تاریخ درج خبر : 1394/05/30
کد خبر : ۵۱۵۸۲۹
+ تغییر اندازه نوشته -
علی تفضلی

«وکیل یا نوکر»

tafazoli

سایت استان: علی تفضلی

نماینده محترم بویراحمد در نشستی با خبرنگاران فرموده اند :
“با افتخار اعلام می‌داریم که نوکر مردم در نظام مقدس جمهوری اسلامی هستیم و برای نوکری این ملت در هیچ برهه‌ای از زمان احساس خستگی نکرده‌ایم. در تمامی مسوولیت‍‌هایم سعی نکرده‌ام به آن‌ها دل ببندم و همیشه در مسوولیت‌ها به فکر نوکری مردم منطقه بوده و اکنون نیز افتخار می‌کنم نوکر همین مردم در مجلس هستم.”
1-ستون جامعه انسانی تعامل است.درتعامل انسانها نیازهای خویش را تا حد ممکن به اتکای دیگران رفع می کنند.ازاین رو تعامل متضمن مبادله است.مبادله نیز چیزی جر بده بستان نیست.اما چون برگ برنده های طرفین مبادله نابرابراست نظام مبادله نیز نابرابراست. برهمین اساس برخی موقعیت ها درنظام مبادله از حیت میزان برخورداری از امور مطلوب، برتراز دیگر موقعیتهاست. موقعیت نمایندگی یکی از این موقعیتهای برتر در قلمرو سیاست است.نکته مهم این است که فرد احراز کننده(اشغال کننده)این موقعیت باید وظیفه خویش را طبق نقش تعریف شده انجام دهد.پس در چارچوب دولت- ملت در میدان تعامل و مبادله سیاسی رابطه رعیت -ارباب و نوکر-سرور اگر هم واقعیتی داشته باشد از واقعیت های تلخ جامعه انسانی است و از این رو مسئله ای است که بایست راه برون رفت آن را جست و شان انسانی را از این نوع رابطه و ساختار رهایی بخشید.واین چیزی نیست جز رفتن به راه توسعه که همگان درسخن تمنای آن را دارند.
در بهبوهه انقلاب یکی از صفات مذمومی که به حاکمان پیشین نسبت می دادند “نوکری امریکا” بود.مسئله این نبود که آمریکا به خودی خود بداست.مسئله این بود که رابطه نوکر-آقایی رابطه بدی است.بعلاوه بیش از انکه امریکا قابل سرزنش باشد، کسانی که به چنین رابطه ای تن می دادند سزاوار نکوهش بودند.سخنان نماینده بویراحمد این پرسش را ایجاد می کند که این چه نطام مقدسی است که مروج رابطه سرور-نوکری است.درواقع نماینده محترم با این سخن خویش نظام مقدس!!!رادر لباس مدح ،مذمت می کند.

جناب وکیل!
مردم بویراحمد بسان دیگر مردمان،در قالب رابطه دولت-ملت به شما رای داده اند که وظیفه ای را انجام دهید و نتیجه اش را (هماند عملکرد علی مطهری و قاضی زاده)ببینند.مردم در قالب مبادله چیزی به شما داده اند و لاجرم به حکم قواعد همان مبادله بایست چیزی به آنان بدهید.پس رابطه بین شما و مردم در حیطه دولت-ملت رابطه نوکر-سرور نیست.وانگهی این چه نوکری است که با طیاره طیر و باسیاره سیر می کند و در پایتخت مملکت زندگی می گذراند و اهل و عیالش ازامکانات بیشتر و بهتریبهره می برند و …. و جایش در نظام اجتماعی برتر از سروران است؟!!
این زبان را باید برید.چون ذهنی که این زبان نماینده آن است ذهنی ذلیل و ذلیل پرورذلت بار است.بنابراین آن ذهن را باید خشکاند.نوکری و نوکر صفتی با ذات انسان و میل به خود شکوفایی انسان ناساز است.
اما چرا جناب وکیل با چنین کیلی،به سراغ مردم “منطقه اش”می رود؟ما همه نیازهایی داریم که اموری آنها را ارضا می کنند.برخی از این امور جز از طریق اجتماع دست یافتنی نیستند و با این وصف کمیاب هم هستند.همه ما قدرت را خواستنی و دوست داشتنی می دانیم همچنان که ثروت و احترام واطلاعات را.این امور نیز از جمله امور کمیابی هستند که به سبب کمیابی شان در جامعه قواعدی برای کسب آنها وضع می کنیم.با این وصف راهای رسیدن به قدرت،ثروت و احترام و…محدود به راههای مشروع نیست.لذا راههایی نیز در جامعه وجود دارد که نامشروع تلقی می شوند و اگر مردم بدانند کسی از این راهها برای رسیدن به قدرت،ثروت و احترام و اطلاعات رفته است او را سرزنش و مجازات می کنند.اما میل به کسب این امور مطلوب و دل ربا گاهی برای برخی چنان وسوسه انگیز وشدید است که فرد لاجرم از سر پیمان جامعه درمی گذرد وجلوس بر سر پیمانه مستی زای قدرت، ثروت و اطلاعات و احترام پیشه می کند. کردان ها، خاوری ها،رحیمی ها ،مرتضوی ها ذاتا چنان که اکنون می بینیم نبودند.همان مستی پستی زا آنان را به چنان روزی انداخت و برگرفتاری دیگران نیز فزود.درواقع همه ما در استانه این تهدید هستیم.
برجناب”خدمتگذار”و”نوکر”مردم خرده ای نمی توان گرفت که چرا میلش به لیلی قدرت است.این میل همگان است.نه خلاف عقل است و نه خلاف اخلاق و نی شرع.اما بر حضرت وکیل می توان و باید درشتی کرد ونهیب زد که راه نیل به عروس قدرت بویژه در “نظام مقدس”نه تملق و چاپلوسی است و نه ریا و فریب.چه بسیار دختران قدرت که مقتوله این دامهای هوس شدند و تبار ملت ها را به باد دادند.شامورتی بازی فیدل کاسترو و اعوانش وهوس الودان امریکای جنوبی از جمله “چاوز”جان اصولگرایان ،بارزترینهای سپهرجهانند.اما در همین استان شهید پرور و سلحشورو شیعی وولایت مداربه چشم سر و نه بصیرت وگوش هوش می توان این ذهن و زبان و عمل ناراست را دید.جاده ای به نام باغچه سادات حدود 16سال است که دراین استان بنایش نهاده شده است.هرکسی دراین مدت امد و برصندلی قدرت لمید و کله کج نهاد که بله!!ما چنین می کنیم و خواهیم کرد و نکرد و عیش قدرت را برد و رفت و مردم این دیار ماندند این جاده پر خرج.
جناب وکیل تصورش این است که راه بلند کردن بیرق نوکری روش دانه پاشیدن خوبی است و لاجرم احساسات مردم سلحشور و ولایی را به حرکتی انقلابی وامی دارد.شخصا نمی دانم این تصور راست می آید یا نه!اما می دانم که این راه ناراست است و راه جلب اعتماد پدر و مادر عروس قدرت راهی دگر است که اگر ازآن بروند،ایمن تر و پایدارتراست.خمینی مصداق مصدق این صداقت است با ملتش.او سختی هایی به جان خرید و رنجی برد که ماندگارش کرد.عمق این ماندگاری به قدری بود که اصول گرایان دراین هشت سال سعی بسیار نمودن که نمودش را نبود کنند و البته سعی بیفاید ای بود.
جناب “نوکر”مردم!! شما شاید ازاین راه بروید و به آن معبود برسید.اما ما هم آخر وظیفه ای داریم درقبال مردم و یا دقیق تر گفته باشم ما هم ازاین مردمیم.شما دست کم اگر احترام ملت سلحشور و شهید پرور را ندارید، به این همه آدم تحصیل کرده دراین استان نیمچه توجهی داشته باشید.نمایندگی شما بیش از آن که محصول مقبولیت و اعتماد عمیق مردم به شما باشد محصول ضرب و تفرق و جمع قبیله ای اصحاب نظارت بود.حال که در نظام مقدس!!چنین رانتی عایدتان شد، به جا بود که کمی به مقدسات و نوامیس جامعه هم توجه کنید.
درباب راه آهن یاسوج و اقلید و نیز پتروشیمی سپیدار ریشخندهایی را فرموده اید که اگر این روند را ادامه دهید مسلم حق ما به عنوان شهروند محفوظ است و درآن صورت نبرد بین ما تداوم خواهد داشت تا ببینیم مردم دیار من و تو کدام را می پسندند!!!

درفراز دیگری از سخنان خویش فرموده اند:به خاطر کمبودها از مردم عذرخواهی می کنم.
2- آنجا که فرد از عهده وظیفه خویش برنیاید و یا قصور و تقصیری داشته باشد، البته عذر خواهی اش امری لازم و ضروری است.اما اگر فرد برای کاستی ها و ناراستی هایی که خارج ار عهده اش بوده عذر خواهی کند معنایش در بهترین حالت این است که او به حیطه مسئولیت خویش ناآگاه است.بنابراین مسئولیت پذیری او از اساس محل ابهام است.حالت بدتر این است که او از رگ خواب طرف حسابش واقف است و به این ترتیب عذر خواهی او نوعی فریب است.عذر خواهی نیز ایینی دارد و رسمی.لذا به رسم آن رفتن امری ستودنی و به معنای آن مقید بودن،خواستنی است.
این که اقای وکیل به خاطر کمبودها از مردم عذر می خواهد چه ربطی به وظیفه او دارد؟در واقع هیچ!!مهم این است که منابع کمیاب به بهترین شیوه توزیع شود.تاز این هم به وظیفه نمایندگی ربط مستقیمی نداردبل وظیفه دولت است.امراساسی و مهم در حیطه نمایندگی نظارتی است که بایست بر قوه مجریه اعمال می شد.این هم معلوم است که مجلس دراین زمینه کمترین اقدامی را نکرد.چون بخش عمده ای از این ناراستی ها و کاستی هایی که اکنون مردم حوزه انتخابیه جناب وکیل را می ازارد، جز در پرتو فقدان آن نظارت قانونی نمی توانست رخ دهد. و داد!!.سرکارنه جربزه امثال مطهری را دارید و نه جنم امثال قاضی زاده را.بلی از “نوکر”چنین انتظاری بخیه به آب دوغ زدن است.
جناب وکیل اگر راستی ،راستی به مسئولیت پذیری باور دارد و با عذر خواهی دم خور هستند بایست صادقانه از آن غفلت دردآور و هستی سوز خود و همکارانش عذرخواهی کنند نه از محدود بودن منابع و امکانات که همیشه خواهد بود.
حضرت نماینده اگر میلش به شفافیت و صداقت است بایست از اعمال نظر در حیطه اجرایی عذرخواهی کند که به موجب آن قلمرو مسئولیت پذیری و پاسخگویی مخدوش شده است.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سجاد محبی فر می‌گه:

    با سلام ؛ اقای نویسنده مطلب بسیار جالب بود ؛ بنده نیز با نظر شما من باب رابطه نوکری – اربابی کاملا موافقم ؛ ولی بهتر بود که مطلب رو بسط میداید به خییلی از عزیزان کاندیدا که هم در گذشته و هم در زمان حال از این نوع الفاظ برای عوام فریبی استفاده میکنند، نه فقط یک نماینده خاص؛ تا ذهنیت مخالف بودن شما با نماینده مذکور بر اصل مطلب سایه نیافکند.

    • تفضلی می‌گه:

      جناب محبی فر ؛عوا فریبی و تملق و ریا و دروغ مختص نمایندگان یا نامزدهای نمایندگی نیست.هرجا قدرت،ثروت و ..هست این آفات هم هست. درسته که یکی از اعمال نماینده محترم بویراحمدمصداقا اینجا مورد توجه واقع شده است اما هدف عمده این بود که فرهنگ سیاسی در استان نسبت به این ذهنیت حساس شود.این نکته هم که فرمودید ممکن است ذهنیت مخالفت من با نماینده بر گزاره ها و معانی اصلی متن غالب شود،سخن درستی است.ولی می توان با فرض مخالف بودن بنده با نماینده محترم، درستی یا نادرستی استلالها را سنجید.به عبارتی می توان صرف نظر از انگیزه ها، عیار ایده ها را تعیین کرد.

200x208
200x208