تاریخ درج خبر : 1394/07/21
کد خبر : ۵۲۰۳۰۴
+ تغییر اندازه نوشته -
ماشاالله افسر:

چه کسی از دانشگاه سیاسی می ترسد

Capture

چه کسی باید از دانشگاه سیاسی بترسد؟
“هیچ چیزْ پایان همه چیز نیست. به پایان رسیدن همان راکد ماندن و درجا زدن است. چیزی که تمامیت خود را بتواند عینیت ببخشد مرگ خود را رقم زده است. این ناتمامی است که همواره در تاریخ با پیشرفت گره خورده است، یا به عبارتی با وسوسه‌ی مداوم برای امتحان شانس دوباره.”
سیاست امروزه به صورت یک علم در بسیاری از دانشگاههای دنیا تدریس می شود. تدریس سیاست مثل علوم دیگر از جمله اخترشناسی و فیزیک و شیمی و حقوق دارای چهارچوب و ضوابط خاص خویش است. مساله اساسی این است که آیا پرداختن به مسائل سیاسی که از پایه های علم سیاست است در دانشگاهها باعث غفلت دانشجویان و رکود در علوم دیگر می شود یا علم سیاست بنا به ضرورت آن و اینکه به عنوان کلیتی که تمام زندگی بشر را در برمی گیرد باید یکی از نیازهای مبرم و حیاتی دانشجو بوده و تلاش کند برای شناخت بهتر و بازتعریف صحیح تر از خویش و دیگری با کنجکاوی و مشارکت در بحثهای سیاسی و نزدیکی با گروههای مختلف و آگاهی از خواست و هدف آنان و سنجش این معیارها با اخلاق، مذهب و عقلانیت و به تبع آن تدوین برنامه مشخص سیاسی برای خود و همنوعان خود در جهت حرکت جامعه به سمت پیاده کردن اخلاقیات و معیارهای تعریف شده انسانی و الهی تلاش کند. بی شک یکی از آسیب های جدی که بر پیکره سیاست وارد شده، برداشتهای ناصحیحی است که عامه مردم از سیاست دارند و بعضا با جملاتی از این قبیل که “سیاست پدر و مادر ندارد” یا  “در سیاست اخلاق معنی ندارد” روبرو می شویم که صد البته به نوعی می توان به عامه مردم حق داد که چنین برداشتی داشته باشند. وقتی که عده ای برای رسیدن به اهداف شوم خویش از نردبان سیاست ودین بالا می روند و باعث بی اعتمادی مردم هم به دین و هم به سیاست می شوند، آیا راه درمان این است که درها را به روی فعالیتهای سیاسی ببندیم و به دانشجویانی که ذهن پرسشگر و حقیقت خواه آنان در مقابل هیچ ایستایی و رکودی خاموش نمی نشیند بقبولانیم که این راهش است و شما دارید اشتباه می کنید؟ رهبر انقلاب فرمایشی داشتند مبنی براینکه نگذارید جدلهای فرسایشی بیهوده سیاسی باعث شود که دانشجویان سرگرم این بازیها شوند و از کسب علم و دانش و معرفت غافل شوند. بدون شک جایی که علم و معرفت نباشد ما با افراد نادان و بیسوادی روبرو هستیم که به راحتی بازیچه تفکرات مخرب هر قدرت طلبی می شوند، پس از اگر توجه کافی داشته باشیم بنیاد کرسی های آزاد اندیشی از طرف رهبری گذاشته شده و ایشان در امر سیاسی بودن دانشگاهها پیشرو بوده اند ولی انگار عده ای که در میان دانشجویان  و عامه مردم هیچ جایگاهی ندارند این سخنان را تفسیر به رای کرده و خواهان آن هستند که مهر سکوت بر دهان دانشجو و دانشگاه زده شود و تبدیل به کارخانه ای بشود که ماشینهای مکانیکی تولید می کند و در خدمت آقایان باشند. نه رهبری و نه هیچ انسان فرهیخته دیگری هرگز نخواهد پذیرفت که بساط بحث و جدل پیرامون مسائل سیاسی برای شناخت حقیقت خاموش شود بلکه دانشگاهی که در امور سیاسی منجر به اخلاق و انسانیت و دین فعالتر باشد در سایر علوم هم فعالتر و کاوشگرتر است، چراکه همه بر این مساله که انقلاب ما را دانشجویان شکل داده، منسجمش کرده و به پیروزی اش رسانده اند و همین دانشجویان هم اگر لازم شد پشتیبان آن خواهند بود، صحه می گذارند. آنهایی که مثل مجرمانی که همیشه دوست دارند هویتشان مخفی بماند و هیچ چیز آشکار نشود سد راه فعالیت دانشجویان می شوند بدانند که این سیاست خالی تهی کردن دانشگاه از سیاست، آب در هاون کوبیدن است چراکه برای کسب آگاهی و کشف حقیقت، در بیرون از دانشگاه هم می توان به پنهان کاری بعضی ها پی برد.
مجرمانه زیستن برای من یعنی تهی کردن هر امر والا از محتوای آن.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • محسن جبارنژاد می‌گه:

    مطلب خوبی بود . درد دل ما هم بود. متاسفانه علی رغم جسارت و شهامتی که رهبری در زمینه ی آزاد اندیشی دارند، مسئولین دانشگاه ها به شدت اهل محافظه کاری اند…

  • ناشناس می‌گه:

    خوبه خیلی هم خوبه آفرین جناب افسر از موضع جالبی به این مهم پرداختین

  • لی لی لی لی می‌گه:

    خیلی خوبه آقای افسر دوباره دارن برای سایت استان می نویسند. منتظر مطالب خوب و قلم توانای شما هستیم.

200x208
200x208