تاریخ درج خبر : 1394/06/30
کد خبر : ۵۱۸۲۳۸
+ تغییر اندازه نوشته -
سحر دانشور

زن خوب، شیون خوب

IMG-20150104-WA0012_2

سایت استان: سحر دانشور

همه ما صحنه های مراسم های عزاداری فامیل و دوست و آشنا را از کودکی تاکنون به خاطر داریم. بخش اعظمی از این صحنه ها به کنش ها و واکنش های زنان در مراسم عزاداری اختصاص می یابد. بی اغراق می توان گفت این بخش از ماجرا به شدت تکان دهنده است. جیغ یا همان لیکه، فریاد، خودزنی، و بی تابی هایی که در روزهای ابتدایی مراسم، پررنگ و قابل تامل است خلاصه ای است ناچیز از نقش آفرینی ویژه زنان در مراسم عزاداری. با دقت به میزان آسیبی که زنان در دهه اول مراسم متحمل می شوند باید به امتداد بی تابی های عزاداران زن در دراز مدت اشاره کرد. امتداد بی تابی را می توان در قالب هایی همچون استفاده از لباس های تیره و یا نه چندان روشن، پرهیز از توجه مناسب به خود در مدت زمانی طولانی و به دوش کشیدن اندوهی ویژه که در جامعه نشان عزادار بودن فرد است جست و یافت. شاید در پاسخ بتوان به مسئله عاطفی بودن زنان و عمق عواطف در میان قوم لر اشاره کرد، اما این پاسخ در مواجهه با واکنش های خود زنان حین مراسم و اهتمام ایشان در رصد کردن شیون نزدیکان میت رنگ می بازد. در حقیقت ما از گذشته تاکنون با فضایی مواجه هستیم که خود زنان مروج و حامی پروپاقرص شیون های سنگین و جامه دری های بی باکانه در مراسم های عزاداری اند. به بیان دیگر نوع شیون و بی تابی نزدیکان میت و پایداری آنان بر غصه ناشی از مرگ عزیزان و نزدیکان، فرصتی جهت جلب امتیاز مثبت و گرفتن تائید اقوام، دوستان و آشنایان بوده و پایگاه و جایگاه ایشان را نزد زنان دیگر فامیل ارتقا می بخشد؛ چه اینکه پس از مراسم است که آنها در تعاریفی ویژه با عاطفه، مهربان و دلسوز خطاب شده و در نهایت به قله دست نیافتنی «زن خوب» دست می یابند. در مقابل زنانی که به شیون های غلیظ نمی پردازند بی عاطفه، سرد و بی توجه خوانده شده و از دست یابی به قله «زن خوب» جا می مانند. یعنی یکی از مهم ترین مولفه ها نزد زنان ما برای خوب بودن شیون های سنگین و جانفرساست.
از سوی دیگر گره خوردن حرمت، جایگاه و شخصیت میت با مراسم عزاداری سنگین و شیون های غلیظ که در افواه عمومی «مراسم با آبرو» خوانده می شود، نزدیکان و بالاخص زنان نزدیک به میت را به کنش های خاص و عزاداری های آزاردهنده در کوتاه مدت و بلند مدت وادار می کند.
این مسئله بسته به مناطق مختلف استان، طوایف، سن و سال فرد و روحیات فردی خود زنان تا حدی متفاوت است. بعضی طوایف و مناطق را می توان یافت که این مسئله به صورت غلیظ تر در میانشان رایج است و برخی مناطق با حالت کمرنگِ این مورد دست و پنجه نرم می کنند. با توجه به تغییرات به وجود آمده در جامعه می توان نسل های جوانی را دید که مانند مادران خود به این مسئله اهتمامی ندارند، اما هسته مرکزی مسئله همچنان با قوت باقی است و نفس می کشد. دیدگاه های زنان نسل های گذشته و پافشاری ایشان بر آن، آبی است که در آسیاب این مسئله ریخته می شود.
سوال اساسی این سطور این است که آیا این شیوه از عزاداری برای زنانی که قرار است در نقش هسته مرکزی مهم ترین سلول جامعه یعنی خانواده ایفای نقش کنند مناسب است؟ آیا نباید تقابلی جدی با دیدگاهی نه چندان صحیح که زمینه ساز وارد آمدن آسیب های جدی به زنان استان است صورت بگیرد؟ مسئولین و کارشناسان مختلف در سطوح فکری و عملیاتی در خصوص این آسیب جدی چه کرده اند؟ پرواضح است هیچ. متاسفانه باید گفت تاکنون در خصوص مسئله جدی روحیات زنان، طرز تفکر ایشان و ارتقای جایگاه فکری آنها در سطح استان گامی برداشته نشده است و این دردی است مهم.
بعد دیگر این مسئله نسبت نداشتن این گونه از عزاداری با شرع و آئین مقدس است. زنان با گردهم آیی و خواندن شروه و شیون سنگین توجهی به قرائت قرآن، آمرزش خواهی برای میت و وعظ روحانیونی که جهت خطابه در مجلس حاضر می شوند ندارند. در حقیقت نه تنها هیچ انذار و رشدی در این مراسم ها صورت نمی گیرد بلکه آسیب های جسمی و روحی شدیدی به زنان وارد می شود. آیا این یک مسئله جدی نیست؟
پرواضح است که آگاه سازی و ارتقای سطح فکری زنان استان نیازمند ورود همه جانبه مسئولین و کارشناسان مختلف می باشد. دفتر امور بانوان استانداری، صدا وسیما و سازمان فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان عملیاتی ترین نهادهای فرهنگی موجود باید با استفاده از دیدگاه های کارشناسان و اساتید دانشگاه و حوزه علمیه، هنرمندان و نویسندگان، خبرنگاران و اصحاب رسانه به محتواسازی پرداخته و در قالب های مختلف فرهنگی، هنری، آموزشی و خبری در جهت تبیین ابعاد اشتباه اینگونه از تفکر و تعمیق شیوه های صحیح تفکر و عزاداری مشغول شوند. به میدان آمدن ائمه جمعه و روحانیون مساجد در این زمینه نیز جدی و ضروری است. نکته اما در تشخیص مسئله و شناخت خلاهاست، گامی که تا به حال جدی گرفته نشده است. این یک مسئله مهم، بسم الله! مسئولین و کارشناسان ورود کنند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • محمدی می‌گه:

    نقد فرهنگ عامه آن هم فرهنگ لر بدون توهین و افتادن در ورطه ی روشنفکرمآبی کار سختی ست
    نویسنده به خوبی و خیلی کوتاه یکی از رسوم غلط بومی را نقد کرده بدون آنکه در توهین کرده باشد
    به نظرم این موضوع از خود مسأله ی یادداشت مهم تر است.

  • سیروس می‌گه:

    به موضوع و پدیده ای کاملا ظریف و درست به یک سبک زندگی غلط اشاره کردید… با خواندن مطلب تان یاد چیز دیگری هم افتادم و آن این است که اشاره به موضوعات ظریف و واقعی در بطن جامعه و خوب پرداختن به آن ناشی دغدغه داشتن و واقع بین بودن نسبت به مسائلی که در اطراف آدمی رخ می دهد؛است. این چنین نگرشی محاسبات درست دارد و اهل توهم، رویا پردازی، کلمه بازی، لفظ بازی و پشت کامپیوتر نشتن -که در آرزوی تغییر کهگیلویه و بویراحمد باشد- و امثالهم غیره رفتارهای دیگر.. که این روزها در نوشتارها باب شده است؛ نیست. بهمین خاطر در نقدش می تواند بیابد، نشان بدهد و مطالبه کند.

  • م می‌گه:

    مسا له ی مهم و نکته خوبی را اشاره کردید

200x208
200x208