تاریخ درج خبر : 1394/06/16
کد خبر : ۵۱۶۹۸۰
+ تغییر اندازه نوشته -
سیدغلامعباس موسوی نژاد

آزادی چیست ؟

mosavi.ab

سایت استان:سیدغلامعباس موسوی نژاد

آزادی به معنی مسطلح وامروزی که همه مردم آنرا درک می کنند ،یعنی انجام کارهایی که دوست دارید انجام بدهید ،بدون اینکه کسی بتواند مانع انجام آنها بشود .آزادی حق طبیعی وقانونی هر شخص ودر هرمرتبه اجتماعی واقتصادی است وهیچ مقام ومنصبی بدون قانون ،حق ندارد آزادی دیگران را محدود کند مگر به حکم قانون .
هرانسانی آزاد آفریده شده است ونباید بنده وبرده کسی باشد.
آزادی در دیدگاه متفکران چندین معنی دارد ،یکی از کسانیکه بسیار از آزادی تعریف ارایه داده ونوشته آیزابرلین است .
واژه آزادی ،مفاهیمی مانند ،خود مختاری ،حکومت بر خود ،داشتن استقلال ،داشتن حق انتخاب وداشتن انتخابهای متعدد را نیز در خود دارد .
بسیاری از ما مرادمان از آزادی ،آزادی مطلق است وکمتر به محدودیت های فیزیکی ،علمی ،احساسی خود ویا محیط توجه نشان می دهیم وهر گاه در محیطی قرار می گیریم که احساس محدودیت می کنیم ،آزادی را می ستاییم ویا دوست داریم صاحب آزادی باشیم .
انسان چون وجودی مستقل نداردومحدودیت های جسمی واحساسی فراوانی دارد وقادر وقاهر نیست ووجودش منوط ودر گرو بسیاری از عوامل هست ،خود به خود از دایره ،آزادی مطلق بیرون می رود .البته این موضوع تنها دلیل بر محدود بودن آزادی آدمی نیست .زیرا انسان قادر نیست مطلقا آزاد ورها باشد .
به عنوان مثال ،انسان نمی تواندحتی مدت زیادی بیدار بماند ،نمی تواند هرچیزی را مصرف کند ،هرمایعی را بنوشد و….هزاران مثال دیگر که همگی بیانگر محدودیت های آدمی در مواجه با هستی است .
فرض کنید بشری در یک بیابان زندگی می کند ،این بشر ،مجبور است ،تحت تاثیر عوامل محیط از گرما به محیطی خنک واز سرما به محیطی گرم پناه ببرد ،یعنی نمی تواند سرما وگرما را تحمل کند ویا بی تفاوت باشد ،بلکه عوامل طبیعی اورا محدود می کنند ومجبور است یا با طبیعت همراهی کند ویا به مقابله با طبیعت برخیزد وطبیعت را به شرایط زیست خود نزدیک کند .
در هر دو صورت ،یعنی همراهی با طبیعت ویا مخالفت با طبیعت مجبور است قوانین طبیعت را رعایت کند ،به عنوان مثال : باید بر اساس قانون جاذبه خانه بسازد ویا براساس قانون جاذبه ودر هماهنگی با آن قانون حتی در غار زندگی کند .
اما آنچه معمولا جوامع ویا خواهندگان آزادی دنبالش هستند ،آزادی های بیان عقاید ،سیاسی ،مذهبی و…است .
از ابتدای تاریخ اجتماعی شدن بشر ،انسان مجبور شد که بگونه ای زندگی کند که ،تمنیات وخواسته هایش ،موجب اخلال واختلال درخواسته های دیگران نشود ،اگر انسان در هزاران سال پیش به شکار می رفت ،تا هنگامی آزاد بود که در قلمرو قبیله های دیگر به شکار نپردازد وحدود وثغور خود را بشناسد واز دخالت در قلمرو شکار دیگران بپرهیزد وگرنه برای ورود به قلمروی دیگران هزینه ورود را می بایست با جنگ را بپردازد .
انسان اجتماعی امروز بعد از گذشت سالیان متمادی وجنگ وگریز برای تصاحب قلمروهای شکارگاهی ،اقدام به ورود به قلمروهای تجاری با ارایه محصولات جدید ومتنوع کرده است وتلاش کرده ومی کند ،به عوض جنگیدن در میدان جنگ ،با تکنولوژی واختراعات وابداعات جدید ،قلمرو خود را گسترش بدهد .
آزادی مذهبی هم از دیر باز مورد توجه بشر بوده وهست ،بدین معنی که انسان دوست دارد ،آنچه را می تواند درک کند ،باور کند وآنچه را نمی تواند درک وباور کند ،قبول نکند ،ویا مطلبی را به میل خود انتخاب کند .بعضی از روشنفکران دینی بر این باورند که وقتی دو شخص همزمان به یک چشم انداز نگاه می کنند بر اساس شخصیت ،احساس درونی ،زیبایی شناختی ،باورهای باطنی و…برداشت های متفاوت می کنند ،یعنی از لفظ واحد ،معانی مترادف ،متضاد ویا متفاوت را برداشت می کنند ،اما در مواجه با مسایل اجتماعی نمی توان این نظر را پذیرفت ،به عنوان مثال : همه اشخاص وبا هر نوع تفکری نمی توانند ،نگاهی متفاوت به چراغ قرمز داشته باشند .همه افراد جامعه با هر مذهب ومسلکی ،پشت چراغ قرمز می ایستند وهنگام روشن شدن چراغ سبز حرکت می کنند ولی در قوانین اجتماعی نمی توان هرگونه برداشت شخصی را محترم دانست یا مبنای قضاوت قرار داد .
درواقع نمی توان در بسیاری از امور اجتماعی ، آزادی برداشت برای اشخاص ، قایل شد ویا آزادی برداشت را به عنوان حق شناخت ویا از آن به عنوان حق دفاع کرد .
آزادی بیان وسایر آزادی ها هم به قول بسیاری از صاحب نظران ،نباید آزادی دیگران را محدود کند ویا مخل آزادی دیگران باشد .
باور به این موضوع که فلان ستاره در خوشبختی ویا بدبختی من وشما موثر است ،تا زمانیکه مخل آسایش دیگران نباشد ،(اگر چه از نظر منطقی ،باطل است )،مشکلی ایجاد نمی کند شما و هرکس دیگری آزادید ،چنین بیاندیشید ،اما در حوزه عمل می بایست تابع قوانین اجتماعی باشید که در آن زندگی می کنید .
بسیاری از انسانها ، فقط در کلام ،موافق وهمراه آزادی هستند ،اما دوست دارند ،دیگران بردگی کنند ،تا خودشان آزاد باشند ،آزادی حتی مرحله ای احساسی وحسی نیز دارد ،بسیاری از مردم ما آزادی را برای خودشان،خوب وپسندیده می دانند ،اما آزادی دیگران را حمل بی بندوباری ولاقیدی می پندارند .
آزادی های هر جامعه ،می بایست در قالب قوانین اجتماعی هر جامعه گنجانده شودوگاهی آزادی های حقه بشری نیز نادیده گرفته می شوند ومی بایست به کمک نهادهای بین المللی اعاده شوند ،گاهی عمل به قانون حاکم بر جامعه ،عین آزادی است ومنادیان آزادی ،فریادشان اجرای قانون وجلوگیری از عدم اجرای قانون است .گاهی منادیان آزادی شرع ویا مذهب ومسلک خود را در تعارض با قوانین موجود می بینند وخواهان اجرای قوانین مذهبی هستند .اما آنچه معلوم است : هیچ انسانی مطلقا آزاد ومختار نیست تا هر تمنایی داشت انجام بدهد ،در جوامع مذهبی ،معیارهای وخط ونشانهای مذهب ،چارچوب آزادی را معین می کند .در جوامع اسلامی آنچه شرع تعیین کرده است ،محدوده آزادی را تبیین وتعیین می کند وهر شهروندی آزاد است ،اما تا محدوده ،قرمز قوانین شرعی واخلاقی جامعه .
خارج از محدوده شرع وقانون در فکر وخیال آزادیم ودر عمل محدودیم ،آزادی بیان وآزادی مذهب وهر نوع آزادی می بایست در چارچوب قوانین حاکم بر جامعه (در جامعه مذهبی مبتنی برمذهب ویا قانونی که بنیانی مذهبی دارد ) ودر جوامع غیر مذهبی بر اساس قوانین اجتماعی ویا بین المللی نوشته ونگاشته می شود .
در جوامع مذهبی بسیاری از قوانین به مشورت ورأی گیری گذاشته نمی شود وپیروان مذاهب معتقدند ،لزومی به اینکار نیست ،ناقدان قوانین مذهبی هم پیروی بی چون وچرا از قانون مذهبی را به چالش می کشند .اما آنچه قانون می طلبد وخواهان آن است ، ،اجراواستحکام اوامر قانون است ، حال این سؤال پیش می آید که اگر این قانون به رأی گذاشته شود ،آیا برای آیندگان ،لازم الاجراست ویا می بایست هرساله وهر روزه به رأی گذاشته شود ؟ اما به رأی گذاشتن قانون هم عرف وقاعده ای دارد ونمی توان هر چند سال قانون را به رأی گذاشت ،بسیاری از حاکمان برای رفع اشکالات احتمالی اقدام به تهیه متمم وپیوست وبخشنامه و…می نمایند ولی اصول کلی وبنیادین را نمی توان پیوسته تغییر داد ،چه بسا قوانینی وجود دارد که صدها سال از آنها می گذرد اما همچنان بر اعتبار عقلی واجتماعی آنها افزوده می شود وساری وجاری هستند .
قوانین مذهبی نیز در بسیاری از موارد ابدی وغیر قابل تغییر هستند وتغییر وخدشه در آنها به معنی خروج از معیار های آن مذهب محسوب می شود .فرقه های افراطی که در واقع دارای نوعی برداشت شخصی از شریعت ویا باورهای دینی هستند ،آفت زندگی اجتماعی امروزند ومهمترین موانع آزادی هستند ،زیرا افراطیون بر این باورند که برای رضای اربابشان ویا استحکام عقایدشان مختارند دست به هر کاری بزنند ،برای هر صاحب عقلی جای تعجب است که عده ای به نام مبارک معشوق ازلی وابدی ،کودکان خردسال را وادار به قتل عام دیگران می کنند ،کاری که هیچ صاحب عقلی نمی پسندد .
تعصب وابرام واصرار بر آنچه در پژوهش از دینی بدست آمده وبه یقین وایمان تبدیل شده ،امری پسندیده وعقلایی است ،اما ابرام برتزریق دیدگاه خود محورانه به ذهن دیگران وانجام خشونت برای گسترش باور های دینی کاری ناپسند است .
می توان با مذاهب وعلایق متفاوت در یک کشور زندگی کرد ،مشروط به اینکه از افراط وتفریط خود داری کنیم وحقوق دیگر مذاهب را به رسمیت بشناسیم ،آنچه در قانون اساسی ما پیش بینی شده است وباید به آن احترام گذاشت .
آنچه آزادی را محدود می کند برای انسان دلپذیر نیست ومعمولا مورد تنفر وانزجار مردمان است ،اما آزادی بدون قید وشرط خود می تواند خواستگاه ویا آفریننده ،استبداد وخودکامگی باشد . آزادی در واقع می بایست به وسیله آزادی دیگران ویا قدرت های اجتماعی محدود شود .
آنچه معقول به نظر می آید ،آزادی محدود به معیارهای عقلایی و عقلانی باشد تا مانع تضییع حقوق دیگران شود والبته آزادی دلپذیر وخوشآیند هر انسانی است ،اما نباید توقع داشت بدون قید وشرط وبی معیار وبی هنجار باشد .

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    سلام واقعا تحلیل بسیار زیبای هست و کسانی که منظور ازادی را نفهمیدن هنوز ،با این متن به اگاه میشن

  • ناشناس می‌گه:

    به عقیده بنده مطلب خوبی است
    با حرف آقای خرامین مخالفم
    چون در سایت که نمی توان مقالات پیچیده نوشت اتفاقا از این مقالاتی که حرفهای انگلیسی می نویسند وخواننده متوجه منظورشون نمیشه بدم میاد
    آقاس موسوی آزادی را به زبان ساده برای خوانندگان توضیح دادند
    هم معقول وهم مشروط

  • محسن خرامین می‌گه:

    اقای موسوی عذر میخوام ولی انشاء نوشتید . یعنی چه این مطلب را بیارید تو عرصه عمومی و بعد اسم مقاله رو آن بگذارید . چیزی نمی نوشتید خیلی بهتر و رساتر می توانست منظورتون را بیان کند

  • برهانی می‌گه:

    سلام برسید خوش فکرخودمون،گل گفتی ،لذت بردم ازاین تحلیل واقعأ همینطوره که قلم فرسایی کردید،انشاالله منبعد شاهد چنین تحلیلهایی درموضوعات مختلف ،اجتماعی ،سیاسی وفرهنگی ودیگرمقولات باشیم.

200x208
200x208