تاریخ درج خبر : 1394/07/27
کد خبر : ۵۲۰۸۱۲
+ تغییر اندازه نوشته -
سعید پرندوار

«انحصار طلبی ایل»

parand

سایت استان: سعید پرندوار

نگرشی از کتاب ایل و خانواده ( امراله جهانبین )

جناب آقای امراله جهانبین مولف کتاب ایل و خانواده ، ضمن تشکر از حضرتعالی که در چنین شرایط کهولت سنی ، مشغله ذهنی و فکری به نحو احسنت رسالت خود را انجام و ادای دین نموده اید . اما چه خوب می شد که در نگرش و نگارش ارزشمندتان از افراط و تفریط پرهیز و حداقل اعتدال را رعایت می کردید.
در اینجا سه سوال نیز جای پاسخ دارد :
الف ) نوع ارزیابی شما از روش و شیوه استدلالتان ؟!!
ب) چگونگی ارزیابی اصالت منابع و ارزش آنها ؟!!
ج) ارزیابی ادبیات تحقیق و نوع نگرش شما نسبت به پیشینه ؟!!
جناب آقای جهانبین ؟!! بر این اعتقاد هستم که فرهنگ به عنوان زیر بنای عرصه های دیگر اجتماعی ، اعم از اقتصادی ، سیاسی ، آموزشی و بهداشتی که اگر درست در جامعه نهادینه شود ضرورت دارد که سیاست توسعه ی کشور بر این اساس تعریف و اجرایی شود .
همانگونه که هر پدیده ی اجتماعی به مرور زمان مبتلا به آفت هایی می شود ، عرصه فرهنگ و ادب نیز از این قاعده مستثنی نیستند .
فرهنگ مولفه ای از اهداف جامعه ، دارای عرصه های آفتخیز است و اگر با حراست نفس ، حاکمیت اخلاق و مهار قدرت همراه نباشد ، جامعه و سلسله مراتب زیر مجموعه آن را در دام قدرت طلبی ، خود کامگی ، عقل گریزی ، خشونت ورزی ، دنیا زدگی ، انحصار طلبی ، بغض افراطی ، کینه توزی و دامهای بسیار دیگر فرو می برد و فرد ، جامعه اطراف را به تباهی می کشاند .
بوجود آمدن آفت ها در عرصه فرهنگ ، علم و ادب ، این مزرعه سبز را به مرور پژمرده و از بین خواهد برد به طوری که به واکنشهای عکس مبدل می گردد.
قرار گرفتن علم و فرهنگ در تشکلات و سیستم های غیر منطقی ، توجیه و تفسیر مغایرت اعمال و کردار در روند منافع ملت و مملکت اعم از دیروز ، امروز و فرداست .
هر گونه هتک نسبت به حرمت و کرامت انسان ، زیر پا گذاشتن حقوق اشخاص ، تعرض ، تعدی ، تاذی ، تندی و تیزی به هر شکل و شیوه ای و با هر کس نوعی خشونت محسوب شده که در ستون اصلی و واقعی افکارات سالم انسان گنجانیده نخواهد شد .
این امر که در فرهنگ نیز لوازم قدرت به هر صورت در آن مهیاست ، بسیار رایج و متداول است و چنین مسئله ای مهار نشده و به سرعت آدمی را به خود گزینی و انحصار طلبی های متفاوت سوق می دهد اما متاسفانه به دلیل نبودن نظارت کافی و مفید این مناصب و جهت گیریهای عجیب موروثی شده است .
جناب آقای جهانبین ، تاریخ آینه عبرت و چراغ راه آینده است ، اگر امروز برای تغییر دادن و متفاوت جلوه دادن آنکه گذشت عمل کنیم ، کلیه معیارهای اخلاقی ، ادبی ، شکوه علم و تدبیر را نادیده و پیش به سوی جهل خواهیم رفت و وقتی که وارد چنین عرصه ای می شویم بدون ملاحضه و مکررا مبادرت به انتشار غیر واقعیات چه تغییر و یا نادیده گرفتن واقعیت و یا چشم پوشی از وقایع و افراد و اشخاصی که با بودنشان عملکردی هر چند متفاوت ولی تاثیر گذار کرده ایم .
و اینچنین است که روابط را غیر امن و پایه های اعتماد را سست می سازد زیرا در ورای هر سخن ، چیزی دیگر نهفته و پشت هر اقدام عملی خلاف آن قرار گرفته است و در اینصورت امور غیر قابل کنترل و اتکا خواهد بود و ظاهر بینی های متغیری بوجود خواهد آمد .
به طور مثال ، نویسنده و یا مولف کتاب باید تلاش کند نقطه نظرات خود را در یک چهارچوب تئوریک ارائه کند و راه جدیدی را برای نگارش به موضوع و مطالب و نگاه تکمیلی آینده پیدا کند و در بر گیرنده اطلاعات و تحقیقات متنابه و قابل اعتنائی و مستندات قانع کننده ای باشد .
«اَر ایَخی کسی و ریشت نخنده مگُه تا کسی خرتَ نبنده به قول معروف ،»
بحرحال ما ایرانی هستیم و از تبار فارابی و فردوسی ، ما ایرانی هستیم و صاحبان سرزمین حکمت ، همان مردمانی که دیگران شیفته فرهنگ ، هنر ، ادب و دانش ما بوده اند و هستند و خواهند بود ، ممکن است که هر یک از ما در روش و عملکردهایمان مرتکب اشتباه شویم اما باید بر این باور باشیم و سعی کنیم که توانمندی هایمان را به نحو درست و صحیح به رخ تاریخ و جغرافیای ایران و جهان بکشیم .
با عذر خواهی و تشکر مجدد محضر شما استاد گرامی …

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سی سخت می‌گه:

    برادرعزیزقرارنیست برا خودنمایی دست به هرکاری بزنی، کی داره از کی انتقاد میکنه

  • آریوبرزن می‌گه:

    درود بر آقای سعید پرندوار واقعا به مطالب بسیار ارزشمندی اشاره نمودید

  • احسان می‌گه:

    به نحو احسنت؟!!!!!!!!!!!!!
    یا احسن؟…
    سواد هم چیز خوبی است!!

  • دکتر سی سختی می‌گه:

    مطالب کتاب آقای جهان بین را مطالعه کردم .
    فارغ از اشتباهات متعدد املایی و انشایی و ویرایش که گمان میکنم بعلت عجله در چاپ کتاب صورت گرفته است ، بر من روشن نشد که هدف از نگارش این کتاب انگیزه تاریخی ، اجتماعی ، خانوادگی و یا چه چیز دیگر دارد ؟. تکرار این گونه نگارش های خانوادگی و طایفه ای و…. در استان ما باعث شده که رغبت کافی برای مطالعه اینگونه کتاب ها در پایین ترین سطح باشد .
    در این باب اصلا تصمیم ندارم که شخص و شخصیت نویسنده را مورد انتقاد قرار بدهم و این باب را نیز برای هیچ کس جایز نمیدانم .
    با این حال انتقادات زیر را واجب میدانم :
    1 مطالب بدون سند و مدرک مورد اس

  • دکتر سی سختی می‌گه:

    مطالب کتاب آقای جهان بین را مطالعه کردم .
    فارغ از اشتباهات متعدد املایی و انشایی و ویرایش که گمان میکنم بعلت عجله در چاپ کتاب صورت گرفته است ، بر من روشن نشد که هدف از نگارش این کتاب انگیزه تاریخی ، اجتماعی ، خانوادگی و یا چه چیز دیگر دارد ؟. تکرار این گونه نگارش های خانوادگی و طایفه ای و…. در استان ما باعث شده که رغبت کافی برای مطالعه اینگونه کتاب ها در پایین ترین سطح باشد .
    در این باب اصلا تصمیم ندارم که شخص و شخصیت نویسنده را مورد انتقاد قرار بدهم و این باب را نیز برای هیچ کس جایز نمیدانم .
    با این حال انتقادات زیر را واجب میدانم :
    1 مطالب بدون سند و مدرک مورد استفاده و مقبول چه کسانی میتواند باشد ؟
    2 تاریخ استان ما که بخصوص در یکصد سال گذشته فراز و فرود های بسیار به خود دیده است بدون تحلیل انگیزه ها ،‌ پتانسیل های موجود ، موازنه های قدرت ، امکانات ، هدف مندی جریانات ، معیار های ارزشی و از همه مهمتر نتایج و دستاورد های آن چه پیامی را به خوانندگان و نسلها خواهد داد ؟
    3 بعضی از مطالب موجود در کتاب بخصوص مطلب مربوط به گفتگوی مرحوم اسفندیار صفایی با مرحوم عبدلله خان ضرغامپور کذب محض است و میتواند در خانواده مرحوم قباد خان نیک اقبال سی سختی فتنه انگیزی نماید و خوشبختانه مدارک خلاف این ادعا در نزد اینجانب موجود است .
    4 در خصوص تاریخ فرهنگ و آموزش و پرورش استان سهل انگاری های فراوان شده است و دراین خصوص نظر خوانندگان این کامنت را به جستجوی عناوین : (( تاریخ فرهنگ ومدارس در بویراحمد با اسناد و مدارک )) در گوگل جلب مینمایم .
    5 مطالب مربوطه به شخصیت و اتفاقات و سرنوشت مرحوم خسرو خان بویراحمدی با کاستی های فراوان و گاها غیر واقع بیان شده است و خوشبختانه در این مورد نیز اسناد و مدارک متقنی موجود میباشد .
    در پایان ضمن پوزش از جناب آقای جهان بین و با احترام به ایشان ، با وجود قرابت خانوادگی متعدد و اطلاع ایشان از وجود مدارک بسیار زیاد از تاریخ بویراحمد در دست اینجانب و خانواده ام از اینکه این فرهنگی کهنسال کتابی را با گریز به بعضی اتفاقات آنهم به صورت تعاریف عامیانه به نگارش در آورده اند ، مجبورم تلاش ایشان را ستایش نمایم اما متواضعانه اعلام نمایم که این آش شله قلمکار هم دردی از کمیود فراوان نگارش واقعیت های تاریخی استان دوا نکرد …

  • نگین تاجی می‌گه:

    واقعا متاسفم براتون
    آقای پرندوار با کمال احترام نقدی بر کتاب آقای جهانبین داشته اند حالا با این بی احترامی ها طرف شده
    البته همین انتظار هم می رفت تو استان ما و با این طرز تفکر

  • بخش۶ می‌گه:

    جناب محسن ببخشید اگر این موضوع و یک انتقاد بهتان برخورد. دیگر تکرار نمیشه…خخخخخخخ

    • بویراحمد می‌گه:

      جناب بخش بخش ، یک کلام ختم کلام ، بفرمایید همه کهگیلویه و بویراحمد ارث پدریمونه و هیچ کسی هم جرات انتقاد نداره
      بابا هم آقای پرندوار و هم آقای جهانبین هر دو فامیل نزدیک هستند و هر دو هم با احترام متقابل جواب همدیگه رو دادند شما واسه چی خودتو کاسه داغ تر از آش می کنید

  • بخش۵- می‌گه:

    مشکل ما و شما ابن است جناب محسن که نقد ناپذیریم و میخواهیم حرفمان را هر چند نادرست به طرف بکوبانیم. من یک انتقاد به صورت مودبانه خدمت این اقا که یک فرد فرهنگی است نمودم که ای کاش نمیکردم که چنین حرفهای زشتی نصیب اینجانب بنماید. سوختن از جایی فقط ناشی از ضعف فرهنگی افرادی مثل شما می باشد که قدرت پذیرش چند جمله نقد را نداشته و ندارید. و کمبودهایی که در بخش قبل له ان اشاره گردید همین نوعی از این کمبودها ممی باشد. به شان و شخصیت خودم اجازه نمیدهم که جواب الفظ رکیک شما را بدهم

  • بخش۴ می‌گه:

    و متاسفم برای شما و به قول خودتان وب سایت فرهنگیتان که فقط مطالب افراد خاص را منتشر میکند و در توانایی انتشار سه کامنت نقد کننده ناتوان است. این سایت نیست بلکه جایگاهی است برای خالی کردن عقده برخی افراد خاص که کمبود داشته و دارند.متاسفم

    • خدمت بی منت می‌گه:

      جناب ، فکر نکنم کسی پیدا بشه که بگه ماست من ترشه
      بجای طرفداری از عموت بیا منطق گرا باشید ،با خوندن مقاله به قول شما ، این آقا که با تمام احترام نوشته ، سعی کنید خودت و عمو جوونت با در نظر داشتن احترام مقابل جواب بدین نه اینکه سپر تدافعی بگید و منتقد رو تخریب کنید
      سعی کنید یکم صبور باشید

  • بخش۳ می‌گه:

    مطالب مندرج در سایت شما به صورت نسبی صحت داشته و جهت بزرگ نمودن تیره یا طایفه ای خاص طراحی گردیده است. پس این ایراد شما به کتاب جهانبین جهت تضیف یا قدرت دادن به یک طایفه به خودی خود صفر می گردد. چون رطب خورده را منع رطب…….خود شما در مطالب تاریخیتان افراد وابسته نسبی و سببی خود را که عمدتا چهره ها و طوایف ناشناخته ای بوده اند در اوج برده اید و دیگران را غلامان حلقه ب گوش معرفی نموده اید. آقای پرندوار. چرا یکبار هم که شده از روی اگاهی و خارج از تعصب ننویسیم. دوره فخر گذاشتن طوایف بر یکدیگر گذشته و اکنون انچه نزد خداوند متعال ارزشمند است ایمان تقوا و عمل صالح است و بس
    من الله التوفیق

    • محسن می‌گه:

      دوست عزیز در مطلب آقای پرندوار حقیقتا دلیلی برای این همه برآشفتگی و پرخاشگری شما دیده نمی شه !؟ از چه روی چنین بی محابا اسب چموش خود را چهار نعل به تاخت در آورده و بی جانب داشت انصاف و عدالت، منتقد را آماج دشنه و دشنام خود ساخته اید؟! به نظر می رسد مشکل شما چیز دیگریست ، چیزی که به این نوشته مربوط نمیشه!! گو که از جایی دیگه می سوزید!! جناب گرام، آقای پرندوار انتقادی را در نهایت ادب و احترام بر نگاشته جناب مستطاب آقای جهانبین _ که خدایش نگه دارد _ وارد دانسته و آن را تحریر کرده است

    • محسن می‌گه:

      ( هرچند که به نظر راقم این سطور برکیفیت بیان این انتقاد ایراد وارد است مثلا آنجاها که مصادیق انتقاد خود را معرفی نمی کند و …..) . آقای جهان بین در«نقد بر نقد » خود منتقد را ستوده است و نوشته هایی از این دست را بایسته و شایسته می خواند، پس چگونه است که شما انتقاد وی را به تضعیف نویسنده محترم کتاب تعبیر می کنید؟ جالب است بدانید – البته اگر اشتباه نکنم – منتقد و مولف کتاب نسبتی نزدیک با هم دارند. بنا بر این، سعی کنید اهل منطق باشید نه تعصب و تحکم کور!!!

  • بخش ۲ می‌گه:

    اینجانب به عنوان یک علاقمند به تاریخ مطالب و دست نوشته های حضرتعالی را خوانده ام که هیچ چیزی در آنها پیدا نکرده ام به جز کپی برداری مطلق از کتابهای تاریخی. کتابهایی مانند رجال بویراحمد..ایلات و عشایر کهگیلویه و بویراحمد. بویراحمد و رستم گاهواره تاریخ. کوچ کوچ. از کتابهایی هستند که شما انها را کپی کرده اید و همچنین به صورت طوطی وار مطالب تاریخی را از افراد نامطلع و عمدتا بی سواد گرفته اید و نشر داده اید. سایت استان هم به واسطه ارتباط با شما این مطالب را عمدتا نشر و نظرات منتقدان را به دلیل ضعف در جواب دهی انتشار نمی دهد.

    • محسن می‌گه:

      دوست عزیز تاریخ چیزی جز آنچه اتفاق افتاده، نیست. گذشته از دسترس خارج است و انتقال آن به بعدیها از رهگذر آثار نوشتاری و دیداری و شنیداری و روایتهای سینه به سینه و …..میسور است. برگرفتن مطلب از ماخذی که ایراد ندارد، ایراد آنجاست که چنانچه مطلبی نقل قول مستقیم شده باشد نام ماخذ آورده نشود. با این توضیح ایراد شما محملی ندارد.

    • نگین تاجی می‌گه:

      حالا به نظر شما کتاب آقای جهانبین کپی نیست؟!!
      در ضمن این موضوع چه ربطی به دست نوشته های تاریخی داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • Mina می‌گه:

      مگه میشه تاریخ رو تغییر داد و ی چیز دیگه نوشت؟ چه الان چه صد سال دیگه بخوای راجب تاریخ بنویسی همون اتفاقات گذشته تکرار میشه فقط نوع نگارش هر نویسنده ای متفاوته! شما بهتره به جای حسادت و کینه ورزی قرص های قلب تون رو بذارید دم دستتون تا در اینجور مواقع که بخل و حسد نفستون رو بند آورد استفاده کنید 😄

  • بخش ۱ می‌گه:

    تا جایی که من این کتاب را مطالعه نموده ام این کتاب هیچگونه ارتباطی به بحث مطرح شده توسط این آقا نداشته و ندارد. اقای میرزا امرالله جهانبین در این کتاب به بیان خاطرات خود در طول نیم قرن زندگی در کنار بزرگان سابق بویراحمد پرداخته است. کسانی هم که مطرح میکنند ایشان طایفه یا تیره ای را تخریب نموده بدون شک این کتاب را مطالعه ننموده است. این کتاب دارای سه بخش بوده که به عرف و عادات در بویراحمد. معرفی تعدادی از بزرگان و در بخش اخر خاطرات تقسیم بندی می گردد که به نوبه خود نکات شرین و جالب و اموزنده ای را به خواننده القا می نماید.

  • قاضي می‌گه:

    شما اثری را مورد نقد قرار دادی در شرایطی که هیچ نامی از مورد اصلی نقد نداشتی و تنها به چند کلمه بسنده نمودی و کل نوشته ات را حول ان محور پیچاندی!
    نویسندگی کار بسیار دشواری است انهم نگاشتن تاریخ!
    سوال بنده به عنوان فردی کاملاً بیطرف این است که یک بار دیگر و با موی شکافی بیشتری به مرور متنت بپرداز تا متوجه شوی نوشتن کتاب چند صفحه ای دارای چه مشقت هایی است.در همین متن ١ صفحه ای که نگاشتی چندین و چند غلط دستوری و املایی وجود دارد؟؟
    پس نوشتن کار سختی است و نقد ان سخت تر…
    مؤید و منصور باشی.

  • tina می‌گه:

    dorod

  • دانشفر ابراهيمي می‌گه:

    غالب منابع طراحی سیکل طوایف بویراحمد توسط منتقد محترم بر گرفته از کتاب ایل ها و چادرنشینان طوایف عشایری ایران صفحه ۵٢٩ تالیف مرحوم دکتر ایرج افشار سیستانی یا فارسنامه ناصری می باشد که با تغییر و تحول در متن بازنویسی شده است هرچند به قول حقوق دانان ایرادات شکلی و ماهوی بر نوشته های مرحوم دکتر افشار و رستگار فسایی وجود دارد در خصوص مطالب مربوط به ایل بویراحمد وجود داردومنابع اناناطلاعات شفاهی محلی و قطعاتی عکس بوده ایجاب می نمود که اقای پرند وار در نوشته های خود منابع و مستندات را ذکر نماید همان طور که با انتقاد از نوشته میرزا امراله جهان بین در کتاب( ایل و خانواده در بستر طبیعت) طی مقاله ای در سایت استان به دلیل عدم ذکر مستندات ایراد جدی گرفته وبه نگارنده تاخته است برعکس کار ایشان هم خالی از اشکال نیست و بنا به ضرب المثل معروف انچه که برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند

  • سیاست می‌گه:

    درود مهندس
    فقط این مسله رو خدمت جهانبین و دیگر افرادی که دنبال تضعیف ایل بزرگ تامرادی و دشتمور هستند خاطرنشان کنم که همیشه قدرت بویراحمد در همه سیستمها در دست این ایلات بوده و مطمن باشید که با این بازیهای آماتوری به اهداف شوم خود نخواهند رسید

  • امیر می‌گه:

    من یکی از آقای جهانبین انتظاری بیشتری داشتم
    انتظار می رفت که جناب جهانبین بدون در نظر گرفتن ارتباطات قومی خود دست به قلم میشد
    اما متاسفانه بیش از اندازه چندتا از اشخاص و طوایف رو بزرگ جلوه دادند

  • دانشفر ابراهيمي می‌گه:

    از : دانشگاه اصفهان شماره ١٨١٨ تاریخ١۶/۵١٣۴٠
    به:وزارت فرهنگ- اداره کل تعلیمات عالیه
    برای دیدن یکی از استادهاکه در مرخصی و خارج شهر بودکه پنج فرسخ ان اسفالت و بقیه جاده شوشه بود چون اطلاع نداشته و کسی هم به من نگفتاز اتومبیل دانشگاه استفاده و پول بنزین را خودم پرداختم و بدینوسیله اشتباه خود را اقرارو بعدهااین استفاده را نخواهم نمود. رئیس دانشگاه اصفهان دکتر محمد ریاحی

  • دانشفر ابراهيمي می‌گه:

    نمونه یک فرهنگ غنی و سرشار از صداقت را می توان در لابلای مکاتبه دکتر ریاحی خطاب به وزارت فرهنگ در تاریخ ١۶/۵/١٣۴٠ تحت شماره ١٨١٨ جستجو کردبا اذعان به این که نه تنها نگارش های جنابعالی بلکه سایر اهل قلم استان تاکنون نقطه نظرات انان از یک چارچوب تئوریک برخوردار نبوده است که باز کردن ان در این سطور نمی گنجد؟تلفن اشتباه ارسال شد

  • دانشفر ابراهيمي می‌گه:

    جناب اقای پرند وار با عرض پوزش مطلب انتقادی شما تحت عنوان انحصار طلبی ایل کمابیش مانند بقیه دست نوشته های جنابعالی در سایت بویراحمد مورد مداقه و مطالعه واقع می شود ولی نه ازجهت صحه گذاشتن روی همه مندرجات کتاب ایل و خانواده که توسط اقای میرزا امراله جهان بین به رشته تحریر در امده و لی انچه استنباط می شود محتوای مطالب گرد اوری شده توسط اقای جهانبین حاصل تجربیات وشخصی نویسنده در طول بیش از نیم قرن تاریخ سیاسی، اجتماعی ، و فرهنگی بخشی از مناطق استان به خصوص بویراحمد سفلی است، و به نظر می رسد توان مندی ایشان تا حدودی درست و صحیح به رخ تاریخ و جغرافیای استان نه جهان که مد نظرشماست کشیده شده است

  • سعادت خوبانی می‌گه:

    سعید عزیز بسیار سپاسگزارم از نظر و مهربانیهایت رفیق! باعث خوشوقتی و افتخارم است که نظر شما چنین پر مغز و تعمق برانگیز است.
    ارادتمندم مهندس جان

  • حمید گودرزپور می‌گه:

    درود بر پرندوار عزیز. برم سر اصل مطلب. خداوکیلی فوق العاده نوشتی. همیشه فرهنگ نقش اول در توسعه و پیشرفت هر کشوری است حتی یه فرد آدمای بافرهنگ همیشه موفق ترند واژه فرهنگ خیلی تحلیل و تفسیر میبرد بازم استفاده کردم ممنون از لطفت.

  • روئین می‌گه:

    بنازمت کر برافتویی

  • نگین تاجی می‌گه:

    دراین عصرجهانی شدن شایستگیها کوفتن برطبل طایفه گرایی ,جزاسارت سرمایه انسانی ونخبه کشی وتوسعه نیافتگی وگسترش فقرفکری وفرهنگی فایده ای برای ان متصورنیست, محرومیت اجتماعی نیروی انسانی توانمندبواسطه مسائل قومی وقبیله ای زائیده اذهان ضعیفی است که جزبه منافع مادی خویش نمی اندیشند
    متاسفانه تا حالا یک کتاب ندیدم از نویسندگان استانی که منطق و شایسته سالار باشه و متاسفانه خود را می فروشند به احساسات قوم و خویشی خود/

  • نگین تاجی می‌گه:

    با سلام. بابینش جامعه شناختی امروزی به تبیین پیامدهای مخرب تفکرطایفه گرایی واثارزیانبارتوسعه ستیز ان پرداختند,یقینا اگرقرارباشدموانع توسعه در استان بررسی شوداین تفکر یعنی طوفان طایفه گرایی بنیان وزیرساخت توسعه برانداز یکی ازانهاست,به یقین بزرگترین ابزارتوسعه نیروی انسانی شایسته ومتخصص ومتعهداست وگزینش شایستگان برای مناصب براساس ویژگیهای اکتسابی است نه پارامترهای انتسابی همچون قوم وقبیله ورنگ پوست ونژاد,طایفه و….بعضی ازنخبگان فرصت طلب بجای مبارزه بااین تفکرعصرحجری باتهییج توده های عوام ازاین اب گل الودبه صیدماهی مرادخویش دراین مرداب نامرادی مشغولند

  • قبادی می‌گه:

    استاد ارجمند جناب اقای پرندوار دستمریزاد بسیار عالی ومستند بودواین همان واقعیت هایی است که در جامعه سنتی کاربرد دارد ومنادیان این تفکر گریزان از برنامه محوری ودانایی محوری یند کما اینکه معتقدم با روشنگری باید سد راه ترویج اینچنین افکار دمده ای شد زیرا پرت منابع در چنین تفکری مصداق همان فراهم نمودن مقدمات فروپاشی نظامات است .

  • ناشناس می‌گه:

    احساس می کنم به خودت زیاد فشار می آوری تا چند کلمه پیدا کنی و با الفاظ بازی می کنی -در این گونه مطالب باید نوسیده به صورت واضح و روشن منظور خود را بیان کند .آقای پرندوار عزیز به دل نگیر

    • نگین تاجی می‌گه:

      عزیزم تو هم یکم به خودت فشار بیار تا بتونی یه دو سه کلمه درست و حسابی بنویسی ، الحمدلله که استانمون تو فحاشی و بد گویی همیشه سر آمد بودن ، یکیش هم شما

    • Maryam می‌گه:

      احساس ما هم اینه که شما خیلی بهتون فشار اومده که با اسم ناشناس اومدید تا خودتون رو تخلیه روحی بکنید! حالا شما چرا آروم و قرار نداری؟ ایشون مسئول بی سوادی یه عده نیستن که معنی کلمات رو نمیدونن و چندتا کلمه ساده براشون قلمبه سلمبه است شما اگر دنبال متن قابل فهم هستی برو کتاب داستان کودکان رو بخون خیلی واضح و روشن و قابل فهم نوشته شده

  • بانوی بختیاری می‌گه:

    منم آن لر پاک زاگرس نشین.
    منم عاشق برنو اسب و زین.
    تبارم ز شیران نسبم از یلان.
    منم شاه کت بسته راجانشین
    منم عاشق عطر مست چویل
    منم عاشق کوچ و بانگ رحیل
    من از نسل مردان تبارم اصیل
    به میدان جنگ رستم بی دلیل
    منم عاشق نغمه های زلال. به غم گاگریو به شادی بلال.
    منم عاشق کوه ودشت وشلال
    منم بختیاری به فر و جلال.
    به وقت نبرد و به هنگام جنگ
    تفنگم به دست و قطارم فشنگ
    منم بختیاری منم مرد جنگ.
    بمیرم به نام و نمانم به ننگ.
    تقدیم به تموم لرهای عزیز بزرگوار و با اصالت

  • ناشناس می‌گه:

    بجز کلی گویی هیچ برداشتی از نوشته تان نمیشود کرد برای نقد یک اثر اول باید نظر صاحب اثر نقل شود بعد تجزیه وتحلیل ونقادی شود در نوشته شما از این مسائل خبری نیست .اصلا معلوم نیست که جه چیزی را بررسی کردید .انصافا خودت را جای دیگران بگذار چه جیزی دستگیرت میشود ؟

    • حمید گودرزپور می‌گه:

      به نظر من شما هم برید سطح سواد و دانش خود را بالا ببرید که بتونی تجزیه و تحلیل بکنی بعد بیا نظر بده دوم کسی که به اسم ناشناس نظر میده یه ترسوی بی خاصیته که نظراتش مهم نیست پس نظر نده و اگه میدی جرات داشته باش اسم و فامیلت بذار.

      • رضا- بویراحد می‌گه:

        با سلام
        با احترام به نظر همه
        هر کتاب تاریخی که تو استان ما و توسط یه هم استانی نوشته میشه همیشه انتقادات زیادی توسط مردم عزیز بهش وارد میشه این انتقادات دو دلیل عمده و مهم داره که همیشه مردم ازش راضی نیستن:
        1- نام نبردن از اسم طایفه شخص منتقد
        2-اسم نبردن از پدر بزرگ یا ریش سفید طایفه شخص منتقد

  • دشتمور می‌گه:

    و دید خواننده رو نسبت به شخص ، طایفه و دیگر رویداد منفی کرده و به اختلافات دامن می زنند
    امیدواریم که دوستان گرامی سعی بر این کنند که واقع بینانه تر نگاه و برخورد کنند با قضایا
    موفق باشید

  • دشتمور می‌گه:

    با سلام و تشکر از شما جناب پرندوار
    امیدوارم که جناب جهانبین و دیگر نویسندگان محترم استانی تا جایی که براشون ممکن و مقدوره از جانب گرایی و طایفه گرایی خارج و با دید کاملا بی طرف موضوعات و مطالبشون رو به روی کاغذ بیارن
    به فرض مثال در چند سال اخیر همین موضع بویراحمد سفلی و اولیا اونقدر حساسیت ها رو بالا برده که متاسفانه در مطالب و کتابهای تاریخی همین مسله تاثیر گذار بوده و حق خیلی از طوایف و اشخاص مهم و سرنوشت ساز خورده شده
    به طور مثال جنگ دره سرد که در خیلی از کتابها اون چیزی که واقعیت داشته رو نگارش نکرده و با حساسیت های بی دلیل اصل وقایع رو تغییر و سرنوشت ها و متفاوت و دید خواننده …

  • دشتمور می‌گه:

    با سلام و تشکر از شما جناب پرندوار
    امیدوارم که جناب جهانبین و دیگر نویسندگان محترم استانی تا جایی که براشون ممکن و مقدوره از جانب گرایی و طایفه گرایی خارج و با دید کاملا بی طرف موضوعات و مطالبشون رو به روی کاغذ بیارن
    به فرض مثال در چند سال اخیر همین موضع بویراحمد سفلی و اولیا اونقدر حساسیت ها رو بالا برده که متاسفانه در مطالب و کتابهای تاریخی همین مسله تاثیر گذار بوده و حق خیلی از طوایف و اشخاص مهم و سرنوشت ساز خورده شده
    به طور مثال جنگ دره سرد که در خیلی از کتابها اون چیزی که واقعیت داشته رو نگارش نکرده و با حساسیت های بی دلیل اصل وقایع رو تغییر و سرنوشت ها و متفاوت و دید خواننده

  • جهان احمدی می‌گه:

    ما که نفهمیدیم می خواستی چی بگی؟ اگه نقدی بر نوشته وارد است باید مصداق می آوردی از کتاب و نقد می کردی؟ یا یک مسئله مشخصی را نقد می کردی.. یک سری حرف های کلی و قشنگ که همه طوره می توان بیانش کرد.. حرف کتاب چی بوده که شما بهش نقد داشتید؟؟!! عجیبه واقعن!! چیو نقد کردی وقتی از منبع هیچ سرنخی ندادی!!

  • بانوی بختیاری می‌گه:

    نویسندگی هم مانند دیگر مشاغل می‌تواند دارای آسیب‌ها و آفاتی باشد این آسیب‌ها گاه به ویژگی و ضرورت‌های علمی نویسندگان و آثارشان مربوط می‌شود و گاه به آداب و اخلاق نویسنده‌ای که در کارش ذوق و ابداع و تحلیل نباشد اثرش همانند آینه‌ای است که در آن فقط گفته‌های دیگران انعکاس می‌یابد و از خود او نقشی در آن وجود نداردپذیرش انتقادات صحیح و نقد بجای منتقدین، یکی از ویژگی‌های نویسندگان منصف و شجاع است شرافت و صفای نفس، علم (منطبق با حقیقت)، اعتبار و محبوبیت اجتماعی، ادب گفتاری و نوشتاری از مهم‌ترین سرمایه‌های یک نویسنده است. )) برترین نویسندگان کسانی‌اند که مطالب مقالات و کتاب‌هایشان همانند برگ‌هایی متصل به درخت حقیقت باشد.

  • bahram می‌گه:

    . جالب بود و قابل تقدیر
    از این نظر که در وحله ی اول تلاش شده اشتباهی گوشزد بشه و دو اینکه دست روی اساسی ترین مقوله ی یک اجتماع گذاشته اید!
    هر چند من معتقدم نمیشه با این صراحت و مشخصن،عاملی رو به عنوان زیر بنا معرفی کرد
    اتفاقا هم فرهنگ و هم اقتصادی که دوستمون آرش فرمودن ،هر دو / اگه قرار بر تقسیم بندی باشه/ از عوامل در هم تنیده ی روبنای یک جامعه اند
    و اگه قراره موضوعی مورد بررسی و تحلیل و بهسازی قرار بگیره،شیوه و مناسبات تولیدی و عاملیت آگاهی در طول تاریخ بوده که روبنا( اقتصاد،فرهنگ،مذهب و….) را حاصل شده!
    و متعاقبا آگاهی اجتماعی از روابط در هم تنیده روبنا شکل میگیره

  • رضا می‌گه:

    دقیقا منظورت چنه

  • دکتر تاجیک می‌گه:

    باسلام خیلی لذت بردم از شیوه نگارش و نقد جناب آقای پرندوار هم اینکه ادب رو در نوع متن و تک تک جملاتشون رعایت کردن و هم اینکه از جنبه آموزشی نوع تفکر و نحوه انتقاد و احترام گذاشتن به شعور خواننده و اهل ادب در مطلب ایشان بسیار بجا و گویاست…امیدوارم این شیوه نقد توی فرهنگ نقادی اهل رسانه استان ما نهادینه بشه و بعضی از دوستان به چنین درک و شخصیتی برسند که به دور از بی حرمتیها و گستاخی ها و درک فضای رسانه بتونن حرف بزنن انتقاد کنند و شان ،شخصیت، سواد و..خود را زیر سوال نبرند… حقیر بشخصه از اکثر مطالب و مقاله های جناب پرندوار سوای از دیدگاه و نوع تفکر ایشان لذت میبرم و استفاده میکنم.

  • رضا می‌گه:

    نظر خود را وارد نمایید…مث همیشه عالی

  • ارش می‌گه:

    فارغ از مقاله خوبتان:
    اقتصاد زیر بناست برادر!
    به یک روستا نگاه کنید.امکاناتش نظیر “برق” و وسایل نقلیه و… مبتنی بر تامین اقتصاد ی اند
    پس از آن است که امکان تعامل فرهنگی یکطرفه نظیر رادیو و تلویزیون و ماهواره وکامپیوتر و موبایل و دوطرفه نظیر حضور فیزیکی افراد در شهر های مجاور، بوجود می اید.

    • محسن می‌گه:

      شادروان دکتر شریعتی: «…. معنویت پس از مادیت تعالی است و تکامل؛ و پیش از آ« فریب است و تخدیر وانحراف ….»

200x208
200x208