تاریخ درج خبر : 1394/06/03
کد خبر : ۵۱۶۱۲۱
+ تغییر اندازه نوشته -
سیدضیاالدین رضاتوفیقی

توضیحاتی پیرامون نوشته‌ی «معیارهای حداقلی اصلاح طلبی»

tofighi20

چندی پیش مطلبی از آقای رضاتوفیقی فعال سیاسی شناخته شده اصلاح طلب با عنوان «معیارهای حداقلی اصلاح طلبی» در سایت استان منتشر شد که با واکنش های زیادی همراه بود.

برخی این مطلب را دفاع از تاجگردون عنوان و نویسنده را متهم کردند که در قالب برشمردن معیارها و شاخصه های اصلاح طلبی از اقدامات غلامرضا تاجگردون دفاع کرده است.

با توجه به اینکه برخی افراد مطالب آقای رضاتوفیقی را معمولا راهبرد و نظر مجموعه اصلاح طلبی استان قلمداد می‌کنند، وی با ارسال توضیحاتی به تبیین نوشته پیشین خود پرداخته است.

(توضیح اینکه: این مطلب قبل از نوشته انتقادی آقای امراله نصرالهی برای ما ارسال شده بود)

مطلب «توضیحی پیرامون نوشته‌ی معیارهای حداقلی اصلاح طلبی» در پی می آید:

کاشکی هستی زبانی داشتی

تا ز هستان پرده ها برداشتی

هر چه گویی‌ای دم  ِهستی از آن

پرده‌ای دیگر بر او بستی بدان !

آفت ادراک آن قال است و حال

خون به خون شستن ، محال‌ست و محال

 مطلبی با عنوان معیارهای حداقلی اصلاح طلبی از نگارنده منتشر شد که واکنش های متفاوتی در پی داشت. دوستان و منتقدانی به صورت حضوری و تلفنی و قلمی در تایید یا رد آن نظر دادند که از همه‌ی آنان متشکرم. آن نوشته نظرات فردی کوچک از جمعیت بزرگ و فرهیخته‌ی اصلاح طلبان استان و نظرات شخصی بود و در نوشتن و انتشار آن با هیچکس از دوستان مشورت نشده بود. پس اگر عیب و نقصی در آن وجود دارد تنها متوجه نگارنده است.

دریغا که اخلاق در بین بسیاری از ما، اعم از اصلاح طلب و اصولگرا گوهری نایاب و یا کمیاب است و همین منشا بداخلاقی ها و گفتارها و رفتارهای ناهنجار و تخریب و ناسزا و آسیب رساندن به یکدیگر و اتهام‌های ناروا و دین ابزاری و قدرت محوری و تجاوز به حقوق یکدیگر، از تهران تا استان است. هیچگاه در خلوت از خود پرسیده ایم که افکار و رفتار و کردار ما در گذشته و حال با چه انگیزه‌ای بود و چه هدفی را دنبال کرده یا می‌کنیم و کجاها اشتباه کرده یا می‌کنیم؟ باور به خدا و معاد و وجدان و سلامت نفس و خیرخواهی و نیکوکاری و دگرخواهی، آیا تاثیری در اعمال ما دارد؟ اهل محاسبه نفس هستیم که حاسبوا قبل ان تحاسبوا؟ به کجا داریم می‌رویم و چه می‌خواهیم و روز مرگ و برای روز رستاخیز چه اندوخته‌ایم؟ آیا انگیزه‌ی ما رسیدن به قدرت با هر وسیله نامشروع است؟ اگر چنین است ما برای رسیدن به قدرت و یا حفظ آن دست به هر خیانت و جنایتی خواهیم زد و از انسانیت ما چیزی باقی نخواهد ماند و مسخ و مسحور قدرت فریبنده خواهیم شد که مردم باید از شر ما به خدا پناه ببرند و البته بیشترین آسیب دنیوی و اخروی به جماعت قدرت طلبان بی‌هدف و بی اخلاق خواهد رسید و برای تایید این سخن کافی‌ست به سرنوشت بدفرجام قدرت طلبان خودخواه و مستبد و بی‌رحم تاریخ نگاهی بیندازیم و عبرت بگیریم. گر چه می‌دانیم که گوش سواران بر قاطر چموش قدرت، کر است و دیوانه‌وار به سمت پرتگاه هولناک سقوط می‌تازند و اهل عبرت نیستند اما اهل اخلاق و بخصوص جوانان می‌دانند و باید بدانند که پیامبر ما رسالت خود را تکمیل مکارم اخلاق عنوان کرد نه قدرت و ثروت و منافع مادی.

چون سال انتخابات است و به طور طبیعی جنگ قدرت آغاز شده است، برخی دوستان به اصل مضمون آن نوشته که معیارهای اصلاح طلبی بود توجه نکردند و حاشیه را بر متن ترجیح دادند و از ظن خود یار شدند و تفسیرهای خاص کردند و مصداق تعیین کردند و این البته حق مخاطب است. واکنش‌ها بیشتر معطوف به این پاراگراف حاشیه‌ای بود :   اما گاهی کسی یا کسانی برای ضربه زدن به یک نماینده یا کاندیدای اصلاح طلب یا یک مدیر اصلاح طلب با کاندیدا تراشی، به قصد شکست یک نماینده‌ی اصلاح طلب، هر چند مورد انتقاد، با اصولگرایان شناخته شده هم پیمان می‌شوند. این کاری به غایت ناجوانمردانه و دور از اندیشه و منش اصلاح طلبی و حتی دور از اخلاق سیاسی‌ست و اصلاح طلبان باید هوشیار باشند که چنین حرکت‌های بی‌مبنا و توطئه گرایانه‌ای آب به آسیاب رقیب می‌ریزند و جز پشیمانی و سرافکندگی برای بانیان  و آمران و عاملان آن، چیزی در پی نخواهد داشت و از بین اصلاح طلبان اصیل رانده و در میان اصولگرایان هم مانده و درمانده خواهند شد ” همچنان به مضمون این پاراگراف حاشیه‌ای عمیقا معتقدم. اما این قضیه شامل همه‌ی حوزه های انتخابیه‌ی استان و برخی حوزه‌ها در استان‌های دیگر می شود و مختص یک حوزه‌ی خاص نیست .

تحلیل کلی نگارنده که شامل همه‌ی حوزه‌های انتخابیه می‌شود همین است که بیان شد. بر این باورم که مواضع اصلاح طلبان در استان باید متناظر و هماهنگ با مواضع اصلاح طلبان در سطح ملی باشد که در حد توان تلاش کنیم تا کاندیداهای اصلاح طلب یا معتدل و هماهنگ با دولت اعتدال‌گرا وارد مجلس شوند. اگر نماینده‌ای در حوزه‌ای مورد نقد یا حتی نفی برخی از دوستان است خود از هر طریق که لازم می دانند اقدام کنند. نویسنده منکر نقد نیست اما با نفی مخالف است.  در مورد دوست بزرگواری که برخی‌ها او را مصداق دانستند باید گفت که او علاوه بر اصلاح طلب بودن و  شایستگی ها و فضائل و سوابق خوبی که دارند گمان نمی رود که بدون مصلحت اندیشی و مشورت با دوستان و همفکران استانی‌اش در حوزه‌ای ثبت نام کند . علاوه بر این کاندیدا شدن برای هر فردی با هر گرایشی در هر حوزه ای حق قانونی و حق شهروندی هر کسی‌ست و هیچ فرد یا حزب و گروهی بلحاظ قانونی مجاز به منع او از این کار نیست. پس این نظر از منظر حقوقی نبود. در هر سه حوزه‌ی انتخابیه‌ی استان حق کاندیداتوری برای هر کسی حقی قانونی‌ست و کسی را حق ایجاد ممانعت در این مورد نیست. آنچه مد نظر بود بلحاظ اخلاقی و گرایش اصلاح طلبی بوده و هست. متاسفانه کلمات ” آمران و بانیان و عاملان ” را نیز به برخی دوستان اصلاح طلب نسبت دادند که هرگز چنین قصدی و نیتی در کار نبود.

اما اینکه  نوشتند آن نوشته مملو از تناقض بود کافی‌ست یادآوری کنم که یک مراجعه‌ای به تعریف و معنای تناقض بشود که در آن هشت وحدت شرط است. وحدت موضوع ، محمول ، شرط ، اضافه ، جزء و کل ، قوه و فعل ، زمان و مکان . با لحاظ این شرایط و فهم معنای تناقض هیچ تناقضی در آن نوشته پیدا نخواهد شد و چنین برداشتی ناشی از سوء تفاهم است.

لازم می‌دانم در اینجا پرسش هایی را از دوستان اصلاح طلبم  بپرسم که چرا هرگاه اصلاح طلبان پیروزی یا گشایشی به کف می آورند بحث قومیت و قوم گرایی و شهرستان گرایی بین ما اوج می گیرد؟ چرا چنین آفتی بین اصولگرایان استان نیست یا حداقل به چشم نمی آید؟ خود شما به خود پاسخ دهید که پاسخ من موجب سوء استفاده ی رقیب می شود. چرا ما در هر سه حوزه‌ی انتخابیه بر سر مشترکات خود متمرکز نمی شویم و یکدیگر را نفی می کنیم؟ چرا حتی در یک حوزه‌ی انتخابیه اینقدر بر وجه افتراق خود تاکید می کنیم؟ چرا به جای موضع مترقی اصلاحات محوری، بر موضع واپسگرایانه‌ی قومیت محوری و شهرستان محوری یا شخص محوری اصرار داریم؟ چرا دوستی با یک اصلاح طلب شاخص در حوزه‌ای، لازمه‌اش دشمنی با اصلاح طلب شاخص یا کاندیدایی در حوزه‌ی دیگر است؟ برای دوستی با حاج بهرام تاجگردون حتما باید با سید باقر موسوی یا دکتر مندنی پور دشمن باشیم یا بالعکس ؟ برای دوستی با آقای منطقیان حتما باید با آقای لاهوتی دشمن باشیم یا بالعکس؟ چه کسانی چنین خطوط قرمزی را تعیین کردند؟ وقتی خود این بزرگواران چنین توقعی ندارند پس این مرزبندی های موهوم چه وجهی دارند؟ باید از این مرحله عبور کنیم و اصلاحات را محور فعالیت سیاسی خود قرار دهیم و در پی گسترش احزاب و تشکل‌ها و مرجع قرار دادن آنها در فعالیت‌های سیاسی اصلاح طلبانه باشیم. اصرار بر کاندیدایی خاص نکنیم. هر کس از درون اجماع اصلاح طلبان برآمد از او حمایت کنیم. هیچ کاندیدایی را تخریب نکنیم و متوجه رد صلاحیت‌ها یا تعدد کاندیداها باشیم. هر کاندیدایی در جای خود محترم است و اصلاح طلبان از او بی نیاز نیستند. بحث ها و گفتگوها و نقد و نفی و تخریب‌ها پایانی ندارد. برخی از این رفتارها در طبیعت و سرشت برخی آدم‌ها ریشه دارد و باید در پی درمانی باشند.

عشق برد بحث را ای جان و بس

کو ز گفتگو شود فریاد رس

 عشق به خدا و مردم، عشق به پیشرفت کشور و استان، عشق به همنوع و عشق به آزادی، آزادی از منیت و اهواء شخصی، آزادی از استبداد مزمن، آزادی از استثمار و بی عدالتی، آزادی در شکوفایی استعداد‌ها، آزادی در انتخاب و آزادی در تعیین سرنوشت.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    متاسفم برای اصلاح طلبان و اصولگرایان هردو گروه ؛جناب حاج فروزان با هوش تر و زیرک تر از اان هست که شماهای تازه بدوران رسیده فکر میکنید ایشان ادم فرصت طلب و مغرور وکوته فکر در حد منطقه ای نیست

  • اصلاح طلب می‌گه:

    اقای توفیقی معیارهای حداقلی شما درمورد اصلاح طلبی درست اماگویی مانیفستی است شتابزده تازودتربه کاندیدمورد نظرت ادای احترام کنی مگرشمانبودید که جنگی نابهنگام رابا اواغازنمودید وبعد وقتی کاری ازپیش نبردید صلحی نابهنگام رابااوپیمان بستیدوحال که نوبت به دفاعیه ای نابهنگام رسیده چگونه شماعضواصلی فراکسیون اصولگرایان رادعوت میکنید امادعوت جمع کثیری ازمردم وجریانهای سیاسی دوجناح راتوطعه ای ناجوانمردانه قلمدادمیکنید کاندیدای که خودوزن اوراپیشاپیش تعیین نموده اید چرا که میدانیددرشکستن ارای کاندید موردنظرت چقدر موثراست شما واقع بین هستید یا واقع گرا کدام یک

  • جامعه شناس می‌گه:

    اقای توفیقی شما که حتی شخصیت سیاسی خود را تاسرحد توصیه ی بعضی از ناکسان که رشد سیاسی مالی خویش رادر فضایی جنجالی میجویند فروکاسته اید تا انجایی که به قاطبه ی اصلاح طلبی نیز که همواره همراه وهمراز شما بوده اند اما دل نگران از نوشته ی شما نادیده گرفته اید

  • روانشناس می‌گه:

    درجواب گرمسیر من که تورامیشناسم گرمسیر جان توکه براجلیلی توگچساران اب به اتش میزدی چطور میخوای درچنین مساله ای به نقد بپردازی

  • ناشناس می‌گه:

    از یه سایت انتظار نمیرود فقط نظراتی که خود دوست دارد بزند و بقیه نظراتی که منصفانه رضاتوفیق را به نقد کشانده نزند!!!

  • تاریخ میخواند و تاریخ نمیداد می‌گه:

    برادر عزیز این نکنه را از تاریخ فراموش کردی،هر کس هوس کرسی قدرت را میکرد و لیاقتش را نداشت اولین اقدامش گماشتن افرادی بود ک توانایی مکاری و شایعه پراکنی داشته باشد،اما ظاهرا شما حال را با گذشته اشتباه گرفتید چرا ک هر شایعه و دروغی هر چند عالی ومبهم در این زمان فقط با یه تلفن روشن میشود.!!!

  • فقط خدا قاضیست. می‌گه:

    به عقیده من وقتی شخصیت ……… اقای توفیقی هم در بین اصلاح طلبان و هم در بین اصولگرایان مطرح هست، گفته های ایشان ارزش وقت گذاشتن و نقد کردن را ندارد، چرا که حرف بی اساس اساسا بی اساس است.

  • صدی می‌گه:

    کاشکی هستی زبانی داشتی
    تا ز هستان پرده ها برداشتی
    هر چه گویی‌ای دم ِهستی از آن
    پرده‌ای دیگر بر او بستی بدان !
    آفت ادراک آن قال است و حال
    خون به خون شستن ، محال‌ست و محال
    درود صد سلام برسید بزرگوار
    گل گفتید سید بزرگوار

  • بویراحمد می‌گه:

    درجواب بهلول تو توان تحلیل مسایل سیاسی رانداری خواهشا کامنت نذار

    • بهلول می‌گه:

      کار هر بز نیست خرمن کوفتن . جانا کار هر کس نیست تحلیل کردن ولی هرکس میتونه نظر بده چه بد چه خوب . در اینجا نظرمن این است که شما در فهم مسئله مشکل داری . شما از درون از بابت رضا توفیقی داری میسوزی و چون حسادت میورزی و از ایشون بدت میاد اگه ایشون عسل باشه شما میگید تلخه . برو اول ذات خودت را درست کن بعد بیا نظر بده بد فهم

  • گرمسیر می‌گه:

    آقای نوفیقی اون فرد خاص که شما از ایشان بعنوان اصلاح طلب یاد کرده اید ؟ سرخاب سعادت عضو موتلفه گچساران و یدالله مرادی ریس ستاد احمدی نژاد و جلیلی دارن براش تبلیغ میکنن!
    اگه اصلاح طلب است چرا آقایون افراطی پایداری ازش دعوت کردن؟
    البته کسی که همزمان حامی و دوست ؛ جعفری ،سید قدرت ، موحد ،وتاجگردون ، هدایتخواه و سید باقر هست ! قطعا اصلاح طلبی چند گانه سوز است نه اصلاح طلبی دو رگه

  • دوست می‌گه:

    توفیقی در جریان اصلاحات محور است چون بیشتر از همه هزینه داده و انسانی سلیم النفس و بی اعتنا به دنیاست
    درست نبود دوستان توهم زده و همان افراد خاص که سودای قدرت و نمایندگی دارند ، چند نفر را اجیر کنند و علیه توفیقی مطلب بزنند. قدرت چقد ارزش دارد که به هر شیوه ای و روشی مذموم و نکوهیده بخواهیم به آن برسیم

  • برادر می‌گه:

    سید ضیا نمونه کامل یک انسان اخلاقگراست
    و شان ایشان بالاتر از آن بود که جواب بدن

    • امان از نامردمی ها می‌گه:

      ولی ناچار بودن ماست مالی بکنن، چون خود کرده را تدبیر نیست!!!

  • ناشناس می‌گه:

    جناب توفیقی باز هم سیاست یکی به نعل و یکی به میخ رو در پیش گرفتید!برادر من یا زنگی زنگ یا رومی روم!اومدی ابرو رو درست کنی چشمو کور کردی!تغییر موضع دادن به این سرعت فقط یک معنی داره و اون هم منفعت طلبی هست!میگن برای بالا رفتن ببین پاتو رو چی گذاشتی!جوابیه شما هم فقط به درد خودت میخوره جناب توفیقی!پاراگراف معروفت رو هیج جوری نمیتونی توجیه کنی!خیلی زحمت کشیدی!جای تاسف و ترحمه به حال اشخاصی مثل شما!

    • بهلول می‌گه:

      جناب ناشناس خیلی خیلی بد فهم هستید .

      • عنایی می‌گه:

        آقای توفیقی دست شما درد نکند تحلیل خوب وبجایی بود انشأالله که اصلاح طلبان در هر سه حوزه انتخابیه به وحدت وائتلاف برسند ضمن اینکه آقای تاجگردون ازبس درخق اصلاح طلبان استان خصوصأ بویراحمد وکهگیلویه دهن کجی وبی توجهی وحتی ظلم کرد که به این راحتی بخشیده نمی شود بطوریکه حاضر شده با بزرگواری جبهه پایداری ارتباط حسنه برقرار کند وزمینه رابرای انتصاب های ایشان فراهم کند اما حاضر نشده کوچکترین توجهی به درخواستهای اصلاح طلبان نماید
        آقای تاجگردون باید بداند که در دولت احمدی نژاد نتوانست کوچکترین کاری ویا انتصابی انجام دهد واین مقاومت هشت ساله وتاوان دادن ورأی اصلاح طلبان بوده که زمینه رابرای درخشش ورشد ا

  • احمد می‌گه:

    درود و سلام بر سید سلیم النفس و با عزت
    ولی جناب توفیقی شاید شما منظوری از شخص خاصی نداشتید ، اما جریان پایداری و موتلفه در گچساران از آن عزیز بزرگوار دعوت کرده اند تا با حمایت اصلاح طلبان یاسوج و همچنین با اتحاد با پایداری و طرفداران احمدی نژاد در گچساران به خیال خامشان ، تاجگرودن را بشکنند، زهی خیال باطل
    واقعیت و حقیقت از زبان شما جاری گشته ، برخی دوستان اصلاح طلب با برخی دوستان اصولگرا و البته از نوع افراطی ، با هم پیمان نانوشته بسته اند تا از توسعه و عمران آبادی گچساران نوین ، انتقام بگیرند و انگیزه ای جز حسادت ، قومیت گرایی و منیت در این حرکت مذبوحانه رویت نمی شود.نه مرام اصلاح طلبی و نه اخلاق اسلامی در این توطعه دیده نمی شود.
    به نظر من دوستانی که متهم اند باید روشن مواضع خود را بیان کنند و تناسب برنامه هایشان را با جریان احمدی نژاد در گچساران نشان دهند ، نه اینکه خود بگویند تصمییم نگرفته ایم ولی عوامل و نزدیکان نشان به همراه جریان احمدی نژاد، شب و روز درخانه مردم، به رایزنی بکوشند و پاسخ نه بشنوند…
    این برنامه انشالله با درایت آن فرد خاص و بزرگوار، قبل از آنکه از طرف مردم گچساران و باشت به یک نه تاریخی و معنا دار روبرو بشود ، مایه آبرو و همدلی و صداقت همه مدعیان اصلاح طلبی گردد

    • ت ح گچساران می‌گه:

      اقای توفیقی دفاع شما از تاج گردون که أصل را بر منافع شخصی گذاشته و شاید هم باشتی نمیتواند در استان محبوبیت درست کنه به قول نوشته دکتر کیانی رسم بزرگی بلد نیست .تاج باعث تفرقه و قومیت گرایی در استان شده است و گرنه ایشان شخصیت ملی است به هر حال و آدم زرنگی است به نظرم دفاع شما بی جاست

      • بهزاد کاظمی می‌گه:

        جناب احمد
        شایسته نیست که با کلماتی چون اصلاح طلب یاسوج حمایت جدی و همه جانبه هزاران بویراحمدی و اصلاح طلب یاسوجی را از دکتر تاج گردون نادیده بگیرید و بحث قومیت گرایی مطرح کنید درحالیکه اصلاح طلبان گچسارانی حول حاج بهرام تاج گردون خود بیشترین حاشیه را برای آقای دکتر غلامرضای تاج گردون ایجاد کرده اند و بانیان درگیری اصلاح طلبان استان با ایشان بوده اند.
        بسیاری چون بنده به جد معتقدیم که تا کنون هرگز نماینده ای چنین به آبادی شهر و دیار خود برنخواسته که ایشان عمل کرده و حمایت از وی وظیفه اخلاقی هر کسی است که به جبران زحمات دیگران اعتقاد دارد پس نگاه منتقدانه خود را به درون هم بیاندازید برادر من.

  • بهزاد کاظمی می‌گه:

    بسیار زیبا فرموده اید جناب استاد و در مطالب مرتبط با نوشته شما هم به کرات گفته ام که ایکاش از ابتدای جنگ قدرت اصلاح طلبان استان در دولت اعتدال چنین مواضعی اتخاذ می فرمودید و همین ملاکها را مدنظر قرار میدادید هرچند که هیچوقت برای اصلاح امور دیر نیست.
    اما نکته ای کوچک و آن اینکه این اخلاقگرایی عرفانی مبادا به تحریف علم سیاست منجر شود چرا که سیاست علم کسب و مدیریت قدرت است و انکار قدرت خود اثرات غیراخلاقی فجیعی دارد که آخرین نمونه ملی آن عملکرد بدتر از تشنگان قدرت بود توسط مدعیان شیفته خدمت که هنوز آثار آن از سیاست و اخلاق جامعه مان پاک نشده است پس میانه نگه کنیم که زهد بدتر از ریاست استاد عزیز..

200x208
200x208