تاریخ درج خبر : 1394/07/04
کد خبر : ۵۱۸۵۳۰
+ تغییر اندازه نوشته -
محمد صادق ماندگار

 مکان و تمکین اصلاح طلبی کجاست ؟

mandegar

سایت استان : محمد صادق ماندگار

***کلمات کلیدی ــ مکان :  اعتباردر فضای سیاسی ــ  تمکین :  اطاعت کردن

این مقاله برآن است تا اعتبار سنجی اصلاح طلبی را در فضای سیاسی تا حدودی مشخص کند  ودراین راه اگر تابلویی گِل مالی شده است پاک واگر تابلوی نیست تابلو جدیدی نصب کند ؛ که درآن تابلو،  موقعیت  « مکانی وتمکین»  اصلاح طلبی را بتوان دید .

خاقانی می گوید  :  « ازبس مکان که داده وتمکین که کرده اند »  وسعدی نیز می گوید : « ملِک را ثنا گفت وتمکین کرد » . این مقاله بدنبال آن است که  مشخص کند وضعیت کنونی اصلاح طلبی بر گفته خاقانی  مطابقت دارد ویا سعدی ؟ . آیا اصلاح طلبی همان « تمکین قدرت است » ویا « مکان وتمکین » ؟ . به عقیده اینجانب موقعیت اصلاح طلبی بر گفته مکان وتمکینی خاقانی همپوشانی دارد ؛ به این معنی که  پروژه اصلاحات در کارگاه تمکین  قدرت نیست بلکه در وضعیت  حفظ ِ جایگاه و تغییرتمکین در باشگاه قدرت است . این معنی در چند مصداق روشن تر خواهد شد  :تمکین به خط امام  در زمان جنگ وتغییر جایگاه به دولت رفاه  ( دولت هاشمی) .  تغییر وضعیت بعدی ، تمکین به ضرورت ارزش های لیبرال دمکراسی  (  دولت خاتمی) . « یقینی شدن وضرورت اصلاحات » در دوره احمدی نژاد وسرانجام ضرورت بومی گزینی اصلاحات (دولت اعتدال روحانی) . بنابراین جایگاه اصلاحات  مرکز ثقل مشخصی دارد اما متناسب به  مقتضیات زمان تمکین می کند .

امروز در فضای سیاسی کشور ما سه تفکر وجود دارد که هرسه توانمند ، پویا ودر میدان سیاست در ایران ، نقش بازی می کنند . هرسه خر خویش می رانند .  بار ِخرِ یکی ، تهی ! بار ِخرِ دیگری یک نیمه پر! !وبارِ خرِدیگری هردو نیمه پر!!! وبقول زرین کوب «  خرابه ای بی نان وآب {اما } پرسوز وتاب »

تفکرِ تجربه گرا

ـ به  تمام واقعیات وحوادث جامعه به دید تحصّلی و اثباتی می نگرند . ابزاراین تفکر ، علم است و جز نگری در واقعیات اجتمایی . تنها تجربه را منبع واقعی معرفت می دانند .مثل روشنفکرانی که اعتقاد دارند ما نیز  باید راه طی شده  غرب را طی کنیم ویک نگاه پوزیتیویسمی  به تحولات جامعه دارند .  این گروه  به این که هر پیراهنی برای هرتنی  دوخته شده است بی توجه هستند . مهمترین ایراد به این گروه این است که به  « بومی گزینی اصلاحات » اعتقاد ندارند.   به این مهم غافل هستند که درقضاوت برای تحرک اجتماعی باید به «  محیط جغرافیایی  ( سرزمین )»  ـ  « رخدادها وحوادث داخلی»  و « معیار» های بومی سرزمینی  توجه داشت .

   تفکر  تفسیری

ـ   این گروه ،  به ایدئولوژی مذهبی اصالت می دهند .  ایدئولوژی حاکم را تنها منبع واقعی معرفت می دانند  به ارزش های دینی بیشتر از منافع ملی اصالت می دهند. برنامه ای برای تغییرات اجتماعی ارائه نمی دهند اما حاشیه را از متن روشن تر می بینند.  در انتظار برداشت از متون مقدس هستند .  حتما باید از تحولات سیاسی برداشت تفسیری داشته باشند مثل تفسیر از« فتنه » مثل « صلح هسته ای »  بدنه این گروه را سازمان روحانیت ومذهبیون سنت گرا تشکیل می دهند .این گروه  سه ویژگی دارند :

  • معیارهای ثابت بیشتری دارند ( دین ولایت فقیه دشمن روحانیت و…)
  •  به تفکر ایدئولوژی حاکم  به دید تقدس می نگرند .
  • ارگان های انقلاب ساخته که « قدرت » تولید می کنند  ؛ را در اختیار دارند .

 

تفکر  انتقادی

 ـ شاید بیشتر حجم جامعه را این  گروه تشکیل می دهند وبا دوگروه قبل  بنوعی مخالف هستند ! وبه گروه های اصلاح طلب مشهور هستند .  نظام اعتقادی این ها بر « دین  همگام با توسعه ومنافع ملی »  است. این گروه بدلیل غلبه ی فکری واجرایی تفکر تجربه گرا  در دوران خاتمی  یک روند را برعکس طی کردند یعنی  بر اساس قوانین تحولات تکوینی جامعه ،  می بایست ابتدا سنت بعد مدرنیسم وبعد پست مدرنیسم  به توالی می آمد  اما این  توالی برعکس شده است .  یعنی دوره ی خاتمی ، پیروزی مدرنیسم تحول گرا  بر دولت فن سالار هاشمی  بود.؛ وتحول گرایان  که تفکر تجربه گرا یی علمی داشتند  با پیروزی محمود احمدی نژاد یک واپس گرایی را در تحولات اجتماعی تجربه کردند . این برگشت به دلیل اشتراک رای دو گروه دوم ( تفسیری ها)وسوم  ( توده اصلاح طلبان ) بوده است . پیروزی محمود احمدی نژاد هم برای حاکمیت وهم برای روشنفکران گیج کننده بوده است !. همچنان که نه دی نیز برای هردو( روشنفکران حاکمیت ) گیج کننده بوده است .!! زیرا در  قوانین اجتماعی برگشتن از مدرنیسم به سنت هرگز درست نیست .!ا

 اما مکان وتمکین اصلاحات  کجاست ؟

هنگامی که نظام سیاسی یک کشور در بازه زمانی بلند مدتی استمرار داشته باشد ؛ آن را دارای « ثبات سیاسی ـ  political stability» می دانند .نسبت میان « ثبات سیاسی » یک کشور با « زمینه سازی » برای پیشرفت های همه جانبه بدیهی می نماید . اما آنچه  اهمیت دارد شناخت مولفه های سازنده ثبات سیاسی به مثابه مهم ترین زیرساخت پیشرفت است .  این ثبات سیاسی را سه خطر تهدید می کند .

  • خطر زیست محیطی (خشکسالی ، کم آبی و…)
  • خطر تهاجم فرهنگی ( پیشرفت فن آوری و دستیابی انسان به زندگی مدرن به صورت تقلیدی وغیر بومی بودن فرهنگ بیگانه )
  • خطر تخربب ناشی از حمله نظامی ( جنگ، تنش، تحریم )

 شکست تفکر گروه اولی  ( تفکر تجربه گرا ) هم در پیروزی احمدی نژاد وهم در  هرج ومرج طلبی ( فتنه 88)  هویدا بوده است . ترس حاکمیت از برگشت تفکر اول (  بازسازی تحول خواهی ) در نگه داشتن تنور فتنه  مشخص ومعین است . مسیر اعتدالی اصلاحات  ( بومی سازی اصلاحات) منطقی ترین مسیر اصلاحات است . زیرا هم نوک تیز رادیکال ها  کند می شود  وهم اعتماد حاکمیت به درستی ضرورت اصلاحات جلب می شود وهم به مرور زمان گروه سوم به ارزش ها ی لیبرال دمکراسی ( حقوق مدنی ، آزادی مطبوعات ، احزاب و…) پی خواهند برد .  قدم زدن ظریف با جان کری – تماس تلفنی روحانی با اوباما –  « ما مسئول به بهشت بردن مردم نیستیم » و… نشانه های شکستن تابوهایی است  که با  در قرار دادن مکان وتمکین اصلاحات امکان پذیر بوده است.

بنابراین  دولت حسن روحانی وبومی سازی اصلاحات در باشگاه « مکان وتمکین »  اصلاحات می تواند وجدان جمعی ومنش ملی را  تقویت کرده  و دگرگونی وبقا Change and continuity))  نظام سیاسی را در بستر اصلاحات ِواقعی رهبری کند . پس « مکان وتمکین اصلاح طلبی » در دولت روحانی است ونه در جایی دیگر .  چون جاهای دیگر به قول حافظ :

این چه شوری است که در دور قمر می بینم                                     همه آفاق پر از فتنه وشر می بینم

 وسالها طول می کشد تا اصلاح طلبی«  پذیرفته شود » !! که «إِنَّکَ عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ»(زخرف/43)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • صنوبری می‌گه:

    احسنت جناب ماندگار تفکیک تفکر اصلاحات در مقاله حضرتعالی جالب بود اما دوست عزیزم اگر کمی عام پسند تر بنگارید بیشتر به دل خواهد نشست نوع نگارشتان خواص پسند است

  • ژوبین می‌گه:

    آقای ماندگارنوشته هاتون همچپن دانه های تسبیح بریده ازهمند ،نوشته بای طوری باشه که خواننده ازخواندنش خسته نشه وبدونه سروته جمله چیه ،بجای اصطلاحات گنگ ونامفهوم ازکلمات ساده ومعادل که خوندنش روان باشه استفاده بشه نتیجه گیری راحت تراست ،امام باآن علم واندیشه موقع سخنرانی انقدرساده وصاف بیان میکردندکه امی ترین افراد کامل متوجه بیاناتش میشد،البته باعرض معذرت قصدتوهین یانصیحت ندارم.

  • ناشناس می‌گه:

    بهترین هنروتوانایی نویسندگی تجریه وتحلیل پیچیده ترین مسایل با سا ده ترین و واضح ترین بیان است ولی متاسفانه ما فکر می کنبم که هرچه خواص پسند بنویسیم نشان از مهارت بالای ما دارد.

200x208
200x208