد قرار می گیرد.
– حجم صدای نابهنجار ارگ و آواز نخراشیده خواننده هایی که عمدتا از تیره مرغ مقلدند، تا سقف ممکن است. ترق تروق ترقه های بچه ها و دود سوزنده اون هم چاشنی همیشگی ماجراست.
– بی نظمی و ناهماهنگی و انقطاع دایره رقصندگان و فقدان نسبتی سنجیده میان رقص زنان و مردان، نمایش جمع را به حرکاتی ناموزون و مضحک تنزل می دهد.
– سرو غذا اگر نهار باشد به ساعت سه و اگر شام باشد تا یک شب هم امتداد می یابد. تاخیر طولانی، گشنگی و کلافه گی، افراد را بدل به جانورانی می کند که گویی به شام آخر خود دعوت شده اند و نزاع بر سر بقاع دارند. به محض شنیدن صدای زمان صرف غذا، انبوهی از جمعیت، از دری که چون گذرگاه عافیت تنگ است، با فشار به درون سالن پرت می شوند و به محض جلوس، در صورت خالی دیدن صندلی های اطراف، ظروف خورشت مجاور را بر پلوی خود خالی می کنند.
+ محدود و ممنوع کردن موسیقی و سازهای سنتی سرنا و دهل، کج سلیقه گی است. قانون نباید منافات با خواست جمعی باشد، که در غیر این صورت پشیزی ارزش نزد آنها نخواهد داشت. مثل همین پرده، که تاکنون ندیدیم کسی از کشیده بودنش طعنه نزند و هیچوقت ندیدم دوامش تا اواسط مراسم به درازا بینجامد. وقتی پسر و دختر و زن و مرد در مراسم شادیشان در کنار هم به رقص درمی آیند چرا بقیه فقط شاهد تماشای سایه های لرزان بر دیوار مقابل باشند و نخواهند حقیقت را بر واقعیت مجاز ارجح بدانند؟! الزام به ضرورت این خط کشی ها مثل موارد عدیده دیگر در مقابل خواست اجتماع دوامی نخواهد داشت و اصرار چند روزه بر قرار آنها، جمع را از مدارهای سلیقه ای و تحمیلی به گریز بیشتر از مرکز تحریک می کند.
***
+ تنظیم سیستم صوتی و اصلاح آن، برقراری نظم در سن و صحنه نمایش و برنامه ریزی مناسب برای زمان پذیرایی مدعوین نه کاری است شاق و نه به زحمت زیاد نیاز دارد. تنها به خرج رفتن اندکی سلیقه از سوی بنگاه خدمات دهنده و همکاری طرفین صاحب مجلس می تواند خاطره ای ماندگار برای همگان بیافریند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • خسرو مطلق می‌گه:

    درود امید عزیز

    • صادق ماندگار می‌گه:

      ارتباط میان « مثلِ افلاطونی » ودر خواست برای «سماع سنتی » درست چیده شده است . چون ذهنِ فلسفی ، واقعا یارای همراهی با ابزار موسیقی مدرن را ندارد . « رقص سایه » به عنوان تشبیه موضوع نیز درست انتخاب شده است . در این مقاله ، ذهن خواننده در مسیری قرار می گیرد که نویسنده به دنبال رساندن او تا مقصد نیست ! واز ویژگی های مطالب خوب همین است که خواننده ، در مسیر قرار گیرد نه به مقصد برسد . بنابراین اتصال ذهن فلسفی خواننده به یک «ایراد مدرن » ، بدون تمثیل مشکل می نماید . که نویسنده این کار را درست انجام داد.

  • ناشناس می‌گه:

    «قانون نباید منافات با خواست جمعی باشد، که در غیر این صورت پشیزی ارزش نزد آنها» کجا همچین حرفی درسته که حتما با خواست مردم موافق بشه؟ مگه همیشه باید حرف مردم رو مورد تایید قرار داد

    • امید نوروزی اصل می‌گه:

      دوست گرامی!
      قانون چیه و برای کیه؟
      قانون وضع می شود برای تنظیم و سازمان دادن روابط میان افراد جامعه . از آنجایی که هر کس نمی تواند واضع قانون باشد این کار واگذار به حکومت می شود. یعنی این تفویض اختیار صورت می گیرد. اگر قانون وضع شده با اراده جمعی منافات داشته باشد، هم بلا موضوع است و هم بی اثر. یعنی تخطی از قانون به راحتی صورت می گیرد و این هم قبح قانون شکنی را از بین می برد و هم شکاف و بی اعتمادی را بین موضعان قانون و تبعیت کنندگان افزایش می دهد.
      در این مورد خاص که ذکر آن رفت، سلیقه بعضی افراد محدودیت ایجاد کرد و گرنه کجای این کشور موسیقی محلی و فولکوریک خط قرمز می باشد؟

  • ناشناس می‌گه:

    “ﻋﺸﻖ ﭘﺮﺩﻩ ﻣﻲ ﺩﺭﺩ” اﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ اﻱ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﭘﺎﻧﺰﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﭘﺮﺩﻩ ﻛﻼﺱ ﺩﺭﺱ اﻟﻬﻴﺎﺕ ﺩاﻧﺸﮕﺎﻩ ﺷﻬﻴﺪ ﭼﻤﺮاﻥ ﺧﻮاﻧﺪﻡ ….ﺣﺪﻭﺩ ﻳﻚ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪﻱ ﭘﺮﺩﻫﺎ ﺭا اﺯ ﻛﻼﺳﺨﺘﻲ ﺩﺭﺳﻲ ﺩاﻧﺸﻜﺪﻩ اﻟﻬﻴﺎﺕ ﺟﻤﻊ ﻛﺮﺩﻧﺪ

  • مالک پرندوار می‌گه:

    درود بر شما جناب مهندس ، حرف دل همه ی ما رو زدین و دست مریزاد میگم به قلم و بیان زیباتون ، امیدوارم که این فرمایش نافذ شما تاثیری بسزایی بر عقاید و شیوه ی برخورد مسولین که اینچنین محدودیت مبذول کردند با علایق محلی و سنتی توام با مدرنیته ی ما داشته باشه.
    موفق و موید باشید

  • محسن خرامین می‌گه:

    درود بر امید مدت ها بود چیزی از شما نخونده بودیم . اون قسمت که اشاره کرده بودید خورشت مجاور را بر پلوی خود خالی می کنند عالی بود . یک نکته هم اینکه من نمی دونم طبق چه قانونی باید همیشه مردان زودتر از خانم ها غذا سرو کنند تازه گاهی نوبت غذای خانم ها از این ساعتی که گفتی خیلی بشتر هم میشه .
    عکس عالی است عالی

  • الهامی می‌گه:

    اشاره میکردید طبق چه ماده ای همیشه باید مردان قبل از زنات غذا بخورند

  • احسان گنجی می‌گه:

    مدتی هم هست که مردم با برپایی یه بهون توی یه دشت اقدام به برگزاری مراسم شادیشون می کنن. شایدبیشتر به خاطر همین کج سلیقگی ها و ممنوعیتها باشه …

  • زرین می‌گه:

    آن شاهد بازاری وین پرده نشین باشد
    درود بر استاد نوروزی عزیز
    چقدر دوران ما به دوران بزرگانی چون حافظ شباهت یافته است! بزم و ساز و پرده و مفتی و محتسب خرقه پشمین و سالوس و ریا و تزویر نظربازان و….
    اینها ملازمات عصر ماست با حافظ!
    کیست که در سلامت نفس راقم این نوشتار تردید نماید!اما الحق که هرکه کجی را بیند و خموشی گزیند در کج تر شدنش سهیم گشته است!
    ازین بدتر چه که قریب اتفاق شاهدان و رقصندگان،آن هم رقاصانی سخت پوشیده باهم فامیل هستند بعضا محرم!یک عمر تاختن بیهوده بر سنتهای مردم چه به دست داد!
    دردا و حسرتا که این دم زدن ها و تظاهرها و عوام فریبی ها در که ظاهرتر،دستش به مال مردم آلوده تر!

  • azadi moslem می‌گه:

    نظر خود را وارد نمایید…باسلام خدمت مهندس نوروزی ؛استاداهل قلم بسیارزیبانگاشتید؛امیدوارم مسئولین ازاین نوشته هاومقالات درمدیریت اداذات نهاده وسازمانها استفاده کنند!

  • محمود راستگو می‌گه:

    اندیشه و دغدغه هر قومی باید حفظ موسیقی و آیین های سنتی خودش باشد .جا دارد مسئولان فرهنگی اندکی کج سلیقگی های شخصی و خودشیرینی های حفظ پست را کنار گذاشته و به فکر احیای سنتها و آیین های اصیل این مرز و بوم و استفاده از آن جهت جذب گردشگر باشند نه تخریب و تحقیر آن

200x208
200x208