تاریخ درج خبر : 1394/06/04
کد خبر : ۵۱۶۱۷۳
+ تغییر اندازه نوشته -
محسن جبارنژاد

کدام آشتی؟ کدام وحدت؟

jabar

اخیراً در ارتباط با انتخابات مجلس پیش رو، پیشنهادهایی مبنی بر تشکیل کمپین های آشتی در سطوح مختلف استانی، منطقه ای و ملی مطرح می شود. این نوشته در پی انگشت نهادن بر افراد و یا حتی جریان هایی که چنین ایده هایی را مطرح می کنند، نیست و آنچه مدنظر نگارنده است واکاوی ریشه های نظری و عقبه های فکری این ماجرا و همچنین امکان یا عدم امکان تشکیل و یا عملیاتی شدن چنین نظرهایی و احیاناً اهداف طرح آن ها در جامعه است. در این خصوص باید گفت:
1) هنگامی که صحبت از آشتی و وحدت می شود، باید صراحتاً به حداقل 4 مسئله مهم پاسخ گفت: اولاً کدام تعریف از وحدت مد نظر است؟ ثانیاً امکان وحدت یا عدم وحدت؟! ثالثاً وحدت با چه کسانی؟! رابعاً وحدت حول کدام اصول و با کدام مبانی؟!
2) دعوت از افراد و جریان ها تحت عناوین آشتی ملی و توصیه به تشکیل کمپین، عمدتاً با توجیه (پیشرفت و توسعه استان) صورت می گیرد. البته پیشرفت و توسعه استان قطعاً مدنظر همه باید باشد و برای تحقق آن باید همه ی جریانات سیاسی استان تلاش کنند، اما آنچه مسلم است این که قطعا از دل کمپین آشتی ملی آن هم با تقریری که آقایان دارند پیشرفت و توسعه استان حاصل نخواهد شد، چرا که جریانات سیاسی استان خصوصاً دو جریان اصلاح طلبی و اصول گرایی حداقل در سه شاخصِ 1) تعریف توسعه2) هدف از توسعه 3) راه دستیابی به توسعه، دارای اختلاف جدی گفتمانی هستند که اوج این تفرق گفتمانی را می توان در سطوح بالاتر و در مقدمات برنامه های چهارم و پنجم توسعه که در دو دولت اصلاحات و عدالت محور تدوین شد، به وضوح دید. غرض آن که نباید سطح بحث را تقلیل داد و آن را سیاسی کرد. از قضا محل اصلی اختلاف، حوزه ی اندیشه است و تا این اختلاف ها حل نشود، دستیابی به راه حل جامع توسعه و پیشرفت برای استان بی معناست. چه طور تفکری که معتقد است اسلام توان ارائه الگوی اقتصادی برای اداره اقتصاد جامعه ندارد و عملاً به اقتصاد اسلامی معتقد نیست با تفکری که دقیقاً خلاف این مسئله را قبول دارد با هم جمع می شوند؟ اصولاً حرف از تفاهم و آشتی زمانی معنا پیدا می کند که فهم مشترک، حداقل پیرامون مبانی و اصول وجود داشته باشد. چطور میتوان بین الگوی پیشرفت اسلامی- ایرانی با الگوی توسعه لیبرال( چه لیبرالیسمِ رقیق شده و چه به قول آقایان لیبرالیسمِ افراطیِ مبتنی بر پیروی از سیاست های صندوق بین المللی پول و بانک توسعه جهانی )جمع کرد؟ مگر دعوای انقلاب اسلامی با غرب لیبرال و شرق مارکسیستی از همان اول بر سر چه بود؟ انقلاب اسلامی یک انقلاب مبتنی بر دین بود و در زمانی که مارکسیست ها دین را افیون توده ها میدانستند و لیبرال ها نیز آن را یک امر فردی میدانستند که نمیتواند در حوزه ی عمومی دخالت کند ، مدعی شد که دین فراتر از یک سری مناسک فردی است و قابلیت نظام سازی و ساختار سازی در تمامی عرصه های اجتماعی اعم از حقوق ، فرهنگ، اقتصاد، سیاست و … را دارد، این در حالی است که برخی افراد وجریاناتی که همین الان نیز در بدنه ی حاکمیت نفوذ دارند و دلبسته ی آرمان های لیبرالیِ غربِ مدرن هستند ، برای اسلام رسالتی فراتر از یک نهاد اجتماعی غیر حکومتی قائل نیستند و آن را در حد یک موسسه ی خیریه میدانند!!! لذا بر خلاف برخی که میخواهند قضیه را سیاسی جلوه دهند، همچنان معتقدیم که اصل دعوا در حوزه ی اندیشه و نسخه های نظری است…
3) نتیجه عملی روندی که آقایان آن را آشتی ملی نام نهاده اند و می کوشند تا همه جریانات را در کمپین فرضی خود جمع کنند، به چیزی جز تمرکزگرایی، تک صدایی، انحصار و شنیده شدن صدای یک جریان خاص منتهی نخواهد شد و این خود شروع دیکتاتوری است؛ این در در حالی است که این آقایان همواره مدعی چند صدایی و تعدد و تکثرِ جریانات و احزاب سیاسی بوده اند! البته با توجه به شکاف عمیق گفتمانی بین این دو جریان در کشور، تشکیل چنین کمپین و رسیدن به وحدت گفتمانی، بیشتر شبیه یک شوخی است تا واقعیت؛ مگر این که همگی باالاتفاق از مبانی خود دست کشیده باشند!!
4) این رویکرد آشتی ملی با قرائتی که شنیده می شود، بیشتر یک تاکتیک منفعت طلبانه است. این که عده ای حاضر شوند به بهانه ی احتمال رای آوری فلان شخص یا فلان جریان پشت سر آن بایستند و از مواضع و اصول خود چرخش صد و هشتاد درجه ای پیدا کنند عین منفعت طلبی است و نشان میدهد که چنین کسانی به لحاظ سیاسی چقدر تهی دست و به لحاظ نظری چقدر بی مبنا هستند که تن به چنین رفتارهای سخیفی میدهند. این جاست که می توان ادعا کرد چنین رویکردی عمدتاً بیش از آن که یک راهبرد عمیق نظری و مبتنی بر منافع جمعی و ملی باشد، یک تاکتیک سیاسی و مبتنی بر منافع فردی و جناحی است.
5) در خوش بینانه ترین حالت، طراحان چنین ایده هایی دچار سوء برداشت شده اند. یکی از دلایلی که برخی(با فرض نیت سالم) به سمت چنین دیدگاه هایی گرایش پیدا کرده اند، فضاهای بی اخلاقی سیاسی و دعواها و جنجال های میان جریانات سیاسی است که برای تلطیف این فضا به چنین ایده ای رسیده اند. این، راه حلِ مناسبی برای برطرف کردن این معضل نیست. راه درست این است که اولاً افراد و جریانات سیاسی مراقب گفتار و رفتار خود باشند. ثانیاً هر جریانی ضمن التزام به قانون اساسی و عبور نکردن از خطوط قرمز حاکمیتی، موضع خود را حفظ کنند و با جریان های سیاسی رقیب با احترام برخورد نمایند.
6)‌ ایده هایی نظیر کمپین آشتی ملی، پیام دیگری نیز می تواند در بطن خود داشته باشد و آن هم فراموش کردن گذشته هاست. چگونه می توان از آشتی با کسانی دم زد که در سال 88 آن همه خسارت به بار آوردند و به جمهوریت نظام و رأی مردم تاختند و هنوز که هنوز است بر طبل تقلب می کوبند و از رفع حصر دم می زنند؟؟؟ چنین افرادی هیچ گاه قابل اعتماد نیستند و از کجا معلوم بار دیگر مملکت را تا لبه پرتگاه پیش نبرند؟!
7)‌ وقتی که از آشتی حرف می زنیم انگار ما همه با هم قهر هستیم و حالا می خواهیم از درِ صلح وارد شویم. به اعتقاد نگارنده وارد کردن مردم در دسته بندی های مرسوم سیاسی و تقسیم بندی آن ها به اصلاح طلب، اصول گرا و … غلط است. مردم ما همه یکی هستند و هیچ مشکلی با هم ندارند. ضمن آن که خود همین دسته بندی ها نیز در بین سیاسیون یک مرزبندی مجعول است. چه بسیار کسانی که می گویند اصول گرا هستند اما آرا و افکارشان به اصلاح طلبان نزدیک تر است و برعکس. لذا تا این ابهام در مرزبندی حل نشود، راه به جایی نخواهیم برد خاصه در استان ما که این ابهام به مراتب غلیظ تر و مبهم تر است.
خلاصه آن که اگر بخواهیم در کشور و خصوصاً در این استان-که دارای محرومیت های زیادی است- توسعه و پیشرفت به معنای واقعی کلمه اتفاق بیافتد راهش این است که سیاسیون ضمن حفظ مواضع خود درچارچوب قانون اساسی و خطوط قرمز حاکمیتی، دلسوزانه و بدون سیاسی کاری برای مردم تلاش نمایند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • صدی می‌گه:

    هیچ کس منعت طلب تر از خودت نیست ………………

  • بهزاد کاظمی می‌گه:

    البته جناب جبارنژاد بخش زیادی از فرمایشاتشان را درست فرموده اند.
    براستی مبنای اتحاد و آشتی در اندیشه است هرچند اتحاد با آشتی تفاوتهای مهم و جدی دارد.
    اما این حقیر بعنوان یکی از تعقیب کنندگان بحث آشتی ملی و با توجه به اینکه جناب جبارنژاد بدون نام بردن از این حقیر بخشهایی از یادداشتم را عینن در مورد نئولیبرالیسم تکرار فرموده اند خدمت ایشان عرض می نمایم که به هیچ وجه امثال بنده دنبال آشتی ملی با دلواپسان و افراطیونی که هنوز چوب فتنه در دست دارند نیستیم و اگر شما صدای ملت ایران را نشنیدید که در انتخابات 92 با رای به روحانی رای به رفع حصر داد پس هیچ سیلی از خواب خودخواسته بیدارتان نخواهد کرد.

  • اصلاح طلب اصولگرا و فصولگرا می‌گه:

    برو جمع کن ، ….. بی سواد ، این قبری که تو روش سینه میزنی مرده توش نیست،
    آدمی ……….. و فرصت طلب تر از این ………. ندیمه

  • نا شناس می‌گه:

    محکوم کردن حوا دث 1388 وفتنه نامیدن ان ومخالفت با رفع حصر عجب موضوعات نان واب داریست وبرای رسید ن به پستی و موقعیتی ونان به نرخ روز خوردن مفید است حال اگر چند صباح دیگر گفته شد که حصر اشتباه بوده چرخش 180 درجه ای هم اسن است .

200x208
200x208