تاریخ درج خبر : 1394/06/24
کد خبر : ۵۱۷۵۵۷
+ تغییر اندازه نوشته -
محمد صادق ماندگار

اصلاحات کهگیلویه قراردادی است به پارادایم نو نیاز دارد

سایت استان:محمد صادق ماندگار
اصلاحات کهگیلویه قراردادی: به مفهوم جمود وغیرقابل تغییر- وتکراری است.
پارادایم نو: به معنی نیاز به تغییروتحول همراه با «نا هنجاری وبحران»!! است.
ـ آیا دوئیت اصلاح طلبی در کهگیلویه – « قرار دادی» است؟
ـ آیا دوئیت اصلاح طلبی در کهگیلویه – نیاز به «پارادایم جدید» دارد؟
ـ آیا دوئیت اصلاح طلبی در کهگیلویه – نیاز به «آسیب شناسی فلسفی» دارد؟
ـ آیا دوئیت اصلاح طلبی در کهگیلویه – «ضعف‌های» مشخصی دارد؟
بنده روحم اصلاح طلب است. در آسیب شناسی، مختصری خلاق. در پادگان رأی ورای ریزی هیچ گاه افسری درستاد نبوده‌ام اما درقامت ِسربازی سر تراشیده همیشه حضور داشتم!. در این گفتار برآنم با داروی آسیب شناسی با طعم ریشه یابی فلسفی دوئیت اصلاح طلبی در کهگیلویه را به نقد بکشم. بنده نه به دردِ تسمه آسیاب اصلاح طلبان می‌خورم ونه به دردِ طناب آسمانی اصول گرایان!؛ «اما هستم چون می‌نویسم!». اینجانب به راین اعتقاد است که سیاست اصلاح طلبی در کهگیلویه «قراردادی» است وتا زمانی که اصلاحات کهگیلویه از این وضعیت قراردادی خارج نشود «هیچ تغییری» درآن دیده نخواهد شد. دوئیت اصلاح طلبی در کهگیلویه ریشه در «پارادایم های کهنه» دارد که در ادامه توضیح خواهم داد. یورگن‌ها برماس فیلسوف ونظریه پرداز آلمانی می‌گوید: «فلسفه، حقیقت زمان خودش است. فلسفه تلاش دارد تا به بینش فوق العاده جامع از موضوعات دست یابد» بر پایه فلسفه زمان خود – با نگاه فلسفی به حقیقتِ زمان خود، تیغ تحلیل عمیق‌تر، موضوعِ تحلیل را می‌شکافد. که علم، چنین کاری را نمی‌تواند انجام دهد. بنابراین شاید با تحلیل فلسفی دری گشوده شود. موضوع دوئیت سیاست اصلاح طلبی در کهگیلویه از وجه ریشه یابی – در سه منظر مورد تحلیل قرار می‌گیرد:
1- تحلیل برپایه فهم فلسفی ـ ریشه یابی علل وعوامل وضعیت موجود اصلاح طلبی در کهگیلویه
2- تحلیل برپایه دانش ـ نگاه پوزیتیویستی …آمار، ارقام، مقایسه، تطبیق و…
3- تحلیل برپایه نظام اعتقادی آن جامعه (گروه‌های اصلاح طلبان) – زیرا نظام اعتقادی هم فلسفه زمان را وهم دانش عصری را در قالب یک فرایندی هدایت می‌کند؛ تا تحلیل از همه جوانب مؤثر واقع شود.
در این مقاله، تحلیل دوئیت اصلاح طلبی در کهگیلویه ازدیدگاه فلسفی ونظام اعتقادی گروه‌های اصلاح طلب، مورد بررسی قرار می‌گیرد. این مشکل در چهارجبهه می‌لنگد:
1. فلسفهٔ ذهن
ذهنِ اصلاح طلبی در کهگیلویه در تولید وباز پروری کینه وعداوت از رقیب است، دراین مورد زیاد انرژی صرف می‌شود چه نیاز؟ وجه تمیز اصلاح طلبی در کهگیلویه «مخالفت» است! با «ایدئولوژی حاکم» که سنت اصلاح طلبی صحیح بر «اصلاح» ایدئولوژی حاکم است. این خطای راهبردی همچنان ادامه دارد.
2. فلسفهٔ زبان
زبان اصلاح طلبی معیارهای ثابتی ندارد. زبان اصلاح طلبی سوژه‌ای است یعنی اگر رنگ‌های مدیریتی محمود احمدی نژاد نبود زبان اصلاح طلبان بر چه چیزی می‌چرخید؟ بالاخره وقتی رقیب داد می زند مستضعفین، ولایت فقیه، شهدا، دشمن، اسلام، دفاع وامنیت، و… وبا قدرت تئوری سازی می‌کند وبعنوان ارزش یاد می‌کند؛ اصلاحات که نمی‌تواند با تاکید بر مظاهر اصلاح طلبی لیبرال دمکراسی مثل آزادی، جامعه مدنی، مردم، احزاب، قانون و… با ابزار « مخالفت» حرف بزند! قطعاً همیشه در کما خواهد ماند. درپای صندوق رأی در یک روستا دور افتاده به کسی دوپیشنهاد می‌کنند: «یکی بگیر این دویست تومان وکه فلان روحانی برات فرستاد و دومی کیسه تو باز کن تا صد کیلو جامعه مدنی بریزم توش»!! کدام را انتخاب می‌کند؟ بالاخره اصلاحات زیربناهای عمیق فرهنگی واقتصادی دارد.
3. فلسفهٔ منطق
اصلاحات ِ بدون تئوری سازی، بدون طرح ونقشه، نه به «نظر» غنی می‌گردد ونه به « عمل قوی». واشکال دیگر راهبردی در اردوگاه اصلاحات، این است که فقط تاکید بر اصلاحات سیاسی می‌شود وآن هم در حد انتخابات نیز نزول داده می‌شود.
فلسفه مهندسی
مهندسی اصلاحات کهگیلویه چگونه است؟ طرح ونقشه، پیش بینی، در پیشبرد اصلاحات چگونه است؟ به عقیده بنده مهندسی اصلاحات در کهگیلویه فقط بر روی آسفالت سیاست است که در وقت انتخابات این قیر ریزی تکرار می‌شود. به سه علت صندوق‌ها به نفع اصلاحات پر می‌شوند وربطی به تلاش سران اصلاحات ندارد.

الف- خطاهای سیاسی رقیب ب – کینه وبدبینی به ایدئولوژی حاکم ج – احساس روشفکری داشتن

اصلاحات کهگیلویه دارای پنج ضعف ساختاری می‌باشد
1- ضعف ِماهیتی ـ «جایگاه اصلاحات درکهگیلویه در سطح نخبگان نیست درسطح سیاسیونی هست که به دنبال پست هستند .
2- ضعفِ نیازـ «برنامه ریزان سیاسی کشوری اصلاحات – به اصلاحات در کهگیلویه نیاز ندارند!
3- ضعف ِسیستم ـ تفکر اصلاحات کهگیلویه تا چه اندازه مبنای برنامه ریزی، تصمیم سازی، تصمیم گیری در کهگیلویه وبویراحمد قرار می‌گیرند؟ وقتی فرماندار تأیید نمی‌شود و …!!!
4- ضعفِ فنی وکارکردی ـ رهبران اصلاحات کهگیلویه تا چه حدّی با تکنیک‌ها و روش‌های نوین و علمی سیاسی آگاهند؟ چه اندازه از نخبگان فنی سیاسی استفاده می‌کنند ؟
5- ضعفِ روان شنا ختی ـ «عوامل انگیزشی برای ترغیب مردم به اصلاحات در کهگیلویه وجودِ کم رنگی دارد مثال: همایش سیاسی اصلاح طلبان در دهدشت با شرکت دکتر زیبا کلام بر پایه نظام اعتقادی به اصلاحات کهگیلویه توسط مردم بود نه رهبران اصلاحات کهگیلویه، چرا؟
بعداز ریشه یابی علل ومعلولی به مصداق می‌پردازیم
1. اصلاحات یک مستطیل چهار ضلعی است؛ که عبارتند از: ضلع سیاسی، ضلع ایدئولوژی حاکم، ضلع تئوری سازی و ضلع فرهنگی – که فضای داخل این مستطیل ارزش‌های بشری است مثل آزادی، احزاب، جامعه مدنی و…که متاسفانه در کهگیلویه فقط «ضلع سیاسی» فربه وتقویت شده است.
2. اصلاحات کهگیلویه یک فرایند است که این فرایند هم «مسیر تحقق» می‌خواهد وهم «برنامه» نبود این دو تلقین جایگیری « باند بازی» به جای اصلاحات» خود از توان پیشبرد اصلاحات در منطقه کاسته شده است.
3. اصلاحات در قالبهای ترمیم، حرث، بازبینی، بنیاد نو، با حفظ ارزش‌های سیاسی وایدئولوزی های حاکم بریک جامعه است؛ اما اصلاحات کهگیلویه با «رفرم»،« انقلاب مجدد» هم معنی شده است مگر ممکن است اصلاح طلب، خواهان انقلاب مجدد باشد! آن که می‌شود برانداز!
4. اختلاف میان اردوگاه اصلاح طلبی در کهگیلویه، اختلاف میان منفعت جویانِ اصلاحاتِ سیاسی است نه اختلاف در نظام اعتقادی گروه‌های اصلاح طلب. یعنی هم «بار سیاسی» وهم «جهت گیری عملی» را نیز سیاستمداران انجام می‌دهند پس نخبگان چه؟ دانشگاهیان چه؟ تشکل‌های غیر سیاسی چه؟ واتکینز معتقد است «هر اصلاحی از یک سنت استدلالی تبعیت می‌کند واین سنت استدلالی باید در قالب ایدئولوژی به میدان بیاید.» استدلال اصلاح طلبی در کهگیلویه با کدام نخبگان تئوری سازی می‌کند؟ استدلال اصلاح طلبی در کهگیلویه باکدام تئوری‌های بومی فربه می‌شود؟ در سنت جوامع مدرن، سیاستمداران، به داروخانه نخبگان وروشنفکران آمده وتئوری های تحرک جوامع را می‌گیرند؛ اما متاسفانه در استان ما نخبگان وروشنفکران باید ابتدا در ستادهای انتخاباتی رفته وبه زور دارو تجویز کنند وسرانجام خود سیاسی شوند!
5. آلتوسر فیلسوف فرانسوی می‌گوید «سیاستمدار باید با ایدئولوژی ملاط سازی کند» متاسفانه اصلاحات در ایران ودر استان مخالف ایدئولوژی حاکم است! آیا می‌توان جامعه مدنی ساخت که دین در آن نفوذی نداشته باشد؟
6. اصلاحات کهگیلویه در سطح نجوا ورازگویی است در آن خیری نیست.«لاَ خَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلاَّ …أَوْ إِصْلاَحٍ بَیْنَ النَّاسِ …در بسیاری از رازگویی‌های آنان خیری نیست، جز کسی که … یا اصلاح در میان مردم فرمان دهد﴿النساء، 114﴾
7. گذر از رهبران کاریزما (لاهوتی – منطقیان)ناممکن است. این دو بزرگوار که الحق کانون زحمت زیاد هستند. حتی دربعد فربه کردنِ اصلاحات سیاسی! هم «شناسنامه‌اند» هم «هویت» وهم « رهبر» هم «پدر معنوی».هم « کاندید». هم «تئوری ساز» وهم قرا ر باشد بت نمایشی را بشکنند؛ مگرممکن است؟!! اما در ابعاد دیگر اصلاحات خود مانع ومشکل هستند. این دوبزرگوار، از اصلاحات کهگیلویه دوهویت، دو شناسنامه ودو رهبر ساختند!! رهبران کاریزما معمولاً از خود گذشتگی دارند مثل گاندی، ماندالا و دالایی لاما و…
8. تفکر اصلاح طلبی در کهگیلویه ریشه در سنت دارد واز ویژگی‌های اصلاح طلبی ریشه در سنت بودن وشاخ وبرگ در در دنیای مدرن بودن است. حال هندوانه باشی؛ هم در صندوق اصلاحات وهم در صندوق جبهه پایداری مگر ممکن است؟ دیوید هیوم می‌گوید «علیت را همانند رابطه توالی ضروری فرض کنیم می‌توانیم صلح را علت جنگ وجنگ را علت صلح بدانیم» بنابراین این توالی غلط است که منطقیان را علت لاهوتی ولاهوتی را علت منطقیان بدانیم. ریشه همه مشکلات اصلاح طلبی کهگیلویه در دوچیز است:
الف ـ فربه کردن اصلاحات سیاسی ونزول در سطح انتخابات
ب ـ مخالفت با ایدئولوژی حاکم بجای اصلاح ایدئولوژی حاکم

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • دهدشتی می‌گه:

    باسلام خدمت جناب ماندگار عزیز: الحق که گل گفتی ونوشتی فقط یک مورد اون هم دویست تومان اگر منظورت هزار است دوهزار تومانش هم کافی است تا از اصلاح طلبی اصول گرا شویم.

  • خسروی می‌گه:

    درودبر آقای ماندگارکه بخشی از کالبد اصلاحات درکهگیلویه راتشریح کردند.امیدمی رود که دوستان مدعی رهبری اصلاحات مانند گذشته میخ های بیشتری برلجاجت خود نکوبندوهمدلی را راسرلوحه کار قراردهند

200x208
200x208