تاریخ درج خبر : 1394/07/04
کد خبر : ۵۱۸۶۵۸
+ تغییر اندازه نوشته -
امید نوروزی اصل

«نجوایی میان فریادها»

سایت استان: امید نوروزی اصل

ورود به موضوعات فراخ ملی و فراملی را از آن روی که دیگرانی داری داده های دقیق تر هستند و تحلیل مطابق با واقع تری ارایه می کنند – حق خود نمی دانم و به طور معمول به موضوعات خرد که علایق شخصی ام است و در نوشته های دیگران ردی از اونها نمی یابم، می پردازم. این دفعه را مستثنی نمودم.
درباره حوادث سریالی سرزمین حجاز که از مقدس ترین اماکن گروهی از طیف متنوع دین مداران در سراسر دنیاست، به وفور نوشتند. از کارشناس و ناکارشناس، خبره و بی خبر، آگاه و نا آگاه، هر کس آنچه از خیالش گذاشت نوشت و از انتشارش دریغ نکرد. از بیان واکنش ها صرفنظر می کنم و به گوشه ای از تجربه خود می پردازم.
از آنجایی که تجربه من، تنها تجربه خودم است، عقلی که به نظرم سلیم است هشدارم می دهد نباید اصرار بر پذیرش آن از سوی دیگران داشته باشم. محتمل است دیگرانی همدلانه و تعدادی از در مخالف با آن برخورد نمایند.
دی ماه سال گذشته به اتفاق خانواده فرصت فراهم شده، که سالیان قبل مقدماتشو آماده کرده بودیم را غنیمت دانستیم و با پرداخت مابه التفات نرخ روز سفر، با آنچه قبلا پرداخته بودیم، همراه خانواده، به عربستان به قصد حج عمره مفرده پرواز نمودیم. پنج روز در مدینه و پنج روز در مکه به خوشی و راحتی و بی دغدغه گذراندیم. هم زیارت بود و هم سیاحت. حق هر دو به قدر وسع به جای آوردیم.
اینجانب نه مذهبی فناتیک بلکه متشرعی ام که به اقل مناسک مذهبی اکتفا می کنم، هر چند به احوال کسانی که با خلوص نیت ساعاتی را وقف عبادت و خلوت با خدای خویش می کنند غبطه می خورم اماتوان و حوصله ام به اندازه جوی باریکه ای است که در ماه صیام اندکی روانتر می شود. در حالی که باور به جدایی نهاد دین از عرصه اجتماع ندارم و آن را حتی در غرب سکولار حرفی بی ربط و بی معنا و غیر ممکن می دانم اما اعتقادات و باورهای شخصی افراد را مربوط به حوزه خصوصی می دانم و کنجکاوی و ورود خود به آن حیطه را بولفضولی تلقی می کنم و به این دلیل در میان دوستانم طیفی وجود دارند که به لحاظ مذهب و اعتقاد از مادون قرمز تا ماورای بنفش گسترده اند.

20150926135607
از قضای روزگار تنها سفر خارجی ماقبلم، رفتن به تایلند بود. سفر به سرزمینی که بهشت اهل فسق و فجور است. هر چند دیدارمان به بانکوک و شهر کوچک و زیبای چینج مای – محل برگزاری یک سمینار علمی- محدود بود، اما به قدر مقدور در آن فرصت محدود آنچه دیدم و باورم شد “همزیستی مسالمت آمیز” فاسقین و متدینین بود. دانشور ارجمند محمدعلی اسلامی ندوشن در خاطرات خود نوشتش، روزها، می گوید، ایرانیان در ادوار تاریخ در چنین احوالی به سر می بردند و آستانه ی مدارا و تلورانس شان پایین نبود و گبر و یهود و ترسا و مسلمان و فاسق و متدین زیست مسالمت آمیزی در این سرزمین داشتند.
باور دارم هر وجب که قلمرو زیست آدمی فراختر شود، کیفیت جهان بینی اش تصاعدی اوج می گیرد. مهم نیست مقصد را کجا نشانه بگیری، هر جایی قدم نهی و بار بیفکنی و تجربه ای بیندوزی، به شرط این که روان در آرامش باشد، شرط عقلانیت و انسانیت به جای آوردی.
سفرم نه از سر تکلیف آیینی بلکه از روی کنجکاوی و کسب تجربه بود و اگر هدف فقط همین باشد، کجا بهتر از سرزمینی که یکی از بزرگترین اتفاقات تاریخ بشری در آن رقم خورد. از این سفر رضایت تام دارم. استانداردهای پذیرایی و اقامت، به نظرم، فراتر از هزینه ای بود که پرداخته بودم و تنفس در اتمسفری که انسانهای تراز اولی مثل محمد بن عبدالله (ص) و علی بن ابی طالب (ع) در آن بالیدند و میلیاردها انسان را در خلال این پانزده قرن شیفته و مرید خود نمودند، افتخاری بزرگ برای خود می دانم.
بیان تجارب کوتاهم هر چند ممکن است انگ ریا بخورد از گفتنش ابایی ندارم.
سحرگاهانی که در مدینه در مجاورت مسجد النبی سر از بالین برمی داشتم، تجربه ای بی بدیل بود برایم. هیچ گاه لطافت صبح را چنین حس ننموده بودم و هیچ آوازی مثل اذان سپیده دمان مسجد پیامبر بر سر شوقم نیاورده بود. زن و مرد، خرد و کلان، بدوی و مدرن، سیاه و سپید چون مور و ملخ خاموش و با طمانینه در معابر می لولیدند در هم و در آن فلق به سوی مسجد گام می نهادند. خود را در میان اون جمع انبوه، عددی به حساب می آوردم. احساسی از تعلق خاطر به جامعه ای که افرادشان در آن لحظات مرزهای جغرافیایی را از خاطره شان محو می نمود تنهایی و بی کسی ذاتی و وجودی آدمی را در این دار ناپایدار به فراموشی می راند، آنچنان که خود را در نقطه ای امن و متکی به تکیه گاهی قدرتمند حس می نمودم.
و دیگر اینکه:
تاکنون درامی چنین تماشایی به دیده ام نیامده بود که در آن شب از شام گذشته، به مطاف طبقه دوم رفتم و اون حلقه سفید پوش احرام بسته را از بالا به گرد مکعب زیبای مشکی به چرخش دیدم. بدون تعارف و تکلف تنها منظره ای که چشمم با ولع از دیدنش سیر نمی شد همین بود و تا کنون چنین دیدگانم به عیش تماشا ننشسته بود. تصورم بر این است به لحاظ دراماتیک، طواف در مطاف مجاور کعبه، زیباترین نمایش آیینی دنیاست و هیچ مناسکی به لحاظ زیبایی و چشم نوازی فرم، یارای هم ترازی با آن ندارد!
+++
خلق همه یکسره نهال خدایند و برکندن و شکستن ناگهانی هر انسانی با هر مرامی در هر زاویه ای از دنیا، دردناک است خصوصا اگر رشته های پیوند و مودت هم کیشی و کشوری احساسات را به غلیانی شدیدتر تحریک نماید.
خدایا صبر و تحمل بازماندگان، بیشتر کن!

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • یک دوست می‌گه:

    چه زیبا و قشنگ ، حضور ی پر از اخلاص با خواندن این متن زیبا خود را در متن زیارت دیدم خوشا به حالتان که دیدی عمیق و با صداقت در زیارت داشتید . مقاله ایی سرشار از لذت نفس کشیدن ، لذت دیدار ، احسن ، خدایا حاجیان شهید ، حاجیان مفقود الاثر و…را قرین رحمت خود قرار بده و بازماندگان را تصلی خاطر آمین یا رب العالمین

  • زرین می‌گه:

    درود بر شما استاد نوروز ی عزیز
    من برآنم که اینچنین که خود ماها که همه مسلمان هم خود را می دانیم در مواقع مختلف به عقاید همدیگر هجوم می بریم و شلاق بی انصافی بر گرده این و آن میزنیم، غربی ها هرگز با عقاید مخالفشان نکرده اند.
    شبکه ها پر است از تضاد آشکار دو گروهی که یک عده به حج می تازند و جمعی دفاع می کند غافل از اینکه اینجا هم باز همان نسخه طبیب کهن درمانگر است که

    هرچیز به جای خویش نیکوست!

  • ناشناس می‌گه:

    احسنت استاد عزیز بسیار جال تفسیر کردید

  • ناشناس می‌گه:

    استاد عزیز نوشته شما آتش درونمان را که هروز با پخش تصاویر و و خبر واقع منا آتش بر جانمان می زد خاموش کرد حال دیگر نمی گوییم چرا رفتن …..با نوشته شما معلوم شد .باید رفت .باید دید .آن سرزمینی هرجایش جای قدمهای پیامبر است اما این آل سعود هستن با بی تدبیری عمدا دست به کشتار دست جمعی انسانها شریفی زدند .

  • احسان گنجی می‌گه:

    خیلی خوب و شورانگیز نوشتی. سپاس که این تجربه رو با ما به اشتراک گذاشتی …

    • ناشناس می‌گه:

      باسلام خدمت جناب مهندس عزیز!درعالم اندیشیدن، هیچ کس نمیتواندجای شخص دیگری بیندیشد وبیان کنداما انصافا جنابعالی چنان زیبا نوشته ای که بنده با همه انتقاداتی که به زیاده روی هاوافراط کاری های اعتقادی وفکری دارم وجنابعالی هم به زیبایی هرچه تمامتربرهمریستی آدمیان کنارهم اشاره داشته اید احساس میکنم درفضای فکری وروانی واحساسی شما قرارگرفتم.ارادتمندهمه ی نخبه گان جوامع انسانی. ایزدپناه محمود

  • ناشناس می‌گه:

    باسلام خدمت استاد گرانقدر الحق والانصاف جملات بسیار زیبا ودلنشین درمتن به کار رفته احساس براین که از سعدی شیرین سخن وخواجه عبدالله انصاری درزادالعارفین نوشته شده تفسیر بسیار جالبی از مناسک حج داشتید.

  • صنوبری می‌گه:

    استاد نوروزی نوع بیانتان انسان را به مکان تفسیری مقاله خواهد برد بسیار شیرین و شیوا و روان می نویسید احسنت

200x208
200x208