تاریخ درج خبر : 1394/07/10
کد خبر : ۵۱۹۱۶۱
+ تغییر اندازه نوشته -
جهانگیر ایزدپناه

ملک الشعرای بهار؛ ادیب و شاعر دوران مشروطیت

محمد تقی صبوری ملقب به ملک الشعرای بهار فرزند میرزا محمد کاظم صبوری متولد ۱۲۵۶ ه. ش و وفات وی در سال ۱۳۳۰ ه. ش. پدرش لقب ملک الشعرای استان قدس رضوی را از ناصرالدین شاه و خودش نیز بنا بر برخورداری از ذوق و مهارت شاعری در سن ۱۸ سالگی لقب ملک الشعرای استان قدس را از مظفرالدین شاه گرفت، هم پدر و هم خودش به علت لیاقت و مهارت و ذوق شاعرانه این لقب را دریافت کردند و در خور و شایسته این مقام بودند. گرچه اوایل کار خیلی‌ها توانایی شاعرانه بهاررا به دیده تردید می‌نگریستند اما با درخشش استعداد بهار شایستگی وی برای این لقب بر همگان مسجل شد.

hqdefaultوی به تحصیل زبان عربی و فرانسه پرداخت. قابل ذکر است که زبان فرانسه در ان زمان زبان رایج خارجی بود و اکثر دانشجویان ایرانی برای تحصیل علم به فرانسه اعزام می‌شدند. مادر بهار گرجی تبار بود که همراه خانواده‌اش در زمان فتحعلی شاه به ایران آمده بود. گرچه در سال‌های اولیه زندگی‌اش بیشتر شعر‌هایش در مدح و ستایش بزرگان و اولیای دین بود ولی با ظهور تجدد و مشروطه خواهی بهار به سمت ازادی خواهان روی آورد. مادر بهار به وی می‌گفت نو در شب سیزده ماه بدنیا امده‌ای وپدر بزرگت می‌گفت به همین خاطر تربیت پذیر نیستی. پدرش هم می‌گفت شاعری برای ادم نون و اب نمی‌شود. با اینکه بهار لقب و منصب رسمی ملک الشغرای استان قدس را داشت که لقبی رسمی بود و گذران زندگی‌اش هم از همین طریق بود به مشروطه خواهان پیوست و بر ضد «استبداد صغیر» محمد علی شاه به فعالیت پرداخت. با پیروزی مشروطه خواهان تبریز، رشت و بختیاری‌ها بر محمد علی شاه سروده‌های بهار در جشن‌های پیروزی ورد زبان مردم شد.. وی روزنامه نوبهار را منتشر کرد که بعدا توقیف شد و به جای آن تازه بهار را منتشر کرد.
بهار ضمن پایبندی و گرایش و پیوستگی به مکاتب شعری قدیم مضمون جدید آزادی خواهی و اجتماعی – سیاسی را در شعر‌هایش به کار گرفت،‌‌ همان تاثیری که مشروطیت بر عرصه شعر وادبیات نهاد شامل بهار هم گشت، اوایل هم به محمد علی شاه از سر نصیحت و پند و اندرز شعر سرود ولی محمد علی شاه راه نادرست خودش را انتخاب کرده بود.
پادشا‌ها چشم خرد باز کنی فکر سرانجام در آغاز کار کنی
بازگشا دیده بیدار خویش تا نگری عاقبت کار خویش
چند دوره هم به نمایندگی مردم خراسان و تهران به مجلس شورا راه یافت و در بحبوحه انقراض قاجار ونشستن رضا شاه بر اریکه قدرت همراه مدرس به مخالفت با رضا شاه برخواست وبعنوان نماینده اقلیت مجلس نطق شدیداللحنی علیه وی انجام داد. رضا شاه با کمک پشتیبانان خارجی‌اش قدرت را قبضه کرد و دستاوردهای مشروطه را هم لگد مال نمود و آزادی خواهان و شعرا و افرادی نظیر مدرس، فرخی یزدی و میرزا‌زاده عشقی یا کشته و یا به انزوا کشیده شدند. بهار که عرصه سیاسی را تنگ می‌دید و از طرفی به تحقیق و ادبیات و علم آموزی علاقه داشت از سیاست کنار گرفت و به کار علمی و تحقیق و تدریس و تصحیح متون قدیمی پرداخت، ولی باز رضا شاه و عواملش به طرق مختلف وی را تحت فشار قرار می‌دادند. علی رغم این فشار‌ها و زندان و تبعید‌ها سرایش‌های بهار ادامه داشت که نمونه بارز آن «مرغ سحر ناله سرکن» می‌باشد..
مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازه‌تر کن
زآه شرربار این قفس را
برشکن و زیر و زبر کن
بلبل پربسته! ز کنج قفس درآ
نغمهٔ آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصهٔ این خاک توده را
پر شرر کن
ظلم ظالم، جور صیاد
آشیانم داده بر باد
ای خدا!‌ای فلک!‌ای طبیعت!
شام تاریک ما را سحر کن
نوبهار است، گل به بار است
ابر چشمم ژاله بار است
این قفس چون دلم تنگ و تار است
شعله فکن در قفس،‌ای آه آتشین!
دست طبیعت! گل عمر مرا مچین
جانب عاشق، نگه‌ای تازه گل! از این
بیشتر کن
مرغ بیدل! شرح هجران مختصر، مختصر، مختصر کن
عمر حقیقت به سر شد
عهد و وفا پیسپر شد
نالهٔ عاشق، ناز معشوق
هر دو دروغ و بیاثر شد
راستی و مهر و محبت فسانه شد
قول و شرافت همگی از میانه شد
از پی دزدی وطن و دین بهانه شد
دیده‌تر شد
ظلم مالک، جور ارباب
زارع از غم گشته بیتاب
ساغر اغنیا پر میناب
جام ما پر ز خون جگر شد
ای دل تنگ! ناله سر کن
از قویدستان حذر کن
از مساوات صرفنظر کن
ساقی گلچهره! بده آب آتشین
پردهٔ دلکش بزن،‌ای یار دلنشین!
ناله برآر از قفس،‌ای بلبل حزین!
کز غم تو، سینهٔ من پرشرر شد
کز غم تو سینهٔ من پرشرر، پرشرر، پرشرر شد
«مرغ سحر» یکی از شاهکارهای بهار است که از محتوای آن چنین بر می‌آید که از جنبش چپ تاثیر پذیرفته و به همین خاطر تا مدتی کسی به طور علنی آن را اجرا نمی‌کرد تا اینکه گویا اول توسط قمر الملوک وزیری خوانده شد. واقعیت این است که آهنگ‌هایی نظیر «مرغ سحر» و: زمن نگارم. خبر ندارد| «در سطح ملی و» شیر علی مردون «در سطح محلی چنان جذاب و زیبا هستند که هر کسی آن‌ها را خوانده است دلچسب و دلنشین بوده
شعر واهنگ مرغ سحر بعدا توسط خانم پریسا و استاد شجریان و… به زیبایی اجرا شده است.
حال که صحبت از» مرغ سحر «و اجرای آن توسط قمرالملوک وزیری شد بد نیست یادی هم از غرور و شجاعت این زن دلاور کنیم که در زمان رضاشاه شبی کنسرتی اجرا کرد و در پایان کنسرت» تیمور تاش «وزیر مقتدر دربار رضاشاه پیغامی برای قمرالملوک فرستاد که امشب به منزل من بیایید مهمانی دارم، قمر نپذیرفت. تیمور تاش برایش نوشت که من تیمور تاشم. قمر هم در جواب گفت بگو اگر تو تیمور تاشی من هم قمرم، قمر!. جسارت و شجاعت عجیبی بود که در مقابل تیمورتاش ایستاد.
قمر، این غزل خوان باغ ازادی وهزار دستان اواز ایران متولد ۱۲۸۴شمسی درسال ۱۳۳۸ در عالم تنگدستی در تهران درگذشت. اشعار عارف را نیز اجرا می‌کرد.
یکی دیگر ازسروده‌های بهار» ز. من نگارم خبر ندارد «می‌باشد
ترانه ز من نگارم خبر ندارد:
زمن نگارم، عزیزم، خبر ندارد به حال زارم، حبیبم، نظر ندارد
خبر ندارم من، از دل خود
دل من از من، عزیزم، خبر ندارد
دل من از من، عزیزم، خبر ندارد
کجا رود دل عزیز من آخ که دلبرش نیست
کجا رود دل عزیز من آخ که دلبرش نیست
کجا پرد مرغ، عزیزم، که پرندارد
کجا پرد مرغ، عزیزم، که پرندارد
امان از این عشق، عزیز من آخ، فغان از این عشق
امان از این عشق، عزیز من آخ، فغان از این عشق
که غیر خون جگر ندارد
که غیر خون جگر ندارد
امان از این عشق، عزیز من آخ، فغان از این عشق
امان از این عشق، عزیز من آخ، فغان از این عشق
که غیر خون جگر ندارد
که غیر خون جگر ندارد
همه سیاهی، عزیزم، همه تباهی مگر شب ما، حبیبم سحر ندارد

اهنگ اولیه» زمن نگارم خبر ندارد «ساخته درویش خان نوازنده زبردست تار زمان ناصرالذین شاه قاجاراست بعد توسط استاد شجریان و… هم اجرا شد.» ظل السلطان «دستور قطع انگشتان همین درویش خان را داده بود درویش خان به ناچاربه سفارت انگلیس پناه برد وبا وسا طت سفیر انگلیس از مهلکه جان سالم بدر برد.

بهار درزندان وتبعید اشعارزیادی سروده نظیر- -من نگویم که مراازقفس ازاد کنید
قفس م برده به باغی دلم شاد کنید

بهار همراه شهید مدرس جزاقلیت مجلس بودند که مخالف به قدرت رسیدن رضاشاه بودند. عوامل رضا شاه در مجوطه بیرون مجلس شخصی بنام واعظ قزوینی را بخاطر شباهتش به بهارکشتند. رضاشاه کلی عصبانی شد که کلک بهار کنده نشد. بهاربعد ازتبعید رضاه شاه درشهریور ۱۳۲۰ فعلیت خود راازسرگرفت وبنیان گذاری و ریاست» جمعیت ایرانی هوادارصلح «رابه عهذه گرفت و» جغد جنگ «راسرود. وی اثار زیادی دارد از جمله دیوان اشعارش –سبک‌شناسی ادبیات فارسی –تاریخ اخراب سیاسی –و….. ودرسال ۱۳۳۰ شمسی چشم ازجهان فروبست.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208