تاریخ درج خبر : 1394/06/24
کد خبر : ۵۱۷۵۱۱
+ تغییر اندازه نوشته -
جهانگیر ایزدپناه

«تاریخ ، تاریخ نگاری ، نقد تاریخی و وقایع نگاری»

izadpanah

سایت استان: جهانگیر ایزدپناه

(با اشاره ای به تاریخ نویسی در کهگلویه و بویراحمد)
تاریخ (history) یعنی نقل وقایع و اتفاقات و حوادث مهم گذشته که می توان گفت ذکر رخداد ها و حوادث در چارچوب زمان و مکان مشخص است . گرچه در ابتدا بیشتر حالت روایی یا روایتی تاریخ مطرح بود و تاکید آن بیشتر بر زمان وقایع و حوادث مهم بود اما به تدریج جنبه تعقلی و اندیشه ورزی و تحلیل وقایع تاریخی پا به عرصه وجود نهاد و با این تحول بنیادین جنبه تحلیلی تاریخ نمایان تر گردید و از چارچوب وقایع نگاری صرف بیرون آمد و به تجزیه و تحلیل حوادث و وقایع مهم پرداخت . مورخین از چارچوب وقایه نگاری و ذکر حوادث (که شاهد عینی بوده اند و یا به واسطه راویان دیگر شنیده اند ) پا را فراتر نهاده و با اندیشه و تعقل خود در چارچوب اصول تاریخ نگاری به تجزیه و تحلیل حوادث و وقایع پرداخته اند، این تحول هم نتیجه رنسانس ودیگر تحولات علمی بوده است.
تاریخ نگاری معاصر گرچه وقایع و زما ن وقوع را در در نظر دارد اما به بررسی موضوعات تاریخی به شکل غیر انتزاعی می پردازند ؛ یعنی وقایع را در ارتباط با شرایط زمانی و مکانی و دیگر نیروهای تاثیر گذار ، شرایط جامعه پبرامونی و جهانی بررسی می کند.تارخ نگاری معاصر از بررسی انتزاعی صرف پرهیز داشته و کنش و واکنش جریانهای ا جتمایی و شرایط زمانی و مکانی و جهانی را تاثیر گذار دانسته و در نظر می گیرد.
با پیشرفت علم و جوامع انسانی مورخان در چارچوب سنتی تاریخ نگاری باقی نماندند بلکه از وقایع و وقایع نگاری به عنوان داده های تاریخی برای بررسی و تجزیه تحلیل تاریخی و ارتقا تاریخ نگاری استفاده کرده اند و در این میان نقش مورخ برجسته تر گردیده است .
در واقع انتظارات جامعه از تاریخ و مورخ بیشتر شده است و وظیفه تجزیه و تحلیل و ریشه یابی و یی بردن به کنه وقایع و حوادث بر عهده مورخ گذاشته شده است . مورخ با جمع آوری داده و پالایش و صافی نمودن داده ها و گفته ها درصدد ریشه یابی قضایا و روشن نمودن واقعیتها و حقایق بر می آید. در این جاست که هم ماهیت عدالت خواهانه مورخ و تاریخ نمایان می گردد و هم جنبه تجربه آموزی و آگاهی به پیشینیه تاریخی ملل و جوامع گوناگون .به عهده مورخ گذاشته میشود .
مورخ است که می تواند علی رغم موانع و هیاهو و تبلیغات زورمداران حقیقت امر را به مردم برساند و آنها را آگاه سازد و باعث تجربه آموزی آن ها شود و سره را از ناسره مجزا سازد و به قول استاد باستانی پاریزی تاریخ را از تاریخ شاهان و زورمداران به تاریخ همه مردم و زندگی شان تبدیل کندو ماندگار سازد.
چارچوب تاریخ نگاری
تاریخ همانند دیگر زمینه های علمی چارچوب خاص خود را دارد که به طور کلی می توان آن را بر چهار عنصر یا پایه قرار داد :
1. شناخت (معرفت ) 2.حوادث مهم یا قابل توجه و تاثیر گذار 3. ظرف زمان که همان گذشته است 4. وجود انسان و جوامع انسانی .
پس برای تاریخ نویسی هم شناخت لازم است هم زمان هم حادثه مهم و هم وجود انسان. چون تاریخ در جهت شناخت است و چارچوب و نظم خاص خود را دارد به تاریخ علمی یا بررسی علمی مشهور گشته است .
وجه اول تاریخ شناخت یا همان علم است . لازمه تاریخ هم انسان است و اگر انسان موجودیتی نداشته باشد تاریخ معنا پیدا نخواهد کرد و دیگر موضوعات هم حالت تابعی نسبت به انسان دارند
تاریخ به مسائل مهم می پردازد البته این مهم بودن برای افراد و جامعه های گوناگون متفاوت است برای یک فرد با یک بینش یا یک جامعه حادثه ای مهم است که ممکن است برای فرد یا جامعه دیگری مهم نباشد و به ان نپردازد.
زمان هم همان گذشته است . بنا براین باید اول امری رخ بدهد (تاریخ) بعد شاهدان عینی یا وقایع نگاران آن را بیان کنند (واقعه نگاری) بعد کسانی با استفاده از داده های ارائه شده توسط وقایع نگاران (بعد از طی روند حذ ف وانتخاب )، آن را بررسی و تجزیه و تحلیل نمایند (مورخ ) که اگر بخواهیم به ترتیب وقوع نام ببریم 1 تاریخ ،2 وقایع نگاری و 3 مورخ جای دارند.
می توان گفت تاریخ نگار باید رویکردی علمی به حوادث و وقایع داشته باشد و دارای دانش تاریخی و آشنا به اصول تارخ نویسی و نقد تاریخی هم باشد و داده های تاریخی را مورد بررسی قرار داده و بر اساس آگاهی علمی از تاریخ و بررسی تاریخی و تجزیه وتحلیل علمی به تاریخ نویسی بپردازد . یعنی در مورد کار خود حرفه ای باشد و با اندیشه و تامل و تفکر با پیروی از اصول علمی مسائل را توصیف کند و نظم منطقی میان رویداد ها را دریابد و به کنه و ریشه وعلل حوادث بپردازد و فقط راوی صرف حوادث و وقایع خام نباشد بلکه رابطه علت و معلولی و منطقی بین حوادث را دریابد..
خلاصه این که :
– تاریخ نگار داد های وقایع نگاران و اسناد را بعد از حذف و انتخا ب مورد استفاده قرار می دهد.
– تاریخ نگار وقایعی را مورد توجه قرار می دهد که سرنوشت ساز بوده و مسیر زندگی انسان ها را دگرگون ساخته اند.
-گذشته بار دیگر در دسترس قرار نمی گیرد اما امکان باز نمایی تاریخی و واکاوی آن وجود دارد.
-تاریخ از دریچه حال به گذشته نظر افکندن است ، البته گذشته با حال در آمیخته است و رویداد های گذشته سرنوشت حال را رقم زده اند.
-از نظر تاریخ نگاری معاصر تاریخ نباید فقط شرح حال قهرمانان باشد بلکه زندگی افراد جامعه نیز باید مورد توجه قرار گیرد .
– تاریخ نگاری کاری تفسیری است که حقایق و واقعیت ها به وسیله این تفاسیر و شرح ها در دسترس مردم قرار می گیرد.
-وظیفه تاریخ نگاری معاصر آشکار کردن و نشان دادن نیرو های اجتماعی است که در زمان رویداد نقش آفرینی داشته اند و با همدیگر در کنش و واکنش بوده اند ، همچنین علت هایی که به وسیله نیرو های مختلف در حاکمیت آن زمان نهفته مانده اند و به بوته فراموشی سپرده شده اند ، باید بازگویی و بازنمایی شوند وبیان شود.
-تاریخ نوعی روایت پردازی است و حاصل فهم مورخ از رویداد های گذشته است و این فهم تاریخی چون امری ذهنی است بدون تاثیر از شخصیت مورخ نخواهد بود . هرچه پیش داوری ها و تعصبات در بررسی های تاریخ کم باشد تاریخ ارزشمند تر و به واقعیت نزدیک تر خواهد بود .
بسته به ماهیت و مختصات فکری تاریخ نگاران ، یک رویداد تاریخی مشخص ممکن است تفسیر و روایات مختلفی یابد ، یعنی تاریخ نویسی همگون و یک نواخت نیست . در هر حال نباید قدرت مداران یا حاکمان به تاریخ نویسان امر و نهی کنند که چگونه بنویسند و چگونه.تفسیر و تعبیر کنند و یا در جهت تحکیم قدرت خود از آن ها استفاده کنند . یکی از موانع تاریخ نگاری صحیح همین تلاش قدرتمندان برای کتمان حقایق تاریخی و کنترل نگارش تاریخ به نفع قدرت خود است .
تاریخ نگاری سنتی
این نگارش که کاملا منسوخ نشده مربوط به دوران پیش از تاریخ نگاری معاصر است و بیشتر به ثبت و ضبط وقایع حکومتی، سر گذشت شاهان و شاهزاده و …. _محافل رسمی حکومتی _ وقایع نظامی و جنگی و حاکمان در رده های مختلف می پردازد و همچنین بر شرح حال قهرمانان تکیه دارد و کمتر به نقش و زندگی افراد جامعه و مسائل روزمره مردم و زندگی شان می پردازد . تاریخ نویس سنتی محلی هم که به حاکمان و خاندان های محلی و جنگ ها و رویدادهایشان می پردازد و چون رعایت اسلوب علمی تاریخ نگاری و راهکار های آن را ندارد ، بیشتر به بررسی انتزاعی رویدادها می پردازدو رویداد ها را در ارتباط متقابل با روند کلی جامعه و اوضاع بین المللی بررسی نمی کند .
تاریخ ، علم بررسی رویداد های جامعه است و تاریخ نویسی سنتی در بررسی و روایت انتزاعیش نمی تواند جامع و همه جانبه باشد و از درک کنه رویداد ها و ریشه یابی علل انهاعاجز است . در زیر پوست هر جامعه عوامل تاثیر گذار و کنش گرهای مختلفی وجود دارد که برآیند آن ها منجر به یک رویداد تاریخی می شود ، تاریخ نگاری سنتی از تجزیه . تحلیل این عوامل غافل است و نگاه آن به روابط علت و معلولی کافی و همه جانبه نیست و نمی تواند به ریشه رویداد ها نقب بزند و کندوکاو کند. به بیان واضح تر می توان گفت که در تاریخ نگاری سنتی شاهان و حاکمان و صاحبان زور و زر همانند بقیه امور تاریخ و تاریخ نگاری را غضب و مصادره کرده اند که به زندگی و وضعیت مردم و جریان های موجود در جامعه کمتر پرداخته شود . در سطح بین المللی ، رنسانس و به تبع آن در ایران مشروطیت مبدا تاریخ نویسی معاصر به شمار می رود گرچه پیش از آن هم طلیعه هایی از تاریخ نویسی معاصر وجود داشته است.
نقد تاریخی
نقد تاریخی مقوله دیگری است که ضمن ارزیابی نقاط قوت و ضعف یک اثر تاریخی مکتوب ان را یررسی میکند و میزان مطابقت و رعایت موازین و اصول بررسی علمی –تاریخی را مورد بررسی و تحقیق قرار می دهد وکنکاش میکند که آیا یک اثر به درستی و با رعایت اصول علمی به تجزیه و تحلیل پرداخته است یا نه .؟

وقایع نگاری
وقایع نگاری در واقع ثبت رویداد های تاریخی به وسیله مشاهدات عینی است . ” مشاهده عینی ” مزیت آن است زیرا بر همه چیز اشراف دارد و به قولی ” شنیدن کی بود مانند دیدن ” . وقایع نگار می تواند تاریخ نگار نباشد ، رویکرد علمی به حوادث نداشته باشد و از اصول و اسلوب تاریخ نویسی هم بی بهره باشد.
اما مسائل فوق الذکر به این معنی نیست که اهمیت وقایع نگاری کم است و یا اینکه نقش مهمی ندارد بلکه تفاوت در زمینه کاری آن هاست . بر اساس همین داده های وقایع نگاران است که مورخ به بررسی تاریخی می پردازد ، اولین قدم در راه تکامل تاریخ نویسی همین استفاده از کار وقایع نگاران (داده های تاریخی شان) و مشاهدات و وصف آن ها از رویداد هایی است که شاهد آن بوده اند .
مسئله دیگری که باید به آن بپردازیم اطلاعات و روایات شفاهی بزرگان و مطلعان و کهن مردان و کهن زنان از رویدادهای گذشته است که به خصوص در زمینه تاریخ نگاری محلی ارزش به سزایی دارند زیرا وقایع و رویداد های محلی کمتر مورد توجه قرار گرفته اند و به علل مختلف آثار مکتوب کمی از آن ها به جا مانده است و بیشتر روایات شفاهی است که جمع آوری آن ها همت و زحمت زیادی را می طلبد که در چند دهه اخیر عده ای به آن همت گماشته اند .

ظهور ارزشمند کتب تاریخی دراستان ک . ب .
در دهه های اخیر نویسندگانی نظیر آقای یعقوب غفاری ، زنده یاد مجیدی و آقای نصیر هادی پور و … در راه نگارش رویداد های مردم استان آثاری خلق کرده اند که آن ها را به فال نیک می گیرم و از زحمات بی کران ان ها قدردانی می کنیم .
رنج و زحمت های آن ها قابل ستایش بسیار است زیرا رویداد های ما کمتر مکتوب بوده و در سینه آگاهان و بزرگان محلی محفوظ و مضبوط بوده و هر آن امکان به خاک سپرده شدن این اطلاعات وجود دارد . این عزیزان نویسنده همت گماشتند و رویداد ها را که شفاها نزد شاهدان عینی رویداد ها بوده یا اینکه از مطلعان دیگر شنیده بودند جمع اوری نموده وبه شکل مکتوب در اوردند . این خود کاری بسیار با ارزش و ستودنی است . می توان گفت ما در مرحله جمع آوری و ثبت و مکتوب نمودن رویداد های گذشته ایم و راه برای تاریخ نگاری علمی آماده شده است که امید است که تاریخ نگاران آینده با استفاده از این داده ها بتوانند به بررسی علمی رویدادها و تاریخ نگاری علمی بپردازند.
آثار اخیر رویکرد کافی تاریخ نگاری علمی را ندارند و ودچار بررسی انتزاعی اند و به ارتباط منطقی بین رویداد ها و روند کلی جامعه و جهان بی توجه اند وهمانند تاریخ نگاری سنتی ا ز نفد وارزشیابی وسنجش وتحقیق وتجزیه وتحلیل رویدادها بی بهره اند وبه زندگی مردم ونقش شان نمی پردازند و اثارشان پیرامون رویدادهای نظامی – جنگی وسرگذشت حاکمان وکلانتران محلی وقدرتمندان حکومنی ومحلی وجنگها ورفابتهایشان دور میزند واز استدلال واستقرا هم خبری نبست . اما در هر صورت ما مدیون زحمات و تلاش های بیکران این نویسندگان هستیم و آثارشان سنگ پایه ای است برای بررسی های علمی آینده که توسط خودشان انجام شود یا کسان دیگری که در این راه گام بردارند . در واقع این عزیزان خوان نعمتی فراوان تدارک دیده اند که نسل حال و نسل های آینده هر یک به نوعی از آن بهره ببرند و هر گوشه ای از آن را که بخواهند و بتوانند بررسی علمی نمایند .
همین خود بزرگترین ارزش کارشان است و برای ماندگا ری نام و زحمت شان کافی است ، بنگریم که دیگر رهروان چه تدبیر کنند و چه نقشی و اثری بیافرینند تا تاریخ نگاری سنتی را به سوی رویکرد تاریخ نگاری نوین و علمی سوق دهند .

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    جناب شهروند زمان مورد برسی تاریخ ،گذشته است یعنی تاریخ علم شناخت گذشته (زمان)بوسیله مورخ است . اول باید رویدادی رخ داده باشد (زمان گذشته )تامورخ انرا بر رسی کند 2– شناخت هم همان علم معرفت تاریخی است برای شناخت رویداد وتجزیه وتحلیل ان . اشکالی از این بابت مقاله ندارد ولی باید دید که ایرا دگرفتن نویسنده مقاله بر تاریخ نویسان استان وارد است یا خیر؟

  • شهروند می‌گه:

    در نگارش متن دقت لازم صورت نگرفته، به ویژه اینکه نویسنده سعی دارد پای در عرصه ی مباحث نظری نهد. برای چنین کاری نیار به مقدماتی است، به عنوان مثال بهره جستن از واژگان مناسب، بیان مفاهیم اولیه به صورت صحیح و علمی. دو مثال کوتاه ولی مهم که می تواند در نوع نگاه خواننده به نویسنده موثر باشد را در دو گزاره زیر آورد.
    ۱- “زمان همان گذشته است” که صحیح نمی باشد.
    ۲- ” شناخت همان علم است” که متاسفانه این گزاره نیز صحیح نیست.

200x208
200x208