تاریخ درج خبر : 1394/07/15
کد خبر : ۵۱۹۷۴۸
+ تغییر اندازه نوشته -
غریب واحدی پور

زنگار گرفتگی وجدان

img-20150831-wa0005

بنظر خیلی خسته و افسرده بود، گویا دنبال بهانه‌ای می‌گشت تا از درد جانسوزش با کسی که درکش می‌کند، سخن بگوید، در نتیجه همین جمله سؤالی کوتاه «از کار چه خبر؟» که فقط بهانه‌ای برای گفتگو بود، بلادرنگ بسان جرقه‌ای آتش درون او را شعله ور ساخت.

لذا، اینگونه سخن آغاز کرد; «سال‌ها قبل جمله‌ای خواندم به این مضمون که»… نمی‌توان از شاهین خواست که برای کلاغ کار کند.. «این کلام از جمله حکایت‌هایی بود که علی رغم گذر سال‌ها نیروی لایزال و محو کننده زمان توان زدودنش از خاطرم را نداشت، توگویی قرار بود، بعدهاحکایت زندگی من شود.

زیرا، طی تمام خمسی از یک قرن تجربه‌ام، فقط و فقط کار کردم، بطریقی که حتی گذر عمررا نفهمیدم. چون همیشه مرهم اثرگذار درد‌ها و رنج‌های جسمی و روحی ناشی از کار طاقت فرسا و دلسوزانه‌ام بیش از سایر عوامل رؤسائی بودندکه اغلب با گذر از دالان‌های سخت کار و زندگی برای کسب تجربه و صلاحیت فولاد آبدیده شده بودند.

ازاینرو، اوج لذت هنگامی بود که با شوق وذوق زایدالوصفی با آن‌ها از کارهای خلاقانه خود و همکاران می‌گفتم. ِدر مقابل برخی هم چه زیبا و ستودنی با نگاه و کلامشان در بحران‌ها موجب تسکین خاطر می‌شدند.

لکن، امروز اوج عذابم و به عبارتی جهنم حیاتم، سخن گفتن از کار و خلاقیت با کسی است که چون با کار ترقی نکرده و با خلاقیت نسبتی ندارد، گوشش بدهکار شنیدن نیست، دعوت کننده دروغین به وجدان کاری است، درحالیکه تن دادن به مسؤلیتی بمراتب بیش از حد واندازه توان و صلاحیتش اندک سنخیتی با برخورداری ازوجدان کاری ندارد.

بگذار خلاصه کنم و بگذرم، در واقع کلاغی است که فقط به مدد روابط بی‌حد و حصرش بر شاهین‌های بیشمار حکم می‌راند.»

… گسستن رشته کلامش خیلی سخت بود. ولی چاره‌ای جز تن دادن به آن سختی نداشتم.

بنابراین، گفتم، حکایت تو نه یک استثناء بلکه قاعده دوران ما شده است. اما انگار آنقدر به کار مشغول واز محیط غافل شده‌ای که نمی‌دانی گاهی وجدان‌ها هم زنگار گرفته و ملاک‌های تعهد و تقوی معنای دیگری می‌یابند.

دین، انقلاب و میهن پاینده باشند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    آقای تعریف بجا یعنی آن وکلایی که موردحمایت جنابعالیند وکیل مردمند ؟ نخیرعزیزم ،اونادرطول وکالتشان فقط مردم بودندکه نمایندشون نبودندوفقط منافع شخصی وحزبیشونوپیگیربودندوهستند ،این نمایندگان افراطی تهرون وبعضی شهرهای بزرگ شایدخیلی کمتراز آقای تاجگردون درحوزه انتخابیه خودرأی آوردند وتاجکردون وقتی دولتی داره کارشودرست انجام میده چرا الکی وبرای چاپلوسی وجلب نظراربابان خودانتقادکنه ،مردم آگاهندونیازی به این جبهه گیریهای بی مورد ندارند.

  • غریب واحدی پور می‌گه:

    باسلام،از اظهار لطف دوستان ممنون و سپاسگزارم.مدیری از نوشته ها و ترجمه های زیادی در حوزه های مختلف که علی رغم مشغله کاری بواسطه اظهار لطف انرژی بخش همیشگی عزیزان بدون وقفه تهیه و در سایت شخصی خود totamnews.irو فضای مجازی و گاهی هم در برخی سایت های استانی منتشر می کردم،شگفت زده شده بود و همیشه می گفت :”با تمام مشعله کاری ،چطور وقت این کارها را دارید.”
    جوابم آن روز سکوت بود .تا اینکه در یکی از بازدیدهای آن مدیر از کارخانه ای در حوزه کاری ام حدود 45دقیقه ای نسبت به وقت اعلام شده با تاخیر رسید و همین زمان را صرف نوشتن این یادداشت کردم.و یواشکی به او گفتم ،با عشق در همین زمان های مرده می نویسم.

  • تعریف به جا می‌گه:

    اصولا نماینده ها در دوره ای وکیل الوله می شوند.
    در این دوره تاجگردون وکیل الدوله است زیرا از هیچ کار دولت انتقاد نمی کند و کلا درصدد حمایت است……

  • ش بارانی می‌گه:

    اخیییییییییییش اقای واحدی مطلبی رانوشتی که عمری تلاش کردم بگویم اما در جمع وجور کردن مطلب ورساندن منظور ناتوان بودم امیدوارم شما باشید وهمچنان بنویسد نه مثل من که عطایش رابه لقایش بخشیدم واکنون در اشپزخانه منزل جنان به جان ظرفها افتاده وانها را می سابم که سایه شوم کلاغها را از یاد می برم ودر انعکاس تمیزی قابلمه تصویر هزاران شاهین را می بینم که یک صدا می گویند پاینده باد دین انقلاب میهن .

  • سید مصطفی عبدالهی می‌گه:

    چه زیبا دکتر چمران گفته است:
    از دکتر چمران پرسیدند که تعهد بهتر است یا تخصص ؟ ایشان گفتند:

    “می گویند تقوا از تخصص لازم تر است. آن را می پذیرم. اما می گویم آن کس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد بی تقواست.“

200x208
200x208