تاریخ درج خبر : 1394/07/07
کد خبر : ۵۱۸۹۰۹
+ تغییر اندازه نوشته -

منطقیان: هیچ وقت از بزرگواری حمایت نکرده و نمی کنم

تحصیلاتش کارشناس جامعه شناسی و کارشناس ارشد ادبیات فارسی است. کاندیدای چند دوره مجلس شورای اسلامی از حوزه کهگیلویه بزرگ و با گرایش سیاسی اصلاح طلبانه و بزرگ مردی است از جامعه عشایری. عشایری که سر و کارش با طبیعت، رود، چشمه، فصول سال و دام‌ها و گله‌هایشان بوده و هست. محمود منطقیان را می گویم؛ از جنس آن‌هایی است که روحی آزاد دارند و طبیعت به آن‌ها درس آزادگی داده است. شغلش معلمی است و به شغلش عشق می‌ورزد، به این دلیل که وظیفه معلم روشنگری، نشر حقایق و درس ایمان، پاکی، نیکی و زیبایی است. می‌گوید خوشحالم که غیر از معلمی، دغدغه دیگری نداشته‌ام و اکنون هم آرزو می‌کنم که همواره به راه و روش معلمی پایدار مانده و پاکی، نیکی و مردم نوازی را پاس بدارم.

منطقیان، معلمی اخلاق مدار که چند سالی است سیاسیون از اختلافات ریشه دار ایشان و دکتر سید قادر لاهوتی به عنوان دو رهبر جریان سیاسی اصلح طلب در حوزه مذکور می گویند. شروع این اختلافات از کجا و توسط چه کس یا کسانی زده شد؟ آیا انتخابات مجلس دهم پایان این اختلاف و نوسازی و حیات دوباره جریان اصلاح طلب است؟ آیا می‌توان شاهد روزهای خوش اصلاحات در کهگیلویه بزرگ بود؟ آیا محمود منطقیان تابع نظر جمع است و شورای هماهنگی اصلاحات را به عنوان داور می‌پذیرد و ده‌ها سؤال دیگر…

چند ساعتی پای صحبت این بزرگ مرد اصلاح طلب نشستم واز خوشی‌ها و ناخوشی‌ها، اختلاف بیست و چند ساله و اتحاد و به طور کلی از همه چیز و همه جا سخن گفتیم، خلاصه این گفتگوی دوستانه و صمیمی در ادامه می‌آید؛

قبل از هر چیز تقدیر و تشکر ویژه دارم از استاد منطقیان که وقت خود را در اختیار حقیر و تیم تحریریه هفته نامه توازن قرار دادند.

جناب آقای منطقیان لطفاً در مورد شروع فعالیت‌های سیاسی‌تان به صورت خلاصه و مختصر توضیح دهید؟

از سال‌های پیش از انقلاب و دوره دانش آموزی تا کنون به گونه ای مشغول فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی بوده‌ام؛ اما سیاستی که با اخلاق، معنویت، دادگری وانسان دوستی همراه و همساز باشد. به نظر بنده سیاست جدای از اخلاق و معنویت برای جامعه زیان آور است. چون صرفاً به قدرت و موقعیت اندیشیدن و مسائل دیگر انسانی را نادیده گرفتن می‌تواند نتایج ناپسندی به بار آورد. بعد از وقوع انقلاب اسلامی همواره احساس تعهد و مسئولیت در خود داشته‌ام که به امور سیاسی و اجتماعی بپردازم، به امید آنکه بتوانیم به کمک هم به رشد و بالندگی، آبادانی و پیشرفت جامعه خود کمک کنیم و موانع را از سر راه برداریم.

چند سال از حضور حاج بهرام تاجگردون در مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده مردم گچساران و کهگیلویه در مجلس شورای اسلامی می‌گذرد و ایشان سالهاست در تهران سکونت دارند، به نظر شما دلیل این که ایشان همچنان نزد مردم کهگیلویه بزرگ محبوب هستند چیست؟

مردم کهگیلویه اولاً حاج بهرام را به عنوان یک نیروی باسابقه مبارزاتی و انقلابی شجاع می‌شناسند و دیگر این که ایشان همواره صادقانه و بی ریا در روابط خود با مردم عمل می‌کردند و همچنین شجاعت و جسارتی که از او سراغ داشتند، به همین دلیل حاج بهرام همیشه در میان مردم کهگیلویه، یک انسان صادق، شجاع و باسابقه انقلابی، محبوب هستند و محبوب خواهند ماند.

تا جایی که حضورذهن دارم حضرتعالی از لیدرهای اصلی حاج بهرام تاجگردون در حوزه کهگیلویه بودید، دلیل این که اکنون از شما فاصله گرفته چه می‌تواند باشد؟

اصلاً این برداشت نادرست است. آقای تاجگردون چون سال‌ها ساکن تهران است، دیدار کمتر صورت می‌گیرد. ما افتخار با او بودن در فواصل نزدیک را نداریم اما همچنان ارادت باقی است و هرگاه فرصت دهد که ایشان را ملاقات کنیم بی صبرانه به دیدارش می‌رویم و از دیدن ایشان که از دوستان قدیمی و وفادار ماست خوشحال می‌شویم. بنده هیچ گاه از ایشان فاصله نگرفته و نخواهم گرفت و اصل رابطه باطنی و درونی است که همواره جریان دارد.

همین سؤال در مورد دوست قدیمی شما سید ضیاالدین رضاتوفیقی هم صدق می‌کند، دلیل فاصله گرفتن ایشان از شما چیست؟

خودش آگاه است که بنده همواره به دیدار او رفته‌ام و با او نشست و برخواست داشته‌ام و بسیار منزل او رفته‌ام که به علت این که گفته‌اند در خانه نیست، دست خالی برگشته‌ام. اختلاف نظر در برداشت‌های سیاسی و فکری اگر هم وجود داشته باشد به دوستی ما خللی ایجاد نمی‌کند و به نظر بنده دوستی پابرجاست و فاصله ای در کار نیست.

استارت دو قطبی شدن جریان فکری اصلاح طلب در حوزه کهگیلویه بزرگ توسط چه کسی یا چه کسانی زده شد؟ این که می گویند حاج بهرام تاجگردون عامل این اختلاف بوده را آیا قبول دارید یا خیر؟

اصلاً قبول ندارم. حاج بهرام اثری و دخالتی در دو قطبی شدن جریان اصلاحات در کهگیلویه نداشت. چون دو گانگی زمانی به وجود آمد که ایشان برای حوزه گچساران و باشت کاندیدا شده بود.

بنابراین آن‌ها که فکر می‌کنند آقای تاجگردون در این ماجرا نقش داشته از علت اساسی بی خبرند.

می‌توانم بپرسم دلیل اصلی این انشقاق و دوقطبی چه چیزی بوده است؟

ما نباید امروز دنبال نبش قبر گذشته باشیم، چون در اینجا اختلاف نظر وجود دارد و وحدت و همدلی را خدشه دار می‌کند؛ اما هر چه بود اهل تجربه و نظر می‌دانند و بهتر است داوری‌ها منصفانه و به دور از احساسات شخصی باشد. مهم این است که ما امروز به وحدت و همدلی بیندیشیم و زمینه را برای رسیدن به آن فراهم نماییم. ما با داشتن هدف مشترک سیاسی، اجتماعی و مردمی می‌توانیم دست در دست هم دهیم و به مهر شهرستان‌ها، استان و میهن خود را کنیم آباد. برای آبادانی به وحدت و همدلی نیاز داریم نه اختلاف و دوگانگی. گذشته چراغ راه آینده است…

صحبتی هست که زمانی آقای لاهوتی شما را برای آموزش و پرورش و بعد از آن فرمانداری دهدشت پیشنهاد داده است و رابطه صمیمی داشتید. حال سؤال این است چرا دوستی و صمیمیت آن روزها تبدیل به اختلاف و انشقاق شد و سالهاست که این اختلافات ادامه دارد؟

اصلاً صحت ندارد و آقای لاهوتی هیچ گاه بنده را برای هیچ سمت مدیریتی پیشنهاد ندادند؛ اما جواب سؤال را باید از آقای لاهوتی هم پرسید. در همه رشته‌های علوم و در برخورد اندیشه‌ها و جریانات اجتماعی اختلاف نظر و اختلاف روش طبیعی است. یکی از دلایل اختلافات در هر موضوعی، اختلاف در برداشت‌ها، استنباط‌ها و اندیشه‌هاست. مهم این است که ما انسان‌ها با به رسمیت شناختن اختلاف نظر و اختلاف روش‌ها همدیگر را بپذیریم و تحمل کنیم و اختلاف روش و نظر را به جایی نرسانیم که زیان آور باشد. باید بیاموزیم و تجربه کنیم که در عین اختلاف نظر می‌توانیم در کنار هم باشیم و برای خدمت به مردم و پیشرفت جامعه قدم‌های مهمی برداریم. مشکل این است که در جامعه ما اختلاف نظر را چیز بدی تلقی می‌کنیم، در حالی که هیچ دو انسانی دیده نمی‌شود که در همه امور مانند هم بیندیشند و مانند هم عمل کنند.

عده ای از خواص جریان اصلاحات در حوزه کهگیلویه بزرگ شما را متهم به قبیله و طایفه گرا بودن می‌کنند، برای این سخن دوستان همفکرتان چه پاسخی دارید؟

این سخن و این برداشت به تمامی نادرست و از برهان و دلیل دور است. آن‌ها که چنین ادعایی می‌کنند اگر راست می گویند دلیل بیاورند.

به قول سعدی شیرین سخن:

نگفته ندارد کسی با تو کار // ولیکن چه گفتی دلیلش بیار

ظاهراً دلیل‌های محکمی دارند برای اثبات این اتهام که مهم‌ترینش این است که شما در دور گذشته انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه کهگیلویه بزرگ از حاج آقا بزرگواری حمایت کردید تنها به دلیل بویراحمدی بودن و حتی مدعی هستند که حضرتعالی گفتید که حالا که خودم نیستم، بزرگواری برادرماست، بهتر است ایشان به مجلس برود؛ و حتی اشاره می‌کنند به سخنرانی آقای معصومی از تیم فکری و لیدر اصلی شما در نطق انتخاباتی حاج آقا بزرگواری. آیا این سخن و حمایت صحت دارد؟

این سخنان و حمایت بنده از بزرگواری کذب محض است. بنده کدام یک از نزدیکان و خویشاوندان خود را در مدیریت‌ها به جایی رسانده‌ام، اگر می‌دانند بگویند. دیگر این که اولاً چنین ادعایی آقای معصومی هرگز نکرده است که از قول بنده سخنی گفته یا حمایت کرده باشد. دیگر این که بنده در دور اولی که آقای بزرگواری به مجلس رفت، از لطیف رستاد حمایت کردم که همه می‌دانند و در دور دوم هم که ایشان به مجلس رفتند خوشحالم که کوچک‌ترین حمایتی از ایشان نکردم و رأی خود را آشکار در صندوق هلال احمر به آقای مجید باقریان دادم که از طیف اصلاحات است. اگر چه برای ایشان هم هیچ فعالیتی نکردم چون می‌دانستم شرایط مناسب و فراهم نیست اما شخصاً به ایشان رأی دادم. آقای معصومی از دوستان خوب ما است و در شرایطی که کاندیدای اصلاح طلب در صحنه نبود، به ناگزیر رأی خود را به غیر اصلاح طلب داد و این حق او بود که می‌توانست به تشخیص خود و نه به توصیه کسی رأی خود را به گونه ای مصرف کند و بنده به هیچ عنوان در این امر نقش نداشتم.

گویا از طریق رسانه‌ها اعلام کاندیداتوری کرده‌اید، آیا قصد دارید تا آخر بمانید؟

بنده گفته‌ام تسلیم رأی و نظر دوستان اصلاح طلب در شهرستان کهگیلویه هستم و خرد جمعی را برای تعیین کاندیدای این دور از مجلس پذیرفته‌ام. هنوز اصلاح طلبان شهرستان کهگیلویه کاندیدای نمایندگی مجلس را به صورت روشن اعلام ننموده‌اند و انشاالله در آینده با رایزنی و همفکری همه بزرگان اصلاح طلب کهگیلویه بزرگ اعلام خواهند کرد. خرد جمعی تعهد جمعی را به همراه دارد و تعهد جمعی راهگشا و امید بخش است.

نظر حضرتعالی در مورد انتخاب کاندیداهای اصلاح طلبان در هر سه حوزه استان توسط شورای هماهنگی اصلاح طلبان استان چیست؟

بنده اطلاعی از شورای هماهنگی اصلاحات ندارم و تنها به این نکته بسنده می‌کنم که به رأی خرد جمعی بسنده می‌کنم.

ظاهراً دیداری با سرهنگ حبیبی دیگر کاندیدای حوزه کهگیلویه بزرگ اخیراً داشته‌اید، جریان این دیدار چی بوده؟ البته نفس دیدار و عیادت خیلی هم خوب است اما با توجه به این که در سال انتخابات قرار داریم، شائبه برانگیز بوده.

این دیدار شخصی و دوستانه بود و سرک کشیدن به درون خانه‌ها و حریم خصوصی و شخصی مردم از مصداق‌های آشکار بد اخلاقی است. گر در خانه کس است، یک حرف بس است (توضیح توازن: چندی پیش عکس‌هایی از این دیدار در رسانه‌ها منتشر گردیده بود).

نقد دیگری که به شما به عنوان یکی از بزرگان جریان اصلاحات حوزه کهگیلویه و حتی استان وارد است این بوده که اکثر مدیرانی که معرفی می‌کنید، کسانی هستند که حتماً به حاج آقا بزرگواری رأی داده‌اند، آیا دراین مورد سخنی دارید؟

در دوره نهم انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه کهگیلویه بزرگ که آقای بزرگواری و دیگر اصولگرایان درصحنه انتخابات حضور داشتند، کاندیدای اصلاح طلبی در صحنه حضور نداشت و مردم کهگیلویه با توجه به روابط شخصی و قومی، منطقه ای و منافع شخصی و… ناگزیر به انتخاب بودند و ما هم به دوستان خود گفتیم به هر کس که خود تشخیص می‌دهید رأی بدهید؛ اما هیچ گاه کاندیدای خاصی را به آن‌ها توصیه نکردیم و به نفع هیچ کاندیدایی سخن نگفتیم و مطلبی ننوشتیم؛ بنابراین در آن شرایط بعضی از دوستان اصلاح طلب به ناگزیر به کاندیدای غیر مطلوب خود رأی دادند اما فکرشان را از دست ندادند و این‌ها حق داشتند که در آن شرایط به تشخیص خود رأی دهند و به تکلیف خود عمل کنند و این درست نیست که آن‌ها را مورد بازخواست قرار دهیم. اگر امروز ما دوستان خود را متهم کنیم که شما درگذشته به فلان کس رأی داده‌اید عملی خردمندانه و به صلاح جریان اصلاح طلب نیست. انگشت روی هر کسی بگذاریم چنین نسبتی را می‌توان به او داد که به یکی از کاندیداهای غیر اصلاح طلب رأی داده است در برهه ای از زمان. به طور کلی این پرونده سازی ها برای شرکت در یک انتخابات و رأی دادن به یک شخص نشان کوته فکری است و این که ما شب و روز همدیگر را متهم کنیم نه با عقل سازگار است و نه با اخلاق؛ و این به دور از عقل است که ما نیروهای خود را با این چوب فراری بدهیم؛ اما… اگر قرار است که مست گیرند، باید هر آن که هست گیرند؛ و اگر هر آنچه هست گیرند، دیگر کسی در صحنه نیست.

به نظر می‌آید که اختلافات دو طیف اصلاح طلب حوزه کهگیلویه بزرگ همچنان باقی است، آیا احساس نمی‌کنید که اصلاحات در حوزه کهگیلویه نیاز به بازسازی و نوسازی اساسی و کنار رفتن هر دوی شما و میدان دادن به دیگرانی مثل مهندس لطیف رستاد، دکتر دارا کریمی نژاد، حاج کرامت کریمی، دکتر علی یار اسماعیلی، دکتر تقوی نژاد و… دارد؟

وقتی می گویند داوطلب، یعنی باید خود خواهان کاری باشد. ما راه را بر هیچ کس نبسته‌ایم و هر کس در خود توان و لیاقت احساس کند می‌تواند برای نمایندگی مجلس خود را نامزد نماید؛ اما چون داوطلبی نمایندگی در میان جامعه عشیره ای و نیازمند، تبعات و دردسرهایی دارد کسی پا پیش نمی‌گذارد. چون هر کس پا پیش گذاشت چه برنده شود یا نه، مدیون مردم است و باید به خواسته‌های مردم پاسخ گوید، از این جهت بسیاری نمی‌خواهند خود را به دردسر بیندازند و اگر بنده و آقای لاهوتی سالهاست که در این وضعیت به سر می‌بریم نه از خودخواهی ماست چون نفعی در کار نیست بلکه تعهدی است که دیگران حاضر به ریسک نیستند؛ که پا پیش بگذارند. اگر چهار نفر از دوستان شاخص اصلاح طلب بیایند و از بنده بخواهند که صحنه را ترک کنم و کس دیگری را نامزد کنند بی درنگ می‌پذیرم و سپاسگزاری هم می‌کنم و دستان پر مهر و محبتشان را به گرمی می‌فشارم، چون به بنده خدمت کرده و بار سنگینی را از دوشم برداشته‌اند. ولی چه کنیم که حرف‌ها زیاد است ولی کس به میدان در نمی‌آید. بنده صراحتاً اعلام می‌کنم آماده‌ام که دوستان بنشینند و کس دیگری را انتخاب و اعلام نمایند، مسلماً به دعوت آن‌ها لبیک خواهم گفت.

نظر شما در مورد عملکرد دکتر غلامرضا تاجگردون (نماینده مردم گچساران وباشت در مجلس شورای اسلامی) چه در سطح ملی و چه منطقیه ای چیست؟

آقای تاجگردون از نمایندگان پر توان و کارآمد مجلس است که هیچ انسان منصفی نقش و توانمندی او را در این دوره از مجلس شورای اسلامی کتمان نمی‌کند. توانایی او بر کلیت مجلس تأثیر نهاده است. ضمناً انسانی است اهل تعامل و دغدغه توسعه و آبادانی را دارد و در این راه پیش می‌رود. البته دوستان اصلاح طلبی هستند که راه و روش ایشان را نقد می‌کنند و آقای تاجگردون باید به پرسش‌های آن‌ها پاسخ دهد و آنچه که به روشن شدن حقایق می‌انجامد را با آنان در میان بگذارد. به نظر بنده یک نماینده باید بتواند در مجلس نقش خود را به خوبی ایفا کند و از قانون، بودجه و نیازهای جامعه سر دربیاورد و اهل تلاش و تکاپو باشد. البته آقای تاجگردون نماینده مردمی است که به مسائل قومی و منطقه ای نیز توجه دارند و سایر حوزه‌های انتخاباتی استان نیز به همان میزان درگیر مسائل قومی هستند. نکته بسیار مهمی که در اینجا وجود دارد این است که همه ما باید تعامل و سازگاری، خیراندیشی و آینده نگری را مدنظر داشته باشیم و تمرین و تجربه کنیم.

دوستان اگر اختلاف نظری دارند بهتر است در فضایی مناسب گرد هم بنشینند و سخنان هم را بشنوند و به ابهامات واقع بینانه و منصفانه پاسخ دهند. تخریب، ناسازگاری ومطلق گرایی کارساز و مفید نیست و موانعی بر سر راه پیشرفت است. همه حق دارند نقد کنند اما هیچ کس حق ندارد از انصاف بگذرد.

 

عده ای از دوستان اصلاح طلب ضمن انکار سابقه دکترتاجگردون در جریان اصلاح طلبی بر این عقیده هستند که ایشان اصلاح طلب نیست، مهم‌ترین دلیل آن‌ها برای این اتهام، همانا رییس کمیسیون برنامه و بودجه شدن ایشان در مجلس اصولگراست. نظر حضرتعالی در این مورد چیست؟ آیا ایشان را در خط فکری اصلاح طلبان قلمداد می‌کنید یا نه؟

این که بعضی از دوستان بگویند تاجگردون اصلاح طلب نیست، ادعایی نادرست و برداشتی شخصی است. تعیین اصلاح طلب بودن یا نبودن درصلاحیت شخص یا گروه خاصی نیست. باید به سابقه و تجربه شخص و داوری اکثریت جمع توجه کرد. اصلاح طلبان بهتر است از تنگ نظری و شیوه برچسبی بهره نجویند. آقای تاجگردون اصلاح طلب بوده، هست و خواهد بود؛ اما روابط و تعاملش بیشتر بخشی از اصولگرایان را هم در بر می‌گیرد و اهل افراط نیست. محدود نگری مانع رسیدن به توسعه و پیشرفت اقتصادی و عمرانی است. البته اصلاح طلبان همه این گونه نمی‌اندیشند و روش‌های یکسانی ندارند. منش‌ها و روش‌های افراد متفاوت‌اند و این به معنای نفی اصلاح طلبی نیست. در یک کلام آقای تاجگردون اصلاح طلب است با روش وتعامل متفاوت وبا نگاه ویژه اقتصادی و عمرانی؛ اما دوستان باید بدانند که اصلاح طلبی چیزی نیست که هر کس آنچنان که خود می‌پسندد تعریف کند و با معیارهای خود سنجش نماید. اصلاح واصلاح طلبی تعریف کلیشه ای و مشخصی ندارد و کسی را نمی‌توان با ملاک‌هایی که خود در نظر می‌گیریم، اصلاح طلب یا اصولگرا بدانیم. مهم این است که اولاً شخص همواره در یک جریان حضور داشته باشد که ایشان همواره حضور داشته‌اند. دوم این که خود بپذیرند و اعلام کند که من عضو فلان جریان هستم که ایشان به کرات اعلام نموده و این را پذیرفته است. سوم اینکه اکثریت مردم او را منتسب به جریانی خاص بدانند که اکثریت بر این‌اند که ایشان اصلاح طلب است؛ اما اختلاف نظر در این است که ایشان بسیار اهل تعامل است و با شخصیت‌های اصولگرا نیز ارتباط و تعامل دارد. ارتباط و تعامل به شرط حفظ موضع و برای گشایش کارهاو قدم به جلو گذاشتن ناپسند نیست. اصلاً چه کسانی حق دارند و به چه کسانی حق داده شده است که اصلاح طلب بودن یا نبودن را مشخص نمایند؟ به نظر بنده نگاه جمعی وعرفی ملاک نیست و هیچ گروهی حق ندارد که تعیین نماید چه کسی اصلاح طلب و چه کسی اصولگراست و نظر خود را صائب، درست، قطعی و فصل الخطاب بداند. رئیس کمیسیون بودن به نظر بنده فقط نشان از توانایی ولیاقت او در این کار دارد و همه می‌دانند که ایشان سال‌ها در امور برنامه و بودجه کار کرده است و تجربه‌های فراوان دارد و مسلماً بهتر آن است که که کسی در رأس کمیسیون قرار گیرد که از کار آن سردرآورد و بتواند از عهده چنین کاری برآید و این یک امر کاملاً تخصصی و فنی است.

ما هنوز نقد و سازگاری و تحمل همدیگر را تجربه و تمرین نکرده‌ایم و یاد نگرفته‌ایم که حرف‌های همدیگر را بشنویم و در عین حال خویشتن داری و سازگاری نسبت به هم پیشه کنیم.این یک مشکل فرهنگی و رفتاری است که برای پیشرفت امور مانع سختی به شمار می‌رود. همه ما باید درس خودشناسی بیاموزیم و آنچه را که به صلاح فرد و جامعه نیست، از زندگی خود بزداییم. علت اختلاف این است که بعضی انسان‌ها نه تنوع را می‌پذیرند و نه احترام به دیگر انسان‌ها را. ما به خود حق می‌دهیم که هر کس را سد راه منافع خود ببینیم با تهمت و افترا و از راه‌های ناجوانمردانه از سر راه برداریم و شخصیت او را لگد مال کنیم. این روش از هر انسانی با هر تفکری سر بزند ناپسند و ناستودنی است.

به نظر شما عملکرد دکتر روحانی که رئیس جمهوری اش را مدیون رأی جریان اصلاحات است، چطور می‌بینید؟با توجه به شرایط و موانع داخلی و خارجی تاکنون مفید و ستودنی بوده است. مهار تورم و وجود امنیت داخلی از یک طرف و به سرانجام رساندن چالش هسته ای در سطح بین الملل از دیگر سو نشان از تدبیر و توانمندی این دولت دارد؛ اما دولت کارهای ناکرده بسیاری هم در پیش دارد که باید به آن‌ها بپردازد و آن‌ها را به سرانجام برساند. مهم‌ترین آن‌ها بحث اشتغال است. در این بخش تا کنون کار چشم گیری انجام نداده است. جوانان تحصیل کرده و بیکار ما فراوان هستندکه در شرایط نامساعد روانی و عدم دستیابی به نیازمندی‌های مناسب زندگی درمانده‌اند. باید این مسئله را بسیار بسیار جدی گرفت، چون این نسل در اثر بیکاری و نداشتن یک زندگی مناسب و شرافتمندانه دارد پژمرده می‌شود. باید تحصیل کردگان جامعه را دریابند و کاری کنیم که زندگی آن‌ها سامان یابد و دغدغه‌ها، پریشانی‌ها به آرامش و آسایش بینجامد. ختم کلام این که دولت اگر دراین خصوص کاری نکند، زیر سؤال است.

نظر شما در رابطه با عملکرد دکتر موسی خادمی به عنوان اولین استاندار اصلاح طلب بومی استان چیست؟ آیا عملکرد ایشان قابلیت دفاع دارد؟ایشان فرزند این استان است و از کمبودها و نیازهای مردم استان با خبر است و نگاهی توسعه ای و عمرانی دارد و همه انرژی خود را برای بهبود وضع استان به کار گرفته و برای این که در کارش موفق شود نیازی به همگامی همه گروه‌های سیاسی اجتماعی و دلسوز این استان دارد. البته این بدین معنا نیست که نقد و پرسش گری را نادیده بگیریم. ایشان لازم است که از کارشناسان و دلسوزان استان بیشتر بهره بگیرد و برنامه‌ها کارشناسی شده و اثر بخش در ابعاد مختلف برای استان داشته باشند. راه، آب و اشتغال در این استان از نیازهای اساسی است و بر همه ماست که همدیگر را در این راه یاری دهیم. مدیران باید همسو با برنامه و اهداف دولت تدبیر و امید عمل کنند و استاندار باید به این موضوع توجه نمایند. در کل می‌توان گفت که خادمی از فرزندان دلسوز و پرتلاش استان است و دغدغه کار و خدمت به مردم را دارد.

همانطور که اطلاع دارید، اصولگرایان بویراحمد دکتر هدایت خواه را به عنوان کاندیدای نهایی انتخاب و اعلام کردند، در این ارتباط چه صحبتی دارید؟

کاندیداتوری حق هر کسی است که احساس می‌کند شرایطش را دارد و انتخاب نماینده حق هر شهروندی است که شرایط انتخاب را دارد. مردم بویراحمد هر انتخابی که کنند و هر راهی را که برگزینند برای ما قابل احترام است. به طور کلی هر کس به این میدان قدم بگذارد، ما به او خیر مقدم می گوییم.

 

اگر چنانچه شورای هماهنگی اصلاحات استان در مقابل دکتر غلامرضا تاجگردون در حوزه گچساران و باشت کاندیدا معرفی کند، به نظر شما مردم به شورای هماهنگی پشت می‌کنند یا به دکتر تاجگردون؟

مردم خود هستند و تصمیم می‌گیرند و با درایت آنچه را که صلاح می‌دانند، برمی گزینند. امیدوارم برادران اصلاح طلب با هم سازگاری پیشه کنند، سخن همدیگر را بشنوند، به پرسش‌های هم پاسخ دهند و هم دل و هم قدم در راهی قدم بگذارند که به مصلحت مردم و جریان اصلاح طلبی و موجب پیشرفت و توسعه همه جانبه باشد. همه ما باید بپذیریم که در حرکت سیاسی اختلاف نظر، سلیقه و دیدگاه روی می‌دهد اما تعهد اساسی ما این است که با تعامل، نقد و خیرخواهی همدیگر را تحمل کنیم و برای هدف بزرگ‌تری که در پیش داریم از مسائل کوچک‌تر بگذریم. توصیه بنده این است که دوستان که نگاه‌های متفاوتی دارند با هم بنشینند، رایزنی کنند و نهایتاً مناسب‌ترین راه را برگزینند. اختلاف در هرکجا و از جانب هر کس و هر گروهی باشد پسندیده نیست و با همدلی و همگامی است که می‌توانیم به اهداف خود نزدیک شویم.

شنیده‌ها حاکی از آن است که سه گزینه برای سر لیستی لیست اصلاح طلبان در تهران تا الان مطرح هستند، آقایان دکتر محمدرضا عارف، حاج آقا ناطق نوری، دکتر لاریجانی. در این مورد چه نظری دارید؟ کدام یک از این افراد صلاحیت سر لیستی اصلاح طلبان را دارند؟

سر لیست اصلاح طلبان باید اصلاح طلب باشد و دکتر عارف گزینه خیلی خوبی است.

 

اولین کلمه ای که با شنیدن اسامی زیر به ذهن حضرتعالی خطور می کند را بیان کنید.

-حضرت امام خمینی (ره)؛ پدیده شگفت عصر ما

-مقام معظم رهبری؛ ستون خیمه انقلاب و نظام

-آیت الله طالقانی؛ محبوب همه دوران‌ها

-آیت الله منتظری؛ تاریخ داوری می‌کند

-سید محمدخاتمی؛ از دل مردم بپرس

-آیت الله هاشمی رفسنجانی؛ گنجینه تجارب

-آیت الله سیدحسن خمینی؛ آماج نگاه‌ها

-دکتر محمود احمدی نژاد؛ ماجراهای یک رییس جمهور

-دکتر حسن روحانی؛ آنکه باورمان نمی‌شد

-دکتر محمد جواد ظریف؛ آنکه منتظرش بودیم

-دکتر علی مطهری؛ ندایی تازه

-مرحوم آیت الله ملک حسینی؛ منحصر به فرد

-حاج بهرام تاجگردون؛ یاد آور آن روزها

-سید باقر موسوی؛ جوشش و کوشش

-سید ضیاالدین رضاتوفیقی؛ نوش و نیش

-علی خواجوی؛ اصلاح طلبی خالص

-دکتر غلامرضا تاجگردون؛ تفسیر ناپذیر

-سید قادر لاهوتی؛ دنیایی دارد

-لطیف رستاد؛ میدان داری تازه نفس

-حاج میر احمد تقوی؛ شخصیتی ویژه

-حاج سید محمد موحد؛ داوری‌های گوناگون

-حاج آقا بزرگواری؛ همان گونه که هست

ضمن تقدیر و تشکر مجدد بابت وقتی که در اختیار قرار دادید، اگر صحبتی دارید بیان بفرمایید؛

یکی از دغدغه‌های اساسی بنده این است که می‌بینم سال‌هاست که نیروهای سیاسی استان بخش زیادی از انرژی خود را صرف چالش، ستیزه و اختلاف با هم می‌کنند و کمتر به این می‌اندیشیم که این چالش‌ها توسعه و پیشرفت ما را در ابعاد اقتصادی، عمرانی، فرهنگی، اخلاقی و روابط سالم اجتماعی مانع می‌شود و زمینه یک زندگی بهتر را برای ما از میان می‌برد. توصیه بنده این است که نیروهای تحصیل کرده، صاحب نظر و صاحب نفوذ استان با هر فکر و گرایش سیاسی که دارند به توسعه استان بیندیشند و برای عمران و آبادانی و خروج از بن بست ها دست به دست هم دهند تا بتوانیم در آینده، جامعه ای بهتر و شاداب تر با افکار و دستان پر تلاش خود بسازیم.

خدایا چنان کن سرانجام کار، تو خوشنود باشی و ما رستگار

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • دهدشتی می‌گه:

    باسلام :خدمت استاد عزیز عرض کنم شما که فرمودید من به باقریان رأی دادم . اما وقتی از پارسال که فرصتی به دست آمده واستاندار ومدیر کل آموزش وپرورش از شما مشاوره خواستند شما آقایانی مثل فروزان وسه تا معاونش وتقوی اموراداری قبلی وپیراسته فعلی را معرفی می کنی یعنی خو دت هم آقای بزرگواری را تأیید می کنید.

200x208
200x208