تاریخ درج خبر : 1394/07/11
کد خبر : ۵۱۹۱۷۷
+ تغییر اندازه نوشته -
سید غلام عباس موسوی نژاد

«باید کسی باشد»

mosavi.ab

سایت استان: سید غلام عباس موسوی نژاد

غدیر را ما در غدر روزگار فراموش می کنیم ،بشر همیشه از سردر گمی می هراسد واز سرانجام کار خویش بیم دارد ،نگران است در مسیرهای طولانی وپرپیچ وخم ،هوشیاری خود را ازدست بدهد واز خود می پرسدآیا می تواند همواره هدف را بیاندیشد وآنرا گم نکند واز تلخی شک وریب به شیرینی ایمان برسد وشهد شیرین ایقان واعتماد ،کام جانش را خنکی ببخشد وهراس را از دل بزداید ؟.
در طول تاریخ ودر درازنای فرهنگ بشری ،در همه زمانها ومکانها بشر دنبال نقطه عطفی ،معیاری ،خط کشی برای زیستن ،قضاوت کردن ،نگریستن بود ،تا بتواند در آنجا بایستد وبه هستی نگاه کند ،بتواند برمسند قضاوت بنشیند ودر مورد نیک وبد قضاوت کند ،بتواند معیاری برای زندگی ارایه بدهد ،بتواند الگویی برای مردن رسم کند ،بتواند مسیری برای حکومت کردن ترسیم کند ،بتواند فرق بین زیستن باذلت را از زندگی باعزت ،تمییز دهد ،بتواند شمع بیت المال را برای غیر بیت المال خاموش کند ،که اگر مدیری شمع بیت المال را خاموش نکند ،زیر دستان ،گردن فرازی می کنند ودست می یازند وحقوق ناس را که خداوند پادشاه آنان است (ملک الناس ،اله الناس) ،به نام قانون وبه کام خود می کشد وحق را ملعبه خویش قرار می دهد وخود را معیار می پندارد وباطل را بزرگ می بیند وحق را کوچک جلوه می دهد.
اما باید کسی باشد ، ونمی شود ونمی تواند کسی نباشد ولا ریب فیه هدی للمتقین و کسی باید باشد که بتواند در گیر ودار تردیدها وشبهه افکنی ها حق را از باطل تفکیک وغربال کند نا پاکی ها وآلودگی ها را بزداید وبرای آنانی که تشکیک می کنند ،معیار سنجش ومسیر عبور بسازد .باید کسی چون علی باشد که زاهدان تهی مغز وعبادت پیشه را ،از خانه پوشالی عبادت بی تفکر به زیر بکشد وبه دنیا بفهماند که حتی عبادت هم می تواند ،آدمی را از خداوند دور کند ،اگر از شریعت فقط ،عبادت را برگزینی وبا آب حماقت وضو بگیری .
باید علی باشد که بگوید پینه های پیشانی ،تنها نشانه رستگاری نیست ،تا بر سنگ وچوبی ،پیشانی بگذاری وبا خود بیاندیشی که رسم رستگاری را تو ترسیم می کنی ،بلکه بدانی کاخی که بر پایه جهل بناشود ،کتابی که ظرف روح تورا پرکند ،ایمانی که غبار ولباسی گردد وحجابی بشود وچشم بصیرت تورا ببندد ،تورا ابله تر می کند ودر جهالت خود استوار تر ودر مقابل تربیت امامت ورهنمایی پیشوایت مقاومتر
تو خو حجاب خودی حافظ ،از میان بر خیز
آنگاه ،تو می شویی ،تربیت ناپذیر ونصیحت همه عالم به گوش تو باد می شود وهرچه عمیق تر می روی زاویه ات با حق بیشتر ودسترسی تو به حقانیت کمتر می شود ،چون تو ومذهب تو بر اساس باور های نادرست شکل گرفته ومبنای تو اشخاص بوده ومعیار تو برای حقانیت امور ،تدبیر وتحقیق نبوده تا در آن تحقیق وتدقیق ،حق را بشناسی وبر مبنای آن عمل کنی بلکه ،تحمیق جلوی تربیت تورا گرفته ولذت اندیشیدن وتحقیق وانتخاب واجتهاد را نچشیدی واز برهوت ریب وگمان عبور نکردی ،تا آبدیده شوی، روحت در کوره های شک وتردید حرارت ببیند ،ذوب شود ،ذوب شوی ،درس بگیری ،تشنه شوی ،شوق شوی وبه نردبان انتخاب برسی واز آن بالا بروی ودستت به خوشه اجتهاد برسد وکام جانت شیرین شود وتلخی از وجودت رخت بر بندد ودر زلال عشق تطهیر شود وخاتم سلیمانی بیابی ونقش وجودت را بر طغرای علی مطهر کنی ….
غدیر یک برکه است تا از آن بنوشی ودر واحه ها سرگردان نشوی وسرابها فریبت ندهد وبادهای گرم کویر مأیوست نکند وگرد وخاک مسیر ، گمراهت نکند وخستگی مرددت نکند وتورا از رفتن نومید نکنند وبدانی که این واحه طراحی شد ،برای اینکه توبتوانی ،از بیابان ریب ،بگذری ودست در حلقه آن زلف بکنی وبا ساکنان حرم ستر عفاف ملکوتش بنشینی وابیت عند ربی کنی ویطعمنی ویسقینی بشنوی وپای در رکباب معراج بگذاری ،غدیر تورا ومرا وهمه عالم را کفایت می کند .
غدیر جایی نیست که تو علی را بر گزینی ،جایی نیست که تو مجبور باشی دستت را به اکراه در دست علی بگذاری ،غدیر جایی که علی تورا بر می گزیند ،اگر پر پروازت به بلوغ رسیده باشد ،اگر توانسته باشی برای سفری به درازای تاریخ توشه فراهم کنی ، گام برداری ،اگر بتوانی از طوفان تردید به ساحل نجات پای بگذاری ،اگر بتوانی به ناخدای کشتی ،اعتماد داشته باشی ،اگر فرق بین خدا ونا خدا را بفهمی وبدانی هرکسی نمی تواند ،ناخدای کشتی طوفانهای انتخاب باشد وهر ناخدایی نمی تواند دم از خدایی بزند :
به نا خدایی این کشتی شکسته مناز
که نا خدا نتواند ،دم از خدایی زد
غدیر جایی برای ایستادن نیست ،تا بتوانی دیگران را متوقف کنی ،جایی برای رفتن نیست تا بتوانی دیگران را وادر به رفتن کنی ،غدیر یک خط رسم شده ،یک پل ،یک گذرگاه انتخاب است ،تا هر انسانی در هر لحظه بتواند به سلامت عبور کند ودر هر لحظه ،خود را با معیار حقانیت بسنجدومقایسه کند وانحرافات خود را اصلاح کند.
غدیر جایی است که رفتگان باید برگردند ونیامدگان باید عجله کنند ،تا معیار ترسیم شده را ببینند ،تا بتوانند ظهور معیار را مشاهده کنند .کسی چه میداند که را وکی وچگونه ؟کسی چه میداند که باید دست به انتخاب بزند ؟ حتی پیامبر خدا ،فرستاده وحی ،رسول مرسل ،نمیداندکه چرا وکجا وکه را ؟ اما نور امید وشعله الهام بر جانش می تابد ودست محمد را می گیرد وکام جانش به لبخند محبتی ،شیرین می کند وراه اکمال وتکمیل دینش را روشن می کندونور الهام بیابان را روشن می کند :الیوم اکملت لکم دینکم ،
انتخاب محمد ،نه به خاطروجود پسر عمویش نه به خاطر دامادش ،نه به خاطر شجاعتش ،نه به خاطر دانشش ،نه به خاطر فرزندانش بل به خاطرشایستگی درا نتخابش وحسن انتخابش وبرای احترام حق انتخاب دیگران ومحترم شمردن انتخاب در همیشه تاریخ، ارجمندومحترم وقابل توجه است .
خداوند راه روشن رستگاری را ،نشان داد ،راه ستمکاری را هویدا ساخت وندای جارچیان را شنیدیم که لا اکراه فی الدین قدتبین الرشد من الغی. تا ما هردورا بشناسیم وهردو مسیر را چراغانی کرد وانتهایشان وابتدایشان وسرانجام هر کدام را ،روشن ومبرهن کرد وعلی را بر مسیر رستگاری گذاشت وفرمود معیار تکمیل دین تو ومسیر کمال تو وحتی پیامبرانم ،این مسیر بلوغ وابلاغ وکمال است وهرکسی با طیب خاطر وخوشحالی باطنی ،اجتهاد کرد وانتخاب کرد وبرگزید ،انعمت علیهم ،از رستگاران ونعمت دیدگان است وهرکه چراغ را دید واز مسیر هدایت دوری گزید وهرکه معیار را شناخت وخود را با او وماننداو همسو وهم خط نکرد ،والضالین است وآنکس که در راه ترکستان قدم می گذارد به کعبه ومولود کعبه نمی رسد واین مقتضای انتخاب است که انتخابگر مسئول مستقیم انتخاب خویش است ونتیجه اش را می پذیرد .اما آنچه از سرچشمه لطف انتظار می رود ،مسدود کرد وممنوع کردن راه ،گناه کاران وفریب خوردگان نیست ،بلکه همیشه تاریخ راه علی ،مسیر علی ونسیم علی در دشت های باز تاریخ برای روح هر آزاده ای می نوازد وهر کسی تا هر کجای تنگنای ظلمت رفته باشد وآنگاه بویی از علی شنیده باشد ،می تواند تمامی مسیر رفته را برگردد ودست در دست علی بگذارد ودامان او بگیرد ودر حصن محبت او وارد شود وراه علی گونه زیستن را وعلی گونه مردن را یاد بگیرد واز میان این همه انحراف ،آنرا برگزیند وسر در کمند فرمان او بگذارد .
غدیر یک برکه نیست ،یک دریاست ،اما یک برکه است که گرداگرد آنرا ،کویرهای وهم وتردید احاطه کرده اند ،غدیر با روایت علامه امینی ونقل سیره وصحاح وسلیم ودیگران رونق نمی گیرد ،زیرا حتی فرستاده خودش هم می بایست برای تکمیل ایمانش ،دست به انتخاب غدیر بزند واگر نزند ،ایمانش کامل نیست وبلوغش ثمر نخواهد داد .
برکه غدیر ،یک چشم انداز است ،تا روح آدمی در گیر ودار گرسنگی وتشنگی ،بر سراب سفره پر رونق ،گستراننده کاخ سبز دمشق ،ننشیند ،حتی اگر عقیل باشد ودست دراز کرده باشد، حله وصله بگیردودر دست او به عوض صله ،فلزی تفتیده وآهنی گداخته گذاشته باشند .
غدیر یعنی مبادا ! بوی خوش عبیر وعود معاویه شامه نفست را تحریک کند وتو عنان نفست را رها کنی وبرسفره جور بنشینی بلکه بایدن هیب بزنی وخودت را بر برکه غدیر برسانی واز سرچشمه خوشگوار آبش بنوشی ودستت را در دست مردی چون علی بگذاری که شمشیرش جز به حق وتدبیرش جز حق نمی شکافت ونمی یافت .
غدیر یک سنت است ،یک فرهنگ است ،ریشه در انتخاب آدمی دارد وریشه انتخاب آدمیست وانتخاب چه با شکوه است وچه بلند مرتبه تا هر نااهل بی حوصله ای ،هر بی دغدغه تن پروری به بلندای عروجش نرسد ،آری انتخاب ، دغدغه همیشه آدمی است ،تا انتخاب کند ،در دسیسه عمروعاص گرفتارباشد ویا همراه وهمرأی علی باشد وباب گشوده شهر علمها ومرد عملها باشد .
غدیر هم سرانجام است وهم ابتدای مسیر ،برای آنکه معراج را تجربه کرده ،بر هودج عزت نشسته وتا قاب قوسین ،اوج گرفته ،غدیر ،یک سرانجام است وانتهای سفر وابلاغ واکمال ،اما برای من وشما ،یک ابتدای راه است ،تا مانند علی بیاغازیم راهی را ،که زیرکی را حق ندانیم ،از اسلام مغز ولب اسلام را درک کنیم ، پوستن را از تن دینمان خارج کنیم واز حکومت کردن خدمت را بیاموزیم واز مراوده دوستی ومودت را درک کنیم ،شب بر بستر مرگ بخوابیم وصبح بر محراب دعا به بلوغ برسیم .
غدیر یک شاهراه تقسیم است تا هر کسی به سهم خود وبه اندازه دانش خود برای قبیله اش وبرای خانه تاریکش نوری وامید ظهوری به ارمغان ببرد ودیگران را آگاهی ببخشد ونور وروشنی را هدیه ببرد .غدیر یک محله ویک محل برای نامگذاری نیست تا مقدسش بدانی وگذار از را آن فضیلتی بنامی ،غدیر مبنا ومعیاری است که هر انسانی دایما ودر تمام طول زندگی بر چند راهی انتخاب می ماند وباید ،درک کند وبداند که کدام راه به بن بستی بی راهه منجر می شود وکدام راه مسیر خانه دوست وسرمنزل مقصود ماست .
در برکه غدیر واز برکه غدیر نه می توان زود رفت که معیار غدیر است ونه می توان ایستاد که باید در مسیر بود .هر روز وهر لحظه ،ما بر غدیر انتخاب ایستاده ایم ،تا معیارهایمان را با او بسنجیم وخطاهایمان را اصلاح کنیم .غدیر شاهراه تقسیم نور بصیرت است وترازوی سنجش معرفت است .غدیر پاداش یک عمر همراهی بدون ذره ای انحراف است .غدیر پاداش آزمونهای حیرت انگیز ومرگزای علی است وهر کسی را نمی توان به ترازوی او سنجید ودر مقابل علی گذاشت ،تنها اوست که می تواند از همه تلخ کامی ها سرفراز بیرون آید وحکیمانه نهج بلاغت بگشاید وقهرمان غدیر شود .غدیر جشن قهرمانی شباهت وپیروی از رسول مقبول است .

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208