تاریخ درج خبر : 1394/06/20
کد خبر : ۵۱۷۲۴۷
+ تغییر اندازه نوشته -
حکیم صناعی پور

چالش سرنوشت‌ساز فرماندار بهمئی و مدیران کل

سایت استان: حکیم صناعی پور
خبر سازترین مدیر این روزهای استان، رحمانی است. در رسانه ها هر روز خبری از فرماندار بهمئی هست. جدی، پرتلاش و دارای بسیاری از فاکتورهای لازم برای موفقیت؛ مانند: اقبال عمومی، حمایت جریانها و استانداری و تجربه ی بالای کار در وزارت کشور.
«تغییرِ مدیران» اما، پاشنه ی آشیل رحمانی است؛ چالشی که پیش روی فرمانداران قبل از وی هم بوده است. دولت یازدهم (با شعار اعتدال)؛ استراتژی چندان روشنی در زمینه ی تغییر مدیران ندارد. از طرفی انتخابات نزدیک است و فرصت بسیار کوتاه!
اما مشکل جدی تری هم وجود دارد: موضع مدیران کل در برابر تغییر مدیران!
ظاهراً ادارات کل شرط تغییر مدیران را استفاده از نیروهای سازمان متبوع به عنوان جایگزین می دانند. استفاده از نیروهای خارج از سازمان در وسیع ترین سطح در دولت های نهم و دهم اتفاق افتاد. خاطرات آن روزها به ما می گوید ایده ی ادارات کل مبنی بر استفاده از نیروهای متخصصِ درون سازمانی ایده ای درست و شایسته سالارانه است.
اما برای قضاوت صحیح باید کمی به گذشته برگردیم. جایی که بیشترین استخدامهای خارج از ضوابط هم در آن دو دولت اتفاق افتاد. به همین دلیل پیدا کردن نیروهای همسو با دولت یازدهم در ادارات کار چندان آسانی نیست. با لحاظ این که برخی ادارات بهمئی تنها یک یا دو نیرو دارند، موضوع پیچیده تر هم می شود.
با این محدودیت ها، بعضاً تنها گزینه ی پیش روی فرماندار، استفاده از افراد غیر بومی سازمان هاست و این درست نقطه شروع چالش است. می پرسید چرا؟ عرض می کنم.
واقعیت این است که مردم به شدت خواهان نیروهای بومی اند. عدم استفاده از نیروهای شهرستان در مدیریت سایر شهرستان ها هم باعث حساسیت بیشتر و ایجاد حس منفی مردم نسبت به این موضوع شده است. تجربه ی موفق فرمانداران و مدیران بومی رأی به حقانیت خواست مردم می دهد. دلیل موفقیت نسبی مدیران بومی می تواند خیلی ساده باشد: بومی ها انگیزه بیشتری برای اثبات خود دارند، این انگیزه می تواند قومی، اجتماعی و یا سیاسی باشد. فارغ از هر نگرشی، توفیق جریان همسو با دولت در انتخابات پیش رو، تا حد زیادی در گروِ استفاده از مدیران بومی است.
(البته با لحاظ برخی ویژگیهای شهرستان؛ این نکته که برای برخی مناصب مانند مناصب امنیتی و …، غیر بومی ها گزینه ی مناسب تری هستند را نباید از نظر دور داشت و مردم هم کم و بیش به این مسئله واقفند)
با این تفاسیل، آیا تصور شایسته سالارانه بودن ایده ی مدیران کل زیر سؤال نمی رود؟ پاسخ من مثبت است، چرا که هر ایده ای بدون توجه به همه ی الزامات و واقعیت های شهرستان، (حداقل در کوتاه مدت) محکوم به شکست است.
عدم تغیر مدیران نیز تبعات خاص خود را دارد. خواست و اراده ی عمومی بر تغییر مدیران است. رفتار برخی مدیران که با سوء برداشت از شعار اعتدالِ دولت، در روز روشن انگشت در چشم دولت تدبیر می کنند و اصرار مدیران کل بر ابقای آنان، آدم را یاد ضرب المثل معروف “درِ دیزی … ” می اندازد.
فرماندار بهمئی تأکید زیادی روی تخصص مدیران و رعایت قوانین و مقررات دارد، و این مسئله، کار را مشکل تر می کند. ( بسیاری بر این باورند که با سختگیری و جدیت ایشان به خصوص در مورد استفاده مدیران از ماشین های اداری، حضور در محل کار، مأموریت و … ، ماه عسلِ ده ساله مدیران در بهمئی به پایان رسیده است).
نیت مدیرانِ کل هر چه که باشد، دست فرماندار بهمئی را برای استفاده از نیروهای بومی بسته است.
سرانجامِ این چالش چه خواهد شد؟ اینجا دیگر مذاکرات هسته ای نیست و بازی “برد- برد” معنی ندارد! روی کاغذ کفه ی بردِ رحمانی سنگین تر است. اما گذشت زمان منصف ترین داور خواهد بود.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208