تاریخ درج خبر : 1394/07/04
کد خبر : ۵۱۸۶۴۳
+ تغییر اندازه نوشته -
محمود ذکاوت

طایفه ی جلیل و داستان های جنگی

محمود ذکاوت

۱) خاطره‌ی فردی همانند تاریخ جمعی مهم‌اند. گاهی مجموع خاطرات فردی، تاریخ را می‌سازند و از این روی خاطره و تاریخ با هم در ارتباط‌اند. در دوران ما و با بسط یافتن «تاریخ شفاهی»، بر اهمیت «خاطره» افزوده شد. حالا همه به این مهم اذعان دارند که باید خاطرات را بازخوانی کرد، نوشت و با دیگران به اشتراک گذاشت. دلیل این کار نیز «هویت» است. خاطرهٔ فردی وقتی فربه شود تبدیل به خاطره‌ ی جمعی شده و تاریخ را رقم می‌زند. حاصل چنین فرایندی «بازیابی هویت جمعی» و تشکیل «ما» ی بزرگ محلی، ملی، منطقه ‌ای و جهانی است.
۲) دفاع مقدس از جمله عرصه‌‌هایی است که این فرایند (خاطره تا تشکیل هویت) را رقم می‌زند. در واقع ظرفیت این فرایند را دارد. بی‌شک پدیدهٔ «جنگ» همه ‌ی خانواده‌های ایرانی را درگیر خود کرده بود. کمتر خانه و خانواده‌ای را می‌توان سراغ گرفت که رزمنده، جانباز و شهید تقدیم انقلاب نکرده باشد. به بیان دیگر همه خانواده‌های ایرانی به نحوی با جنگ و دفاع مقدس در ارتباط بودند. چه در معرکهٔ جنگ چه در تدارک و پشتیبانی جنگ. این دو (معرکه و پشتیبانی) روی هم رفته جبهه‌ ی نبرد را تشکیل می‌دادند. بازگوییِ خاطرات جنگ، جنگی که همه در گیر آن بودند، بازیابی خاطره‌ی جمعی ست چرا که غالب مردم نیز با آن پدیده در ارتباط بودند. وقتی «حسن» خاطره‌ای را بازگویی می‌کند و در آن از نقش و تأثیرگذاریِ «حسین» تعریف می‌کند. «حسین» و فرزندان او نیز با خاطره «حسن» ارتباط برقرار می‌کنند و در چنین لحظه‌ای هویت شکل می‌گیرد. «هویت» یعنی باز‌شناسی ما در خاطرات هم دیگر.
۳) استان کهگیلویه و بویراحمد که هم اکنون تا حدودی در وضعیت «بی‌نظمی هویتی» قرار دارد. برای بازیابی هویت می‌تواند از ظرفیت دفاع مقدس استفاده کند. افراد زیادی از استان ما در جنگ حضور پیدا کردند که هم اکنون در کوچه خم‌های روز گار گم شده‌اند. رفتن به سراغ آن‌ها و شنفتن خاطراتشان و تبدیل آن خاطرات به عکس، فیلم، موسیقی، تئا‌تر، یادواره و متن قادر است افراد دیگر را با هویت دفاع مقدس هم سو کند و از این رهگذر هویت جمعی را بازیابی و گسترش دهد. در این میان «خرده هویت‌ها» نیز قوام می‌یابد ولی از آن روی که در هویت وسیع تری قرار می‌گیرند به رشد هویت جمعی کمک می‌کنند.
۴) در ایام دفاع مقدس مردم طایفه ‌ی جلیل مانند دیگر طوایف استان گروه گروه راهیِ جنگ می‌شدند. در ادامه انسجام آنان در گردان امام حسن (ع) تأثیرگذاریِ آنان در عملیات‌ها را دو چندان کرد. به بیان دیگر تا قبل از تشکیل گردان امام حسن (ع) آنان فقط نیروهای افرادی قوی‌ای بودند اما با تشکیل این گردان در سال۱۳۶۵ نقش آن‌ها در عمیلات‌های کربلای ۴ و ۵ بی‌بدیل بود. حالا که سال‌های ست جنگ تمام شده ولی دفاع همچنان باقی ست. مردان جلیل خاطرات جنگی را بهانه هم صحبتی می‌کنند. اعزام بیش از ۴۰۰ رزمنده به جنگ، تقدیم بیش از ۱۰۰ جانباز و ۵۰ شهید در راه اسلام و وطن، بخشی از هسته‌ ی هویت طایفه‌ ی جلیل در موضوع دفاع مقدس و جنگ است. هر روز بخشی از گفت‌و‌گوهای روزانه مردم این طایفه پیرامون این رزمندگان، جانبازان و شهدا است. خاطرهٔ هم رزمی با شهدایی نظیر خداکرم علی‌زاده، موسی الوندکیش، شهباز فرخی و اکبر باقرپور پررنگ است. در این میان داستان مادران و زنان این طایفه نیز مطرح است. کسانی که بیشتربن سهم را در تربیت مردان جنگی این طایفه داشتند. همان‌ها نیز در فقدان آنان بیشرین لطمه را دیدند. مرور شبانه، هفتگی و ماهانه و سالانهٔ خاطرات جنگی مردم این طایفه باعث شده است فرزندان آن‌ها نیز خاطرات پدران و مادران خود را حامل شوند و مرور کنند. اگر چه در این بازیابی خاطرات بعضاً غرض اصلی فراموش می‌شود اما از آن روی که ذکر یاد شهدا کمتر از شهادت نیست، سرانجام این بازیابی خاطرات، تکوین یک هویت جمعی برای طایفه جلیل است. هویتی که با مفهوم دفاع مقدس عجین است. بر همین اساس است که در معرکه‌‌های جدید بازهم طایفهٔ جلیل مردان جنگی خود را راهیِ جبهه کرد و از دل همین فرهنگ شهید منصور جمشیدی و شهید قاسم قاسمی هویت این طایفه را تجدید کردند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    شهدا مانند شمعی هستند که میسوزد

  • سید ایوب می‌گه:

    چیزی شبیه مردم نگاری جنگ
    به نظرم وقتش شده که همین خاطراتی که بهش اشاره کردید رو مکتوب کنیم
    خاطرات رزمنده های گمنام

  • حمید-هرمزگان می‌گه:

    سلام برطایفه با صفای و باغیرت و ولایت مدار جلیل .سلام خدا بر ارواح طیبه شهدا

200x208
200x208