تاریخ درج خبر : 1394/07/05
کد خبر : ۵۱۸۶۷۲
+ تغییر اندازه نوشته -

پایان کلاس سرد و تاریک بچه های مدرسه «تاسک»

بالاخره کلاس سنگی و تاریک روستای «تاسک» جای خود را به مدرسه‌ای زیبا و استاندارد داد و دیگر دانش‌آموزان این مدرسه نگران سوز سرمای زمستان و بارش برف و باران و چکه آب از سقف کلاس نیستند.

 شش ماه از روزی می گذرد که گزارش خبرگزاری مهر از مدرسه یک کلاسه روستای «تاسک» پشتکوه جلیل منتشر شد. مدرسه ای که هیچ شباهتی نه تنها به مدرسه بلکه به محلی برای زندگی هم نداشت.

مدرسه یک کلاسه روستای تاسک چهاردیواری ساخته شده ازسنگ و چوب بلوط و بدون پنجره، که با شاخه های بلوط و گل مسقف شده اما همین هم نتوانسته بود سرپناهی امن برای دانش آموزان آن باشد.

وقتی «مهرداد آقایی» بازرگان ایرانی ساکن باکو این گزارش را خواند عزم سفر کرد و از باکو به پشتکوه آمد تا به گفته خودش«دانش‌آموزان این مدرسه را از رنج کلاس سیاه و سرد نجات دهد.»

روستای تاسک

او آمد و از نزدیک همه چیز را دید و با وعده ساختن یک مدرسه زیبا رفت. مدرسه ای که دانش آموزانش نگران ریزش سقف و سوز و سرما نباشند و چشمان کوچکشان در تاریکی کلاس به دنبال تخته سیاه نگردد.

حالا او به وعده اش وفا کرده و اینک برای افتتاح مدرسه دو کلاسه بازهم از باکو به پشتکوه می آید. در این سفر آقا مهرداد را یکی از دوستان باکویی اش که به او «عمو نامیک» می گویند و دو دوست دیگر همراهی می کنند. او می گوید: عمو نامیک از دوستان خوبم در آذربایجان است. او را آورده ام تا بیشتر با فرهنگ کشور ما آشنا شود و مبلغی برای این ظرفیتها و همچنین آوردن خیرینی از آن کشور باشد.

بازهم پیچ و خم جاده های صعب العبور کوهستان‌های زاگرس‌جنوبی را می پیماییم تا به تاسک برسیم. تاسک یکی از ۱۰ روستای منطقه محروم و دورافتاده پشت کوه جلیل در مرز بویراحمد و ممسنی است که همچون دیگر روستاهای این منطقه در دامنه یکی از کوه‌های بلند زاگرس و در میان بلوطهای تنومند جای گرفته است.

تاسک

برای رفتن به تاسک باید از جاده‌ای پر پیچ و خم از مسیر بخش سورنای شهرستان رستم و یا از بخش سفیدار شهرستان بویراحمد گذشت. ما راه اول را انتخاب می کنیم و از میان دشت های سورنا می گذریم و بعد به سمت کوههای پر از بلوط پشتکوه حرکت می کنیم. عمونامیک بیش از همه مجذوب طبیعت منطقه شده است. او مدام از پنجره بیرون را نگاه می کند و می گوید: زیباست.

پس از طی مسافتی به تاسک پشتکوه می رسیم. از دور مدرسه جدید روستا در میان بلوط‌های سبز و قد کشیده نمایان می شود. مردم روستاهم آنجا جمع شده‌اند. قرار است جشن افتاح مدرسه با حضور مسئولین آموش و پرورش و مردم منطقه برگزار شود.

از کنار مدرسه سنگی روستا رد می شویم. مهرداد آقایی می‌گوید: گفته‌ام که این مدرسه را خراب نکنند و برای همیشه بماند تا بچه‌ها قدر درس خواندن درمدرسه جدید را بدانند.

روستای تاسک

مردم روستا که ماشین ما را می بییند به سمت جاده می آیند. دو جوان با لباس محلی و تفنگ برنو بردوش به رسم عشایر برای خوش آمدگویی تیر اندازی می کنند.

آقای رضایی رئیس آموزش و پروش عشایر کهگیلویه و بویراحمد هم به پیشواز می‌آید. به نظر می رسد مردم روستا جشن زیبایی را تدارک دیده اند. سه چادر سفید عشایری برپا کرده و همه جا را آذین بسته اند. زنان هم در حال پخت آش دوغ، نان محلی و نان کلگ هستند.

بوی این دو نان در فضا پیچیده است. عمو نامیک درمورد نانها سوال می کند. برای او توضیح می دهم که نان کلگ با بلوط درست می شود و سال‌ها قوت لایموت مردم زاگرس نشین در سلهای قحطی بوده است. تکه ای از نان بلوط در دهان می گذارد و از لبخندش پیداست که از طعم آن خوشش آمده است. چند تکه دیگر می گیرد و می خورد. زبان به تمجید می گشاید و با زبان آذری از خوشمزه بودن آن حرف می زند. پیرزنان روستا نیز که سهم عمده ای در پخت نانها داشته اند، خوشحالند که دست پخت آنان مورد رضایت میهمانان قرار گرفته است.

تاسک

دانش آموزان آن بالاتر مشغول آماده شدن برای افتاح مدرسه هستند. تعداد آنها بیشتر از سال گذشته شده است. چشم آنها از خوشحالی برق می زند. لباسهای نویی را که میهمانان برای آنان سوغات آورده اند، پوشیده و در پوست خود نمی گنجند.

کمی آن طرفتر ساز و نقاره محلی نواخته می شود و شوری در جوانان برای چوب بازی ایجاد می شود. جوانان روستا با رقص چوب بازی خوشحالی خود را از این اتفاق میمون نشان می دهند.

کمی بعد مدیرکل آموزش و پرورش و مدیرکل نوسازی مدارس کهگیلویه و بویراحمد هم به همراه جمعی از مدیران دیگر به روستای تاسک می آیند تا هم جشن آغاز مدارس عشایری را برگزار کنند و هم مدرسه جدید روستای تاسک را افتتاح کنند.

مدرسه جدید دو کلاس دارد و همانگونه که آقا مهرداد قول داده بود یک کتابخانه هم در آن پیش بینی شده است. او می گوید: بنا ندارم که این مدرسه را بسازم و به حال خود رها کنم. می خواهم هر ساله به آن سر بزنم و بر وضعیت تحصیلی و دیگر نیازهای دانش آموزان آن نظارت کنم.

تاسک

همه مردم روستا از زن و مرد گرفته تا پیر جوان از هدیه ای که این خیر مدرسه ساز به روستایشان داده تشکر می کنند. اما در این میان تشکر خود دانش‌آموزان تاسک زیباتر است. شیوا دانش آموز کلاس سومی این مدرسه می گوید: خیلی خوشحالم که مدرسه ای زیبا داریم و دیگر در آن کلاس سرد درس نمی خوانیم. در آن کلاس که بودیم چشممان تخته سیاه را نمی دید. زمستانها هم هوا خیلی سرد بود و در کلاس همه می لرزیدیم. وقتی هم باران می زد، آب از سقف کلاس چکه می کرد.

از آقای آقایی در مورد احساسش سوال می کنم . او می گوید:  امروز بهترین روز زندگی من است. لذتی را که امروز تجربه کردم هیچگاه در زندگی ام تجربه نکرده بودم. اینکه من در این لحظه در این نقطه از کشور هستم را کار خدا می دانم. خدا خواسته که من اینجا باشم.

تاسک

او ادامه می دهد: از خبرگزاری مهر هم بسیار ممنونم. من اگر گزارش مهر را نمی دیدم هیچ وقت نمی فهمیدم که چنین جایی و چنین مدرسه ای در کشورمان وجود دارد. اطلاع رسانی این خبرگزاری موجب شد که من به اینجا بیایم. البته وقتی آمدم، دیدم وضعیت از آنچه من فکر می کردم بدتر است.

آقایی می گوید: روز اول که اینجا آمدم ازنظر مالی مشکلی نداشتم و می دانستم که توانایی ساخت این مدرسه را دارم اما تصورش را نمی کردم که خداوند به من قدرت دهد که بتوانم این بچه ها را از آن فضای نامناسب برای تحصیل نجات دهم.

وی بیان می کند: وقتی در حال ساخت این مدرسه بودیم، کارگری که در حال رنگ آمیزی آن بود از من سوال کرد که” من هم می توانم کمکی کنم”؟. گفتم چرا نتوانی. روز بعد دیدم تعداد زیادی دفتر و قلم برای این دانش آموزان خریده است. بعد گفت: این کمک من در مقابل کار بزرگ شما خیلی خیلی کوچک است. گفتم: ارزش کار شما از کار من خیلی خیلی بیشتر است. من پول داشتم و ساختم اما شما از نان شبت زدی و این ها را خریدی و من خجالت می کشم که بگویم کاری انجام دادم.

تاسک

وی همچنین می گوید: قصد دارم اگر خدا کمک کند بازهم در این استان مدرسه بسازم. دوستان زیادی در آذربایجان دارم که آنها هم علاقمند به این کار هستند.

مدیر آموزش و پرورش عشایر استان در این روز سنگ تمام گذاشت و با برنامه ریزی خوبی جشن زیبایی را در این روستا برگزار کرد که در خاطر همه میهمانان می ماند.

اسماعیل رضایی نیک اینک در فکر دیگر مدارس عشایری است که نیاز به بازسازی دارند. رضایی می گوید: با وجود تخصیص این تعداد مدرسه پیش‌ساخته همچنان کمبود فضای آموزشی در مدارس عشایر وجود دارد.

تاسک

وی بیان می کند: امسال هفت کانکس با کمک خیرین از جمله آقای قلم چی به دانش آموزان عشایری این استان اختصاص یافت. اما با اختصاص ۲۰ کانکس دیگر مشکل فضای آموزشی دانش‌آموزان عشایر برطرف می‌شود.

رضایی‌نیک تعداد دانش‌آموزان عشایری کهگیلویه و بویراحمد را سه هزار و ۲۰۵ نفر عنوان می کند و ادامه می دهد: یکی از نیازهای ضروری این استان توسعه دبیرستان های شبانه روزی دانش آموزان عشایری به خصوص برای دختران عشایر است تا به دلیل نبود خوابگاه، آنان از تحصیل باز نمانند.

تاسک

یک روز دیگر از روزهای خوب خدا تمام می شود و همه کسانی که در این کار خیر سهیم بودند، خوشحال هستند که سرپناهی امن برای تحصیل ۳۰ دانش آموز روستای محروم تاسک بنا شده است.

شاید روزی این دانش آموزان پزشک، مهندس، معلم، خبرنگار، مدیر و … شوند و خود روستایشان و استانشان را از محرومیت نجات دهند. آن روز همه به آنها افتخار می کنند.

اما هنوز هستند دانش آموزانی در کهگیلویه و بویراحمد که از فضای مناسب آموزشی بی بهره اند. دانش آموزانی که سقف کلاسشان آسمان است و در زمستانهای سرد زاگرس در چهار دیواری که کلاس نام دارد به خود می لرزند. این دانش آموزان چشم انتظار خیرین دیگری هستند که آقایی کنند و سقفی امن برای آنان بسازند.

منبع: مهر

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208