تاریخ درج خبر : 1394/07/10
کد خبر : ۵۲۰۸۹۱
+ تغییر اندازه نوشته -
جواد ولی‌اصل

بوروکراسی در کهگیلویه و بویراحمد: معجونی از سیاست‌گرایی و طایفه‌گرایی

چکیده
اگرچه ساختار بوروکراسی وبر به عنوان یک ساخت عقلایی و نظامند اداری با همه ضعف‌ها ونقد‌های بر آن توانست کشورهای حوزه لیبرال – دموکرات را متحول نماید، اما این ساختار مانند سایر نهاد‌ها و الگوهای وارداتی مختلف، مانند انتخابات، پارلمان و.. در کشورهای عقب افتاده و در حال توسعه از جمله ایران، معلول به دنیا امد و با فرهنگ و بسترهای کشور مقصد چنان در هم تنیده شد که با نسخه اصلی آن از لحاظ هدف، روش و رسالت فرق اساسی دارد و عملا نتوانسته به آن شدت در پیشرفت و جلو بردن کار‌ها موثر باشد. به همین دلیل این نوشتار به تحلیل و بررسی نظام اداری ایران به خصوص نظام اداری استان کهگیلویه وبویراحمد می‌پردازد و سعی در آسیب‌شناسی بوروکراسی حاکم بر نظام اداری این استان دارد.
مقدمه
پیشینه اداره امور عمومی به قدمت تمدن بشری است. مدیریت دولتی کارآمد در آفرینش تمدن‌های کهن نقش عمده‌ای ایفا کرده است (دانایی فرد و همکاران، ۱۳۹۰). در همه حکومت‌ها نظام اداری به عنوان بازوی اجرایی نظام سیاسی عمل می‌کند و دستگاه دیوانی هر کشور مجری انواع پروژه‌های توسعه‌ای و جاری آن کشور است. و بوروکراسی ویژگی ماندگار همه نطام‌های سیاسی است که اجرای منویات یک نظام سیاسی در گرو وجود یک دستگاه اداری با تشکیلات منظم وبالغ است.
پیشینه مختصر حکمرانی دولت و نظام اداری مدرن در استان کهگیلویه و بویراحمد:
وجود نظام اداری در استان کهگیلویه و بویراحمد قدمت چندانی ندارد. حتی می‌توان اذعان کرد که آخرین استانی از ایران است که دستگاه اداری دولت در آن شروع به کارکرده است. تا قبل از آمدن تشکیلات دولت عملا مسایل و مشکلات مردم که بیشتر در سطح حل اختلافات طایفه‌ای بود از طریق و مجرای ساختار خانی و کدخدایی و بعضا ریش سفیدی حل و فصل می‌شد و دستگاه اداری در همین بخش «قضایی» محلی خلاصه می‌شد. در دوره پهلوی اول با پیگیری سیاست تمرکز قدرت و طرح تخت قاپوی (اسکان) عشایر، در استان ک. ب دولت با ایجاد شهری در نزدیکی یاسوج فعلی به نام تل خسرو چند درمانگاه، مدرسه و انتظامات احداث کرد و این اولین حضور حاکمیت و ادارات دولتی در استان بود. در سال ۱۳۱۳ به دلیل مشکلات طایفه‌ای و درگیری این مناطق با حکومت مرکزی دستگاه حکومت برچیده شد و شهراحداث شده ویران شد. در دوره پهلوی دوم نیز دستگاه دولت اگرچه با ضعف کمی در استان وجود داشت ولی به دلایل اختلافات ودرگیری با حکومت مرکزی عملا این ساختار ایلی بود که بر استان حکمرانی می‌کرد. بعد از درگیری‌های خرداد ۴۲ و سرکوب مخالفین حکومت، دستگاه اداری دولت با تمام کم و کیف وارد شد و طرح ایجاد فرماندهی کهگیلویه وبویراحمد توسط منوچهر آریانا فرمانده عملیات نظامی غائله جنوب پیشنهاد و در ‌‌نهایت به تصویب رسید. در سال ۱۳۴۳ بعد از نظم وامنیت ایجاد شده سرهنگ علیزاده برای استقرار ادارات دولتی وارد یاسوج شد و دولت به احداث جاده، کارخانه و ادارات مختلف رو ی آورد و توانست تشکیلات حکمرانی خود را عملا بعد از ۴۰ سال در گیری با طوایف مختلف مستقر نماید. در خرداد ۱۳۵۵ نیز مناطف کهگیلویه، بویراحمد و گچساران از فرمانداری کل به استان فعلی تبدیل شد.
رسالت واقعی نظام اداری و ساختار بوروکراسی:
بوروکراسی (Bureaucracy) از دو بخش bureau به معنی میز و دفتر کار و پسوندcratieبه معنی سالاری ایجاد شده‌است. برابر فارسی آن دیوان‌سالاری است. به طور کلی، دیوان‌سالاری یا بوروکراسی به معنی یک سیستم کارکرد عقلانی و قانونمند است. بوروکراسی در عمل به عنوان یک نوع پدیده اجتماعی و ساختار آرمانی توسط ماکس وبر جامعه‌شناس آلمانی مطرح شد و این نوع از سازمان که دارای اقتدار قانونی – منطقی به عنوان یک ساختار و سازمان کارآمد به سرعت رشد کرد و مترادف با چهارچوبی برای اداره صحیح و اثر بخش سازمان‌ها شد. همه ما این نوع از اداره امور عمومی (مدیریت دولتی یا مدیریت عمومی) را با ویژگی‌هایی نظیر تقسیم کار، تدوین دستورالعمل‌ها، تهیه مقررات و رویه‌ها، تعیین شرح وظایف و حدود اختیارات می‌شناسیم وتعریف می‌کنیم.
مدیریت دولتی خیر عمومی (public-good) است و مصلحت جامعه را تبیین و تعیین می‌کند (دانایی فرد و الوانی). نظام اداری مجری منویات نظام سیاسی است. این نظام اداری سیاست‌ها و رسالت‌های حاکمیت (به معنای هر سه قوه) را اجرا و پیگیری می‌نماید. مدیریت سیاسی با قانون گذاری و سیاست گذاری‌های مختلف در ساختار حاکمیت خود را نشان می‌دهد و مدیریت دولتی در اجرا وعینیت بخشیدن به این سیاست‌ها در عصر مدرن در قالب بوروکراسی عمل می‌کند.
کارکرد بوروکراسی و نظام اداری در ایران و کهگیلویه و بویراحمد:
نگارنده سعی ندارد بوروکراسی را در سطح مناسبات سازمانی (بوروکراسی برای بوروکراسی) تحلیل کند و سعی نموده در این اجمال و نوشتار آن را در سطح ملی و اجتماعی و با توجه به کارکرد آن و روابطش با نهاد دولت (به معنای سه قوه) و پدیده‌هایی نظیر قومیت گرایی بررسی نماید. به همین دلیل روش‌شناسی، باید گفت فلسفه تاسیس و وجود دولت برای ایجاد نظم، تحقق عدالت، توسعه و.. بوده است. اما امروزه در ایران و استان ک. ب دوز دخالت سیاسی در امور عمومی بسار بالاست و مسائل به جای حل شدن از طریق یک ساختارتقریبا شایسته‌ی عقلایی (بوروکراسی) و حافظ بیت المال و حقوق افراد، از طریق یک ساختار سیاسی، طایفه‌ای، خویشاوندگرایی وطایفه گرایی حل می‌شود. این روش‌های مضر باعث می‌شود دولت و سیاست سالاری که به جای بوروکراسی نشسته است خود مانع دستیابی به نقش‌های تعریف شده برای دولت در عصر حاضر باشد و مشکل جدید خود دولت و نوع اداره (سیاستی) آن باشد. یعنی دولت در اینجا عملا نمی‌تواند برنامه‌های خود را در زمینه‌های مختلف اجرایی کندو از ایفا نقش‌های خود عاجز است و خودش از دید شهروندان عامل فساد، تبعیض، اعتیاد و سایرپدیده‌های شوم جامعه است. این نوع ساخت عمومی (سیاست سالاری و طایفه گرایی) نه تنها نمی‌تواند گره گشای مشکلات مختلف مردم باشد بلکه خودش با ساختار ناقص و ناکارآمدش عامل مستقیم و غیر مستقیم این پدیده‌ها می‌شود. این نزول اعتماد عمومی ناشی از پاره از فساد‌ها و اعمال خلاف بوسیله مدیران نظام اداری است که داری مقام هستند.
همان طور که مشهود و پر واضح است اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی در این ساخت اداره عمومی (ساخت سیاسی و قوم خویش گرایی) پایین است و شایسته سالاری وجود ندارد. و طایفه گرایی چون حیطه‌اش از فامیل گرایی در بعضی از استان‌ها وسیع‌تر است این اعتماد عمومی را بیشتر تنزل داده است. به طور مثال در استان ک. ب پست گرفتن یکی از هم طایفه‌ای‌ها از دید مردم مترادف با «روز غیرت» و نشان دادن شجاعت و مردانگی خود در قبال افراد طایفه و فامیل خود است. این دید طایفه‌ای باعث می‌شود که گرفتن مسئولیت از طرف افراد در یک سازمان نه فرصتی برای جلو بردن کار‌های عموم مردم باشد، بلکه عملا جایگاهی برای رفع و رجوع کردن مسائل طایفه‌ای اعم از استخدام‌های ناعادلانه و دادن پیمان‌ها خصوصی به هم طایفه‌ای‌ها باشد. در این استان دولت نه تنها به درستی نمی‌تواند حتی نقش‌ها و وظیفه‌های سنتی خود را انجام دهد بلکه در انجام نقش‌های جدید و به روزی (می‌انجی، آشتی دهنده، احقاق حق شهروندان) که بر عهده این دستگاه دیوانی گذاشته‌اند نیز بیش از پیش مستاصل و ناتوان است. به عبارت دیگر مسئله اساسی این بوروکراسی بیش از آنکه مانند سایر بوروکراسی‌های استانی دیگر ناکارآمدی و پایین بودن بهره وری باشد عدم اعتماد شهروندان به مفاهیمی چون عدالت، است. در اینجا مصلحت شخصی و مصلحت طایفه‌ای جایگزین مصلحت عامه می‌شود و این ضد ارزش‌ها به ارزشی جدید و نویی در مناسبات طایفه‌ای اجای می‌گیرد. در ادامه ارزش‌های عدالت، انصاف، شرافت و صداقت با ارزش‌های سنتی طایفه‌ای چنان ترکیب می‌شود که می‌شود‌‌ همان چیز که فرد ریگز در مدل منشوری برای جهان سوم از آن به عنوان «sala (ایوان: ترکیب چیزهای جدید و سنتی وساخت یک ساختار درهم و برهم) یاد می‌کند. (فرد ریگز: نظریه منشوری).
در این بوروکراسی آغشته به سیاست مرکز و طایفه گرایی محلی، عملا کنترل نظام اداری نیز مشکل است و دولت کنترل مفیدی نمی‌تواند انجام دهد. آن چیزی که می‌تواند این پدیده را به طور کامل حذف کند تغییر ذهنیت مدیران مسئول است (دولت فروتن، دولت مدرن: میشل کروزیه، ترجمه دکتر مجید وحید).
جایگاه نظام اداری در جهان فعلی و آینده:
امروزه همه پذیرفته‌اند که جدایی اداره از سیاست امکان پذیر نیست و سیاست وظایف اداره را مشخص می‌کند ولی شدت این دخالت سیاسی اگرزیاد باشد نتیجه عکس می‌دهد وبه جای یک بوروکراسی حافظ بیت المال یک سیاست سالاری خطرناک وبی بند وبار حاکم می‌شود و کارگزارن اداری و دیوان سالاران می‌شوند بلای جان مردم وشهروندان خودشان و این نظام اداری به یک نظام اداری حرفه‌ای بااخلاق کاری بالا تبدیل نمی‌شود. اگرچه بوروکراسی دارای ضعف‌های عدیده‌ای است (جلوگیری ازخلاقیت، کاغذ بازی و کند بودن، فسادزا، پول هدر ده) که با شرایط تحولات مختلف جهان امروز مغایرت دارد ولی تا به امروز این ساخت سازمانی از جایگاه خوبی برخوردار است.
امروزه همه پذیرفته‌اند باید به سمت تعریف نقش‌های جدیدی برای بوروکرات‌ها در سرتاسر دنیا حرکت کنند و نظام اداری به عنوان یک» روشنفکر عمل گرایانه «مرجعی برای آرای عمومی باشد. برای این نقش مدیریت دولتی باید از روش‌ها واعمال گذشته دست بردارد و با مردم صحبت کند و اعتمادساز شود ونقش‌های جدیدی اجتماعی چون توانمند سازی، آگاه سازی، ارزش آفرینی، بها دادن به ارزش‌های آزادی را بر عهده بگیرد. عالمان این علم معتقدند بوروکراسی باید بیش از سرویس دادن به دولت و حاکمیت به مردم سرویس دهد و نقش‌های اجتماعی زیادی را برعهده بگیرد. در استان ک. ب نیاز به آگاه سازی مدیران از نقش‌های جدید خود ودوری از ارزش طایفه‌ای و ایجاد شفافیت وبه دست آوردن اعتماد مردم گامی ضروری به نظر می‌رسد. مدیریت دولتی بالغ به نقش‌هایش در قبال دولت و در قبال مردم باید اگاه باشد.
بوروکراسی اگر چه در سطح کلی و مشترک همه نظام‌ها متهم به ناکارآمدی، نرمش ناپذیری، مقررات خشک، تصمیمات بی‌توضیح وغیره است ولی درهر نظام سیاسی روح وطنی آن فرق دارد و نکات منفی و مثبت آن کم و زیاد می‌شود. تعداد پست‌هایی که با عوض شدن دولت تغییر می‌کند را بشماریم. تغییرات سیاسی حتمن تغییر مدیریتی و انتصاب سیاسی دارد ولی نه در همه رده بوروکرات‌ها. این تغییرات گسترده حس یکپارچگی میان افراد اداره را ازبین می‌برد. پس سیاسی نبودن اداره در شدت و سطج بالا، باعث خود نظمی درونی اداره درسطح بالا می‌شود؛ اگرچه نظام سیاسی باید کنترل سیاسی خود را انجام دهد. به قول گای پترز ساختار رسمی (بوروکراسی) مرده ریگ روزگار استعماراست برای جهان سومی‌ها و فاسد زا است. بوروکراسی در برخی نظام‌ها منبع مهم جانبداری از سیاسیون است و برخی از پست‌های اداری می‌تواند پاداش پشتیبانی سیاسی باشد (گای پترز) اگرچه سیاسیون باید این پشتیبانی را همراه با شایستگی در نطر بگیرن ولی نه در سطح تمام رده‌ها. باید حوزه‌ها وپست‌های سیاسی از مدیریتی تفکیک قایل شد و در پستهای مدیرتی اعمال دخالت نکرد. در پایان باید گفت که نقش‌های نظام اداری تغییر کرده است و این تغییرات باید در ایران و استان ک. ب نیز خود را نشان دهد تا اعتماد بر باد رفته نظام اداری دوباره بدست بیاید و کارگزاران از این بحران هویت بیرون بیایند وشایسته احترام وعامل تغییر باشند.
نتیجه:
اگرچه نظام اداری ملی آغشته به سیاست کراسی به جای بوروکراسی است و مشکلات» مدیریت اتوبوسی «و… گریبان گیر آن است ولی بوروکراسی‌های محلی با ترکیب ایلیاتی و طایفه‌های مختلف خود با چیزی بیشتر از یک سیاست سالاری مشکل دارد وآن هم دخالت دادن رویه‌های قوم خویش گرایی (nepotism) و طایفه گرایی در دستگاه نظام اداری ازجمله استخدام، رانت، و گرفتن پروژه‌های بزرگ است. از آنجایی که این استان بخش خصوصی قوی ندارد و چشم نخبگان آن به بگارگیری در دستگاهای اداری است، به نظر نگارنده پاشنه آشیل دولت‌ها دستگاه نظام اداری آن است که نه از طریق یک ساخت قانونی و شایسته محوری چون بوروکراسی وبر اداره می‌شود بلکه بیشتر یک سیاست سالاری و طایفه گرایی حاکم است که دولت نیز از کنترل آن عاجز و ناتوان است و با این طایفه گرایی کنار آمده است و برای تغییر آن تلاش زیادی انجام نمی‌دهد و بیشتر در حد یک شعار برای به دست آوردن رای (اشاره به شعارهای آقای احمدی‌نژاد) استفاده می‌کند. چیزی که می‌تواند این رویه را تغییر دهد تغییر نگاه مردم از چشم داشت‌های غیر قانونی از هم طایفه‌ای و قوم خویشان خودشان و در مرحله دوم تغییر ذهنیت مدیران و شناخت جایگاه یک کارگزار شایسته و بالغ با توجه به تغییرات جایگاه نظام اداری کنونی است. اگر وضع همین جوری پیش برود در سطح ملی و استانی همچنان نظام اداری به بیت المال و حقوق شهروندان دست درازی می‌کند و خودش عامل مشکلاتی می‌شود که قرار بود حل نماید. و اگر مشکلات مردم را بعضی جا‌ها به» بوروکراسی «نسبت می‌دهند بیشتر راه گم کنی است، چون طبق گفته و تجربه عالمان این علم ساخت بوروکراسی تا به حال در ایران به طور صحیح اجرا نشده و آن چیزی که به اسم بوروکراسی حاکم بوده معجونی است از سیاست سالاری و طایفه گرایی، زیرا که شواهد نشان می‌دهد که کشورهای پیشرفته موفقیت خود را مدیون یک بوروکراسی قوی وبالغ می‌دانند که وبر ساخت کرده بود. باید یادآوری کرد که مشکلات ما نه به خاطر یک بوروکراسی دست وپا گیر است بلکه به خاطر ترکیب این ساخت اداری با» ادویه «طایفه گرایی و» رب «سیاست سالاری ملی است. این ترکیب بلبشو مانند از اداره عمومی که به خاطر ضعف بوروکرات‌های ماست در ‌‌نهایت دست پخت خصوصی سازی ونولیبرالی مارگارت تاچر مادر و رونالد ریگان پدر را نیز به ایران خواهد چشانید و مشکلات سیاست‌های دهه ۱۹۸۰ (عدالت اجتماعی و…) که امروزه گریبان خوشان را گرفته نیز گریبان ما را هم در ‌‌نهایت خواهد گرفت. (تجربه را تجربه کردن خطاست.)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208