تاریخ درج خبر : 1394/07/18
کد خبر : ۵۲۰۰۹۸
+ تغییر اندازه نوشته -
علیرضا سعیدآبادی

انقلاب ناتمام

عليرضا-سعيدآبادي

انقلاب اسلامی تمام نشده است. وجه اثباتی این گزاره و نه سلبی آن این است که انقلاب اسلامی هنوز ادامه دارد و اهداف آن پابرجامانده است. ساده سازی مفاهیم برای مردم یکی از برجستگی‌های گفتاری و کلامی رهبران فکری جامعه است. برای فهم انقلاب اسلامی به خواسته‌های مردم در آن زمان باید رجوع کرد. استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی از راهبردی‌ترین این خواسته هاست که آرزوی بلندمدت این ملت در آن به خوبی آشکار شده است. مستقل بودن از مناسبات نظام سلطه در سطح بین المللی و مقابله با هرگونه تجاوز، نفوذ و دخالت خارجی و در یک کلام استقلال، اصلیترین کلیدواژه برای درک مبارزه و مقاومت مردم ایران در تاریخ معاصر و بویژه در چهار دهه گذشته، تبیین کننده وضعیت سرنوشت ساز حال و راهگشای برنامه‌های خطیر آینده است. مشارکت فردی و مردم سالاری دینی در کشور ما دو روی یک سکه هستند. هر کدام به کمک دیگری می‌آیند و همدیگر را پوشش می‌دهند. آزادی فرد از اخلاق اجتماعی در ممالک غربی، با فرهنگ این مرز و بوم سازگار نیست. سیاست داخلی تحت تاثیر دو واژه اساسی آزادی و دین ارزیابی می‌شود. اقتصاد، فرهنگ، امنیت، توسعه، سیاست و تمامی عرصه‌های داخلی در نظام اسلامی با دو عنصر اساسی؛ مشارکت فرد در اجتماع و احترام به عقاید جامعه رابطه مستقیم دارد. نسبت این دو به گونه‌ای است که فرد به نفع جامعه از منافع خود می‌گذرد و جامعه نیز به خوبی راه را برای بهترین نمایندگان ملت و طرح و پیاده سازی ایده‌های خوب شهروندان در اجتماع هموار می‌کند. جمهوری اسلامی، وجه تمایز این انقلاب با سایر انقلاب‌های جهان است. این کلیدواژه در درون خود، موید اصولی مانند ولایت فقیه، ساختار سیاسی، نوع حکومت، ایدئولژی حاکم، مبانی قدرت، مشروعیت حکومت، حقوق شهروندی، مردم سالاری دینی و بسیاری از مفاهیم و ویژگی‌های برگرفته از انقلاب اسلامی است. من در اینجا نمی‌خواهم این مفاهیم را مورد بررسی قرار دهم بلکه هدفم این است که متوجه باشیم با چه معیارهایی باید وضعیت پیچیده امروز و راه‌های خطیر آینده را بشناسیم. دیرزمانی نیست که ما انقلابی هستیم و از اسلام بی‌خطر و بدون عمل سیاسی پیش از انقلاب اسلامی به اسلام ناب و احیاگر پس از آن روی آورده‌ایم. اگر این انتخاب ملت ما و حیات دهه اول آن درست بوده که به گواه ده‌ها میلیون شاهد زنده درست بوده و هست پس باید در رفتار دولت‌ها ادامه داشته باشد. اگر در جوامع غربی بخش خصوصی موتور محرکه توسعه است در جوامع شرقی، این دولت است که الگوی جامعه محسوب می‌شود. دولت‌های پس از انقلاب اسلامی در ایران هرکدام شعار خاصی داده‌اند. دولت دفاع مقدس، دولت سازندگی، دولت اصلاحات، دولت عدالت و دولت اعتدال که اکنون در راس قوه مجریه است. به عقیده من، هیچ یک از این دولت‌ها، اصول گرا نبوده‌اند. دولت دفاع مقدس با توجه به شرایط اضطراری حاکم بر مملکت به خاطر جنگ و اختیارات محدود رئیس جمهور در سال‌های ۱۳۶۸-۱۳۶۰ تا پیش از تغییر قانون اساسی، از این نظر مستثنی است. (رجوع شود به کدام دولت اصول گرا؟ -از همین نویسنده) سوال این است سناریوهای محتمل برای ادامه انقلاب اسلامی با توجه به رویکرد دولت‌ها کدام است؟ احتمال اول این است که در انتخابات ریاست جمهوری و جابجایی دولت‌ها، نسل جدیدی از انسان‌های خبره‌تر و مستقل از کانون‌های قدرت و ثروت بر سر کار بیایند که بتوانند الگوی موردانتظاری را که مردم از انقلاب اسلامی داشته و دارند در عرصه‌های مدیریتی جامعه ارایه و پیاده سازی کنند. دولت‌های پیشین موفق به تعریف جامعی از نظام مدیریتی-اداری در کشور براساس قرائت‌های بومی و روزآمد نشدند و دولت اعتدال نیز در حوزه اصلاحات ساختاری و اداری هنوز در اتاق فکر است. بی‌شک در آینده، دولتی موفق است که بتواند با یک انقلاب اداری، مهر پایانی بر مناسبات باقی مانده از طاغوت و یا برگرفته از الگوهای وارداتی بزند و ما را به اصل خود نزدیک سازد. مردم به دولت و ساختارهای آن به عنوان الگو نگاه می‌کنند و آنچه عمدتاً تاکنون از دولت‌های پس از انقلاب اسلامی دیده‌اند تلاش برای تصاحب و انحصار قدرت است. احتمال دیگر این است که مردم با تکرار و انتخاب دولت‌های گذشته از ریسک انتخاب جدید هر چند بهتر و رسیدن به مدینه فاضله اسلامی صرف نظر کنند. در این صورت، ما در هر دوره‌ای شاهد روی کار آمدن یکی از دولت‌های پیشین یا نسخه دیگری از آن‌ها هستیم و در مسیر روزمرگی و رقابت‌های بی‌حاصل قدم برخواهیم داشت. احتمال آخر این است که شکاف بین خواسته‌های مردم و انتظارات برآورده نشده آنان با آنچه در رفتار دولت‌ها مشاهده می‌شود در نبود دولت مطلوب و با عبور از دولت‌های پیشین و فعلی، جامعه را به سوی اقدامات افراطی بکشاند که این به نفع هیچ کدام از نیروهای خودی نیست. من اعتقاد دارم در این حالت، نیروهای متعادل کننده در سایر قوا باید وظایف قانونی خود را بهتر از همیشه انجام دهند تا با نظارت‌ها، مراقبت‌ها و اقتدار لازم مردم از رفتار حکومت قانع و دلگرم شوند. پیروی از این قاعده آمره که پیشگیری بهتر از درمان است در اینجا نیز صادق است اما در شرایطی که نیروهای واگرا راه خود را می‌روند ناگزیر از اعمال قانون هستیم. نظارت و کنترل قانونی اموری دائمی در تمامی نظام‌های سیاسی از جمله نظام‌های دمکراتیک هستند و در این سناریو باعث می‌شوند از تبعات و هزینه‌های تغییرات افراطی در جامعه ما جلوگیری شده و ضامن بقای ارزش‌های انقلاب اسلامی، حکومت و مردم هستند. آنچه در حوادث سال ۸۸ شاهد آن بودیم نمونه بارز این مدعاست. من معتقدم در هر سه سناریو، انقلاب اسلامی با اتکای به نظام ولایی موفق به تداوم خواهد بود و بدون این عمود، خیمه‌ای نخواهد بود.

 

علیرضا سعیدآبادی

کار‌شناس ارشد روابط بین الملل و کار‌شناس اقتصادی

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208